WEBVTT

00:00.021 --> 00:04.021
بامابین تقدیم می‌کند
.:: Bamabin.com ::.

00:05.621 --> 00:13.375
کانالی برای عاشقان سینما :Cinephilia
https://t.me/Video_Archives

00:13.621 --> 00:21.375
مترجم: دانیال افشار

00:21.621 --> 00:30.375
به لطف و حمایت
آقای قدسی منش

00:30.399 --> 00:37.799
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بامابین ::..
.:: Telegram: @BamabinOfficial ::.
.:: Instagram: @Bamabin_Com ::.

00:41.021 --> 00:43.920
‫تئاتر: می‌تواند به ما نشان
‫دهد که چه کسی هستیم.

00:43.944 --> 00:46.544
‫چه کسی بوده‌ایم و چه
‫کسی می‌توانیم باشیم.

00:47.836 --> 00:50.436
‫یعنی بزرگ‌تر تصور کردن،

00:50.461 --> 00:52.411
‫بهتر درک کردن،

00:52.436 --> 00:54.636
‫با یکدیگر احساس کردن،

00:54.661 --> 00:57.436
‫روی صحنه‌هایمان و در تورهای نمایشی،

00:57.461 --> 00:59.181
‫در مدارس،

00:59.396 --> 01:00.996
‫و میان جوامع،

01:01.021 --> 01:03.516
‫بر پرده‌های سینما در سراسر جهان

01:03.541 --> 01:05.541
‫و اکنون، در خانه.

01:05.661 --> 01:07.581
‫ما تئاتر ملی هستیم.

01:07.606 --> 01:10.526
‫ما تئاتر را برای همه می‌سازیم.

01:21.156 --> 01:23.996
‫هنر کمک می‌کنه که بتونیم دنیا
‫رو از دریچه‌های تازه‌ای ببینیم،

01:24.021 --> 01:27.156
‫داستان‌های پشت آثار
‫بزرگ بهشون جان می‌بخشه،

01:27.181 --> 01:29.141
‫و شنیدنشون نباید یک امتیاز ویژه باشه.

01:29.356 --> 01:31.876
‫به همین دلیل ما Bloomberg Connects
‫رو ایجاد کردیم،

01:31.901 --> 01:36.501
‫اپلیکیشنی که به شما امکان
‫می‌دهد موزه‌ها، باغ‌ها، پارک‌ها،

01:36.526 --> 01:40.051
‫مصاحبه‌های پشت صحنه و آثار هنری
‫عمومی را در سراسر جهان کشف کنید،

01:40.076 --> 01:43.516
‫همه‌ی این‌ها با یک دانلود،
‫درست در دستان شما.

01:43.541 --> 01:46.821
‫Bloomberg Connects دنیایی
‫از الهام را در اختیارتان می‌گذارد.

01:47.756 --> 01:51.556
‫به جامعه‌ی تئاتر ملی و صدها
‫مؤسسه‌ی فرهنگی دیگر بپیوندید

01:51.581 --> 01:54.781
‫تا نگاهی عمیق‌تر به دنیای هنر داشته باشید،
‫از طریق Bloomberg Connects.

02:53.941 --> 02:57.181
‫سپیده دم آمد، اما روزی در کار نبود.

02:58.101 --> 03:01.061
‫صبح که شد، گرد و غبار
‫مثل مه در هوا معلق بود.

03:01.901 --> 03:06.301
‫مردان کنار فنس‌هایشان ایستاده بودند
‫و به مزارع نابودشده‌ی ذرت نگاه می‌کردند،

03:06.421 --> 03:08.294
‫که حالا به‌سرعت خشک می‌شد.

03:09.061 --> 03:12.501
‫تنها رگه‌ای از سبزی زیر
‫لایه‌ای از گرد و غبار نمایان بود.

03:36.621 --> 03:46.021
‫♪ می‌دونم که می‌تونم خیلی قوی‌تر باشم

03:47.901 --> 03:52.021
‫♪ خیلی قوی‌تر از دیروز

03:54.901 --> 04:03.501
‫♪ می‌دونم که دیگه چیزی نمونده

04:05.581 --> 04:10.341
‫♪ راهم رو پیدا می‌کنم

04:45.181 --> 04:52.941
‫♪ می‌دونم که دیگه چیزی نمونده

04:53.701 --> 04:59.181
‫♪ راهم رو پیدا می‌کنم

05:00.301 --> 05:01.661
‫سلام.

05:03.108 --> 05:05.108
‫جاده از جهنم‌ا‌م گرمتره.

05:07.021 --> 05:09.614
‫تو تام جود کوچیکه‌ نیستی؟

05:09.638 --> 05:11.621
‫پسر تام بزرگ؟

05:11.741 --> 05:13.786
‫آره، خودم‌ام.

05:13.810 --> 05:15.501
‫دارم برمی‌گردم خونه.

05:15.716 --> 05:18.276
‫فک نکنم منو یادت باشه،

05:18.301 --> 05:20.421
‫ولی من یه وقتی توی
‫جوی آب تعمیدت دادم.

05:21.821 --> 05:24.981
‫- ها! تو واعظی؟
‫- بودم، واعظ بودم.

05:25.196 --> 05:28.116
‫واعظ جیم کیسی، از
‫اون واعظای آتیشی بودم.

05:28.141 --> 05:31.156
‫یه زمانی اسم عیسی رو
‫داد می‌زدم تا به آسمون برسه.

05:31.181 --> 05:34.181
‫ولی خب... دیگه نه.
‫حالا فقط جیم کیسی‌ام.

05:34.996 --> 05:37.556
‫دیگه اون ندای درون رو ندارم.

05:37.581 --> 05:42.396
‫کلی فکرای گناه‌آلود تو سرمه،
‫ولی به نظر خودم منطقی میان.

05:42.421 --> 05:46.901
‫خب، وقتی آدم بشینه فکر کنه، معلومه
‫که فکرای جورواجور سراغش میاد.

05:47.116 --> 05:50.731
‫معلومه که تو رو یادمه.
‫خوب هم وعظ می‌کردی.

05:50.756 --> 05:54.436
‫یه بار یادمه، کل مراسم
‫روی دستات راه می‌رفتی

05:54.461 --> 05:56.861
‫و همینجوری هوار می‌کشیدی.

05:56.886 --> 05:59.316
‫مامان از همه بیشتر دوستت داشت.

05:59.341 --> 06:02.571
‫مامن‌بزرگم می‌گفت انقدر روح تو تنت
‫بود که داشت از تن و بدن‌ات میزد بیرون.

06:03.421 --> 06:04.589
‫یه جرعه می‌زنی؟

06:05.606 --> 06:08.046
‫می‌دونی، من دیگه
‫زیاد موعظه نمی‌کنم.

06:08.595 --> 06:11.550
‫مردم دیگه اون حس و
‫حالو ندارن، بدتر از اون...

06:12.177 --> 06:13.762
‫منم دیگه حس و حالشو ندارم.

06:13.787 --> 06:16.547
‫ولی نه که اونقدر مقدس باشی که
‫دست رد به مشروب بزنی، درسته؟

06:24.181 --> 06:25.988
‫عجب مشروب خوش‌خوریه!

06:26.012 --> 06:27.781
‫آره، باید هم باشه.

06:27.903 --> 06:30.272
‫مشروب کارخونه‌ایه، یه دلاری آب خورده.

06:31.421 --> 06:35.541
‫بله آقا! بله آقا!

06:35.566 --> 06:39.406
‫- میگم خیلی وقت میشه که ندیدمت.
‫- آره خب.

06:39.621 --> 06:41.505
‫هیشکی منو ندیده.

06:41.529 --> 06:43.821
‫رفتم یه گوشه، نشستم و فکر کردم.

06:44.014 --> 06:46.774
‫هنوز همون روح تو وجودمه،
‫ولی دیگه مثل قبل نیست.

06:46.799 --> 06:48.879
‫خیلی چیزها هست که دیگه
‫خیلی ازشون مطمئن نیستم.

06:49.001 --> 06:52.043
‫یه زمانی مردم رو به وجد می‌آوردم،
‫به زبون‌های غریب حرف می‌زدن،

06:52.068 --> 06:54.516
‫انقدر رو به خدا فریاد
‫می‌زدن تا از حال برن.

06:54.541 --> 06:59.101
‫بعد بعضی‌هاشونو تعمید می‌دادم که به خودشون
‫بیان، بعدش... می‌دونی چی کار می‌کردم؟

07:00.714 --> 07:04.114
‫یکی از دخترها رو می‌بردم
‫تو چمن‌ها و باهاش می‌خوابیدم.

07:05.156 --> 07:08.236
‫هر دفعه این کارو می‌کردم،
‫بعدش پشیمون می‌شدم، دعا می‌کردم،

07:08.261 --> 07:10.381
‫دعا می‌کردم ولی فایده نداشت.

07:10.406 --> 07:13.566
‫هر بار که دوباره من و اونا تو حال‌وهوای
‫روحانی می‌رفتیم، باز همون کارو می‌کردم.

07:13.866 --> 07:16.986
‫هیچی مثل یه موعظه‌ی داغ،
‫آدمو به اون حال نمی‌اندازه.

07:17.021 --> 07:19.021
‫- خودمم اینکارو کردم.
‫- آره ولی تو واعظ نبودی.

07:19.141 --> 07:20.581
‫یه دختر واسه تو فقط یه دختر بوده...

07:20.701 --> 07:22.621
‫باید زن می‌گرفتی.

07:22.836 --> 07:25.156
‫یه بار یه واعظ با زنش مهمونمون بودن،

07:25.181 --> 07:26.693
‫از اونایی بودن که یهوه رو می‌پرستیدن،

07:26.717 --> 07:29.316
‫تو انبار موعظه می‌کردن
‫و همون بالا هم می‌خوابیدن.

07:29.341 --> 07:31.421
‫ما بچه‌ها هرشب گوش می‌دادیم.

07:31.636 --> 07:33.322
‫یه مدت فکر می‌کردم
‫فقط منم که این حسو دارم.

07:33.347 --> 07:33.876
‫نه.

07:33.901 --> 07:36.501
‫آخر سر، دیگه بریدم و ولش کردم.

07:36.716 --> 07:39.476
‫تنها واسه خودم رفتم یه گوشه و یه
‫دل سیر در مورد دخترها فکر کردم.

07:39.501 --> 07:40.901
‫یه بار تو ذهنت سبک‌سنگینش کردی.

07:41.021 --> 07:43.141
‫زیر یه درخت دراز کشیده
‫بودم که دوزاری‌ام افتاد.

07:43.261 --> 07:45.301
‫نفهمیدم چی شد، دیدم
‫دارم به خودم میگم: به جهنم!

07:45.516 --> 07:47.356
‫نه گناهی هست و نه ثوابی،

07:47.381 --> 07:48.836
‫فقط یه سری کار هست
‫که آدم‌ها انجام میدن.

07:48.861 --> 07:49.556
‫بالاخره ته و توشو در آوردی.

07:49.581 --> 07:52.701
‫بعد با خودم گفتم: خب،
‫این ندا چیه؟ این روح چیه؟

07:53.661 --> 07:55.301
‫چیه این؟

07:56.461 --> 07:58.781
‫و بعد گفتم عشقه.

07:59.716 --> 08:02.556
‫من این‌قدر آدما رو دوست دارم
‫که گاهی حس می‌کنم دارم می‌ترکم.

08:02.581 --> 08:05.621
‫بعد گفتم: "خب، عیسی
‫رو دوست نداری؟"

08:07.181 --> 08:11.026
‫فکر کردم و فکر
‫کردم، آخر سر گفتم...

08:11.821 --> 08:16.181
‫"نه، من کسی به اسم
‫عیسی رو نمی‌شناسم."

08:19.301 --> 08:21.981
‫خیلی ور زدم، نه؟

08:22.101 --> 08:24.101
‫یه چیز دیگه هم کشف
‫کردم که بهت میگم.

08:24.126 --> 08:26.156
‫واسه یه واعظ، این دیگه
‫غیردینی‌ترین حرفیه که میشه زد.

08:26.181 --> 08:29.141
‫واسه همین دیگه نمی‌تونم واعظ باشم،
‫چون بهش فکر کردم و باورش دارم.

08:29.166 --> 08:30.646
‫چی کشف کردی؟

08:30.861 --> 08:33.661
‫اگه به مذاقت خوش
‫نیومد، به دل نگیر، باشه؟

08:33.686 --> 08:36.564
‫من چیزی به دل نمی‌گیرم، مگر
‫اینکه یه مشت بخوره تو دماغم!

08:36.589 --> 08:38.025
‫چی کشف کردی؟

08:38.461 --> 08:41.756
‫من راجع به روح‌القدس
‫و راه عیسی فکر کردم.

08:41.781 --> 08:44.901
‫گفتم: چرا باید همه‌چی رو
‫بندازیم گردن خدا یا عیسی؟

08:45.100 --> 08:48.940
‫گفتم: شاید... شاید همه
‫مردا و زنا رو دوست داریم.

08:49.331 --> 08:53.421
‫شاید همین عشقه که روح‌القدسه،
‫روح آدمیزاد، همه‌ی ماجرا همینه.

08:53.541 --> 08:58.101
‫شاید همه‌ی آدمای دنیا یه روحِ بزرگ
‫دارن که همه یه بخشی از همونن.

08:59.221 --> 09:01.996
‫نشسته بودم فکر می‌کردم،
‫یهو دیگه می‌دونستم.

09:02.021 --> 09:06.218
‫یه جورایی از عمق وجودم
‫مطمئن بودم که حقیقت داره،

09:06.242 --> 09:07.461
‫و هنوزم باورم همینه.

09:07.581 --> 09:10.211
‫با اینجور فکرها دیگه کسی تو
‫کلیسا دورت جمع نمی‌شه.

09:10.236 --> 09:13.996
‫با اینجور فکرها مردم از
‫کشور می‌اندازنت بیرون.

09:14.021 --> 09:16.323
‫اون بالاپایین پریدن‌ها، اون فریادها،

09:16.347 --> 09:19.156
‫ملت از این چیزا خوششون میاد،
‫حالشونو جا میاره.

09:19.181 --> 09:22.476
‫وقتی مامان‌بزرگ شور می‌گرفتش و به
‫زبون‌های دیگه حرف میزد، کسی جلودارش نبود.

09:22.501 --> 09:25.476
‫منم وقتی سرمست از فیض
‫الهی بودم، تعمیدت دادم.

09:25.501 --> 09:27.981
‫اون می‌تونست یه شَماسِ
‫بالغ رو با مشت نقش زمین کنه.

09:28.006 --> 09:29.540
‫اون روز آموزه‌های مسیح،

09:29.564 --> 09:31.726
‫همینجوری پراکنده
‫از دهنم سرازیر میشد.

09:31.841 --> 09:33.852
‫خب، دیگه باید راهمو بکشم برم.

09:33.876 --> 09:35.563
‫می‌دونی، خیلی جالبه...

09:36.476 --> 09:39.556
‫وقتی اومدی داشتم به
‫تام جود پیر فکر می‌کردم.

09:39.581 --> 09:42.126
‫داشتم فکر می‌کردم که باید برم سراغش.

09:42.150 --> 09:43.941
‫تامِ پیر حالش چطوره؟

09:43.966 --> 09:45.318
‫نمی‌دونم چطوره.

09:45.342 --> 09:47.246
‫چهارساله خونه نبودم.

09:47.271 --> 09:49.876
‫یعنی چی، یعنی خونه نبودی و واسه
‫خودت این ور و اون ور می‌گشتی؟

09:49.901 --> 09:51.701
‫نشنیدی راجع به من؟

09:51.726 --> 09:54.596
‫- اسمم تو تموم روزنامه‌ها بود.
‫- نه، نشنیدم، چی شده؟

09:54.621 --> 09:58.341
‫این چهار سال توی مک‌آلستر بودم.

09:59.101 --> 10:01.596
‫آها، نمی‌خوای در
‫موردش حرف بزنی، ها؟

10:01.621 --> 10:05.156
‫خب، منم دیگه ازت سوال
‫نمی‌پرسم که کار بدی کردی یا نه...

10:05.181 --> 10:07.141
‫اگه پیش می‌اومد بازم
‫همون کارو می‌کردم.

10:07.166 --> 10:09.880
‫توی دعوا یه بابایی رو کشتم.

10:09.904 --> 10:11.636
‫مست بودیم، تو یه مجلس رقص.

10:11.661 --> 10:13.405
‫چاقو زد بهم، منم...

10:13.429 --> 10:15.901
‫با یه بیل که اونجا افتاده بود کشتمش.

10:16.313 --> 10:18.391
‫زدم تو کله‌اش، عین هندونه ترکید.

10:19.541 --> 10:22.181
‫- یعنی اصلاً بابت‌اش شرمنده هم نیستی؟
‫- نه که نیستم.

10:22.610 --> 10:25.919
‫برام هفت سال زندان بریدن،
‫تازه اون اول چاقو زده بود بهم.

10:26.388 --> 10:28.308
‫چهارساله اومدم بیرون، عفو مشروط.

10:28.892 --> 10:32.916
‫خب، اصلاً دوست ندارم زیر آفتاب
‫برم ولی الان دیگه اونقدرها هم بد نیست.

10:32.941 --> 10:36.181
‫انگار یه عمر میشه که تامِ پیرو ندیدم.

10:36.300 --> 10:37.421
‫بیا با هم بریم.

10:37.446 --> 10:39.461
‫آره، منم که کلاً می‌خواستم برم سراغش.

10:39.581 --> 10:42.381
‫من یه مدت طولانی عیسی رو
‫آورده بودم پیش همشهری‌های شما.

10:42.501 --> 10:45.116
‫پس بریم، بابا از دیدنت خیلی خوشحال میشه.

10:45.141 --> 10:47.756
‫- واقعاً؟
‫- آره، مامان‌بزرگ از خوشحالی شاخ در میاره.

10:47.781 --> 10:51.901
‫واقعاً عجب زنیه، ببین مامان‌بزرگ‌ت،
‫هردفعه که موعظه می‌کردم...

10:52.021 --> 10:56.261
‫♪ کی قراره بهم بگه که چه خبره

10:56.381 --> 10:58.261
‫♪ آره

10:58.381 --> 11:02.021
‫♪ خدایا، بگو ببینم این
‫مدتی که نبودم، چی گذشته

11:04.141 --> 11:08.501
‫♪ کی قراره بهم بگه که چه خبره

11:08.621 --> 11:10.341
‫♪ آره

11:10.461 --> 11:15.061
‫♪ خدایا، بگو ببینم این
‫مدتی که نبودم، چی گذشته

11:15.181 --> 11:22.541
‫♪ چون هیچ نوری نمی‌بینم که از خونه‌م بتابه

11:24.421 --> 11:26.581
‫♪ آره

11:26.701 --> 11:29.181
‫یه چیزی شده، هیشکی نیست اینجا.

11:30.301 --> 11:34.476
‫یا مسیح! انگار اینجا
‫جهنمی بپا شده، هیچی نمونده.

11:34.501 --> 11:37.236
‫بریم تو خونه رو نگاه کنیم،
‫سر و شکل‌اش بهم ریخته.

11:37.261 --> 11:38.801
‫یه‌چیزی زده خونه رو داغون کرده.

11:38.826 --> 11:41.301
‫نه رفتن...یا مامان‌ مرده.

11:41.516 --> 11:44.396
‫اگه مامان این دور و اطراف بود،
‫این دروازه هم بسته شده بود و هم چفت.

11:44.421 --> 11:47.101
‫همیشه حواسش به این بود که دروازه رو ببنده.

11:47.221 --> 11:50.901
‫از همون وقتی که اون خوک رفت
‫خونه‌ی جیکوب‌ها و بچه‌شونو خورد...

11:51.254 --> 11:54.774
‫اگه هنوز واعظ بودم، می‌گفتم دست
‫خدا بوده که فرود اومده ولی الان...

11:55.461 --> 11:57.421
‫- نمی‌دونم چی شده.
‫- این مالِ مامان بود.

11:58.061 --> 11:59.861
‫دیگه پاره‌پوره شده.

11:59.886 --> 12:02.246
‫مامان خیلی دوست‌شون
‫داشت، سال‌ها می‌پوشیدشون.

12:02.461 --> 12:05.341
‫نه، رفتن...یا مامان مرده.

12:05.461 --> 12:07.061
‫تامی؟

12:08.036 --> 12:10.236
‫- میولی؟
‫- کی آزاد شدی تامی؟

12:10.261 --> 12:12.101
‫دو روز پیش.

12:12.221 --> 12:14.541
‫یه کم طول کشید تا با مُفتی‌سواری
‫گرفتن خودمو برسونم خونه.

12:14.566 --> 12:17.646
‫ببین اینجا چی دیدم.
‫خونواده‌م کجان میولی؟

12:17.861 --> 12:20.821
‫همه‌شون رفتن پیش عمو
‫جان‌ت، یه قشون کامل!

12:20.934 --> 12:23.254
‫دارن پول جور می‌کنن
‫که برن طرف غرب.

12:23.381 --> 12:25.300
‫عمو جان‌ت هم اخطار گرفته.

12:25.324 --> 12:26.916
‫واعظ کیسی رو یادته؟

12:26.941 --> 12:29.908
‫آره، آره، خوب یادمه.

12:29.933 --> 12:32.156
‫اینجا چه اتفاقی افتاده؟

12:32.181 --> 12:34.301
‫خب، خونواده‌ت می‌خواستن بمونن،

12:34.326 --> 12:37.276
‫تا وقتی که بانک اومد و
‫زمینو با تراکتور صاف کرد.

12:37.396 --> 12:41.062
‫خونه رو داغون کردن، یه تکون بهش
‫دادن انگار سگه که داره یه موشو تکون میده.

12:41.087 --> 12:43.442
‫چرا دارن مردمو از
‫زمین‌هاشون بیرون می‌کنن؟

12:43.466 --> 12:45.421
‫بانک نمی‌تونه مستأجرا رو نگه داره.

12:46.554 --> 12:48.276
‫مادرقحبه‌ها.

12:48.301 --> 12:51.061
‫مادرقحبه‌های پست‌فطرت.

12:51.086 --> 12:53.116
‫من همین‌جا می‌مونم.
‫نمی‌تونن منو بیرون کنن.

12:53.141 --> 12:54.369
‫آره، حتماً.

12:54.393 --> 12:56.409
‫برام عجیبه بابا
‫این‌قدر راحت رفت.

12:56.528 --> 12:58.716
‫برام عجیبه که بابابزرگ کسی رو با تیر نزد،

12:58.741 --> 13:01.826
‫تا حالا نشده کسی به بابابزرگ
‫بگه کجا بره و کجا نره.

13:01.851 --> 13:04.436
‫مامانم کسی نیست که بشه زور بهش گفت.

13:04.461 --> 13:08.061
‫یه بار دیدم با یه مرغ زنده
‫افتاد به جون یه دستفروش،

13:08.086 --> 13:10.006
‫فقط چون سر قیمت
‫باهاش بحث کرده بود.

13:10.221 --> 13:11.861
‫چطور خونواده‌م این‌قدر راحت رفتن؟

13:11.886 --> 13:13.716
‫راحت که نبود، تامی.

13:13.740 --> 13:15.571
‫یه چیزی از تو وجود بابات کنده شد.

13:15.596 --> 13:17.356
‫یه جورایی داغونش کرد.

13:17.381 --> 13:20.061
‫آدم که به یه جا عادت کنه،
‫دل کندن ازش سخت میشه.

13:20.247 --> 13:22.527
‫آره آقا، ولی یه چیزی هم جالبه.

13:23.301 --> 13:26.209
‫وقتی به من گفتن باید از
‫اینجا برم یه اتفاقی برام افتاد.

13:27.069 --> 13:30.484
‫اولش می‌خواستم برم
‫و کلی آدمو نفله کنم.

13:30.988 --> 13:33.596
‫ولی کسی نبود که
‫بشه ازش انتقام گرفت.

13:33.621 --> 13:36.541
‫شرکت «شان لند و کَتِل» کیه؟

13:36.756 --> 13:39.596
‫کسی نیست. یه شرکته.

13:39.621 --> 13:41.701
‫آدمو دیوونه می‌کنه.

13:41.726 --> 13:44.246
‫بعدشم که همه‌ی خونواده‌م
‫زدن به جاده، رفتن غرب.

13:44.461 --> 13:46.421
‫منم افتادم به پرسه زدن.

13:46.981 --> 13:50.031
‫شدم مثل یه روح سرگردون تو قبرستون.

13:50.621 --> 13:53.741
‫هی میرم همون جاهایی که یه
‫زمانی یه اتفاقایی توش افتاده بود.

13:53.861 --> 13:58.417
‫مثل اونجا، کنار طویله، همون‌جایی
‫که بابام رو گاو شاخ زد و کشت.

13:58.442 --> 14:02.006
‫خونش هنوز روی اون
‫خاکه، همین الانم هست...

14:02.944 --> 14:06.384
‫باید هم باشه،
‫کسی که نشُستش.

14:07.701 --> 14:12.181
‫دستمو گذاشتم روی همون خاکی
‫که خون بابای خودم شده بخشی ازش.

14:14.316 --> 14:16.276
‫به نظرتون من دیوونه شدم؟

14:16.301 --> 14:19.156
‫نه...تنهایی، ولی دیوونه نیستی.

14:19.181 --> 14:21.421
‫خونواده‌ت رفتن سمت غرب.
‫تو هم باید می‌رفتی.

14:21.541 --> 14:24.101
‫- نباید از خونواده‌ت جدا می‌شدی.
‫- نمی‌تونستم.

14:24.621 --> 14:26.421
‫یه چیزی بهم اجازه نمی‌داد.

14:27.181 --> 14:29.436
‫من خیلی وقته با کسی حرف نزدم.

14:29.461 --> 14:31.141
‫خب باید حرف بزنی.

14:31.166 --> 14:34.074
‫گوش کن، گاهی اوقات یه مرد غمگین...

14:34.099 --> 14:36.086
‫می‌تونه غم‌انگیزترین چیزو به زبون بیاره.

14:36.111 --> 14:37.981
‫هی، این چیه؟

14:38.101 --> 14:40.851
‫احتمالاً سرکارگر این
‫بخش از زمین‌های پنبه‌س.

14:40.876 --> 14:42.110
‫شاید یکی آتیشمونو دیده.

14:42.134 --> 14:43.796
‫ما کار بدی نکردیم.

14:43.821 --> 14:46.196
‫بخوابین زمین، اومدیم تو
‫زمین مردم، نمیشه اینجا بمونیم.

14:46.221 --> 14:48.036
‫همین‌جا بشین، ما
‫که خلافی نکردیم.

14:48.060 --> 14:50.436
‫بشین، تام. تو با عفو مشروط آزادی!

14:50.461 --> 14:53.021
‫دو ماهه دنبال منن که بگیرنم.

15:00.021 --> 15:02.141
‫میولی؟

15:03.301 --> 15:04.741
‫میولی؟

15:12.304 --> 15:14.544
‫اینجا نیست، بریم.

15:23.621 --> 15:27.461
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم یه روز
‫مجبور شم تو زمینای بابام قایم بشم.

15:34.796 --> 15:40.076
‫♪ خیلی وقته که دارم این جاده رو گز می‌کنم

15:40.101 --> 15:42.581
‫♪ و هنوزم راهو بلد نیستم

15:45.756 --> 15:51.156
‫♪ همش با خودم کلاً اشتباهی حرف می‌زنم

15:51.181 --> 15:53.461
‫♪ الان دیگه چیزی برای گفتن نمونده

15:55.861 --> 16:01.021
‫♪ چون دیگه نمی‌بینیم هیچ نوری به سمتم بیاد

16:01.141 --> 16:05.581
‫♪ نه، نمی‌بینم نوری به سمتم بیاد

16:06.501 --> 16:14.141
‫♪ نه، دیگه نمی‌بینم
‫نوری از خونه به سمتم بیاد

16:14.261 --> 16:19.221
‫♪ آره...

16:22.476 --> 16:25.316
‫♪ آره...

16:25.341 --> 16:27.941
‫♪ آره...

16:28.061 --> 16:33.341
‫♪ آره...

16:46.856 --> 16:48.822
‫- بابا.
‫- چی میخوای؟

16:58.444 --> 17:00.804
‫تامیه! تامی اومده خونه.

17:02.541 --> 17:04.541
‫تامی!

17:05.316 --> 17:07.556
‫ فرار نکردی؟ نباید قایم شی؟

17:07.581 --> 17:10.461
‫نه بابا، مشروط آزادم کردن.
‫آزادم، مدارک‌مو دارم.

17:11.061 --> 17:12.221
‫تامی.

17:16.291 --> 17:18.451
‫داریم میریم کالیفرنیا.

17:18.476 --> 17:21.036
‫ولی می‌خواستیم برات
‫نامه بفرستیم و بهت بگیم.

17:21.156 --> 17:23.276
‫ولی حالا دیگه برگشتی،
‫می‌تونی همراهمون بیای.

17:23.301 --> 17:25.501
‫می‌تونی...

17:25.526 --> 17:27.486
‫روتی، تمومش کن دیگه.

17:27.534 --> 17:30.156
‫مامانت یه حس بدی داشت
‫که دیگه هیچ‌وقت نمی‌بیندت.

17:30.181 --> 17:34.701
‫تا حدی که نمی‌خواست بیاد کالیفرنیا
‫از ترسِ اینکه مبادا دیگه تو رو نبینه.

17:34.821 --> 17:36.461
‫بیا غافلگیرشون کنیم.

17:36.676 --> 17:40.716
‫بریم تو یه‌جوری که انگار تو هیچوقت نرفتی.
‫بریم بعد ببینیم مامانت چی میگه.

17:40.741 --> 17:43.421
‫واعظ رو یادت میاد؟
‫همراهم اومد.

17:43.541 --> 17:46.316
‫- اونم زندان بوده؟
‫- نه، تو جاده دیدمش.

17:46.341 --> 17:49.621
‫- یه مدتی دور بوده.
‫- خوش اومدی، آقا.

17:49.646 --> 17:50.871
‫خوشحالم که اینجام.

17:50.895 --> 17:53.116
‫برگشت یه پسر به خونه‌اش دیدن داره.

17:53.141 --> 17:55.581
‫- دیدن داره.
‫- خونه؟

17:55.606 --> 17:57.406
‫پیش خونواده‌اش.

17:57.621 --> 18:01.061
‫بابا، برو طویله بابابزرگ
‫و مامان‌بزرگ رو بیار.

18:01.276 --> 18:04.076
‫مامان، دو نفر تازه از راه رسیدن،

18:04.101 --> 18:07.461
‫می‌خواستم ببینم می‌تونیم یه
‫لقمه غذایی چیزی بهشون بدیم؟

18:07.486 --> 18:09.686
‫بذار بیان، غذا زیاد داریم.

18:09.901 --> 18:11.947
‫بهشون بگو باید دستاشونو بشورن.

18:11.971 --> 18:13.716
‫دارم گوشت‌ها رو از
‫رو آتیش برمی‌دارم.

18:13.741 --> 18:16.261
‫شانس آوردیم امروز کلی نون پخت...

18:18.661 --> 18:20.421
‫خداروشکر.

18:21.541 --> 18:23.421
‫وای! خداروشکر!

18:25.301 --> 18:27.461
‫تامی، تحت تعقیب که نیستی؟
‫فرار که نکردی؟

18:27.581 --> 18:30.181
‫نه مامان، عفو مشروط دادن بهم.
‫مدارکم اینجاست.

18:33.436 --> 18:36.167
‫از اینکه داشتیم بدون
‫تو می‌رفتیم ترسیده بودم،

18:36.191 --> 18:38.516
‫از اینکه دیگه هیچوقت
‫همدیگه رو نبینیم.

18:38.541 --> 18:40.419
‫خوب سر کارت گذاشتم مامان!

18:40.663 --> 18:43.291
‫می‌خواستیم سر کارت
‫بذاریم و همین کارو هم کردیم.

18:43.696 --> 18:45.691
‫کاش بابابزرگ هم اینجا بود و می‌دید.

18:45.716 --> 18:48.876
‫اگه بابابزرگ بود چنان از خنده می‌کوبید
‫رو پای خودش که لگن‌اش از جا در می‌رفت.

18:48.901 --> 18:51.716
‫بابابزرگ کجاست؟
‫ندیدم اون شیطون پیرو.

18:51.741 --> 18:54.461
‫با مامان‌بزرگت دارن چرت می‌زنن،
‫تو طویله خوابیدن.

18:54.581 --> 18:56.781
‫بابا، بدو برو بهشون بگو تامی برگشته خونه.

18:56.909 --> 18:59.356
‫- همیشه محبوب بابابزرگش بود.
‫- معلومه.

18:59.381 --> 19:01.941
‫باید زودتر می‌رفتم
‫صداشون می‌کردم!

19:02.061 --> 19:03.781
‫- تامی؟
‫- بله؟

19:03.996 --> 19:06.211
‫تامی، باید یه سوالی ازت بپرسم،
‫دیوونه که نشدی؟

19:06.236 --> 19:07.996
‫دیوونه مامان؟

19:08.021 --> 19:10.996
‫از فرط کینه دیوونه نشدی؟
‫از هیشکی متنفر نیستی؟

19:11.021 --> 19:14.621
‫تو زندون کاری نکردن که روانتو
‫به هم بریزه، که قاطی کنی؟

19:14.646 --> 19:19.316
‫نه. یه مدت کوتاه قاطی کرده بودم،
‫ولی نه مثل بعضیا که غرور الکی دارن.

19:19.341 --> 19:21.141
‫می‌ذارم چیزا ازم بگذرن.

19:21.261 --> 19:22.915
‫- خداروشکر!
‫- ولی مامان!

19:22.940 --> 19:25.036
‫وقتی دیدم با خونه‌مون چیکار کردن...

19:25.061 --> 19:27.496
‫تامی، یه وقت تنهایی نری بجنگ‌شون،

19:27.520 --> 19:29.849
‫عین یه گرگ شکارت می‌کنن.

19:30.581 --> 19:34.541
‫می‌گن ۱۰۰ هزار نفر مثل ما
‫رو از خونه‌هاشون انداختن بیرون.

19:35.716 --> 19:39.531
‫اگه همه‌مون مثل تو عصبانی بودیم
‫تامی، دیگه نمی‌تونستن کسی رو شکار کنن.

19:39.556 --> 19:42.956
‫- خیلی‌ها این حسو دارن؟
‫- نمی‌دونم.

19:42.981 --> 19:45.021
‫همه انگار گیج و ویج‌ شدن.

19:45.374 --> 19:48.247
‫یه‌جوری این دور و اطراف راه
‫میرن که انگار تو خواب و بیداری‌ن.

19:48.272 --> 19:50.888
‫قبلاً هیچوقت اینجوری نبودی.

19:50.922 --> 19:53.672
‫قبلاً خونه‌مو خراب نکرده بودن.

19:54.596 --> 19:58.676
‫قبلاً خونواده‌مو توی جاده ول نکرده بودن،
‫قبلاً مجبور نبودم همه چی رو بفروشم.

19:58.701 --> 20:01.396
‫- الحمدالله!
‫- دارن میان.

20:01.421 --> 20:04.981
‫- خدایا شکرت!
‫- کجاست این...ای‌بابا...

20:05.006 --> 20:06.766
‫کجاست این...

20:08.301 --> 20:09.781
‫خب!

20:09.996 --> 20:13.396
‫لعنتی! نگاش کن!

20:13.421 --> 20:15.541
‫زندون رفته‌ی ما رو!

20:16.455 --> 20:20.015
‫خیلی وقت بود هیچ جودی
‫پاش به زندون باز نشده بود.

20:20.867 --> 20:24.555
‫حق نداشتین بندازینش زندون،
‫منم جاش بودم همینکارو می‌کردم.

20:24.580 --> 20:26.820
‫مادرقحبه‌ها حق نداشتن!

20:27.354 --> 20:29.340
‫یه نامرد نالوطی هم پیدا شد،

20:29.365 --> 20:33.714
‫که پز می‌داد که وقتی از زندون بیای
‫بیرون، چجوری میخواد بهت شلیک کنه.

20:33.834 --> 20:35.676
‫براش پیغام فرستادم.

20:35.701 --> 20:40.236
‫گفتم: اگه تفنگ به‌دست نزدیک تامی پیدات بشه،

20:40.261 --> 20:44.501
‫تفنگه رو می‌گیرم، می‌کنمش تو کونت.
‫حسابی ترسوندمش.

20:44.526 --> 20:45.592
‫خدا رو شکر واسه این پیروزی!

20:45.619 --> 20:47.316
‫حال و روز خودت چطوره بابابزرگ؟

20:47.341 --> 20:50.396
‫همیشه می‌گفتم تامی از زندون در میره،

20:50.421 --> 20:52.556
‫عین یه گاوِ نر که از تو طویله فرار می‌کنه.

20:52.581 --> 20:55.181
‫- کار خودتو کردی!
‫- فرار نکردم، خودشون گذاشتن بیام بیرون.

20:56.009 --> 20:57.809
‫از سر راهم برو کنار که گشنمه.

20:58.420 --> 21:00.222
‫عجب آدمیه این بابابزرگ!

21:02.316 --> 21:06.436
‫دنیا مردی از این شرورتر
‫و فحاش‌تر به خودش ندیده!

21:06.461 --> 21:10.636
‫مستقیم داره میره جهنم، خدا رو شکر.

21:10.661 --> 21:15.581
‫می‌خواد کامیون برونه!
‫ولی از این خبرها نیست.

21:15.606 --> 21:18.126
‫- چطوری نوح؟
‫- خوبم.

21:20.061 --> 21:21.701
‫تو چطوری؟

21:22.181 --> 21:24.636
‫- عمو جان!
‫- خوشحالم می‌بینمت تامی.

21:27.236 --> 21:29.836
‫- شما چطورین...بچه‌ها؟
‫- سلام.

21:29.861 --> 21:30.515
‫سلام.

21:30.540 --> 21:32.740
‫- خوبیم.
‫- خوبه.

21:33.116 --> 21:36.436
‫یه بشقاب واسه خودت
‫بردار و هرجا تونستی بشین.

21:36.461 --> 21:40.196
‫اینم از رزاشارن و کانی‌،
‫به موقع واسه شام اومدن.

21:40.221 --> 21:43.788
‫رزاشارن یه مدته پیش
‫خونواده‌ی کانی جا خوش کرده.

21:43.813 --> 21:47.908
‫خدایا! حتی اینم نمی‌دونی که
‫رزاشارن با کانی ریورز ازدواج کرده.

21:47.933 --> 21:53.396
‫رزاشارن هم به‌زودی می‌زاد،
‫الان باید سه، چهار یا پنج ماهه حامله باشه.

21:53.421 --> 21:54.861
‫شکمش داره میاد بالا.

21:54.886 --> 21:58.781
‫رزاشارن ببین، تامیه!
‫عفو مشروط خورده.

21:58.806 --> 22:02.421
‫یا عیسی مسیح، رزاشارن
‫که یه بچه کوچولو بود.

22:02.446 --> 22:05.219
‫این کانیه، شوهرم.

22:06.082 --> 22:08.341
‫خب...

22:08.366 --> 22:09.996
‫می‌بینم که مشغول بودین.

22:10.021 --> 22:14.276
‫- نخیر نمی‌بینی، هنوز نمی‌بینی.
‫- بابابزرگ گفت بهم.

22:14.301 --> 22:16.821
‫- کی بدنیا میاد؟
‫- دیگه خیلی نمونده.

22:16.846 --> 22:19.381
‫قراره بچه رو توی مزرعه
‫پرتقال به دنیا بیاری؟

22:19.406 --> 22:20.328
‫تو قرار نیست ببینی.

22:20.353 --> 22:23.073
‫رزِشارون، بیا اینجا و کمک
‫کن غذا رو بچینم روی میز.

22:23.098 --> 22:26.756
‫هی! واعظ کجاست؟
‫همینجا بود که، کجا رفت؟

22:26.781 --> 22:29.356
‫واعظ؟ واعظ همراهت آوردی؟

22:29.381 --> 22:30.960
‫برو بیارش که قبل از غذا دعا بخونیم.

22:30.984 --> 22:32.996
‫واسه ایشون که دیر شده، خورد غذاشو.

22:33.027 --> 22:35.716
‫- برو واعظ رو بیار تامی.
‫- جیم کیسی.

22:35.741 --> 22:38.569
‫- چیکار می‌کردی؟ قایم شده بودی؟
‫- خب، نه ولی...

22:38.594 --> 22:41.876
‫آدم نباید تو مسائل خانوادگی
‫یکی دیگه فضولی کنه،

22:41.901 --> 22:43.283
‫نشسته بودم داشتم فکر می‌کردم.

22:43.308 --> 22:44.156
‫بیا غذا بخور.

22:44.181 --> 22:45.786
‫مامان‌بزرگ میگه یه دعایی بخونیم.

22:45.811 --> 22:47.131
‫ولی من که دیگه واعظ نیستم.

22:47.156 --> 22:49.371
‫بیا دیگه، واسه‌ش یه دعایی بخون.

22:49.396 --> 22:52.836
‫- قدم‌تون رو چشم.
‫- قدم‌تون رو چشم، بیاین شام بخورین.

22:52.861 --> 22:55.516
‫- اول دعا.
‫- من این واعظ رو می‌شناسم!

22:55.541 --> 22:57.141
‫کارش درسته.

22:57.261 --> 22:59.956
‫همیشه ازش خوشم می‌اومد، از
‫اون موقعی که دیدم داره حسابی...

22:59.981 --> 23:02.471
‫خفه‌شو، بزِ پیر گناهکار!

23:02.496 --> 23:05.950
‫خب، شب همگی بخیر...

23:05.975 --> 23:08.316
‫باید بهتون بگم دوستان...

23:08.341 --> 23:11.055
‫- من دیگه واعظ نیستم.
‫- دعا بخون.

23:11.836 --> 23:15.199
‫خب، اگه فقط به‌خاطر این
‫باشه که از اینجا بودنم خوشحالم،

23:15.224 --> 23:18.518
‫و شکرگزارم بخاطر آدم‌هایی که مهربون‌اند
‫و سخاوتمند، اگه این براتون کافیه...

23:18.543 --> 23:21.014
‫خب، در این صورت یه
‫همچین دعایی رو می‌خونم.

23:21.039 --> 23:25.796
‫بخون، و چند کلامی هم در مورد
‫ما که داریم میریم کالیفرنیا بهش بگو.

23:25.821 --> 23:27.661
‫درسته، خب...

23:28.807 --> 23:31.250
‫داشتم فکر می‌کردم...

23:32.674 --> 23:34.691
‫تو تپه‌ها که بودم فکر می‌کردم،

23:34.716 --> 23:35.836
‫شاید بتونین بگین

23:35.861 --> 23:39.236
‫مثل عیسی که زد به برهوت تا یه راهی
‫برای بیرون اومدن از گرفتاری‌هاش پیدا کنه.

23:39.261 --> 23:40.434
‫شکرِ خدا.

23:40.472 --> 23:42.968
‫حالا من نمیگم که مثل عیسی‌ام، ولی...

23:42.993 --> 23:46.891
‫مثل اون خسته شدم،
‫مثل اون گیج شدم،

23:46.916 --> 23:50.931
‫و مثل خودش زدم به برهوت،
‫بدون هیچ چادر و وسیله‌ای.

23:50.956 --> 23:52.583
‫الحمدلله!

23:52.608 --> 23:54.608
‫و شروع کردم به فکر کردن...

23:54.981 --> 23:57.741
‫ولی اون فکر کردن نبود،
‫عمیق‌تر از فکر کردن بود.

23:59.556 --> 24:04.916
‫به این فکر کردم که ماه چجوری
‫اونجاست و ستاره‌ها و تپه‌ها...

24:04.941 --> 24:08.554
‫و بعد من...که دارم نگاهشون می‌کنم.

24:09.727 --> 24:12.276
‫و دیگه از هم جدا نبودیم، یک چیز بودیم.

24:12.301 --> 24:14.676
‫- و اون یک چیز مقدس بود.
‫- وای، آره، خدا حفظت کنه!

24:14.701 --> 24:18.396
‫بعد به این فکر کردم که چطور
‫وقتی یک چیز بودیم، مقدس بودیم.

24:18.421 --> 24:20.941
‫و بشریت هم وقتی یک چیز بود، مقدس بود.

24:20.966 --> 24:24.356
‫فقط وقتی ناپاک شد که یه
‫بدبختِ بیچاره، افسار رو گرفت

24:24.381 --> 24:26.335
‫و راه خودشو رفت...

24:26.359 --> 24:28.661
‫زد و خورد و کش‌مکش و کتک‌کاری.

24:29.968 --> 24:33.368
‫یه همچین آدمی
‫تقدس رو از بین می‌بره.

24:34.426 --> 24:38.378
‫اما وقتی که همه‌مون
‫داریم با هم کار می‌کنیم،

24:38.413 --> 24:42.141
‫انگار به کل قضیه متصل‌ایم و این درسته.

24:42.166 --> 24:43.886
‫این مقدسه.

24:45.301 --> 24:48.181
‫بعد به این فکر کردم که اصلاً
‫نمی‌دونم منظورم از مقدس چیه.

24:50.301 --> 24:53.101
‫من دیگه نمی‌تونم مثل قبلاً دعا بخونم.

24:54.461 --> 24:58.181
‫بخاطر تقدس این شام خوشحالم،
‫و خوشحالم که اینجا عشق وجود داره.

25:00.154 --> 25:01.093
‫همین.

25:03.476 --> 25:05.676
‫ای‌وای، انقدر حرف زدم شام‌تون سرد شد.

25:05.701 --> 25:07.354
‫آمین!

25:09.636 --> 25:12.836
‫برادرت اَل، قبل از اینکه
‫هادسون رو بخریم، بررسی‌اش کرد.

25:12.861 --> 25:14.231
‫می‌گه که همه چیزش درسته.

25:14.255 --> 25:16.396
‫اون چه می‌دونه؟ اون
‫که فقط یه پسر بچه‌ست.

25:16.421 --> 25:18.690
‫واسه یه شرکت کار می‌کرد،
‫واسه‌شون کامیون می‌روند،

25:18.715 --> 25:22.518
‫یه چیزهایی سرش میشه، این زبل زبون‌درازی
‫که من می‌شناسم یه چیزهایی سرش میشه.

25:22.543 --> 25:25.116
‫می‌تونه یه موتورو
‫سر هم کنه، ال بلده.

25:25.141 --> 25:26.223
‫الان کجاست؟

25:26.247 --> 25:29.461
‫خب، داره واسه خودش یللی‌تللی می‌کنه.

25:30.276 --> 25:32.512
‫میخواد انقدر دختربازی کنه که هلاک بشه.

25:32.537 --> 25:37.916
‫یه نوجوون ۱۶ ساله‌ی لاف‌زن که هرچی
‫غریزه‌اش بگه فقط همون کارو می‌کنه.

25:37.941 --> 25:39.741
‫یه هفته‌ست که شب اینجا نبوده.

25:39.781 --> 25:41.971
‫من بدتر بودم.

25:41.996 --> 25:43.971
‫من خیلی بدتر بودم.

25:43.996 --> 25:47.311
‫میشه گفت من خیلی شر و شور بودم.

25:47.335 --> 25:49.476
‫همین الانم شبیه شر و شورها هستین بابابزرگ.

25:49.501 --> 25:52.156
‫خب آره، الانم یه‌جورایی هستم.

25:52.181 --> 25:55.870
‫ولی دیگه به گرد پای اون
‫کسی که بودم نزدیک هم نمیشم.

25:56.261 --> 25:58.876
‫صبر کنین تا برسم کالیفرنیا،

25:58.901 --> 26:02.036
‫جایی که بتونم واسه خودم یه
‫پرتقالی چیزی از رو درخت بچینم.

26:02.061 --> 26:07.036
‫یا انگور! انگور! انگور چیزیه
‫که هیچوقت ازش سیر نمیشم.

26:07.061 --> 26:09.956
‫اگه اشتباه نکنم، یه بچه زبل زبون‌دراز

26:09.981 --> 26:12.621
‫دمشو رو کولش گذاشته و داره میاد خونه.

26:13.220 --> 26:15.820
‫انگار حسابی هم خسته و داغونه.

26:15.845 --> 26:17.565
‫سلام اَل.

26:19.234 --> 26:22.691
‫یا مسیح، مثل لوبیا داری رشد می‌کنی!
‫جایی می‌دیدمت اصلاً نمی‌شناختمت.

26:23.501 --> 26:25.661
‫میگن دستت توی
‫کار با کامیون خوبه.

26:25.686 --> 26:27.951
‫خب آره، یعنی خیلی
‫چیزی ازش سر در نمیارم...

26:27.975 --> 26:29.916
‫تو از زندان فرار کردی؟

26:29.941 --> 26:31.631
‫نه، عفو مشروط.

26:33.781 --> 26:35.996
‫بیا اینجا، بذار دکمه‌هاتو ببندم.

26:36.021 --> 26:37.861
‫ولم کن...نمی‌خوام...

26:37.886 --> 26:40.596
‫میخوام بذارین خودم
‫دکمه‌ی شلوارِ خودمو ببندم.

26:40.621 --> 26:43.916
‫تو کالیفرنیا نمیذارن آدم‌ها با
‫دکمه‌ی باز واسه خودشون بچرخن ها!

26:43.941 --> 26:47.733
‫نمی‌ذارن، ها؟ خب من...من نشون‌شون میدم.

26:47.758 --> 26:50.516
‫اصلاً می‌اندازمش بیرون و میرم می‌چرخم.

26:50.541 --> 26:53.249
‫انگاری این طرز حرف
‫زدنش هرسال داره بدتر میشه.

26:53.274 --> 26:55.234
‫گمونم دنبال جلب توجهه.

26:56.381 --> 26:59.021
‫می‌دونی وقتی رفتم اونجا میخوام چیکار کنم؟

27:00.141 --> 27:05.651
‫بهت میگم، میخوام یه خوشه انگور
‫از یه بوته یا هرچی که هست بچینم،

27:05.676 --> 27:08.556
‫و له‌اش می‌کنم تو صورت خودم،

27:08.581 --> 27:11.207
‫و میذارم آبش از سر و صورتم بریزه پایین،

27:12.368 --> 27:15.875
‫بعد یه تشت واسه خودم می‌گیرم،

27:15.914 --> 27:18.476
‫پرش می‌کنم از انگور،

27:18.501 --> 27:20.396
‫بعد می‌شینم توش،

27:20.421 --> 27:25.076
‫و فشارشون میدم، و میذارم
‫آبش بره تو همه‌جای شلوارم.

27:26.981 --> 27:29.770
‫بابا، کی میخواین شروع کنین؟

27:29.795 --> 27:33.835
‫خب، حالا که یللی‌تللی این آقا تموم شده،

27:33.860 --> 27:36.420
‫فکر کنم شاید بشه از فردا شروع کرد.

27:37.901 --> 27:39.501
‫یا پس‌فردا.

27:39.834 --> 27:43.194
‫هرچی سریعتر شروع کنیم،
‫بیشتر مطمئنیم که به اونجا می‌رسیم.

27:43.981 --> 27:47.591
‫یه بابایی می‌گفت حدود دو هزار مایل راهه.

27:47.615 --> 27:49.676
‫روتی، وینفیلد، بشقاب‌ها رو جمع کنین،

27:49.701 --> 27:51.434
‫رزاشارن، لگن شستشوم رو بیار.

27:51.461 --> 27:53.996
‫من باید حواسم باشه مامان،
‫نباید چیزی از رو زمین بلند کنم.

27:54.021 --> 27:57.261
‫- من براش میارم.
‫- ال، بیا اینجا کمکم کن.

28:03.794 --> 28:07.263
‫تام، امیدوارم اوضاع تو
‫کالیفرنیا روبه‌راه باشه.

28:07.807 --> 28:10.807
‫- چی باعث شد فکر کنی که نیست؟
‫- خب، هیچی...

28:11.621 --> 28:13.661
‫یه‌جورایی بیش از حد خوب به نظر میاد.

28:13.781 --> 28:15.876
‫اعلامیه‌هایی که داشتن
‫پخش می‌کردن رو دیدم،

28:15.901 --> 28:18.891
‫که توشون نوشته بود اونجا چقدر
‫کار هست و چقدر دستمزدها خوبن،

28:18.916 --> 28:21.796
‫تو روزنامه‌ها دیدم نوشتن که نیاز
‫به نیرو دارن واسه چیدن انگور،

28:21.821 --> 28:24.021
‫و چیدن پرتقال و هلو!

28:24.046 --> 28:27.373
‫عجب کار خوبیه تام، هلو چیدن رو میگم.

28:28.101 --> 28:31.021
‫وقتی همه‌چی خیلی خوب باشه
‫ترس ورم میداره، به شک می‌افتم.

28:31.046 --> 28:35.356
‫خب، اگه نمی‌خوای مثل کرم تو
‫خاک بلولی، خیلی بلندپروازی نکن.

28:35.381 --> 28:37.861
‫می‌دونم این حرف درسته.

28:38.181 --> 28:42.541
‫- فکر کنم این تو انجیل نوشته شده، درسته؟
‫- گمون کنم، شبیه انجیل که هست.

28:42.981 --> 28:46.836
‫با این‌حال، دوست دارم به این فکر کنم که
‫همه‌چی قراره تو کالیفرنیا چقدر خوب باشه،

28:46.861 --> 28:49.781
‫هیچوقت سرد نیست و همه‌جا پرِ میوه‌ست.

28:49.806 --> 28:53.594
‫و مردمی که تو قشنگ‌ترین
‫خونه‌ها زندگی می‌کنن.

28:53.619 --> 28:57.779
‫خونه‌های نقلی سفید وسط درخت‌های پرتقال.

28:57.969 --> 29:01.771
‫به این فکر می‌کنم که...البته به
‫شرط اینکه همه‌مون کار گیر بیاریم...

29:01.796 --> 29:04.291
‫شاید ما هم تونستیم یه‌دونه از
‫اون خونه‌های سفید نقلی بخریم.

29:04.316 --> 29:05.756
‫شاید.

29:05.781 --> 29:09.261
‫من یه فکری دارم، چرا داریم
‫الکی دور خودمون می‌چرخیم؟

29:10.861 --> 29:14.356
‫میخوام قال قضیه رو بکنم، می‌تونیم
‫همین الان بریم، چرا نمیریم؟

29:14.381 --> 29:16.436
‫می‌تونیم تا هوا روشن میشه
‫جمع و جور کنیم و بعد بریم.

29:16.461 --> 29:18.435
‫تنها کاری که باید بکنیم اینه که
‫گوشت خوک رو نمک‌سود کنیم.

29:18.460 --> 29:22.137
‫- می‌گن دوهزار مایله.
‫- راه خیلی درازیه.

29:22.162 --> 29:25.556
‫- باید بریم.
‫- نوح، تو گوشتا رو ببُر.

29:25.581 --> 29:28.118
‫بقیه‌مونم شروع می‌کنیم
‫به بار زدنِ کامیون.

29:28.143 --> 29:31.476
‫اگه یه چیزی از قلم بندازیم چی؟
‫تو این تاریکی که معلوم نمی‌شه.

29:31.501 --> 29:34.476
‫- صبح که شد یه نگاه دیگه هم می‌ا‌ندازیم.
‫- وسایلا رو جمع کنین.

29:34.501 --> 29:36.840
‫- بجنبین، بچه‌ها.
‫- میگم که...

29:37.119 --> 29:39.759
‫میگم میشه منم با شما بیام؟

29:40.156 --> 29:43.866
‫داره یه اتفاقی می‌افته، رفتم یه
‫نگاهی انداختم، خونه‌ها همشون خالی‌ان.

29:43.891 --> 29:47.371
‫زمین‌ها خالی‌ن، کلِ این کشور خالی شده.

29:48.238 --> 29:50.230
‫دیگه نمی‌تونم اینجا بمونم.

29:50.826 --> 29:52.436
‫باید برم همون‌جا که بقیه دارن میرن.

29:52.794 --> 29:54.900
‫باید دقیق حساب و کتاب کنیم.

29:56.014 --> 29:58.694
‫حساب و کتابِ دقیق، کار غم‌انگیزیه.

30:01.516 --> 30:04.796
‫بذار ببینم... پدربزرگ و
‫مادربزرگ، این شد دو نفر.

30:04.821 --> 30:06.941
‫من و جان و مامان، پنج‌تا.

30:07.889 --> 30:10.196
‫نوح و تامی و ال، هشت‌تا.

30:10.221 --> 30:14.255
‫رُزاشارون و کانی، ده‌تا.
‫روتی و وینفیلد، دوازده‌تا.

30:14.280 --> 30:16.247
‫و دو تا خوکِ تیکه‌شده.

30:16.271 --> 30:17.760
‫یه شکم اضافه هم
‫می‌تونیم سیر کنیم؟

30:19.211 --> 30:20.105
‫می‌تونیم، مامان؟

30:20.130 --> 30:22.553
‫مسأله این نیست که "می‌تونیم؟"
‫مسأله اینه که "می‌خوایم؟"

30:23.421 --> 30:27.316
‫اگه به "می‌تونیم" باشه، هیچی از دستمون
‫برنمیاد، نه رفتن به کالیفرنیا، نه هیچ چی،

30:27.341 --> 30:30.981
‫ولی اگه به "می‌خوایم" باشه،
‫هر کاری که بخوایم، می‌کنیم.

30:31.861 --> 30:34.596
‫مدت‌هاست که خونواده‌ی ما اینجاست،
‫و قبلش هم اون طرف شرق بوده،

30:34.621 --> 30:37.694
‫تا حالا نشنیدم هیچ
‫جودی یا هیچ هیزلتی

30:37.719 --> 30:40.433
‫دست رد زده باشه به سینه‌ی
‫کسی که غذا یا سرپناه خواسته،

30:40.458 --> 30:43.071
‫یا می‌خواسته تو جاده سواری بگیره.

30:43.374 --> 30:45.996
‫جود‌های نامرد زیاد بودن، ولی
‫هیچ‌وقت در اون حد نامرد نبودن.

30:46.021 --> 30:48.961
‫ولی اگه جا نشه چی؟

30:49.356 --> 30:52.676
‫- اگه همه‌مون توی ماشین جا نشیم چی؟
‫- همین الانم جا نیست.

30:52.701 --> 30:55.916
‫بیشتر از شیش نفر جا نمیشن،
‫ولی دوازده نفر که قراره حتماً برن.

30:55.941 --> 30:57.926
‫یه نفر اضافه‌تر بیاد که
‫به جایی بر نمی‌خوره.

31:00.476 --> 31:02.676
‫خب، جناب واعظ، حالا
‫که قراره باهامون بیای،

31:02.701 --> 31:04.716
‫بپر اون ور و یه دستی برسون.

31:04.741 --> 31:06.802
‫مامان، میز رو جمع کن،

31:06.826 --> 31:08.948
‫نوح باید گوشتا رو تیکه کنه.

31:08.973 --> 31:11.286
‫- نمک داری؟
‫- آره، کلی نمک داریم.

31:11.311 --> 31:12.927
‫دو تا بشکه‌ی پُر داریم.

31:14.086 --> 31:17.073
‫مامان، چی از تو
‫آشپزخونه می‌خوای ببریم؟

31:17.876 --> 31:20.036
‫سطل، همه‌ی چیزایی
‫که باهاش غذا می‌خوریم،

31:20.061 --> 31:22.836
‫بشقاب‌ها، لیوان‌ها،
‫قاشق‌ها، چنگال‌ها و کاردها.

31:22.861 --> 31:25.621
‫همه رو بذار توی کشو، کل کشو رو بیار.

31:26.021 --> 31:30.756
‫تابه‌ی بزرگ، دیگِ خورشت، قهوه‌جوش.

31:30.781 --> 31:34.101
‫توری توی فر رو هم بردار،
‫خوبه واسه گذاشتن روی آتیش.

31:48.676 --> 31:51.476
‫خیلی دوست دارم تشتِ رختشوییم
‫رو هم ببرم، ولی انگار جا نمیشه.

31:51.501 --> 31:53.821
‫لباس‌ها رو توی همون سطل می‌شورم.

31:53.846 --> 31:56.436
‫برداشتنِ خرده‌ریز فایده نداره.

31:56.461 --> 31:58.796
‫تو یه دیگِ بزرگ می‌شه چیزای کوچیک‌رو پخت،

31:58.821 --> 32:01.261
‫ولی تو یه قابلمه‌ی کوچیک،
‫نمی‌شه چیزای بزرگ پخت.

32:14.156 --> 32:18.516
‫بابا، بابا! یه چیزی به ذهنم رسید.

32:18.541 --> 32:21.396
‫- چی؟
‫- تام با عفو مشروط آزاده.

32:21.421 --> 32:23.375
‫این یعنی نمی‌تونه از ایالت خارج بشه،

32:23.400 --> 32:25.836
‫اگه بگیرنش، سه سال باید بره زندان.

32:25.861 --> 32:29.341
‫یا عیسی مسیح، امیدوارم اینی که
‫میگی درست نباشه، تام رو لازم داریم.

32:29.366 --> 32:30.821
‫- آره، درسته.
‫- اَل...

32:32.192 --> 32:34.685
‫دو هفته‌ی گذشته رو کجا بودی؟

32:34.956 --> 32:38.836
‫خب، وقتی آدم داره از ولایتش میره،
‫یه سری کارا هست که باید انجام بده.

32:38.861 --> 32:41.341
‫در مورد تام چیزی به مامانت نگو.

33:38.621 --> 33:43.021
‫فکر کنم وقتشه که مامان‌بزرگ و
‫بابابزرگ رو بیدار کنیم، نزدیکای صبحه.

33:43.046 --> 33:47.196
‫بابابزرگ داره میاد،
‫انگار یه طوری‌شم شده.

33:47.221 --> 33:49.371
‫من هیچ طوری‌م نشده.

33:51.523 --> 33:54.302
‫- فقط من نمیام، همین.
‫- نمیای؟ منظورت چیه؟

33:54.341 --> 33:56.516
‫باید بریم، جایی واسه موندن نداریم.

33:56.541 --> 33:58.861
‫در مورد موندن شما چیزی نگفتم.

33:59.200 --> 34:00.696
‫شما تشریف ببرین.

34:01.701 --> 34:03.981
‫من، می‌مونم.

34:07.914 --> 34:10.917
‫کلی بهش فکر کردم، تقریباً تموم شبو.

34:13.253 --> 34:14.406
‫این سرزمین منه.

34:16.333 --> 34:17.575
‫من به اینجا تعلق دارم.

34:19.463 --> 34:21.929
‫حتی اگه انگورها و هلوها اون‌قدر زیاد
‫باشن که آدمو از رختخواب پرت کنن بیرون،

34:21.954 --> 34:23.022
‫بازم برام مهم نیست.

34:23.236 --> 34:24.236
‫من جایی نمیرم.

34:24.261 --> 34:26.316
‫بابابزرگ، کل شبو نخوابیدی،

34:26.341 --> 34:30.956
‫بذار پسرهات کمکت کنن لم بدی
‫روی یه تشک نرم که برات آماده کردیم.

34:30.981 --> 34:33.756
‫یه شربت آرام‌بخش دارم
‫که قشنگ خواب‌آلودت می‌کنه.

34:33.781 --> 34:35.626
‫بعد از اینکه یه چرت کوچولو زدی،

34:35.651 --> 34:39.141
‫مفصل در مورد موندنت تو جایی
‫که بهش تعلق داری حرف می‌زنیم.

34:39.166 --> 34:40.755
‫من جایی نمیرم!

34:40.780 --> 34:44.396
‫اینجا چه‌خبره، سرصبحی دارین چیکار می‌کنین؟

34:44.421 --> 34:47.956
‫بابا، یه چادر روی باربند
‫زدم که اگه بارون گرفت،

34:47.981 --> 34:50.141
‫بتونن برن زیرش و خیس نشن.

34:50.166 --> 34:51.422
‫اون جلو، خیالمون
‫راحته که خیس نمیشیم.

34:51.447 --> 34:54.116
‫عجب فکر بکری، دست مریزاد.

34:54.141 --> 34:58.636
‫لعنتی دیگه نزدیک طلوعه.
‫باید راه بیافتیم، بریم.

34:58.661 --> 35:02.236
‫مامان، تو و رزاشارن
‫یه مدت کنار اَل بشینین،

35:02.261 --> 35:05.396
‫بعد جابه‌جا میشیم که راحت‌تر
‫باشین، ولی فعلاً اینجوری شروع کنیم.

35:05.421 --> 35:08.356
‫یا خدا، این فنرها صافِ صاف شدن!

35:08.381 --> 35:10.472
‫شانس آوردیم که
‫زیرشون پایه گذاشتم.

35:10.497 --> 35:12.436
‫- اَل؟
‫- همم؟

35:12.461 --> 35:13.556
‫راش بنداز.

35:13.581 --> 35:15.621
‫من هیچ‌جا نمیرم.

35:22.501 --> 35:25.901
‫♪ کل کشور داره کوچ میکنه

35:29.661 --> 35:33.541
‫♪ به سمت غرب

35:38.341 --> 35:42.181
‫♪ وقتی برای درنگ کردن نیست

35:45.381 --> 35:50.221
‫♪ این آزمایشِ الهیه

35:58.101 --> 36:00.274
‫نمیخوای یه نگاهی به
‫پشت سرت بندازی مامان؟

36:01.676 --> 36:05.476
‫داریم میریم کالیفرنیا دیگه، مگه غیر اینه؟
‫پس بریم کالیفرنیا.

36:05.501 --> 36:08.369
‫یا مسیح، چقدر سنگینه ماشین!

36:08.394 --> 36:11.196
‫با این سرعت به هیچ جا نمی‌رسیم.

36:11.221 --> 36:13.956
‫♪ میخوام خودمو بلند کنم

36:13.981 --> 36:17.661
‫♪ از بین مرده‌ها بلند کنم

36:18.581 --> 36:23.301
‫♪ به‌جهنم، باید یه تکونی بخورم

36:27.436 --> 36:30.276
‫♪ بعدش می‌بینی که من...

36:30.301 --> 36:34.581
‫♪ می‌خونم تا بفهمم

36:35.061 --> 36:39.741
‫♪ دوباره ایمانم رو به‌دست میارم

37:53.956 --> 37:57.436
‫ویل! ویل!

37:57.461 --> 38:00.676
‫رُزاشارن، دختر خوب،
‫برو کنار مادربزرگ دراز بکش.

38:00.701 --> 38:03.156
‫الان به یکی نیاز
‫داره، حالا دیگه فهمیده.

38:03.181 --> 38:04.869
‫باید ببینیم که چیکار میشه کرد.

38:06.101 --> 38:09.129
‫قانون میگه باید مرگ رو گزارش
‫بدیم، و اگه این کار رو بکنیم،

38:09.154 --> 38:12.569
‫یا باید چهل دلار بدیم برای کفن و دفن، یا
‫اینکه اونو مثل بی‌کس و کارها دفن می‌کنن.

38:12.594 --> 38:14.844
‫ما هیچ‌وقت نذاشتیم یکی‌مون
‫مثل بی‌کس و کارها بره زیر خاک.

38:14.869 --> 38:17.337
‫خب، شاید باید یاد بگیریم.

38:17.362 --> 38:19.964
‫تا حالا هیچ‌وقت این‌طوری هم از
‫زمین‌مون پرت‌مون نکرده بودن بیرون.

38:19.989 --> 38:22.821
‫بابابزرگ بابای خودشو با
‫دستای خودش خاک کرد.

38:23.260 --> 38:27.460
‫با عزت این کارو کرد، قبرشو
‫با بیل خودش صاف و مرتب کرد.

38:28.356 --> 38:31.276
‫این مال دورانی بود که یه مرد این حق
‫رو داشت که توسط پسر خودش خاک بشه،

38:31.301 --> 38:34.716
‫و پسر هم این حق رو داشت
‫که توسط پدر خودش خاک بشه.

38:34.741 --> 38:36.196
‫قانون الان یه چیز دیگه میگه.

38:36.221 --> 38:38.782
‫بعضی وقتا آدم نمی‌تونه
‫از قانون پیروی کنه، عمراً.

38:38.807 --> 38:42.186
‫حداقل با عزت و شرافت نمی‌تونه.
‫خیلی وقت‌ها نمی‌شه.

38:44.661 --> 38:47.061
‫بعضی وقتا آدم باید
‫قانون رو کنار بزنه.

38:48.007 --> 38:52.087
‫حرفم اینه، من حق دارم
‫که بابای خودمو خاک کنم.

38:54.620 --> 38:56.397
‫کسی چیزی برای گفتن داره؟

38:57.223 --> 39:00.760
‫قانون عوض میشه،
‫ولی "باید"ها همیشه هستن.

39:01.526 --> 39:03.556
‫تو حق داری کاری که
‫باید انجام بدی رو انجام بدی.

39:03.581 --> 39:05.945
‫تو هم این حق رو
‫داری، جان. حرفی داری؟

39:05.970 --> 39:08.453
‫حرفی مخالف کارت ندارم، فقط...

39:08.478 --> 39:11.288
‫فقط انگار داریم
‫یواشکی خاکش می‌کنیم.

39:11.312 --> 39:13.464
‫شیوه‌ی بابابزرگ این
‫بود که بیاد شلیک کنه.

39:13.489 --> 39:15.516
‫ما نمی‌تونیم مثل بابابزرگ رفتار کنیم.

39:15.541 --> 39:18.061
‫باید برسیم کالیفرنیا، اونم
‫قبل از اینکه پولمون تموم بشه.

39:18.086 --> 39:21.207
‫خب، بعضی اوقات اونایی
‫که سرِ زمین کار می‌کنن،

39:21.231 --> 39:24.409
‫وقتی جنازه پیدا می‌کنن کلی سر و صدا
‫راه می‌ا‌ندازن، فکر می‌کنن طرف کشته شده.

39:25.196 --> 39:28.373
‫واسه دولت، مرده‌ها
‫مهم‌تر از زنده‌ها هستن.

39:28.398 --> 39:32.772
‫زمین و زمانو زیر و رو می‌کنن
‫ببینن طرف کی بوده و چجوری مرده.

39:32.797 --> 39:37.316
‫پیشنهاد من اینه که یه تکه کاغذ بنویسیم،
‫بذاریم تو یه بطری، کنار بابابزرگ دفنش کنیم،

39:37.341 --> 39:40.301
‫توش بنویسیم کیه، چطور
‫مرده و چرا اینجا خاکش کردیم.

39:40.326 --> 39:41.343
‫خوب فکریه.

39:41.953 --> 39:44.001
‫با یه دست خط خوب نوشته بشه.

39:44.916 --> 39:48.196
‫این‌جوری خیلی حس تنهایی هم
‫نداره، می‌دونیم که اسمش کنارش هست.

39:48.221 --> 39:51.276
‫یه پیرمرد بی‌نام و نشون نیست که...

39:51.966 --> 39:53.647
‫زیر خاکه.

39:54.861 --> 39:56.461
‫کسی دیگه چیزی برای گفتن نداره؟

39:59.421 --> 40:02.461
‫تام، تام، برو اونجا و
‫اون نوشته رو آماده کن.

40:02.836 --> 40:05.876
‫عمو جان، نوح، اَل، بیاین شروع کنیم.

40:05.901 --> 40:07.701
‫تو هم همینطور کانی.

40:11.036 --> 40:13.916
‫- مامان‌بزرگ چطوره؟
‫- خوابه.

40:14.754 --> 40:16.342
‫مامان، کاغذ قلم داری؟

40:16.367 --> 40:19.596
‫نه! همین یه مورد رو با خودمون نیاوردیم.

40:19.621 --> 40:21.007
‫- این مداد.
‫- ممنون.

40:21.032 --> 40:22.449
‫اینم انجیل.

40:22.474 --> 40:25.621
‫یه صفحه‌ی خالی اولش داره،
‫رو اون بنویس و پاره‌ش کن.

40:27.051 --> 40:29.411
‫مامان، باید یه چیزی ازت بپرسم.

40:29.769 --> 40:31.276
‫باز ترسیدی؟

40:31.301 --> 40:34.636
‫خب، هیچ زنی نیست که اون
‫نه ماهو بدون غصه بگذرونه.

40:34.661 --> 40:37.224
‫اگه واسه بچه بد بشه چی؟

40:37.249 --> 40:41.821
‫قدیما می‌گفتن: بچه‌ای که از تو غم و
‫غصه بدنیا اومده باشه، بچه‌ی شادی میشه.

40:41.846 --> 40:43.356
‫اما شاید هم آسیب ببینه؟

40:43.381 --> 40:45.276
‫اگه بشینی هی واسه خودت غصه بخوری،

40:45.301 --> 40:48.036
‫و هی سرتو بکنی تو
‫لاک خودت، آره، شاید.

40:48.061 --> 40:50.380
‫حالا، یه دقیقه بچه رو فراموش کن.

40:50.404 --> 40:52.313
‫خودش از پسِ خودش برمیاد.

40:52.338 --> 40:55.276
‫بده، بده منم یه کم کار کنم، باشه؟

40:55.301 --> 40:57.585
‫- بده.
‫- باشه.

40:57.610 --> 41:00.036
‫مامان، اینو گوش کن.

41:00.876 --> 41:03.316
‫اینجا ویلیام جیمز جود آرمیده،

41:03.341 --> 41:05.571
‫مرده به خاطر سکته، یک پیرمردِ خیلی پیر.

41:05.596 --> 41:08.916
‫خانواده‌ش دفنش کردن
‫چون پول کفن‌ودفن نداشتن.

41:08.941 --> 41:12.261
‫کسی نکشتش، فقط سکته کرد و مرد.

41:13.741 --> 41:15.741
‫خب، این خوبه.

41:16.578 --> 41:19.596
‫نمی‌تونی یه چیزی از کتاب مقدس
‫هم بیاری توش که مذهبی بشه؟

41:19.621 --> 41:22.301
‫کتاب مقدس رو بازش کن، یه
‫آیه‌ای، یه جمله‌ای بهش اضافه کن.

41:22.326 --> 41:25.356
‫باید کوتاه باشه، تو صفحه
‫خیلی جای خالی نمونده.

41:25.381 --> 41:28.196
‫"خدا رحمتش کنه" چطوره؟

41:28.221 --> 41:31.318
‫نه، اینجوری انگار دارش
‫زدن، بذار یه چیزی پیدا می‌کنم.

41:32.025 --> 41:34.876
‫یه دو سه فوت دیگه، خوب و عمیق بکنین.

41:34.901 --> 41:36.541
‫یه جمله‌ی خوبِ کوتاه پیدا کردم:

41:36.566 --> 41:40.381
‫"لوط گفت: آه، نه، ای پروردگار من."

41:41.181 --> 41:43.116
‫خب، اینکه اصلاً معنی نداره.

41:43.141 --> 41:46.236
‫حالا که می‌خوایم چیزی بنویسیم،
‫حداقل یه چیزی باشه که معنی داشته باشه.

41:46.261 --> 41:51.341
‫مزامیر رو باز کن، از اونجا به بعد،
‫تو مزامیر همیشه یه چیزی پیدا می‌شه.

41:51.366 --> 41:53.006
‫خیلی جالبه...

41:53.031 --> 41:57.010
‫از دست دادن بابابزرگ هیچ
‫تغییری توی حسم ایجاد نکرد.

41:57.581 --> 42:02.381
‫- غمگین‌تر از چیزی که بودم نیستم.
‫- این دو تا یه چیز بودن.

42:03.261 --> 42:06.874
‫بابابزرگ و همون ولایت قدیمی،
‫این دو تا یکی بودن.

42:07.741 --> 42:10.820
‫می‌خواست انگور رو کله‌ش له کنه...

42:12.139 --> 42:13.834
‫و از اینکارها بکنه.

42:14.461 --> 42:17.076
‫آره، همه‌ش داشت مسخره‌بازی در می‌آورد.

42:17.101 --> 42:18.631
‫فکر کنم می‌دونست.

42:19.646 --> 42:22.062
‫بابابزرگ امشب نمرد...

42:22.086 --> 42:24.381
‫به محض اینکه از اونجا آوردیمش بیرون مرد.

42:24.596 --> 42:28.516
‫پیدا کردم، این چیز خوبیه
‫و خیلی هم مذهبیه.

42:29.061 --> 42:34.076
‫"خوشا به حال کسی که گناهانش
‫آمرزیده شده، و خطاهایش پوشیده شده."

42:34.101 --> 42:36.476
‫- چطوره؟
‫- خیلی خوبه.

42:36.501 --> 42:39.421
‫اینو بکن تو بطری و درشو سفت و محکم ببند.

42:39.541 --> 42:42.328
‫- مامان‌بزرگ چی؟
‫- خوابه.

42:42.353 --> 42:45.461
‫شاید بعدا سرزنشم کنه
‫ولی من که بیدارش نمی‌کنم.

42:47.231 --> 42:48.761
‫خسته‌ست.

42:50.301 --> 42:52.716
‫باید دعا بخونیم، کمکمون می‌کنی؟

42:52.741 --> 42:55.861
‫کمک می‌کنم، اما
‫سرِ کارتون نمی‌ذارم.

42:55.886 --> 42:59.742
‫هیشکی از خونواده‌ی ما
‫بدون چند کلمه دعا خاک نشده.

42:59.767 --> 43:01.541
‫- دعا می‌خونم.
‫- باید بخونی.

43:01.756 --> 43:05.318
‫بدون دعا که درست نیست.
‫حالا یه چیزی هرچند کوتاه.

43:05.756 --> 43:08.393
‫یه دعای خیلی کوتاهه.

44:09.963 --> 44:15.643
‫این پیرمردی که اینجاست، زندگی کرد
‫و بعد هم زندگی‌ش تموم شد و مرد.

44:16.836 --> 44:20.756
‫نمی‌دونم خوب بود یا بد،
‫ولی اینش خیلی مهم نیست.

44:20.781 --> 44:23.781
‫زنده بود، و چیزی که مهمه همینه.

44:25.169 --> 44:30.569
‫یه بار یه بابایی داشت یه شعری می‌خوند
‫و ‌شنیدم که گفت: هرچی زنده‌ست مقدسه.

44:31.541 --> 44:34.627
‫یه کم که فکر کردم دیدم حرفش
‫از چیزی که گفت بزرگ‌تره.

44:35.655 --> 44:39.196
‫من واسه یه پیرمرد که مرده
‫دعا نمی‌کنم، اون که روبه‌راهه.

44:39.221 --> 44:43.478
‫یه کاری واسه انجام دادن داره، راهشم از
‫پیش براش چیده شده، یه راهم بیشتر نداره.

44:44.981 --> 44:46.867
‫ولی ما...

44:46.891 --> 44:49.729
‫ما یه کار داریم و هزارتا
‫راه برای انجام دادنش هست.

44:49.754 --> 44:51.851
‫نمی‌دونیم از کدوم راه بریم.

44:51.876 --> 44:54.236
‫پس اگه قرار باشه دعا کنم،

44:54.261 --> 44:56.858
‫واسه اونایی دعا می‌کنم که
‫نمی‌دونن باید کدوم راهو برن.

44:58.141 --> 45:01.701
‫اما بابابزرگ، راهش راحت و سرراسته.

45:03.816 --> 45:07.176
‫خب، حالا خاکش کنین،
‫بذارین بره سراغ کارش.

45:08.501 --> 45:10.741
‫- آمین.
‫- آمین.

45:43.661 --> 45:47.261
‫♫ دشت‌های سبز صدام می‌زنن...

45:50.247 --> 45:53.447
‫♫ فریادشون رو می‌شنوی؟

45:54.341 --> 45:59.341
‫♪ باید زنده بمونم...

46:00.608 --> 46:04.288
‫خیلی صدا میده، ولی فکر کنم اوضاعش خوب باشه.

46:05.181 --> 46:08.741
‫با این باری که داریم، خدا می‌دونه
‫اگه بخوایم از تپه بالا بریم چی می‌شه.

46:10.516 --> 46:13.236
‫مامان، بین اینجا تا
‫کالیفرنیا تپه‌ای چیزی داریم؟

46:13.261 --> 46:15.301
‫به‌نظرم تپه هست.

46:15.516 --> 46:18.076
‫البته من که نمی‌دونم، ولی
‫فکر کنم شنیدم هم تپه هست،

46:18.101 --> 46:19.941
‫هم کوه، کوه‌های بلند.

46:19.966 --> 46:22.716
‫اگه سربالایی باشه داغون میشیم ها!

46:22.741 --> 46:25.021
‫باید یه کم از وسایل‌ها رو بریزیم دور.

46:28.247 --> 46:31.847
‫شاید نباید اون واعظو با خودمون می‌آوردیم.

46:32.704 --> 46:34.875
‫صبر کن، جلوتر که بریم،
‫خوشحال می‌شی که باهامونه.

46:34.912 --> 46:36.207
‫اون واعظ قراره کمک‌مون کنه.

46:36.232 --> 46:38.940
‫مامان...مامان...

46:38.965 --> 46:40.978
‫تو از رفتن می‌ترسی؟

46:41.380 --> 46:43.794
‫از رفتن به یه جای جدید می‌ترسی؟

46:43.819 --> 46:44.874
‫یه کمی.

46:45.916 --> 46:49.316
‫فقط اونقدرها شبیه به ترسیدن نیست.
‫من اینجا نشستم و منتظرم.

46:49.341 --> 46:51.941
‫اگه اتفاقی بیافته و باید کاری بکنم،
‫اون کارو انجام میدم.

46:51.966 --> 46:55.556
‫به این فکر نمی‌کنی که وقتی
‫رسیدیم اونجا چی میشه؟

46:55.690 --> 46:58.436
‫از این نمی‌ترسی که اونجوری
‫که فکر می‌کردیم خوب نباشه؟

46:58.461 --> 47:00.512
‫نه، نه نمی‌ترسم.

47:00.536 --> 47:03.196
‫نمی‌تونی اینجوری فکر کنی.
‫منم نمی‌تونم اینجوری فکر کنم.

47:03.221 --> 47:05.647
‫زندگی کردنِ کلی زندگی
‫بیش از حد توانمونه.

47:06.061 --> 47:09.396
‫جلو رومون هزار تا زندگی
‫هست که ممکنه داشته باشیم،

47:09.421 --> 47:11.981
‫ولی وقتش که برسه فقط یکی‌شو داریم.

47:12.634 --> 47:15.021
‫اگه بخوام همه رو
‫زندگی کنم، طاقت نمیارم.

47:16.276 --> 47:18.996
‫تو باید تو آینده زندگی
‫کنی، چون خیلی جوونی.

47:19.021 --> 47:21.556
‫ولی واسه من، فقط یه
‫جاده‌س که داره رد می‌شه.

47:21.581 --> 47:24.236
‫موضوع فقط اینه که کی
‫میخوان بازم دنده‌ی خوک بخورن،

47:24.261 --> 47:26.741
‫تنها کاری که می‌تونم بکنم همینه،
‫بیشتر از این نمی‌تونم.

47:26.861 --> 47:29.676
‫و اگه بخوام به بیشتر از این فکر کنم،
‫بقیه هم ناراحت میشن.

47:29.701 --> 47:32.381
‫همه رو من حساب کردن که
‫فقط به همین یه مورد فکر کنم.

47:33.141 --> 47:35.596
‫♪ میخوام خودمو بلند کنم

47:35.621 --> 47:38.861
‫♪ از بین مرده‌ها بلند کنم

47:39.621 --> 47:44.341
‫♪ دوباره ایمانم رو به‌دست میارم

47:48.581 --> 47:51.621
‫♪ بعدش می‌بینی که من...

47:51.741 --> 47:55.461
‫♪ می‌خونم تا بفهمم

47:55.581 --> 47:59.661
‫♪ دوباره ایمانم رو به‌دست میارم

48:24.916 --> 48:29.611
‫خدا رو شکر که اون تیکه رو جور کردیم.
‫فردا صبح راهش می‌ا‌ندازیم.

48:29.636 --> 48:33.957
‫اگه شما سه نفر بخواین اینجا
‫چادر بزنین، باید چهار دلار بدین.

48:33.982 --> 48:36.935
‫جا واسه چادر زدن
‫گیرتون میاد با آب و هیزم،

48:36.960 --> 48:38.596
‫کسی هم کاری به کارتون نداره.

48:38.716 --> 48:39.996
‫یعنی چی؟

48:40.021 --> 48:43.821
‫می‌تونیم کنار جاده تو یه
‫گودال بخوابیم، مفتی هم در میاد.

48:43.846 --> 48:46.584
‫شبی که کلانتر از اینجا رد میشه...

48:47.154 --> 48:49.032
‫شاید اوضاع براتون یه‌کم سخت بشه.

48:49.661 --> 48:52.663
‫تو این ایالت قانون داریم
‫که کسی بیرون نخوابه،

48:52.688 --> 48:54.449
‫واسه آواره‌ها هم قانون داریم.

48:54.474 --> 48:57.476
‫خب اگه یه نیم دلاری
‫بدم دیگه آواره نیستم، ها؟

48:57.795 --> 48:59.035
‫درسته.

48:59.060 --> 49:01.580
‫احتمالاً کلانتر دامادتون که نیست، نه؟

49:02.341 --> 49:04.049
‫نه، نیست.

49:04.073 --> 49:07.129
‫ولی هنوز اون موقع
‫نرسیده که ما محلی‌های اینجا

49:07.154 --> 49:09.956
‫بخوایم از شما ولگردها حرف‌شنوی داشته باشیم.

49:09.981 --> 49:11.327
‫ولگرد؟

49:11.352 --> 49:13.622
‫ از کی تا حالا ما شدیم ولگرد؟

49:13.647 --> 49:15.554
‫ما چیزی ازت نخواستیم.

49:15.821 --> 49:17.541
‫همه‌مون ولگردیم، ها؟

49:17.566 --> 49:21.196
‫خب، ما واسه اینکه بتونیم دراز بکشیم و
‫استراحت کنیم یه قرون هم از تو نخواستیم.

49:21.221 --> 49:23.141
‫- بی‌خیالش شو، تام.
‫- آره، حتما بی‌خیال میشم.

49:23.166 --> 49:24.838
‫دلم نمی‌خواد دردسر درست کنم.

49:24.863 --> 49:27.116
‫ولی سخته آدمو ولگرد صدا بزنن.

49:27.141 --> 49:31.436
‫ها! از این نمی‌ترسم که هم خودتو نفله
‫کنم، هم اون کلانترتو، به جان تو راست میگم.

49:31.461 --> 49:34.971
‫- ولی خب به صلاح نیست.
‫- نیم دلار هم نداری؟

49:34.996 --> 49:39.636
‫چرا دارم، ولی لازمش دارم، نمی‌تونم
‫واسه خوابیدن خشک و خالی خرجش کنم.

49:39.661 --> 49:42.581
‫- خب، ما هم باید خرج زندگی‌مونو دربیاریم.
‫- آره؟

49:42.606 --> 49:45.836
‫کاش یه راهی بود که آدم
‫بی‌اینکه از بقیه بِکَنه، پول در بیاره.

49:45.861 --> 49:49.076
‫صبح زود راه میفتیم.
‫ببین آقا، ما پول دادیم.

49:49.101 --> 49:51.844
‫اینایی که اینجان جزو خونواده‌مون‌ند.

49:51.869 --> 49:54.483
‫نمی‌تونن بمونن؟ یه
‫دلار و نیم پول دادیم.

49:54.508 --> 49:55.901
‫واسه نه نفر.

49:56.996 --> 49:58.902
‫سه نفر دیگه، یعنی پنجاه سنت اضافی.

49:58.927 --> 50:01.741
‫ما میریم تو جاده، صبح میایم دنبال شما،
‫با این مشکلی نداری؟

50:02.981 --> 50:06.861
‫اگه فقط همونایی که اومدن و
‫پول دادن بمونن، مشکلی نداره.

50:08.651 --> 50:11.131
‫وقتی برسیم غرب، کار پیدا می‌کنیم،

50:11.156 --> 50:13.756
‫و یه تیکه زمینِ کشاورزی
‫می‌گیریم که آب هم داشته باشه.

50:13.781 --> 50:17.916
‫شماها باید یه پول
‫درست‌وحسابی کنار گذاشته باشین.

50:17.941 --> 50:20.462
‫نه، ما پولی نداریم،

50:20.487 --> 50:23.116
‫ولی همه‌مون کاربلدیم،
‫آدمای خوبی هم هستیم.

50:23.141 --> 50:24.955
‫اونجا دستمزدهای خوبی میدن،

50:24.979 --> 50:26.941
‫همه رو رو هم می‌ذاریم،
‫از پسش برمیایم.

50:26.966 --> 50:29.467
‫شرط می‌بندم دارین
‫میرین کالیفرنیا.

50:29.491 --> 50:31.276
‫خودم بهت گفتم، چیو حدس زدی.

50:31.301 --> 50:33.941
‫من، من دارم بر می‌گردم.

50:34.701 --> 50:36.209
‫اونجا بودم،

50:36.234 --> 50:38.676
‫حالا دارم برمی‌گردم
‫که از گشنگی بمیرم.

50:38.701 --> 50:40.991
‫ترجیح میدم یکبار و برای
‫همیشه از گشنگی بمیرم.

50:41.016 --> 50:42.916
‫داری چی میگی واسه خودت؟

50:42.941 --> 50:45.141
‫من یه برگه‌ی تبلیغاتی دارم
‫که میگه دستمزد خوبی میدن.

50:45.166 --> 50:48.569
‫یه چند وقت پیش توی روزنامه خوندم
‫که واسه چیدن میوه کارگر لازم دارن.

50:48.594 --> 50:50.004
‫نمی‌خوام حالتونو بگیرم.

50:50.029 --> 50:51.642
‫قرار نیست حالمونو بگیری.

50:51.667 --> 50:54.140
‫حالا که چرت و پرتت رو
‫گفتی دیگه تا آخرش بگو.

50:54.165 --> 50:55.756
‫اعلان میگه کارگر لازم دارن.

50:55.781 --> 50:57.384
‫آخه تو نمی‌دونی چجور
‫کارگرهایی لازم دارن.

50:57.409 --> 50:58.291
‫منظورت چیه؟

50:58.316 --> 51:01.131
‫ببین، تو اون اعلان شما نوشته
‫شده چندتا کارگر میخوان؟

51:01.156 --> 51:03.489
‫هشتصد نفر، تازه فقط
‫واسه یه گوشه‌ی کوچیکش.

51:03.514 --> 51:06.516
‫- برگه‌ی اعلانش نارنجی‌رنگ نبود؟
‫- چرا بود.

51:06.541 --> 51:09.589
‫تهش اسم یه بابایی رو ننوشته
‫بود که فلانی، پیمانکار کارگرا؟

51:11.036 --> 51:14.451
‫- درسته، تو از کجا می‌دونی؟
‫- ببین، با عقل جور در نمیاد.

51:14.476 --> 51:18.676
‫این بابا هشتصد تا کارگر می‌خواد
‫بعد پنج هزارتا از اونا رو چاپ کرده.

51:18.701 --> 51:20.901
‫بعد شاید بیست هزار نفر اینو بخونن.

51:20.926 --> 51:23.088
‫از بین اونا شاید دو یا سه
‫هزارنفر راه بیفتن به سمت اونجا.

51:23.113 --> 51:24.430
‫همه‌شم رو حساب همین اعلان.

51:24.636 --> 51:27.463
‫- آدمایی که از نگرونی دیوونه شدن.
‫- ولی خب، باز هم با عقل جور در نمیاد.

51:27.488 --> 51:29.899
‫تا وقتی اون بابایی که این برگه رو پخش
‫کرده رو نبینی، هیچی دستگیرت نمیشه.

51:29.924 --> 51:30.916
‫ولی می‌بینینش.

51:30.941 --> 51:33.941
‫قراره کنار یه خندق با پنجاه
‫تا خونواده‌ی دیگه چادر بزنین.

51:33.966 --> 51:36.516
‫اون بابا سرک می‌کشه توی چادرت
‫که ببینه چیزی برای خوردن داری یا نه.

51:36.541 --> 51:39.196
‫اگه ببینه هیچی نداری
‫میگه: "کار می‌خوای؟"

51:39.316 --> 51:41.716
‫تو هم میگی: "بله آقا!

51:41.741 --> 51:44.381
‫خیلی هم ممنون میشم
‫اگه یه کاری بهم بدین."

51:44.634 --> 51:47.794
‫اونم میگه: "به کارم میای."

51:48.596 --> 51:51.276
‫شاید فقط ۲۰۰ نفر لازم داشته
‫باشه، ولی با ۵۰۰ نفر حرف می‌زنه.

51:51.301 --> 51:55.636
‫اونا هم به بقیه میگن، و وقتی می‌رسی
‫اونجا، می‌بینی ۱۰۰۰ نفر جمع شدن.

51:56.086 --> 51:58.516
‫اون بابا می‌گه: "ساعتی 20سنت میدم."

51:58.541 --> 52:00.268
‫بعد نصف آدم‌ها پا میشن میرن،

52:00.293 --> 52:03.308
‫ولی هنوز پونصد نفر هستن که انقدر گشنه‌شونه

52:03.333 --> 52:05.032
‫که حاضرن هیچی نگیرن و
‫فقط واسه یه تیکه نون کار کنن.

52:05.057 --> 52:07.360
‫مطمئنی جزو اون آشوب‌طلب‌ها نیستی؟

52:08.786 --> 52:11.971
‫- مطمئنی از اون کارگرنماها نیستی؟
‫- بخدا قسم که نیستم.

52:11.996 --> 52:15.556
‫از اون قماش زیاد پیدا میشه،
‫میرن اینور اونور و آشوب بپا می‌کنن.

52:15.894 --> 52:19.376
‫ملت رو دیوونه می‌کنن، خودشونو با
‫دوز و کلک قاطی بقیه می‌کنن، خیلی زیادن.

52:20.876 --> 52:25.716
‫یه روزی می‌رسه که همه‌شونو از درخت
‫آویزون می‌کنیم، همه‌ی این آشوب‌طلب‌ها رو.

52:26.312 --> 52:28.015
‫از کشور پرت‌شون می‌کنیم بیرون.

52:29.701 --> 52:32.004
‫مردی که بخواد کار کنه، قدمش رو چشم.

52:32.028 --> 52:34.461
‫اگه نمیخواد بهتره بره به جهنم.

52:35.501 --> 52:37.690
‫من یه چیزی رو
‫می‌خواستم بهتون بگم که...

52:37.715 --> 52:39.563
‫یه سال طول کشید تا خودم بفهمم.

52:40.443 --> 52:44.178
‫دو تا از بچه‌هام باید می‌مردن، زنم باید
‫می‌مرد تا بفهمم، ولی نمی‌تونم بهتون بگم.

52:44.529 --> 52:47.346
‫کاش می‌دونستم، ولی هیشکی
‫نمی‌تونست به خودِ منم اینو بگه.

52:47.381 --> 52:49.794
‫نمی‌تونم واستون بگم که اون بچه‌های
‫کوچیک چطور توی چادر افتاده بودن،

52:49.819 --> 52:51.716
‫شکم‌شون باد کرده بود و فقط
‫پوست و استخون مونده بود.

52:51.741 --> 52:53.341
‫می‌لرزیدن و مثل توله‌سگ ناله می‌کردن،

52:53.366 --> 52:55.326
‫و من اینور اونور می‌دوییدم
‫که یه کاری پیدا کنم...

52:55.351 --> 52:57.516
‫نه واسه پول، نه واسه دستمزد!

52:57.541 --> 53:02.153
‫به خدا قسم، فقط واسه یه
‫پیمونه آرد و یه قاشق روغن.

53:03.828 --> 53:05.529
‫بعد مامور متوفیات اومد.

53:06.876 --> 53:09.149
‫گفت این بچه‌ها از
‫ایست قلبی مردن.

53:09.916 --> 53:11.382
‫همینو نوشت تو برگه‌ش.

53:12.409 --> 53:14.053
‫چقدر می‌لرزیدن...

53:14.844 --> 53:17.729
‫و شکم‌هاشون مثل
‫مثانه‌ی خوک باد کرده بود.

53:19.956 --> 53:22.358
‫مامان‌بزرگ هم بالاخره رفت تو چرت.

53:22.382 --> 53:23.876
‫این یارو داشت می‌گفت...

53:23.901 --> 53:26.291
‫چیزی که این یارو داشت می‌گفت جالب بود...

53:26.316 --> 53:29.316
‫می‌گفت خیلی‌ها مثل ما
‫دارن میرن همون سمتی.

53:29.341 --> 53:33.516
‫آخ، دلم پر می‌کشه برم! می‌خوام
‫زودتر برسم اونجایی که سرسبزه و غنی.

53:33.541 --> 53:36.431
‫- می‌خوام زودتر برسیم.
‫- همه آماده‌ان؟

53:36.456 --> 53:40.176
‫همه جز کانی و رزاشارن.
‫رفتن تو هوای آزاد بخوابن.

53:40.201 --> 53:41.839
‫میگن توی کمپ زیادی گرمه.

53:44.716 --> 53:48.236
‫اگه حرفای اون یارو
‫راست باشه، چی؟

53:48.261 --> 53:51.599
‫واقعاً داره حقیقت رو میگه.
‫چیزی که واسه خودش حقیقته.

53:52.461 --> 53:55.116
‫- الکی چیزی بهم نمی‌بافت.
‫- خب ما چی؟

53:55.635 --> 53:57.355
‫واسه ما هم حقیقت همونه؟

53:58.221 --> 53:59.581
‫نمی‌دونم.

54:00.301 --> 54:01.539
‫نمی‌دونم.

54:06.779 --> 54:09.939
‫♪ ما مردمیم

54:11.824 --> 54:15.224
‫♪ ما هموناییم که زندگی می‌کنیم

54:17.381 --> 54:25.581
‫♪ ما محکم می‌ایستیم

54:28.381 --> 54:31.981
‫♪ ما مردمیم

54:32.708 --> 54:35.748
‫♪ چیزی نیست که شجاعتمون از پسش برنیاد

54:36.661 --> 54:45.621
‫♪ ادامه میدیم

54:47.036 --> 54:50.836
‫♪ آدم روح داره، اما
‫روحش واسه خودِ خودش نیست

54:50.861 --> 54:53.701
‫♪ جزئی از یه چیز بزرگ‌تره

54:54.796 --> 54:58.596
‫♪ زن مثل رود جاری می‌شه، پیش میره

54:58.621 --> 55:00.973
‫♪ نیرویی که نمی‌شه جلوش رو گرفت

55:02.501 --> 55:05.901
‫♪ ما مردمیم

55:06.581 --> 55:09.301
‫♪ ما هموناییم که زندگی می‌کنیم

55:10.541 --> 55:16.821
‫♪ ما محکم می‌ایستیم

55:20.036 --> 55:22.245
‫شماها عجب جربزه‌ای دارین.

55:23.076 --> 55:26.606
‫- منظورت چیه؟
‫- این که با این قراضه راه افتادین.

55:27.341 --> 55:29.168
‫وقتی هیچ چاره‌ای نباشه،

55:29.193 --> 55:31.261
‫واسه انجام کارها جربزه لازم نیست،

55:32.261 --> 55:34.621
‫باشه، مرسی. ما راه میفتیم.

55:35.386 --> 55:37.541
‫خب، همه سوار شین!

55:43.701 --> 55:46.327
‫وای خدا، چه گروه زمختی‌ند!

55:46.352 --> 55:49.236
‫این اوکلندی‌ها، همه‌شون زمخت‌ند.

55:49.261 --> 55:51.996
‫خدا شاهده، من جرات نداشتم
‫با همچین قراضه‌ای راه بیفتم.

55:52.021 --> 55:54.261
‫خب، من و تو عقل داریم.

55:54.476 --> 55:58.596
‫ولی این اوکلندی‌های لعنتی؟ نه عقل
‫دارن، نه احساس، اصلا آدم نیستن.

55:59.048 --> 56:02.226
‫یه آدمِ درست و حسابی
‫اینجوری زندگی نمی‌کنه که.

56:02.261 --> 56:05.268
‫یه آدمِ درست و حسابی نمی‌تونه
‫تحمل کنه که اینقدر کثیف و بدبخت باشه.

56:06.756 --> 56:10.476
‫♪ ما مردمیم

56:10.501 --> 56:14.461
‫♪ چیزی نیست که شجاعتمون از پسش برنیاد

56:14.581 --> 56:23.461
‫♪ ادامه میدیم

56:24.491 --> 56:27.426
‫خب، هنوز کویر رو تو راهمون داریم.

56:27.955 --> 56:30.233
‫باید آب پیدا کنیم،
‫یه کم استراحت کنیم.

56:41.781 --> 56:44.741
‫بده من درش بیارم.

56:59.876 --> 57:02.156
‫مامان، وقتی رسیدیم،

57:02.181 --> 57:05.141
‫شماها می‌خواین میوه بچینین و
‫یه گوشه تو دهات بمونین، نه؟

57:05.166 --> 57:09.156
‫ما هنوز نرسیدیم، نمی‌دونیم
‫اونجا چجوریه، باید ببینیم.

57:09.181 --> 57:13.236
‫خب، من و کانی دیگه
‫نمی‌خوایم تو ده زندگی کنیم.

57:13.832 --> 57:16.009
‫برنامه‌شو ریختیم که میخوایم چیکار کنیم.

57:16.034 --> 57:18.714
‫نمی‌خواین پیش ما بمونین؟ پیش خونواده؟

57:19.381 --> 57:22.451
‫خب، من و کانی در موردش حرف زدیم...

57:22.476 --> 57:24.283
‫مامان، ما می‌خوایم
‫تو شهر زندگی کنیم.

57:25.021 --> 57:28.501
‫کانی می‌خواد توی یه مغازه یا
‫شاید یه کارخونه کار پیدا کنه.

57:28.526 --> 57:31.076
‫می‌خواد خونه درس بخونه،
‫شاید درباره‌ی رادیوها،

57:31.101 --> 57:34.581
‫که یه روزی بشه یه کارشناس و
‫بعدش شاید مغازه‌ی خودشو داشته باشه.

57:35.581 --> 57:38.461
‫بعد هر وقت که دلمون خواست می‌ریم سینما.

57:40.062 --> 57:42.596
‫کانی میگه وقتی بچه بخواد
‫دنیا بیاد، برام دکتر می‌گیره،

57:42.621 --> 57:46.677
‫میگه بستگی داره اوضاع چطور
‫پیش بره، ولی شاید برم بیمارستان.

57:47.781 --> 57:51.581
‫بعدش یه ماشینم
‫می‌گیریم، یه کوچیکشو.

57:53.461 --> 57:56.376
‫وقتی درس خوندن شبونه‌اش تموم شد...

57:56.401 --> 57:57.836
‫خب، خیلی خوب میشه.

57:57.956 --> 58:00.076
‫یه صفحه از مجله‌ی داستان‌های
‫عاشقانه‌ی وسترن کند،

58:00.101 --> 58:03.908
‫می‌خواد سفارش بده واسه‌ی یه
‫دوره‌ی آموزشی، چون ارسال‌ش مجانیه.

58:04.468 --> 58:07.188
‫همین رو هم تو اون آگهی
‫نوشته بود، خودم دیدم.

58:08.088 --> 58:11.436
‫تو شهر زندگی می‌کنیم، هروقت
‫خواستیم میریم سینما، بعد...

58:11.896 --> 58:16.094
‫بعدش من یه اتوی برقی میخرم.

58:18.136 --> 58:20.506
‫فکر کردم شاید همه‌مون بریم شهر،

58:20.531 --> 58:23.882
‫بعدش وقتی کانی مغازه‌شو زد،
‫اَل هم می‌تونه بره پیشش کار کنه.

58:23.907 --> 58:27.716
‫نمی‌خوایم ازمون جدا بشی، خوب
‫نیست که آدم از خونواده‌ش جدا شه.

58:27.741 --> 58:30.586
‫من برم واسه کانی کار کنم؟ ها!

58:30.610 --> 58:33.205
‫چطوره کانی بیاد واسه من کار کنه؟

58:33.230 --> 58:35.701
‫فکر می‌کنه تنها تخمِ حرومی که
‫می‌تونه شب‌ها درس بخونه خودشه؟

58:58.062 --> 59:01.851
‫این چندروز گذشته بدجوری تو خودت بودی.

59:03.303 --> 59:04.921
‫چته؟ پکر شدی؟

59:06.661 --> 59:09.958
‫وقتی واعظ بودم انقدر حرف
‫زدم که تا آخر عمرم بسه.

59:09.983 --> 59:13.029
‫آره، ولی گاهی حرفای
‫درستی هم می‌زدی.

59:15.596 --> 59:16.913
‫همه‌ش فکرم درگیره.

59:17.718 --> 59:21.886
‫توی جاده به ماشین‌هایی که از کنارمون رد
‫شدن و از کنارشون رد شدیم خوب دقت کردم.

59:21.911 --> 59:23.076
‫به چی‌شون دقت کردی؟

59:23.101 --> 59:26.574
‫هزارتا خونواده مثل ما دارن میرن
‫غرب، هیچ‌کدوم‌شون به طرف شرق نمیره.

59:26.599 --> 59:28.196
‫- متوجه شده بودی؟
‫- آره، متوجه شده بودم.

59:28.221 --> 59:30.221
‫انگار کل کشور داره جابه‌جا میشه.

59:30.246 --> 59:32.649
‫آره، کل کشور داره جابه‌جا میشه،
‫ما هم همینطور.

59:32.674 --> 59:34.715
‫حالا اگه خودِ ما
‫و بقیه‌ی مردم...

59:34.740 --> 59:36.474
‫اگه اونجا هیچ کاری
‫واسه‌شون نباشه چی؟

59:36.499 --> 59:38.084
‫لعنتی! من از کجا بدونم؟

59:38.109 --> 59:40.349
‫فقط دارم یه پا رو
‫می‌ذارم جلوی اون یکی.

59:40.621 --> 59:42.436
‫چهارسال تو مک همین کارو کردم،

59:42.461 --> 59:44.529
‫فقط راه می‌رفتم، یه بار تو
‫سلول، یه بار بیرون سلول،

59:44.554 --> 59:46.190
‫یه بار تو غذاخوری، یه
‫بار بیرون غذاخوری، ای‌خدا!

59:46.215 --> 59:47.696
‫فکر می‌کردم وقتی
‫بیام بیرون فرق میکنه!

59:47.721 --> 59:50.025
‫- گوش کن، تام...
‫- نه، می‌خوام حموم کنم.

59:50.050 --> 59:52.676
‫می‌خوام خودمو بشورم، بعد
‫کل روز برم زیر سایه چرت بزنم.

59:52.701 --> 59:56.261
‫این چه وضعشه!
‫هرچی بخوای بگی خیلی سخته!

59:57.261 --> 01:00:00.217
‫اوه! یا عیسی‌مسیح، همینو می‌خواستم.

01:00:00.756 --> 01:00:03.436
‫- ما این کوه‌هارو رد کردیم؟
‫- آره.

01:00:03.461 --> 01:00:05.343
‫هنوز کویر مونده.

01:00:05.367 --> 01:00:07.036
‫شنیدم بد مادرقحبه‌ایه.

01:00:07.061 --> 01:00:09.756
‫- امشب میخوایم ازش رد بشیم؟
‫- نظر تو چیه بابا؟

01:00:09.781 --> 01:00:13.596
‫خب، نمی‌دونم، یه استراحت کوچیک
‫خوبه برامون، مخصوصاً واسه مادربزرگ.

01:00:13.621 --> 01:00:17.636
‫ولی از یه طرف، دلم می‌خواد هر چه
‫زودتر ازش رد بشیم و بریم سر یه کاری.

01:00:17.661 --> 01:00:19.266
‫من دلم می‌خواد همین‌جا بمونم.

01:00:20.741 --> 01:00:23.139
‫دوست دارم تا ابد همینجا دراز بکشم،

01:00:23.163 --> 01:00:24.845
‫نه هیچوقت گرسنه بشم،

01:00:25.421 --> 01:00:28.021
‫نه هیچوقت غصه‌دار.

01:00:28.916 --> 01:00:32.293
‫فقط همینجوری کل زندگی‌مو توی آب لم بدم،

01:00:32.318 --> 01:00:35.101
‫تنبل‌تر از یه خوک توی گل.

01:00:37.556 --> 01:00:40.076
‫هیچ‌وقت کوه‌هایی به
‫این ناهمواری ندیده بودم.

01:00:40.101 --> 01:00:42.318
‫این سرزمینه انگار قاتله.

01:00:42.975 --> 01:00:45.535
‫اینا انگار استخون‌های یه سرزمین‌ند.

01:00:46.421 --> 01:00:48.836
‫دوست دارم ببینم هیچوقت
‫ممکنه به یه جایی برسیم،

01:00:48.861 --> 01:00:51.889
‫یه جایی که بشه زندگی کرد، بدون اینکه
‫هی با سنگ و صخره‌ها دست‌وپنجه نرم کنی.

01:00:52.876 --> 01:00:56.876
‫یه‌بار عکس‌‌های یه کشور رو دیدم،
‫صاف بود و سرسبز،

01:00:56.901 --> 01:00:59.461
‫با خونه‌های نقلی سفید،
‫مثل همونایی که مامان میگه.

01:01:00.421 --> 01:01:02.488
‫مامان واسه یه خونه‌ی سفید
‫دلشو حسابی صابون زده.

01:01:03.488 --> 01:01:05.568
‫گاهی فکر می‌کنم همچین
‫جایی اصلاً وجود نداره.

01:01:05.981 --> 01:01:08.230
‫صبر کن برسیم به کالیفرنیا.

01:01:08.254 --> 01:01:09.981
‫اون‌وقته که یه سرزمین قشنگ می‌بینی.

01:01:16.658 --> 01:01:19.058
‫بهتره خوب بری اون زیر!

01:01:20.501 --> 01:01:22.901
‫آفتاب حسابی کبابت می‌کنه.

01:01:41.861 --> 01:01:43.941
‫- تام؟
‫- بله.

01:01:46.181 --> 01:01:48.501
‫تام، من دیگه نمی‌خوام برم.

01:01:49.461 --> 01:01:50.553
‫یعنی چی؟

01:01:51.926 --> 01:01:54.846
‫تام، من دیگه نمیخوام این آب رو ول کنم.

01:01:55.941 --> 01:01:58.500
‫میخوام همینطور این رودخونه رو برم پایین.

01:01:59.047 --> 01:02:00.229
‫دیوونه شدی.

01:02:02.418 --> 01:02:04.495
‫نه، یه تیکه نخ پیدا می‌کنم...

01:02:06.101 --> 01:02:07.682
‫ماهی می‌گیرم.

01:02:07.707 --> 01:02:11.756
‫آدم کنار یه رودخونه‌ی قشنگ
‫نمی‌تونه از گشنگی بمیره.

01:02:11.781 --> 01:02:14.707
‫خونواده چی؟ ها؟
‫مامان چی؟

01:02:17.341 --> 01:02:18.750
‫کاری از دستم برنمیاد.

01:02:19.733 --> 01:02:22.371
‫نه، نمی‌تونم این آب رو ول کنم.

01:02:23.392 --> 01:02:25.068
‫می‌دونی چجوریه دیگه تام.

01:02:27.021 --> 01:02:30.295
‫می‌دونی که همه...

01:02:30.319 --> 01:02:32.381
‫چجوری باهام خوب بودن، ولی...

01:02:34.156 --> 01:02:36.596
‫- ولی واقعاً من که براشون مهم نیستم.
‫- نه.

01:02:36.621 --> 01:02:39.327
‫نه، زده به سرت.

01:02:41.041 --> 01:02:43.434
‫نه، نزده به سرم.

01:02:44.861 --> 01:02:47.159
‫ببین...

01:02:47.183 --> 01:02:48.981
‫من می‌دونم چجوری‌ام.

01:02:50.832 --> 01:02:53.527
‫و می‌دونم اونا متاسف‌ند، ولی...

01:02:57.112 --> 01:02:59.083
‫نه، من جایی نمیرم.

01:02:59.108 --> 01:03:00.439
‫تو به مامان بگو تام.

01:03:00.464 --> 01:03:03.830
‫- نه، گوش کن ببین...
‫- نه، من باید رودخونه رو برم پایین تام.

01:03:03.855 --> 01:03:07.125
‫من ماهی و چیزمیز می‌گیرم...

01:03:07.150 --> 01:03:10.189
‫ولی نمی‌تونم رودخونه
‫رو ول کنم، نمی‌تونم.

01:03:11.329 --> 01:03:13.516
‫پس تو به مامان بگو تام.

01:03:13.541 --> 01:03:17.373
‫- گوش کن احمق نفهم!
‫- تام، فایده نداره.

01:03:18.651 --> 01:03:19.575
‫من...

01:03:22.341 --> 01:03:23.821
‫من غمگینم.

01:03:26.190 --> 01:03:28.470
‫ولی نمی‌تونم کاری‌ش کنم.

01:03:31.421 --> 01:03:33.501
‫باید برم.

01:03:34.420 --> 01:03:36.713
‫ویل!

01:03:36.738 --> 01:03:39.396
‫ویل همین الان بیا اینجا!

01:03:39.421 --> 01:03:42.152
‫بهش گفتم بیاد اینجا.

01:03:42.176 --> 01:03:43.676
‫گیرش میارم،

01:03:43.701 --> 01:03:45.638
‫موهاشو از جا می‌کنم!

01:03:46.663 --> 01:03:48.335
‫بدجور مریض شده.

01:03:54.318 --> 01:03:59.598
‫وقتی جوونی رزشارن، هراتفاقی که
‫می‌افته انگار یه چیزی واسه خودشه.

01:04:01.173 --> 01:04:04.295
‫و خیلی حس تنهایی داره تو خودش، می‌دونم.

01:04:04.320 --> 01:04:06.574
‫منم یادمه، رزشارن.

01:04:08.396 --> 01:04:10.796
‫تو قراره بچه‌دار بشی، رزشارن،

01:04:10.821 --> 01:04:13.316
‫و این برای تو چیزیه
‫که تنهایی داره و دوره،

01:04:13.341 --> 01:04:14.772
‫ولی قراره درد داشته باشه،

01:04:15.822 --> 01:04:18.023
‫و اون درد یه درد در تنهاییه.

01:04:19.175 --> 01:04:21.584
‫و این کامیونم انگار تنهاست توی دنیا.

01:04:23.891 --> 01:04:25.838
‫یه وقتایی هست که
‫همه چی عوض میشه،

01:04:26.718 --> 01:04:28.920
‫و اون موقع که برسه،

01:04:28.944 --> 01:04:31.729
‫مردن، یه تیکه از تموم مردن‌هاست،

01:04:31.754 --> 01:04:34.956
‫و زاییدن، یه تیکه از تموم زاییدن‌هاست،

01:04:34.981 --> 01:04:37.045
‫و زاییدن و مردن،

01:04:37.079 --> 01:04:39.431
‫دو تا تیکه از یه چیزن.

01:04:40.381 --> 01:04:42.876
‫و اون موقع‌ست که چیزها
‫دیگه حس تنهایی ندارن.

01:04:43.245 --> 01:04:45.556
‫و اون موقع دیگه درد اونقدرهام درد نداره،

01:04:45.581 --> 01:04:48.657
‫چون دیگه یه درد تنها نیست، رزاشارن.

01:04:50.685 --> 01:04:53.756
‫آخ که کاش می‌تونستم طوری
‫بگم که بفهمی، ولی نمی‌تونم.

01:04:53.781 --> 01:04:56.716
‫ویل! ای کثافت!

01:04:57.295 --> 01:04:59.476
‫هیچوقت قرار نیست تمیز بشی.

01:04:59.501 --> 01:05:02.299
‫بیا، مامان‌بزرگت رو باد بزن.

01:05:02.323 --> 01:05:04.021
‫اینکار کارِ خوبیه.

01:05:07.221 --> 01:05:09.861
‫آخ که کاش می‌تونستم
‫یه جوری بگم که بفهمی.

01:05:13.866 --> 01:05:14.561
‫مامان.

01:05:16.871 --> 01:05:18.333
‫یه چیزی باید بهت بگم.

01:05:19.501 --> 01:05:20.975
‫نوح...

01:05:20.999 --> 01:05:22.520
‫رفت پایینِ رودخونه.

01:05:23.525 --> 01:05:25.101
‫نمی‌خواد با ما بیاد.

01:05:28.067 --> 01:05:28.916
‫چرا؟

01:05:28.941 --> 01:05:30.065
‫نمیاد؟

01:05:30.547 --> 01:05:32.519
‫چه مرگش شده؟

01:05:32.544 --> 01:05:34.548
‫نمی‌دونم، می‌گه باید بمونه.

01:05:34.572 --> 01:05:35.887
‫می‌گه باید همین‌جا بمونه.

01:05:35.912 --> 01:05:37.300
‫میگه من اینو بهتون بگم.

01:05:37.702 --> 01:05:38.877
‫پس چی می‌خواد بخوره؟

01:05:38.902 --> 01:05:41.044
‫نمی‌دونم. میگه ماهی می‌گیره.

01:05:42.316 --> 01:05:45.076
‫خونواده داره از هم می‌پاشه، نمی‌دونم...

01:05:45.101 --> 01:05:46.878
‫اون آدم خاصیه مامان...

01:05:47.480 --> 01:05:48.356
‫طوری‌ش نمیشه.

01:05:48.381 --> 01:05:50.104
‫دیگه مغزم کار نمی‌کنه...

01:05:50.423 --> 01:05:52.596
‫- تقصیر منه...
‫- نه، اون دیگه مرد شده...

01:05:52.621 --> 01:05:55.541
‫دیگه نمی‌خوام حرفشو
‫بزنم، دیگه نمی‌خوام.

01:06:39.371 --> 01:06:42.186
‫پس کویر که میگن اینه، ها؟

01:06:43.447 --> 01:06:45.891
‫می‌تونی تصور کنی
‫پیاده ازش رد بشی؟

01:06:45.916 --> 01:06:46.971
‫آدما این کارو کردن.

01:06:46.996 --> 01:06:49.076
‫خیلیا این کارو کردن.

01:06:49.101 --> 01:06:50.918
‫اگه اونا تونستن، ما هم می‌تونیم.

01:06:50.942 --> 01:06:52.381
‫ ولی خیلیا هم حتما توش مردن.

01:06:52.406 --> 01:06:55.786
‫خب، ما هم خیلی تر و تمیز ازش بیرون نمیایم.

01:07:11.261 --> 01:07:12.916
‫کیسی، من...

01:07:12.941 --> 01:07:15.101
‫کیسی، تو از اونایی هستی
‫که می‌دونن چیکار باید کرد.

01:07:16.341 --> 01:07:19.067
‫چیکار باید کرد در مورد چی؟

01:07:19.091 --> 01:07:19.941
‫نمی‌دونم...

01:07:20.741 --> 01:07:23.072
‫خب، کارم خیلی راحت شد.

01:07:23.191 --> 01:07:24.116
‫تو یه واعظ بودی...

01:07:24.141 --> 01:07:27.556
‫ببین جان، همه از من سوال
‫می‌پرسن چون یه زمانی واعظ بودم.

01:07:27.581 --> 01:07:29.095
‫یه واعظم چیزی جز یه آدم نیست.

01:07:29.120 --> 01:07:31.603
‫ولی یه نوع آدم خاصه،
‫وگرنه واعظ نمی‌شد.

01:07:33.661 --> 01:07:35.507
‫می‌خوام یه چیزی ازت بپرسم.

01:07:36.580 --> 01:07:38.492
‫خب...

01:07:38.517 --> 01:07:42.636
‫خب، به نظرت یه نفر می‌تونه
‫بدبیاری بیاره واسه بقیه؟

01:07:42.661 --> 01:07:43.789
‫نمی‌دونم.

01:07:45.913 --> 01:07:46.859
‫نمی‌دونم.

01:07:48.131 --> 01:07:50.521
‫ببین، من ازدواج کرده بودم...

01:07:51.731 --> 01:07:53.476
‫با یه دختر خوب و نجیب.

01:07:53.501 --> 01:07:56.837
‫بعد اون حامله بود...

01:07:56.862 --> 01:08:01.036
‫یه شب دل‌درد گرفت،

01:08:01.061 --> 01:08:04.101
‫و گفت: بهتره بری دکتر بیاری.

01:08:04.517 --> 01:08:08.461
‫منم گفتم: بابا، تو فقط زیادی غذا خوردی.

01:08:11.803 --> 01:08:13.105
‫یه نگاهی بهم کرد.

01:08:14.781 --> 01:08:15.710
‫تمام شب ناله کرد،

01:08:15.734 --> 01:08:19.381
‫فردا بعد از ظهرش هم مُرد.

01:08:22.021 --> 01:08:23.382
‫متوجهی، من کشتمش.

01:08:25.201 --> 01:08:27.259
‫از اون موقع تا حالا، خواستم جبران کنم...

01:08:27.284 --> 01:08:28.650
‫بیشتر واسه بچه‌ها.

01:08:29.651 --> 01:08:32.077
‫سعی کردم آدم خوبی باشم،

01:08:32.102 --> 01:08:33.175
‫ولی نتونستم.

01:08:34.141 --> 01:08:36.247
‫مست می‌کنم، دیوونه‌بازی درمیارم.

01:08:36.271 --> 01:08:37.956
‫همه دیوونه‌بازی
‫درمیارن، منم همین‌طور.

01:08:37.981 --> 01:08:40.436
‫آره، ولی تو یه گناهی رو
‫دلت سنگینی نمی‌کنه مثل من.

01:08:40.461 --> 01:08:41.939
‫معلومه منم گناه کردم!

01:08:44.394 --> 01:08:45.793
‫همه گناه کردن.

01:08:47.498 --> 01:08:49.841
‫گناه یعنی چیزی که از ته دل
‫مطمئن نیستی درسته یا غلط.

01:08:50.527 --> 01:08:53.441
‫اونایی که فکر می‌کنن همه چی رو
‫می‌دونن و هیچ گناهی نکردن، خب...

01:08:54.248 --> 01:08:57.756
‫اگه من خدا بودم، همچین آدمایی رو
‫با لگد از بهشت پرت می‌کردم بیرون!

01:08:57.781 --> 01:08:58.958
‫اصلاً نمی‌تونستم تحملشون کنم!

01:08:59.661 --> 01:09:02.902
‫حس می‌کنم واسه خونواده‌ی
‫خودمم بدبیاری میاریم.

01:09:05.015 --> 01:09:06.996
‫آدم باید کاری که باید رو انجام بده.

01:09:07.021 --> 01:09:08.595
‫فکر می‌کنی اینکه گذاشتم...

01:09:09.656 --> 01:09:11.381
‫زَنم اونجوری بمیره، گناه بوده؟

01:09:13.116 --> 01:09:15.196
‫خب، واسه هرکس دیگه‌ای
‫یه اشتباه محسوب میشه،

01:09:15.221 --> 01:09:17.456
‫ولی اگه تو فکر می‌کنی
‫گناهه، پس گناهه.

01:09:18.855 --> 01:09:21.815
‫هر آدمی خودشه که از بیخ
‫و بن گناه خودشو می‌سازه.

01:09:22.821 --> 01:09:24.621
‫باید یه کم بیشتر بهش فکر کنم.

01:09:30.556 --> 01:09:33.956
‫- هی! اینجا چه خبره؟
‫- بازرسی کشاورزی.

01:09:33.981 --> 01:09:35.676
‫باید وسایلتونو بگردیم.

01:09:36.091 --> 01:09:38.226
‫- سبزی یا تخم گیاهی چیزی دارین؟
‫- نه.

01:09:38.251 --> 01:09:40.081
‫ولی باید وسایلتونو بگردیم.

01:09:40.836 --> 01:09:43.876
‫- باید خالی‌ش کنین.
‫- جناب، ما یه پیرزن مریض داریم.

01:09:43.901 --> 01:09:47.301
‫باید ببریمش دکتر، وقت
‫نداریم، نمی‌تونین معطل‌مون کنین.

01:09:47.326 --> 01:09:49.916
‫آره؟ خب، باید بگردیم‌تون.

01:09:49.941 --> 01:09:54.636
‫به خدا هیچی نداریم! به خدا
‫قسم، حالِ مامان‌بزرگ خیلی خرابه.

01:09:54.661 --> 01:09:57.134
‫- نگاه کن!
‫- اوه! بخدا که راست میگه.

01:09:59.352 --> 01:10:00.512
‫برین، راهتون بازه.

01:10:20.581 --> 01:10:23.021
‫وای! یا عیسی‌مسیح!
‫نگاه کنین!

01:10:23.661 --> 01:10:26.684
‫- خدای بزرگ!
‫- می‌خوام نگاهش کنم.

01:10:27.101 --> 01:10:29.541
‫فکرشم نمی‌کردم همچین
‫جایی وجود داشته باشه.

01:10:29.661 --> 01:10:30.956
‫مامان، بیا ببین!

01:10:31.247 --> 01:10:32.847
‫اینجا کالیفرنیاست.

01:10:33.341 --> 01:10:34.859
‫رسیدیم!

01:10:37.654 --> 01:10:40.174
‫مامان کجاست؟ می‌خوام مامان ببینه.

01:10:40.701 --> 01:10:42.315
‫مامان...

01:10:42.339 --> 01:10:43.436
‫خدایا مامان، حالت خوبه؟

01:10:43.461 --> 01:10:45.676
‫- میگی رسیدیم اون ور؟
‫- آره، ببین!

01:10:46.581 --> 01:10:49.857
‫آه، خدا رو شکر! خونواده‌مون اینجاست.

01:10:49.882 --> 01:10:51.343
‫مامان، مریضی؟

01:10:51.367 --> 01:10:53.021
‫ نه، فقط خسته‌م.

01:10:53.046 --> 01:10:54.652
‫مامان‌بزرگ حالش بد بود؟

01:10:56.881 --> 01:10:58.107
‫مامان‌بزرگ مرده.

01:11:03.981 --> 01:11:04.741
‫کی؟

01:11:05.887 --> 01:11:07.741
‫قبل از این که دیشب جلومونو بگیرن.

01:11:09.676 --> 01:11:11.501
‫پس واسه همین نخواستی بگردنمون؟

01:11:12.220 --> 01:11:15.314
‫می‌ترسیدم نذارن رد شیم،
‫به مامان‌بزرگ گفتم...

01:11:15.339 --> 01:11:16.756
‫که دیگه کاری از دستمون برنمیاد.

01:11:16.781 --> 01:11:18.727
‫خونواده باید می‌رفتن اونور.

01:11:19.661 --> 01:11:22.816
‫حالا دیگه میشه یه جای
‫سرسبزِ قشنگ خاکش کنیم.

01:11:22.841 --> 01:11:26.246
‫حالا می‌تونه تو کالیفرنیا سرشو بذاره زمین.

01:11:26.271 --> 01:11:29.396
‫خدایا! تو کل شب
‫کنارش دراز کشیده بودی؟

01:11:29.421 --> 01:11:31.836
‫خونواده باید رد می‌شد.

01:11:31.861 --> 01:11:34.085
‫بهم دست نزن! اگه بهم دست
‫نزنی می‌تونم رو پام وایستم،

01:11:34.110 --> 01:11:35.319
‫ولی دست بزنی از پا می‌افتم.

01:11:35.901 --> 01:11:37.033
‫تمومِ شب.

01:11:38.892 --> 01:11:42.092
‫جان، زنی که این‌قدر پر
‫از عشقه منو می‌ترسونه.

01:11:43.321 --> 01:11:45.959
‫منو می‌ترسونه و تلخ می‌کنه.

01:11:47.949 --> 01:11:49.629
‫خیلی قشنگه.

01:11:50.821 --> 01:11:52.421
‫کاش اونا هم می‌تونستن ببینن.

01:11:54.342 --> 01:11:55.471
‫کاشکی...

01:11:56.901 --> 01:11:59.082
‫اونا خیلی پیر بودن.

01:11:59.106 --> 01:12:01.101
‫اگه بودن هم چیزی از اینجا نمی‌دیدن.

01:12:02.101 --> 01:12:06.480
‫بابابزرگ وقتی جوون بوده، اینجا حتماً
‫سرخ‌پوست می‌دیده و دشت‌های‌ پهناور.

01:12:07.443 --> 01:12:11.239
‫و مامان‌بزرگ هم فقط اولین خونه‌ای که
‫توش زندگی کرده بوده رو یادش می‌اومد...

01:12:12.287 --> 01:12:13.723
‫نه، اونا خیلی پیر بودن.

01:12:14.350 --> 01:12:18.109
‫اونایی که واقعاً اینجا رو
‫می‌بینن، روتی و وینفیلدن.

01:12:19.341 --> 01:12:22.567
‫ببین تامی چجوری مثل
‫آدم‌بزرگ‌ها حرف می‌زنه.

01:12:23.876 --> 01:12:26.436
‫- تقریباً مثل واعظ‌ها حرف می‌زنه.
‫- بزرگ شده...

01:12:26.461 --> 01:12:30.208
‫انقدر بزرگ شده که گاهی اوقات
‫نمی‌تونم دیگه حتی بهش برسم.

01:12:30.627 --> 01:12:33.351
‫گمونم بهتره ببریمش پزشکی قانونی،

01:12:33.379 --> 01:12:34.895
‫حالا هرجایی که هست.

01:12:34.920 --> 01:12:36.798
‫باید درست‌حسابی دفن‌اش کنیم.

01:12:38.141 --> 01:12:39.769
‫چقدر پول مونده بابا؟

01:12:41.362 --> 01:12:43.036
‫حدوداً چهل دلار.

01:12:44.381 --> 01:12:46.917
‫خدایا! پس یعنی داریم
‫از صفر شروع می‌کنیم.

01:12:48.121 --> 01:12:49.812
‫با خودمون هیچی نیاوردیم.

01:13:22.968 --> 01:13:30.557
‫<i>ادامه‌ی نمایش تا یک دقیقه‌ی دیگر</i>

01:14:53.518 --> 01:15:02.496
‫♪ ولی پناهنده‌ها یه چیزی دارن
‫که اونایی که تو خونه‌هان، ندارن

01:15:02.521 --> 01:15:09.371
‫♪ فشاری روی دوششونه
‫که مجبورشون می‌کنه برن جلو

01:15:10.486 --> 01:15:19.156
‫♪ این مهاجرها یه چیزی بیشتر از
‫اونایی که تخت و زمین مال خودشونه دارن

01:15:19.181 --> 01:15:23.356
‫♪ ولعی دارن، توی جون‌شون

01:15:23.381 --> 01:15:26.541
‫♪ یه شوق برای زنده موندن

01:15:27.542 --> 01:15:35.782
‫♪ ولی پناهنده‌ها یه چیزی دارن
‫که اونایی که تو خونه‌هان، ندارن

01:15:36.061 --> 01:15:43.061
‫♪ فشاری روی دوششونه
‫که مجبورشون می‌کنه برن جلو

01:15:43.781 --> 01:15:52.866
‫♪ این مهاجرها یه چیزی بیشتر از
‫اونایی که تخت و زمین مال خودشونه دارن

01:15:52.891 --> 01:15:56.823
‫♪ ولعی دارن، توی جون‌شون

01:15:56.848 --> 01:16:00.408
‫♪ یه شوق برای زنده موندن

01:16:00.433 --> 01:16:04.281
‫♪ آه، کوچ‌نشینان تو جاده‌ان

01:16:08.061 --> 01:16:13.181
‫♪ آه، کوچ‌نشینان تو جاده‌ان

01:16:16.606 --> 01:16:20.462
‫♪ آه، کوچ‌نشینان خونه می‌سازن

01:16:24.421 --> 01:16:29.981
‫♪ آه، کوچ‌نشینان تو جاده‌ان

01:16:33.736 --> 01:16:36.416
‫وسیله‌هامونو هرجا که بذاریم اشکالی نداره؟

01:16:36.441 --> 01:16:38.377
‫وسیله‌هاتونو هرجای اینجا
‫که دوست داشتین بذارین.

01:16:38.402 --> 01:16:41.599
‫کسی صاحب اینجاست؟ کسی که قبل از
‫چادر زدن لازم باشه باهاش حرف بزنیم؟

01:16:42.021 --> 01:16:45.900
‫- می‌خواین اینجا چادر بزنین؟
‫- فکر کردی من چی دارم میگم؟

01:16:45.925 --> 01:16:48.786
‫خب، اگه می‌خواین اینجا چادر بزنین
‫چرا نمی‌زنین؟ من که جلوتونو نگرفتم.

01:16:48.811 --> 01:16:51.125
‫فقط می‌خوام بدونم اینجا مال کسیه؟

01:16:51.150 --> 01:16:53.669
‫- باید به کسی پول بدیم؟
‫- مال کیه؟

01:16:56.341 --> 01:16:58.116
‫لعنت بهش!

01:16:58.989 --> 01:17:01.516
‫موتور انگار داره خوب کار می‌کنه، نه؟

01:17:02.145 --> 01:17:05.556
‫آره، خوب سرهم‌ش کردی.
‫همینو می‌خواستی بهت بگم؟

01:17:05.971 --> 01:17:08.302
‫راستش کل راه ترس داشتم...

01:17:08.326 --> 01:17:10.927
‫می‌ترسیدم از کار بی‌افته و تقصیر من باشه.

01:17:10.952 --> 01:17:12.731
‫نه، کارت خوب بوده.

01:17:12.756 --> 01:17:15.902
‫ولی بهتره یه دستی بهش
‫بکشی، فردا باید بریم دنبال کار.

01:17:15.927 --> 01:17:17.950
‫راه می‌افته، تو اصلاً نگرانش نباش.

01:17:17.975 --> 01:17:21.321
‫اینجا مال کیه؟ کی قراره
‫بندازتمون بیرون؟ تو بهم بگو.

01:17:21.346 --> 01:17:24.518
‫بهتره بری قشنگ بخوابی، لازم داری.

01:17:25.453 --> 01:17:29.295
‫- شما تازه رسیدین؟
‫- آره، همین امروز صبح اومدیم.

01:17:29.320 --> 01:17:32.577
‫- تا حالا تو هوورویل بودین؟
‫- هوورویل دیگه کجاست؟

01:17:32.602 --> 01:17:34.021
‫همین جاست دیگه.

01:17:34.721 --> 01:17:36.131
‫اون پیرمرده چش شده؟

01:17:36.156 --> 01:17:38.011
‫شهردار؟
‫خدا می‌دونه.

01:17:38.036 --> 01:17:39.915
‫گمونم عین گاو کودن شده.

01:17:39.940 --> 01:17:41.373
‫عین گاو کودن شده چیه دیگه؟

01:17:41.753 --> 01:17:44.491
‫شاید پلیسا اون‌قدر
‫زدنش که هنوز گیجه.

01:17:44.516 --> 01:17:46.545
‫چرا پلیس باید همچین کسی رو بزنه؟

01:17:46.570 --> 01:17:49.579
‫خدا می‌دونه، فقط یه مدتی یه‌جا چادر بزن

01:17:49.604 --> 01:17:51.787
‫بعد می‌بینی کلانتر چه سریع
‫پیداش میشه که بکشه زیرت.

01:17:51.812 --> 01:17:53.596
‫- ولی خب واسه چی؟
‫- من چه می‌دونم.

01:17:54.038 --> 01:17:57.987
‫بعضیا میگن نمی‌خوان رأی بدیم، انقدر
‫جابه‌جامون می‌کنن که نتونیم رأی بدیم.

01:17:58.012 --> 01:18:00.466
‫بعضیا میگن نمی‌خوان بریم
‫تو لیست کمک‌های دولتی.

01:18:00.491 --> 01:18:03.570
‫بعضیا هم میگن اگه یه جا دورِ هم بمونیم،
‫بعد می‌تونیم خودمونو سازماندهی کنیم.

01:18:03.595 --> 01:18:05.114
‫نمی‌دونم چرا...

01:18:05.138 --> 01:18:07.768
‫فقط می‌دونم دارن دائم می‌چزونن‌مون،
‫حالا صبر کن خودت ببینی.

01:18:07.793 --> 01:18:11.245
‫ما که ولگرد نیستیم، دنبال کار می‌گردیم،
‫هرکاری باشه انجام میدیم.

01:18:11.270 --> 01:18:13.876
‫دنبال کار می‌گردین؟
‫پس دنبال کار می‌گردین، ها؟

01:18:14.698 --> 01:18:16.645
‫بعد فکر کردی بقیه دنبال چی می‌گردن؟

01:18:16.669 --> 01:18:17.857
‫الماس؟

01:18:18.172 --> 01:18:20.631
‫فکر می‌کنی واسه چی این‌همه
‫جون کندم تا این سوپاپا رو پیدا کنم؟

01:18:20.656 --> 01:18:21.685
‫یعنی کار نیست؟

01:18:21.710 --> 01:18:23.967
‫نمی‌دونم...باید باشه.

01:18:24.160 --> 01:18:25.894
‫ولی این موقع سال که محصولی نیست.

01:18:25.919 --> 01:18:28.156
‫هنوز وقت چیدن انگور نرسیده،
‫وقت چیدن پنبه هم نرسیده.

01:18:28.576 --> 01:18:32.151
‫راه می‌افتیم، همین که این
‫سوپاپا رو بسابم و صاف کنم.

01:18:32.176 --> 01:18:34.760
‫من و زن و بچه‌م شنیدیم که تو شمال کار هست.

01:18:34.785 --> 01:18:36.255
‫داریم میریم شمال، سمت سالیناس.

01:18:36.280 --> 01:18:39.617
‫تو ولایت‌مون که بودیم، یه عده اومدن
‫اعلامیه پخش کردن، اعلامیه نارنجی‌رنگ.

01:18:39.642 --> 01:18:42.198
‫گفتن کلی کارگر می‌خوان،
‫برای چیدن محصول.

01:18:42.223 --> 01:18:44.936
‫میگن اینجا سیصدهزار
‫نفر آدم مثل ما هست...

01:18:44.961 --> 01:18:47.568
‫و شرط می‌بندم تک‌تک این خانواده‌های
‫کوفتی اون اعلامیه‌ها رو دیدن.

01:18:47.593 --> 01:18:48.739
‫ولی کار که هست...

01:18:48.763 --> 01:18:51.697
‫خدایا، با این همه چیز
‫که داره رشد میکنه...

01:18:51.722 --> 01:18:55.022
‫کلی باغ هست و انگور
‫و سبزیجات، خودم دیدم.

01:18:55.047 --> 01:18:57.428
‫باید کارگر بگیرن، من
‫خودم این همه‌چیز دیدم.

01:18:57.453 --> 01:19:01.515
‫بذار بهت بگم، یه باغ هلوی بزرگِ
‫خرکی بود که توش کار می‌کردم.

01:19:01.540 --> 01:19:03.151
‫کل سال فقط نه تا کارگر می‌خواد.

01:19:03.176 --> 01:19:06.644
‫ولی هلوها که برسن، یهو
‫سه‌هزار نفر می‌خوان واسه دو هفته.

01:19:06.669 --> 01:19:09.511
‫اگه همون موقع چیده
‫نشن، خراب می‌شن.

01:19:09.536 --> 01:19:10.983
‫پس چی کار می‌کنن؟

01:19:11.007 --> 01:19:13.532
‫از این سر کشور تا اون
‫سرش اعلامیه می‌فرستن.

01:19:13.557 --> 01:19:16.643
‫سه هزارتا کارگر می‌خوان،
‫ولی شیش هزار نفر گیرشون میاد.

01:19:17.110 --> 01:19:19.464
‫اونا رو با هر رقمی که دوست
‫دارن بدن به کار می‌گیرن.

01:19:19.489 --> 01:19:21.436
‫و اگه پولی که میدن رو قبول نکنی...

01:19:21.744 --> 01:19:24.471
‫هزار نفر دیگه منتظرن جاتو بگیرن.

01:19:24.496 --> 01:19:26.842
‫اون هلوها همین الان
‫باید چیده بشن، درسته؟

01:19:26.867 --> 01:19:28.611
‫- درست وقتی که رسیده‌ شدن...
‫- آره، معلومه.

01:19:28.636 --> 01:19:31.836
‫حالا فکر کن همه‌ جمع
‫بشن و بگن: بذار خراب بشن!

01:19:32.288 --> 01:19:34.448
‫به خدا دیری نمی‌گذره
‫که قیمت میره بالا.

01:19:34.473 --> 01:19:36.308
‫خب، همه‌ی اینا رو خودت فهمیدی، نه؟

01:19:36.333 --> 01:19:37.358
‫از توی کله‌ی خودت میاد...

01:19:37.383 --> 01:19:39.839
‫هی! من خسته‌م، کل
‫شب رو رانندگی کردم،

01:19:39.864 --> 01:19:41.182
‫نمیخوام جر و دعوا راه بندازم

01:19:41.207 --> 01:19:43.284
‫ولی انقدر خسته‌ام که راحت
‫می‌تونم دعوا راه بندازم.

01:19:43.309 --> 01:19:44.983
‫واسه من پررو بازی
‫در نیار، خواهش می‌کنم!

01:19:45.008 --> 01:19:48.136
‫منظوری نداشتم، ولی تو اینجا نبودی.
‫همه اینو فهمیدن.

01:19:48.161 --> 01:19:50.501
‫اونا که باغ هلو دارن هم فهمیدن.

01:19:51.265 --> 01:19:53.481
‫وقتی ملت با هم جمع بشن
‫باید یه رهبری هم باشه.

01:19:53.506 --> 01:19:56.257
‫باید باشه...یکی که حرف‌زدن‌ها رو انجام بده.

01:19:56.282 --> 01:19:59.722
‫اولین کسی که همچین کاری کنه،
‫فوری می‌گیرنش و می‌اندازنش زندون.

01:20:01.163 --> 01:20:03.523
‫اگه یکی دیگه پیدا بشه،

01:20:03.548 --> 01:20:05.066
‫اونو هم می‌گیرن می‌ا‌ندازن زندون.

01:20:05.091 --> 01:20:06.997
‫ولی حداقل تو زندون آدم
‫یه لقمه نون گیرش میاد.

01:20:07.022 --> 01:20:08.321
‫بچه‌ها گیرشون نمیاد.

01:20:08.835 --> 01:20:12.080
‫دوست داری تو زندون باشی
‫و بچه‌هات از گشنگی بمیرن؟

01:20:12.105 --> 01:20:14.571
‫آره، یعنی باید بسازیم دیگه، ها؟

01:20:14.596 --> 01:20:15.780
‫یا اینکه از گشنگی بمیریم.

01:20:15.805 --> 01:20:17.342
‫اگه صدامون در بیاد،
‫بازم از گشنگی می‌میریم.

01:20:17.367 --> 01:20:19.346
‫نه، من یکی که دیگه تحمل نمی‌کنم.

01:20:19.371 --> 01:20:22.625
‫من و خونواده‌م گوسفند نیستیم.
‫می‌زنم دهن طرفو سرویس می‌کنم.

01:20:22.650 --> 01:20:23.937
‫- پلیس باشه چی؟
‫- هرکی باشه.

01:20:23.962 --> 01:20:24.832
‫کسخلی؟

01:20:24.857 --> 01:20:28.652
‫سریع جمع‌ت می‌کنن.
‫نه اسمی داری، نه ملکی.

01:20:28.677 --> 01:20:31.706
‫فردا جنازتو تو جو پیدا می‌کنن، با
‫دهن و دماغی که خون روش خشک شده.

01:20:31.731 --> 01:20:34.461
‫یه جمله‌ی کوتاهم تو روزنامه چاپ می‌کنن،
‫می‌دونی اون جمله چیه؟

01:20:34.486 --> 01:20:36.874
‫«ولگردی پیدا شد، مرده.»

01:20:36.899 --> 01:20:38.493
‫و تموم.

01:20:39.552 --> 01:20:41.575
‫یه عالمه از اون جمله‌ها می‌بینی.

01:20:41.600 --> 01:20:43.117
‫ولگردی پیدا شد، مرده.

01:20:43.142 --> 01:20:46.036
‫آره. خب، یکی دیگه هم کنار
‫همین ولگرد، مرده پیدا می‌شه!

01:20:46.061 --> 01:20:48.411
‫کسخلی؟ آخه هیچ فایده‌ای نداره.

01:20:48.436 --> 01:20:49.750
‫مثل گاو کودن!

01:20:55.366 --> 01:20:57.604
‫چند روزه جیکت در نیومده.

01:20:58.592 --> 01:21:00.432
‫همه‌‎ش داری فکر می‌کنی؟

01:21:00.457 --> 01:21:04.051
‫آره، همه‌ش فکر می‌کنم.

01:21:04.076 --> 01:21:07.116
‫میشه یه‌کم بیخیال فکر کردن بشی و
‫یه دقیقه به حرف‌هام گوش بدی؟

01:21:07.454 --> 01:21:09.748
‫من همیشه گوش میدم.

01:21:09.781 --> 01:21:11.273
‫واسه همینه که
‫این‌قدر فکر می‌کنم.

01:21:12.378 --> 01:21:14.479
‫حرفای مردم رو گوش میدم،

01:21:14.503 --> 01:21:17.763
‫می‌شنوم مردم چی حس می‌کنن،
‫مدام تو سرمه.

01:21:18.779 --> 01:21:20.659
‫همه رو می‌شنوم و حس می‌کنم.

01:21:21.860 --> 01:21:24.506
‫مثل پرنده‌ای که گیر افتاده تو
‫اتاق زیرشیروونی بال‌بال می‌زنن.

01:21:25.581 --> 01:21:28.615
‫بال‌هاشونو می‌زنن به یه شیشه‌ی پر از
‫گرد و خاک و میخوان از اونجا در برن.

01:21:28.640 --> 01:21:31.072
‫این همون چیزیه که می‌خواستم
‫بهت بگم و انگار خودت دیدی.

01:21:32.113 --> 01:21:33.088
‫دیدم.

01:21:35.098 --> 01:21:38.738
‫یه ارتش از ما هست...بدون هیچ غل و زنجیری.

01:21:39.699 --> 01:21:42.739
‫تو کل راه همینو دیدم،
‫هرجا که وایستادیم همینو دیدم.

01:21:43.668 --> 01:21:47.508
‫مردم دلشون گوشت نمک‌سود می‌خواد،
‫ولی وقتی گیرشون میاد، سیر نمیشن.

01:21:48.888 --> 01:21:51.583
‫بعد وقتی خیلی گشنه‌شون
‫میشه و نمی‌تونن تحمل کنن...

01:21:53.034 --> 01:21:54.483
‫به من میگن براشون دعا کنم.

01:21:56.274 --> 01:21:57.801
‫بعضی وقت‌ها براشون دعا می‌کنم...

01:21:59.034 --> 01:22:00.847
‫قبلاً فکر می‌کردم همین کافیه.

01:22:01.836 --> 01:22:04.841
‫یه وقتی فکر می‌کردم اگه یه دعا کنم،
‫همه‌ی بدبختیا می‌چسبه به اون دعا...

01:22:04.866 --> 01:22:06.706
‫عین مگس که می‌چسبه
‫به کاغذ مگس‌گیر.

01:22:07.531 --> 01:22:10.644
‫و دعائه می‌رفت، شناور میشد تو هوا...

01:22:10.669 --> 01:22:13.016
‫همه‌ی مشکلاتو با خودش می‌برد،
‫ولی دیگه جوابگو نیست.

01:22:13.041 --> 01:22:15.121
‫دعا هیچوقت گوشت نمک‌سود نذاشته جلو آدم.

01:22:15.540 --> 01:22:17.258
‫باید یه بچه‌خوکی باشه تا
‫بشه ازش گوشت گرفت.

01:22:18.723 --> 01:22:19.923
‫آره.

01:22:20.236 --> 01:22:21.836
‫آره.

01:22:22.231 --> 01:22:24.444
‫و خدای بزرگ هیچوقت هیچ
‫دستمزدی رو افزایش نداده.

01:22:27.220 --> 01:22:30.382
‫این مردم فقط می‌خوان یه
‫زندگی آبرومند داشته باشن،

01:22:30.406 --> 01:22:32.340
‫بچه‌هاشونو آبرومند بزرگ کنن.

01:22:32.875 --> 01:22:36.394
‫وقتی پیر شدن، بشینن دم
‫در، غروب آفتابو تماشا کنن.

01:22:36.419 --> 01:22:40.196
‫وقتی جوونن، بخونن،
‫برقصن و بخوابن پیش هم.

01:22:40.544 --> 01:22:43.184
‫می‌خوان بخورن، مست
‫کنن، کار کنن و همین.

01:22:44.988 --> 01:22:47.982
‫می‌خوان زور بزنن،
‫جون بکنن و خسته بشن.

01:22:49.847 --> 01:22:53.527
‫- خدایا! من دارم چی می‌گم؟
‫- نمی‌دونم، ولی یه‌جورایی قشنگه.

01:22:55.378 --> 01:22:58.756
‫به‌نظرت کی می‌تونی دست از فکر
‫کردن برداری و شروع کنی به کار کردن؟

01:22:59.025 --> 01:23:01.067
‫باید یه کاری دست‌وپا کنیم،
‫پولمون داره تموم می‌شه،

01:23:01.092 --> 01:23:04.461
‫بابا پنج دلار داد که یه تیکه
‫تخته بندازن سر قبر مامان‌بزرگ .

01:23:05.140 --> 01:23:06.939
‫ دیگه چیزی برامون نمونده.

01:23:07.228 --> 01:23:09.172
‫من هیچ خیری به کسی نمی‌رسونم...

01:23:10.229 --> 01:23:11.547
‫نه به خودم، نه به هیشکی دیگه...

01:23:11.572 --> 01:23:13.266
‫داشتم فکر می‌کردم، شاید
‫بهتره تنهایی برم پی کارم،

01:23:13.291 --> 01:23:16.251
‫دارم نون‌تونو می‌خورم، جاتونو
‫می‌گیرم، ولی هیچی دستتون نمیدم.

01:23:18.453 --> 01:23:20.561
‫شاید یه کار ثابت پیدا کردم، ها؟

01:23:21.000 --> 01:23:23.440
‫شاید تونستم یه خرده از اون
‫چیزایی که بهم دادین رو جبران کنم.

01:23:24.679 --> 01:23:26.583
‫کاش یه بسته تنباکو داشتم.

01:23:27.639 --> 01:23:29.867
‫خیلی وقته یه نخ سیگار نکشیدم.

01:23:29.891 --> 01:23:32.356
‫تو مک‌آلستر، همیشه
‫یه کم توتون پیدا می‌شد.

01:23:32.381 --> 01:23:34.818
‫کم‌کم دارم آرزو می‌کنم
‫که کاش برمی‌گشتم همونجا.

01:23:35.251 --> 01:23:37.010
‫تو تا حالا زندان بودی؟

01:23:38.683 --> 01:23:40.116
‫نه، هیچوقت نبودم، چطور؟

01:23:40.141 --> 01:23:43.400
‫توی زندون، حس آدم یه‌جورایی تیز می‌شه.

01:23:43.876 --> 01:23:48.045
‫آدما حق ندارن زیاد با هم حرف
‫بزنن، دو نفر شاید، ولی نه دسته‌جمعی.

01:23:48.607 --> 01:23:50.436
‫واسه همین، حس آدم قوی می‌شه.

01:23:50.759 --> 01:23:53.356
‫اگه قراره یه اتفاقی بیفته، قبل
‫از اینکه بیفته حسش می‌کنی.

01:23:53.901 --> 01:23:57.541
‫اگه قراره شورش بشه، نیازی
‫نیست کسی بهت چیزی بگه...

01:23:57.996 --> 01:24:00.190
‫خودت حس‌ش می‌کنی، می‌دونی؟

01:24:01.272 --> 01:24:04.112
‫- آره!
‫- الان وقت رفتنت نیست.

01:24:05.180 --> 01:24:06.410
‫هنوز نه.

01:24:08.155 --> 01:24:11.060
‫اگه می‌دونستم اوضاع
‫اینجوریه، اصلاً نمی‌اومدم.

01:24:12.070 --> 01:24:14.771
‫اگه خونه بودیم شب‌ها می‌نشستم
‫درباره‌ی تراکتورها مطالعه می‌کردم،

01:24:14.796 --> 01:24:16.482
‫یه کار با دستمزد سه دلاری پیدا می‌کردم.

01:24:17.738 --> 01:24:20.458
‫می‌دونی آدم می‌تونه با سه دلار
‫در روز چقدر خوب زندگی کنه؟

01:24:20.653 --> 01:24:22.211
‫تازه هرشب هم می‌تونه بره سینما.

01:24:22.236 --> 01:24:25.230
‫ولی تو قراره شب‌ها در مورد
‫رادیوها درس بخونی، مگه نه؟

01:24:25.255 --> 01:24:28.851
‫آره، معلومه، همین که یه کم رو
‫پام وایسم، یه کم پول دستم بیاد.

01:24:28.876 --> 01:24:31.796
‫- یعنی تسلیم که نمیشی؟
‫- نه، نه، معلومه که نه، ولی...

01:24:33.197 --> 01:24:35.916
‫نمی‌دونستم همچین جاهایی هم
‫هست که آدم باید توش زندگی کنه.

01:24:36.379 --> 01:24:38.891
‫- خب، مجبوری دیگه.
‫- آره، می‌دونم. باید رو پای خودم وایستم...

01:24:38.916 --> 01:24:40.838
‫یه کم پول در بیارم.

01:24:41.240 --> 01:24:44.319
‫بهتر بود همون‌جا می‌موندم و
‫درباره‌ی تراکتورها درس می‌خوندم.

01:24:44.344 --> 01:24:47.584
‫سه دلار در روز در میارن، تازه
‫یه‌کم پول اضافه هم گیرشون میاد.

01:24:48.996 --> 01:24:50.556
‫ولی من درس می‌خونم.

01:24:51.542 --> 01:24:53.662
‫همین که تونستم یه‌کم رو پای خودم وایستم.

01:24:54.210 --> 01:24:56.850
‫ما باید قبل از اینکه این بچه
‫دنیا بیاد، یه خونه داشته باشیم.

01:24:56.875 --> 01:24:59.211
‫چون من قرار نیست توی چادر بچه‌دار بشم.

01:25:00.021 --> 01:25:00.954
‫معلومه که نه.

01:25:02.577 --> 01:25:04.175
‫همین که تونستم
‫رو پای خودم وایستم.

01:25:05.817 --> 01:25:07.857
‫مثل اینکه کارت تمومه، نه؟

01:25:08.121 --> 01:25:09.701
‫دو تا دیگه مونده.

01:25:10.864 --> 01:25:14.242
‫اینجا اصلاً دختر هم پیدا میشه؟

01:25:14.267 --> 01:25:16.403
‫من من وقت دختر بازی ندارم،
‫خودم زن دارم.

01:25:16.428 --> 01:25:20.060
‫خب، من که همیشه واسه دخترها وقت دارم،
‫واسه هیچی دیگه وقت ندارم.

01:25:20.085 --> 01:25:22.141
‫یه کم گرسنه بشی، نظرت عوض میشه.

01:25:22.166 --> 01:25:25.545
‫خب شاید، ولی هنوز که
‫این باورمو تغییر ندادم.

01:25:26.526 --> 01:25:29.886
‫اون پسری که یه کم پیش
‫باهاش حرف زدم با شماست، نه؟

01:25:30.575 --> 01:25:32.836
‫ آره! برادرم تام.

01:25:33.214 --> 01:25:36.489
‫بهتره باهاش شوخی
‫نکنی، یه نفرو کشته.

01:25:36.514 --> 01:25:39.234
‫- واقعاً؟ واسه چی؟
‫- تو دعوا.

01:25:40.036 --> 01:25:44.796
‫یه نفر با چاقو زدش، تامم با بیل زد کشتش.

01:25:44.821 --> 01:25:47.054
‫جدی؟ قانون چی کار کرد؟

01:25:47.079 --> 01:25:49.718
‫هیچی، چون دعوا بود ولش کردن.

01:25:49.743 --> 01:25:51.757
‫قیافه‌ش به دعوایی‌ها نمی‌خوره.

01:25:51.947 --> 01:25:53.540
‫نه خب، اینجوری که نیست.

01:25:53.565 --> 01:25:57.196
‫ولی تام، حرف زور تو کتش نمیره.

01:25:57.221 --> 01:26:00.371
‫تام کم‌حرفه، ولی باید حواست بهش باشه.

01:26:00.396 --> 01:26:03.196
‫خب من که باهاش حرف زدم،
‫به‌نظر نمی‌اومد بدجنس باشه.

01:26:03.887 --> 01:26:07.367
‫کمک می‌خوای واسه سوار
‫کردن سوپاپ‌ها و سرسیلندر؟

01:26:08.289 --> 01:26:11.237
‫آره، کمک بدی خوشحال می‌شم.

01:26:13.078 --> 01:26:15.291
‫- من فلوید نولزَم.
‫- منم اَل جود.

01:26:15.745 --> 01:26:17.291
‫- از آشنایی‌ت خوشحالم.
‫- خدایا...

01:26:17.316 --> 01:26:20.187
‫تو دنیا هیچی رو به‌اندازه‌ی دل و
‫روده‌ی موتورِ ماشین دوست ندارم.

01:26:20.212 --> 01:26:22.901
‫- دخترها رو چی؟
‫- آره، دخترها رو هم دوست دارم.

01:26:23.440 --> 01:26:27.582
‫- شماها کار میخواین؟
‫- آره، معلومه کار میخوایم.

01:26:27.607 --> 01:26:30.287
‫شما پیمانکاری و مجوز داری،

01:26:30.312 --> 01:26:33.202
‫مجوزتو نشون‌مون بده و سفارش کار بده،

01:26:33.227 --> 01:26:35.714
‫بگو کی، کجا و اینکه چقدر دستمزد می‌گیریم،

01:26:35.739 --> 01:26:37.913
‫بعد امضاش کن، اون موقع همه‌مون میریم.

01:26:37.938 --> 01:26:39.779
‫ببینم، تو داری بهم میگی
‫کارمو چجوری انجام بدم؟

01:26:39.804 --> 01:26:41.756
‫اگه ما قراره برات کار کنیم
‫پس قضیه به ما هم مربوطه.

01:26:41.781 --> 01:26:46.091
‫ تو قرار نیست بهم بگی چیکار کنم.
‫چیدن میوه‌ها شروع شده، کارگر لازم دارم.

01:26:46.116 --> 01:26:48.236
‫ولی نمیگی که چندتا کارگر میخوای!

01:26:48.261 --> 01:26:51.888
‫- و نمیگی چقدر پول میدی!
‫- مرد حسابی، خب خودمم هنوز نمی‌دونم.

01:26:51.913 --> 01:26:54.304
‫اگه نمی‌دونی حق نداری کارگر استخدام کنی.

01:26:55.437 --> 01:26:59.118
‫من حق دارم کارمو به روش خودم بچرخونم.

01:26:59.557 --> 01:27:03.179
‫حالا اگه شماها می‌خواین همین‌جا
‫علاف بشینین، مشکلی نیست.

01:27:03.204 --> 01:27:06.055
‫دارم واسه شهرستان تولِری کارگر می‌گیرم.

01:27:06.080 --> 01:27:09.245
‫- کلی کارگر لازم دارم.
‫- دو بار گول این حرفا رو خوردم.

01:27:09.626 --> 01:27:11.436
‫شاید هزار نفر لازم داشته باشه،

01:27:11.744 --> 01:27:15.872
‫ولی پنج هزار نفر می‌بره،
‫بعدش ساعتی پونزده سنت میده.

01:27:15.897 --> 01:27:18.842
‫شما فلک‌زده‌ها هم مجبورین
‫قبول کنین چون گرسنه می‌مونین.

01:27:18.867 --> 01:27:22.181
‫اگه میخواد کارگر استخدام کنه،
‫بذارین استخدام کنه،

01:27:22.206 --> 01:27:24.609
‫و قرارداد بنویسه و بگه چقدر دستمزد میده.

01:27:24.634 --> 01:27:28.799
‫مجوزشم نشون بده، چون
‫بدون مجوز حق استخدام نداره.

01:27:28.824 --> 01:27:32.745
‫هی جو، این یارو رو قبلاً دیدی؟

01:27:32.770 --> 01:27:34.656
‫- کدوم یکی؟
‫- این یکی.

01:27:34.681 --> 01:27:35.662
‫چی کار کرده؟

01:27:35.687 --> 01:27:38.076
‫داره حرف‌های کمونیستی میزنه،
‫تحریک به شورش میکنه.

01:27:38.101 --> 01:27:40.897
‫اگه این یارو راست‌راستی اینکاره بود،
‫پلیس با خودش می‌آورد؟

01:27:40.922 --> 01:27:45.002
‫- تا حالا دیدیش؟
‫- هوم... فک کنم دیدمش.

01:27:45.027 --> 01:27:49.596
‫هفته‌ی پیش، موقعی که از اون
‫انبارِ ماشین‌های اسقاطی دزدی شد،

01:27:49.621 --> 01:27:52.596
‫انگار همین یارو رو اونجا
‫دیدم، همون دور و بر پرسه میزد.

01:27:52.621 --> 01:27:56.082
‫آره، قسم می‌خورم خودشه.

01:27:56.758 --> 01:28:00.438
‫- همین الان میای بریم.
‫- هی! هیچ آتویی ازش نداری.

01:28:00.463 --> 01:28:03.724
‫می‌خوای تو رو هم ببریم؟
‫فقط یه بار دیگه اون گاله‌تو وا کن.

01:28:03.749 --> 01:28:06.047
‫دو نفر بودن که دور و بر اونجا می‌پلکیدن.

01:28:06.072 --> 01:28:07.732
‫من هفته‌ی پیش اصلاً
‫تو این ایالت نبودم!

01:28:07.757 --> 01:28:09.520
‫شاید جای دیگه‌ای تحت‌تعقیب باشی.

01:28:09.767 --> 01:28:12.621
‫تو فقط گاله‌تو ببند، اوکلندی پاپتی!

01:28:12.646 --> 01:28:17.516
‫هی، شماها، گوش ندین به
‫حرف این کمونیست‌های کوفتی!

01:28:18.046 --> 01:28:21.090
‫اینا دارن تحریک‌تون می‌کنن،
‫شما رو هم به دردسر می‌‌اندازن.

01:28:21.115 --> 01:28:24.497
‫دارم واسه شهرستان
‫تولری کارگر می‌گیرم...

01:28:24.522 --> 01:28:26.253
‫شاید بهتر باشه که جمع کنین برین.

01:28:26.278 --> 01:28:28.905
‫بهداشت گفته این اردوگاه باید جمع بشه.

01:28:28.930 --> 01:28:30.924
‫اگه خبرش بپیچه...

01:28:30.948 --> 01:28:33.346
‫که شما اینجا کمونیست دارین...

01:28:35.134 --> 01:28:36.660
‫شاید یکی آسیب ببینه.

01:28:38.020 --> 01:28:42.333
‫یه چند نفری میان اینجا، شاید با
‫چماق بیان، اگه تا اون موقع نرفته باشین!

01:28:43.053 --> 01:28:45.333
‫گفتم که، من کارگر می‌خوام.

01:28:46.534 --> 01:28:49.692
‫اگه نمی‌خواین کار
‫کنین، به خودتون مربوطه!

01:28:49.727 --> 01:28:51.734
‫راه بیفت دهاتی، میخوایم یه چرخی بزنیم.

01:28:51.759 --> 01:28:53.248
‫دست به من نزن!

01:28:53.273 --> 01:28:55.716
‫- حواست هست داری چیکار می‌کنی؟
‫- بزن بچاک!

01:28:59.181 --> 01:29:01.781
‫ولم کن!

01:29:08.315 --> 01:29:09.595
‫حرومزاده‌ی لعنتی...

01:29:18.581 --> 01:29:20.901
‫باید بری، همین الان باید بری!

01:29:22.154 --> 01:29:23.754
‫اسلحه داره!

01:29:28.539 --> 01:29:30.299
‫چرا...

01:29:34.311 --> 01:29:36.911
‫همچین آدمی حق نداره اسلحه داشته باشه.

01:29:36.936 --> 01:29:39.082
‫یالا، یالا! باید بری از اینجا!

01:29:39.107 --> 01:29:42.186
‫باید فرار کنی! برو
‫کنار درختا قایم شو!

01:29:42.211 --> 01:29:44.566
‫ندید من زدمش، ولی دید تو پاتو جلو آوردی.

01:29:44.591 --> 01:29:46.515
‫- نمی‌خوام برم.
‫- انگشت‌نگاری می‌کنن...

01:29:46.540 --> 01:29:48.674
‫تو با عفو مشروط آزادی، برت می‌گردونن زندان.

01:29:48.818 --> 01:29:50.249
‫زود برو، قبل از
‫اینکه به هوش بیاد!

01:29:50.274 --> 01:29:53.836
‫- لعنتی، چه ضربه‌ای زدی بهش!
‫- برو از اینجا، تو هیچی نمی‌دونی!

01:29:53.861 --> 01:29:57.261
‫- پس تو چی؟
‫- یکی باید تقصیر رو گردن بگیره.

01:29:57.685 --> 01:30:00.832
‫من زن و بچه ندارم، فقط می‌ا‌ندازنم
‫زندون، کاری هم نکردم که...

01:30:00.857 --> 01:30:02.514
‫نه، اینکه دلیل نمیشه تو بخوای خودتو...

01:30:02.539 --> 01:30:05.005
‫- گفتم بزن بچاک!
‫- نه! من از کسی دستور نمی‌گیرم.

01:30:06.953 --> 01:30:09.690
‫اگه بمونی کل خونواده‌تو گرفتار می‌کنی،

01:30:09.715 --> 01:30:14.101
‫خودت برام مهم نیستی، ولی
‫مامان بابات، اونا تو دردسر می‌افتن.

01:30:14.980 --> 01:30:17.083
‫شاید تامو دوباره برگردونن مک‌آلستر.

01:30:17.108 --> 01:30:19.596
‫باشه، ولی به نظرم تو خیلی احمقی.

01:30:20.111 --> 01:30:23.216
‫- آره، چرا که نه.
‫- این چه وضعیه اینجا راه انداختین؟

01:30:25.264 --> 01:30:26.140
‫ها؟

01:30:31.058 --> 01:30:32.743
‫من زدم همکارتو ناکار کردم.

01:30:33.919 --> 01:30:35.734
‫توضیح بده ببینم چی شده.

01:30:37.181 --> 01:30:41.889
‫خب، گنده‌گویی کرد، منم زدمش...

01:30:41.914 --> 01:30:46.150
‫شروع کرد به تیر زدن، یه زنم
‫اونجا زخمی شد، منم...دوباره زدمش.

01:30:46.175 --> 01:30:48.279
‫خب، بگو اول ماجرا چیکار کردی.

01:30:50.701 --> 01:30:52.581
‫جوابشو دادم.

01:30:54.236 --> 01:30:57.820
‫- خیلی خب، همراه من میای.
‫- حتماً.

01:30:57.845 --> 01:31:01.012
‫ولی یه زنی اونجا داره از خونریزی می‌میره،
‫بخاطر تیراندازی بد همکارتون اینجوری شده.

01:31:01.037 --> 01:31:04.379
‫به اون بعداً رسیدگی می‌کنیم،
‫جو! این همون بابایی که زدتت؟

01:31:04.941 --> 01:31:06.861
‫نه، این شبیه اون نیست.

01:31:07.076 --> 01:31:09.255
‫خودم بودم، رفیق.

01:31:09.279 --> 01:31:11.025
‫جلو آدم اشتباهی شاخ شدی.

01:31:11.050 --> 01:31:14.370
‫تو شبیه اون یارو
‫نیستی...ای‌خدا، الان بالا میارم.

01:31:14.851 --> 01:31:16.571
‫هی، من میام.

01:31:18.369 --> 01:31:20.409
‫بدون ایجاد هیچ مشکلی میام.

01:31:22.024 --> 01:31:22.957
‫میام.

01:31:27.244 --> 01:31:30.036
‫ولی بهتره ببینین وضع
‫اون زنه چقدر وخیمه.

01:31:30.061 --> 01:31:32.501
‫ولی بهتره ببینین وضع
‫اون زنه چقدر وخیمه!

01:31:36.771 --> 01:31:39.531
‫آخه واعظ رو چه حسابی همچین کاری کرد؟

01:31:39.556 --> 01:31:41.124
‫گناه رو می‌شناخت.

01:31:42.440 --> 01:31:44.922
‫ازش پرسیدم گناه چیه، جوابم رو داد ولی...

01:31:44.947 --> 01:31:46.609
‫ نمی‌دونم درست می‌گفت یا نه.

01:31:47.340 --> 01:31:50.140
‫می‌گفت اگه یه نفر فکر
‫کنه گناه کرده، پس گناه کرده.

01:31:53.345 --> 01:31:56.996
‫من تموم زندگی‌ام رازدار بودم.
‫کارایی کردم که به هیشکی نگفتم.

01:31:57.021 --> 01:31:59.356
‫پس الانم به ما نگو جان، به خدا بگو.

01:31:59.381 --> 01:32:02.943
‫نباید بارِ روی دوش آدم‌ها رو با
‫گناهانت سنگین کنی، کار درستی نیست.

01:32:03.485 --> 01:32:05.476
‫- ولی داره از درون منو می‌خوره.
‫- خب نگو.

01:32:05.501 --> 01:32:08.394
‫برو کنار رودخونه، سرتو ببر زیر
‫آب و توی جریانش زمزمه‌ش کن.

01:32:08.419 --> 01:32:11.476
‫- باید بگم.
‫- خیله‌خب بابا! کیو کشتی؟

01:32:11.501 --> 01:32:12.595
‫پنج دلار.

01:32:13.069 --> 01:32:14.177
‫- دزدیدی؟
‫- نه.

01:32:14.862 --> 01:32:16.408
‫نه، داشتمش.
‫قایمش کرده بودم.

01:32:16.916 --> 01:32:18.916
‫مال خودت بوده، مگه نبوده؟

01:32:18.941 --> 01:32:20.584
‫آره، ولی حق نداشتم قایمش کنم.

01:32:20.609 --> 01:32:22.623
‫من که گناهی توش
‫نمی‌بینم، مال خودت بوده.

01:32:22.648 --> 01:32:24.448
‫فقط به خاطر قایم کردنش نمیگم.

01:32:26.634 --> 01:32:28.501
‫قایمش کردم که باهاش مست کنم.

01:32:30.122 --> 01:32:32.402
‫می‌دونستم یه وقتی میرسه
‫که باید حسابی مست کنم،

01:32:32.427 --> 01:32:36.875
‫وقتی که...اونقدر از درون درد
‫بکشم که مجبور بشم مست کنم.

01:32:36.900 --> 01:32:39.351
‫فکر کردم هنوز وقتش نرسیده و بعد...

01:32:39.376 --> 01:32:42.116
‫بعد واعظ رفت خودشو تسلیم
‫پلیس کرد که تامو نجات بده.

01:32:42.141 --> 01:32:45.421
‫نمی‌فهمم اینکه اون تامو نجات داده
‫چه ربطی به مست کردن تو داره.

01:32:46.196 --> 01:32:47.149
‫نمی‌تونم بگم.

01:32:47.976 --> 01:32:49.951
‫ببین تو که پول داری، دو دلار به من بده.

01:32:49.976 --> 01:32:53.414
‫واسه مست کردن هفت دلار لازم نداری.

01:32:53.439 --> 01:32:55.876
‫حالا لازم نکرده بری شامپاین بخوری.

01:32:55.901 --> 01:32:59.316
‫اینو بگیر، دو دلار بهم بده، با دو دلار
‫می‌تونم یه مشروب درست درمون بگیرم.

01:32:59.341 --> 01:33:01.039
‫نمی‌خوام گناهِ اسراف هم به گردنم بیفته.

01:33:01.064 --> 01:33:03.940
‫هرچی دارم خرج می‌کنم،
‫همیشه همینجوری‌ام.

01:33:03.965 --> 01:33:06.356
‫بفرما، آدم باید کاری که باید بکنه رو بکنه.

01:33:06.381 --> 01:33:09.141
‫هیشکی اونقدر نمی‌دونه
‫که بهش بگه چیکار کنه.

01:33:09.876 --> 01:33:11.380
‫ازم ناراحت نمی‌شی؟

01:33:12.520 --> 01:33:13.775
‫می‌دونی که مجبورم.

01:33:13.800 --> 01:33:16.407
‫ای‌خدا، آره! خودت می‌دونی باید چیکار بکنی.

01:33:16.432 --> 01:33:20.787
‫کانی کجاست؟ خیلی وقته
‫کانی رو ندیدم، کجا رفته؟

01:33:20.812 --> 01:33:23.339
‫ندیدمش، دیدمش بهش میگم دنبالش می‌گشتی.

01:33:23.364 --> 01:33:25.618
‫حالم خوب نیست، کانی نباید تنهام می‌ذاشت.

01:33:25.643 --> 01:33:27.236
‫گریه کردی؟

01:33:27.261 --> 01:33:29.836
‫خودتو جمع کن، اینجا کلی آدم هست ها!

01:33:29.861 --> 01:33:32.171
‫بیا بشین و سیب‌زمینی پوست بکن.

01:33:32.196 --> 01:33:35.196
‫- داری دل به حال خودت می‌سوزونی.
‫- نباید ول می‌کرد می‌رفت!

01:33:35.221 --> 01:33:39.839
‫تو باید کار کنی! وقت نداشتم
‫صدات کنم ولی الان بهت میگم.

01:33:39.864 --> 01:33:42.537
‫این چاقو رو بگیر، برو
‫سراغ سیب‌زمینی‌ها.

01:33:45.329 --> 01:33:47.987
‫صبر کن ببینمش...بهش میگم.

01:33:48.012 --> 01:33:49.977
‫شاید بزندت.

01:33:50.002 --> 01:33:53.276
‫حقتم هست، چون همه‌ش داری
‫غر می‌زنی و لوس‌بازی در میاری،

01:33:53.301 --> 01:33:55.685
‫اگه یه‌جوری بزنه که عقل بیاد تو سرت،
‫ازش ممنون هم میشم.

01:33:58.221 --> 01:33:59.946
‫کیسی نباید این کارو می‌کرد.

01:33:59.971 --> 01:34:03.235
‫ولی خب باید حدس‌شو می‌زدم چون
‫همه‌ش می‌گفت هیچ کاری واسه ما نکرده.

01:34:03.621 --> 01:34:06.085
‫یه جورایی آدم عجیبیه، اَل.
‫همه‌ش تو فکر بود.

01:34:06.110 --> 01:34:09.635
‫اینا از وعظ کردن میاد، این
‫واعظ‌ها همیشه قاطی می‌کنن.

01:34:09.660 --> 01:34:11.261
‫به‌نظرت کانی کجا رفته؟

01:34:11.381 --> 01:34:14.939
‫- گمونم رفته برینه.
‫- واسه همچین کاری زیادی دور شده.

01:34:14.964 --> 01:34:18.138
‫- شما میخواین برین؟
‫- نمی‌دونم، به‌نظرم بهتره بریم.

01:34:18.163 --> 01:34:21.756
‫شنیدی اون پلیسه چی گفت،
‫اگه نرین آتیش‌تون می‌زنن.

01:34:21.781 --> 01:34:25.316
‫اگه فکر می‌کنی یارو کتک می‌خوره و با یه
‫جماعتی برنمی‌گرده اینجا، یعنی زده به سرت.

01:34:25.341 --> 01:34:28.091
‫بچه‌های سالن بیلیارد همین
‫امشب میان اینجا که آتیش‌مون بزنن.

01:34:28.116 --> 01:34:31.091
‫پس فکر کنم بهتره بریم، شما کجا میرین؟

01:34:31.116 --> 01:34:34.076
‫فکر کنم بریم شمال.

01:34:34.101 --> 01:34:37.861
‫- فلوید، خداحافظ.
‫- خداحافظ. شاید بازم ببینمت.

01:34:38.076 --> 01:34:40.156
‫- امیدوارم.
‫- خداحافظ.

01:34:40.181 --> 01:34:42.592
‫تامه! خداروشکر!

01:34:42.617 --> 01:34:44.757
‫- باید از اینجا بریم.
‫- باز چی شده؟

01:34:44.782 --> 01:34:46.698
‫فلوید می‌گه امشب قراره
‫اردوگاه رو آتیش بزنن.

01:34:46.723 --> 01:34:49.089
‫رو چه حسابی؟ ما که کاری نکردیم.

01:34:49.114 --> 01:34:51.470
‫- غیر از اینکه پلیسو زدیم، هیچی.
‫- خب، ما که نزدیمش.

01:34:51.495 --> 01:34:53.800
‫از حرفای اون یارو معلوم بود
‫که میخوان بندازنمون بیرون.

01:34:53.825 --> 01:34:56.156
‫- کانی رو ندیدی؟
‫- چرا.

01:34:56.181 --> 01:34:58.975
‫راه افتاده سمت پایین
‫رودخونه، داره میره جنوب.

01:34:59.000 --> 01:35:01.181
‫- یعنی داشت فرار می‌کرد؟
‫- من چه می‌دونم.

01:35:01.206 --> 01:35:04.836
‫رزاشارن، تو یه مدته رفتار و حرفات
‫عجیب شده، کانی بهت چی گفته؟

01:35:04.861 --> 01:35:08.596
‫گفت بهتر بود تو خونه می‌موند و
‫در مورد تراکتورها مطالعه می‌کرد.

01:35:08.621 --> 01:35:12.099
‫کانی به درد نمی‌خورد،
‫از همون اول هم برام معلوم بود.

01:35:12.541 --> 01:35:15.416
‫جربزه نداشت، فقط زبونش دراز بود.

01:35:15.441 --> 01:35:17.731
‫پس اینکه بریم گیرش
‫بیاریم هم فایده‌ای نداره، ها؟

01:35:17.756 --> 01:35:19.507
‫نه، وقتی بی‌عرضه‌ست، به چه دردمون می‌خوره.

01:35:19.532 --> 01:35:20.564
‫این چه حرفیه می‌زنی!

01:35:20.589 --> 01:35:23.014
‫خب بی‌عرضه بود دیگه، همه‌ش
‫داشت می‌گفت میخواد فلان کارو بکنه،

01:35:23.039 --> 01:35:24.876
‫هیچوقت هم هیچ کاری نمی‌کرد، موقعی
‫که اینجا بود نمی‌خواستم چیزی بگم،

01:35:24.901 --> 01:35:26.864
‫ولی حالا که فرار کرده...

01:35:26.889 --> 01:35:30.585
‫واسه چی؟ چرا باید ساکت
‫بشم؟ در رفته دیگه، نه؟

01:35:30.610 --> 01:35:34.476
‫رزاشارن داره بچه‌دار می‌شه
‫و اون بچه نصفش از کانیه.

01:35:34.501 --> 01:35:38.420
‫خوب نیست خونواده‌ی بچه، وقتی داره
‫بزرگ میشه هی بگن باباش آدم خوبی نیست.

01:35:38.445 --> 01:35:39.791
‫از دروغ گفتن در موردش که بهتره.

01:35:39.816 --> 01:35:42.391
‫نخیر، نیست.
‫فرض کن مرده...

01:35:42.416 --> 01:35:45.116
‫کانی اگه مرده بود که
‫پشت سرش بد نمی‌گفتی.

01:35:45.141 --> 01:35:47.674
‫این چه بحثیه؟ هنوز معلوم
‫نیست کانی برای همیشه رفته یا نه،

01:35:47.699 --> 01:35:49.356
‫بعدم اصلاً وقت جر و بحث نداریم.

01:35:49.381 --> 01:35:52.436
‫- باید راه بیافتیم.
‫- راه بیافتیم؟ ما تازه رسیدیم!

01:35:52.461 --> 01:35:54.501
‫مامان امشب میخوان اردوگاه رو آتیش بزنن.

01:35:54.621 --> 01:35:57.946
‫می‌دونی که من نمی‌تونم همینجوری
‫وایستم و سوختن وسیله‌هامونو تماشا کنم.

01:35:57.971 --> 01:36:00.221
‫بابا هم این مدلی نیست، عمو جان هم همینطور.

01:36:00.445 --> 01:36:03.756
‫ما جلوشون وایمیستیم، و من
‫نمی‌تونم خطر کنم که بگیرنم.

01:36:03.781 --> 01:36:05.900
‫همین امروزم اگه واعظ
‫نیومده بود وسط گرفته بودنم.

01:36:05.925 --> 01:36:08.676
‫- خب، بجنبید! باید سریع باشیم.
‫- اَل، شروع کن به بار زدن کامیون.

01:36:08.701 --> 01:36:10.196
‫- جان چی میشه؟
‫- جان کجاست؟

01:36:10.221 --> 01:36:12.596
‫- رفته مست کنه.
‫- ای‌خدا! شما کامیونو پر کنین...

01:36:12.621 --> 01:36:14.029
‫من میرم دنبال جان.

01:36:14.054 --> 01:36:17.902
‫بله آقا، دختری بود با پاهای
‫خیلی قشنگ، یه بارم رقصید.

01:36:17.927 --> 01:36:19.076
‫بیا بریم عمو جان.

01:36:19.101 --> 01:36:21.777
‫تامی! باید یه دختر پیدا
‫کنم که باهاش حرف بزنم.

01:36:21.802 --> 01:36:26.101
‫شایدم باهاش خوابیدم، اصلاً
‫من باید همیشه مست بمونم.

01:36:26.316 --> 01:36:28.310
‫ماشالا چه زود شروع کرده.

01:36:28.335 --> 01:36:29.935
‫- به این زودی؟
‫- رزاشارن کجاست؟

01:36:31.507 --> 01:36:33.637
‫بیا رزاشارن، داریم میریم.

01:36:33.662 --> 01:36:35.571
‫- من جایی نمیرم.
‫- باید بریم.

01:36:35.596 --> 01:36:37.891
‫تا اون برنگرده هیچ‌جا نمیرم.

01:36:37.916 --> 01:36:39.971
‫- کانی رو میخوام.
‫- کانی پیدامون میکنه.

01:36:39.996 --> 01:36:42.436
‫- رزاشارن، خوشگل من، پاشو...
‫- میخوام منتظر باشم!

01:36:42.461 --> 01:36:45.248
‫- نمی‌تونیم منتظر باشیم!
‫- پیدامون می‌کنه، نگرانش نباش.

01:36:45.273 --> 01:36:47.356
‫اگه رفته باشه کتاب بگیره
‫واسه درس خوندنش چی؟

01:36:47.381 --> 01:36:50.996
‫- اگه بخواد غافلگیرمون کنه چی؟
‫- شاید واقعاً همینکارو کرده باشه.

01:36:51.021 --> 01:36:53.676
‫چیزی نمیخواین بذارین واسه
‫یکی که ممکنه بدردش بخوره؟

01:36:53.701 --> 01:36:56.156
‫چیزی به ذهنم نمیرسه، چیزی نداریم که بذاریم.

01:36:56.181 --> 01:36:58.251
‫- شما نمیری؟
‫- نه.

01:36:58.276 --> 01:37:01.236
‫- ولی آتیش‌تون می‌زنن.
‫- می‌دونم، قبلاً هم اینکارو کردن.

01:37:01.261 --> 01:37:03.276
‫خب پس رو چه حسابی نمیری بیرون؟

01:37:03.301 --> 01:37:07.371
‫چه می‌دونم، جمع کردن
‫چیزمیزهام خیلی وقت میبره.

01:37:07.396 --> 01:37:09.611
‫- این چشه؟
‫- سر پلیسا قاطی کرده...

01:37:09.636 --> 01:37:11.746
‫یکی می‌گفت مثل گاو کودن شده،

01:37:11.771 --> 01:37:14.861
‫اون کلانترهای لعنتی اونقدر
‫زدن تو سرش که اینجوری شده.

01:37:15.076 --> 01:37:17.672
‫خب مامان، بابا، گوش کنین

01:37:17.697 --> 01:37:21.282
‫بابا...بابا! من و شما و مامان میشینیم جلو.

01:37:21.307 --> 01:37:23.116
‫اَل، تو اینو بگیر.

01:37:23.141 --> 01:37:26.015
‫اگه کسی خواست از پشت
‫سوار شه، حسابشو برس.

01:37:26.040 --> 01:37:29.960
‫- من هیچی دستم ندارم.
‫- خب، دسته جک رو بردار!

01:37:37.156 --> 01:37:39.076
‫یه وقتی میرسه که یه مرد دیوونه میشه.

01:37:39.101 --> 01:37:42.836
‫تام، تو بهم گفتی، بهم قول دادی که
‫اینجوری نیستی و نمیشی، قول دادی!

01:37:42.861 --> 01:37:44.972
‫می‌دونم مامان، دارم سعی
‫می‌کنم، ولی اون کلانترها...

01:37:44.997 --> 01:37:48.788
‫اگه قانونی عمل می‌کردن، می‌تونستیم
‫تحمل کنیم، ولی این دیگه قانون نیست.

01:37:48.813 --> 01:37:50.636
‫دارن روح و روانمون رو داغون می‌کنن،

01:37:50.661 --> 01:37:53.872
‫می‌خوان بشیم مثل یه سگ
‫کتک‌خورده، بخزیم و زار بزنیم.

01:37:53.897 --> 01:37:55.636
‫میخوان خردمون کنن!

01:37:55.661 --> 01:38:00.131
‫بخدا مامان، یه وقتی می‌رسه که تنها
‫راهی که یه مرد می‌تونه شرافتشو حفظ کنه،

01:38:00.156 --> 01:38:02.076
‫اینه که یه مشت حواله پلیس کنه.

01:38:02.369 --> 01:38:04.076
‫دارن شرافت ما رو می‌گیرن.

01:38:04.101 --> 01:38:05.751
‫تو قول دادی، تام!

01:38:05.776 --> 01:38:08.011
‫دارم سعی می‌کنم، مامان،
‫بخدا دارم سعی می‌کنم.

01:38:08.036 --> 01:38:12.676
‫تو که نمی‌خوای مثل یه سگ کتک‌خورده
‫با شکم رو زمین بخزم، می‌خوای؟

01:38:12.701 --> 01:38:15.971
‫دارم دعا می‌کنم که خودتو بکشی
‫کنار تام، خونواده داره از هم می‌پاشه،

01:38:15.996 --> 01:38:17.178
‫باید خودتو بکشی کنار!

01:38:17.203 --> 01:38:21.058
‫سعی می‌کنم مامان، ولی وقتی یکی از
‫اون حرومزاده‌‌های گنده می‌افته به جونم...

01:38:21.083 --> 01:38:22.843
‫کار سختی دارم که جلو خودمو بگیرم.

01:38:23.152 --> 01:38:25.443
‫اگه قانون بود یه چیزی،

01:38:25.467 --> 01:38:27.578
‫ولی آتیش زدن اردوگاه،
‫این دیگه قانون نیست!

01:38:27.603 --> 01:38:30.551
‫آروم باش! باید صبر داشته باشی.

01:38:30.576 --> 01:38:34.516
‫ببین تام، ما آدمایی هستیم که حتی
‫وقتی اونا از بین رفتن، بازم هستیم.

01:38:34.780 --> 01:38:37.476
‫تام، ما اونایی هستیم که زنده می‌مونن.

01:38:37.919 --> 01:38:42.211
‫نمی‌تونن ما رو محو کنن،
‫تام، ما مردمیم...ما ادامه میدیم!

01:38:42.236 --> 01:38:45.516
‫- ماییم که همیشه داریم کتک می‌خوریم.
‫- ولی تام، ما ادامه میدیم.

01:38:46.109 --> 01:38:49.301
‫نگران نباش تام، یه
‫دوران تازه در راهه!

01:38:49.326 --> 01:38:52.406
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- نمی‌دونم.

01:38:53.621 --> 01:38:55.941
‫تو زندگیم ندیده بودم انقدر حرف بزنی.

01:38:56.341 --> 01:38:58.301
‫بیا جان، بیا.

01:38:58.571 --> 01:39:00.571
‫- بیا بریم، بریم.
‫- باید راه بیافتیم.

01:39:01.396 --> 01:39:03.156
‫- گرفتمت.
‫- بریم.

01:39:03.181 --> 01:39:07.901
‫- دارم میام.
‫- بیا، آها...حواسمون هست.

01:39:13.461 --> 01:39:15.101
‫حاضر؟

01:39:21.821 --> 01:39:23.701
‫از اینجا برین بیرون!

01:39:26.461 --> 01:39:28.941
‫- برو به جهنم!
‫- برگرد سر جات!

01:39:29.061 --> 01:39:31.181
‫برگرد سر جات!

01:39:33.516 --> 01:39:37.411
‫اینجا هفته‌ای یه دلار خرج داره،
‫ولی می‌شه با کار درش آورد،

01:39:37.436 --> 01:39:40.499
‫با تمیز کردن اردوگاه و
‫بردن آشغال و این جور چیزا.

01:39:41.066 --> 01:39:43.561
‫جای خوبیه، جماعتی
‫که اینجا بودن تازه رفتن.

01:39:43.586 --> 01:39:46.476
‫- آره، ما یه کاریش می‌کنیم.
‫- دوشنبه صبح برو پیش کمیته.

01:39:46.884 --> 01:39:49.724
‫- پلیس چی؟
‫- اینجا پلیس نداریم.

01:39:50.897 --> 01:39:52.651
‫پلیس خودمونو داریم.

01:39:52.676 --> 01:39:56.291
‫آدما اینجا با رای‌گیری یه کمیته‌ی
‫قانون‌گذاری انتخاب می‌کنن، هرچی بگن همونه.

01:39:56.316 --> 01:39:59.836
‫یعنی میگی اونایی که اردوگاهو می‌چرخونن،
‫همونایی‌اند که اینجا زندگی می‌کنن؟

01:39:59.861 --> 01:40:02.522
‫- آره، و جواب میده.
‫- پلیس هم در کار نیست؟

01:40:02.836 --> 01:40:05.651
‫نه آقا، هیچ پلیسی
‫بی‌حکم نمی‌تونه بیاد اینجا.

01:40:05.676 --> 01:40:08.396
‫خدایا، باورم نمیشه!

01:40:08.421 --> 01:40:10.956
‫دیشب اون کلانترها اردوگاه
‫کنار رودخونه رو سوزوندن.

01:40:10.981 --> 01:40:12.461
‫پاشون به اینجا باز نمیشه.

01:40:13.111 --> 01:40:16.631
‫بعضی شب‌ها پسرا نرده‌ها رو می‌پان،
‫مخصوصاً شب‌هایی که رقص داریم.

01:40:16.656 --> 01:40:20.771
‫شب‌های رقص؟ یا خدا!
‫چرا از این جور جاها بیشتر نیست؟

01:40:20.796 --> 01:40:23.156
‫اینو دیگه باید خودت بفهمی.

01:40:23.181 --> 01:40:24.670
‫- این مال شماست.
‫- مرسی.

01:40:24.695 --> 01:40:27.956
‫- همینجا می‌مونیم؟
‫- آره، شما کامیونو خالی کنین.

01:40:28.247 --> 01:40:31.607
‫- من باید برم دفتر.
‫- بیا بریم، آقای جود.

01:40:33.556 --> 01:40:34.658
‫خب...

01:40:36.426 --> 01:40:39.533
‫- فکر می‌کنی چی باشه؟
‫- نمی‌دونم...

01:40:39.558 --> 01:40:42.238
‫یه تومور زنده داری!

01:40:43.880 --> 01:40:45.520
‫کدومو ترجیح میدی؟

01:40:46.804 --> 01:40:49.284
‫نمی‌دونم، فکر کنم پسر.

01:40:50.556 --> 01:40:52.116
‫آره، پسر خوبه.

01:40:52.141 --> 01:40:54.541
‫- تازه رسیدین، نه؟
‫- اوهوم.

01:40:54.566 --> 01:40:57.112
‫- می‌مونین؟
‫- نمی‌دونم...

01:40:57.137 --> 01:40:59.076
‫اگه کار پیدا کنیم، فکر کنم بمونیم.

01:40:59.101 --> 01:41:02.693
‫"اگه کار پیدا کنیم."
‫همه‌مون همینو میگیم.

01:41:02.718 --> 01:41:05.116
‫برادرم می‌گه شاید بتونه
‫خیلی زود کار پیدا کنه.

01:41:05.141 --> 01:41:09.993
‫عجب، همچین چیزی میگه، ها؟
‫شاید گیر بیاره...

01:41:10.018 --> 01:41:12.625
‫شاید شما خوش‌شانس باشین.

01:41:15.550 --> 01:41:18.889
‫حواست به شانس باشه،
‫نمی‌تونی به شانس اعتماد کنی.

01:41:19.636 --> 01:41:22.876
‫فقط یه‌نوع شانس می‌تونی داشته باشی،
‫بیشتر از یکی نمیشه.

01:41:22.901 --> 01:41:25.021
‫دختر خوبی باش.

01:41:26.612 --> 01:41:28.332
‫خوب باش.

01:41:29.362 --> 01:41:32.442
‫اگه گناهی مرتکب شدی...

01:41:32.466 --> 01:41:35.679
‫بهتره حواست به اون بچه باشه.

01:41:37.036 --> 01:41:40.655
‫توی این اردوگاه کارهای زشتی در جریانه.

01:41:40.680 --> 01:41:43.200
‫- واقعاً؟
‫- و بذار همین الان بهت هشدار بدم.

01:41:44.631 --> 01:41:47.471
‫فقط چندتایی آدم خدا دوست باقی مونده.

01:41:47.889 --> 01:41:51.512
‫هر شنبه شب که اون گروه
‫شروع میکنه به ساز زدن،

01:41:51.537 --> 01:41:55.565
‫به‌جای اینکه سرود مذهبی بخونن،
‫دارن توی هم می‌لولن!

01:41:56.252 --> 01:41:58.652
‫بله جناب، توی هم می‌لولن!

01:41:59.316 --> 01:42:03.396
‫و فکر هم نکن که کارهای اون
‫گناهکارها از چشم خدا پنهون می‌مونه،

01:42:03.421 --> 01:42:07.420
‫نه جناب، داره دونه‌دونه گناهاشونو می‌نویسه.

01:42:07.445 --> 01:42:09.997
‫خدا داره نگاه می‌کنه!

01:42:10.022 --> 01:42:12.902
‫منم دارم نگاه می‌کنم.

01:42:15.596 --> 01:42:18.516
‫- یکی‌شونو همین تازگیا از پا انداخت.
‫- واقعاً؟

01:42:18.541 --> 01:42:20.061
‫با چشم خودم دیدم.

01:42:20.472 --> 01:42:25.272
‫یه دخترِ بود با یه کوچولو
‫تو شکمش، درست مثل تو.

01:42:26.022 --> 01:42:28.302
‫و بعد تو بغل یکی رقصید.

01:42:29.116 --> 01:42:32.131
‫بعد هی لاغر و نحیف‌تر شد،

01:42:32.156 --> 01:42:35.556
‫- بعد اون بچه رو مرده بدنیا آورد.
‫- وای خدا!

01:42:35.581 --> 01:42:40.943
‫مواظب اون بچه‌ای که تو شکمت
‫داری باش و از گناه دوری کن.

01:42:42.236 --> 01:42:43.716
‫من اینکارو کردم.

01:42:44.273 --> 01:42:46.891
‫تو بغل یکی دیگه رقصیدم،
‫تو سالیساو، من و کانی.

01:42:46.916 --> 01:42:48.836
‫- بهت هشدار دادم...
‫- روز بخیر.

01:42:48.861 --> 01:42:52.091
‫- مامان، این خانومه میگه...
‫- سلام، من خانم سندری‌ام، الیزابت سندری.

01:42:52.116 --> 01:42:53.356
‫سلام علیکم.

01:42:53.381 --> 01:42:55.593
‫تو در محضر خدا خوشحالی؟

01:42:56.909 --> 01:42:58.705
‫- تا حدی خوشحالم.
‫- نجات پیدا کردی؟

01:42:58.730 --> 01:43:01.603
‫- آره، نجات پیدا کردم.
‫- خوبه، خوشحالم.

01:43:03.596 --> 01:43:06.236
‫گناهکارا این دور و بر خیلی قدرت دارن.

01:43:06.261 --> 01:43:09.371
‫اومدین به یه جای وحشتناک.

01:43:09.396 --> 01:43:12.076
‫اطرافتون پر از شرارته.

01:43:12.101 --> 01:43:16.057
‫آدمای پلیدی هستن و
‫کارای پستی در جریانه...

01:43:16.082 --> 01:43:18.661
‫که حتی یه مسیحیِ خالص هم
‫به‌سختی می‌تونه طاقت بیاره.

01:43:18.876 --> 01:43:22.396
‫- آدمای شرور!
‫- ولی به‌نظر من که آدمای خوبی اینجان.

01:43:22.421 --> 01:43:25.956
‫گناهکارها دورمونو گرفتن!

01:43:25.981 --> 01:43:30.581
‫برو! برو بیرون قبل از این‌که منم بشم
‫یکی از اون گناهکارها و بگم کجا باید بری!

01:43:31.836 --> 01:43:33.956
‫- فکر کردم شماها مسیحی هستین.
‫- خب هستیم.

01:43:33.981 --> 01:43:35.861
‫نه، نیستین!

01:43:36.356 --> 01:43:38.596
‫شماها همه‌تون گناهکارهای دوزخی هستین!

01:43:38.621 --> 01:43:41.181
‫روح‌تون رو دارم می‌بینم که داره می‌سوزه.

01:43:41.206 --> 01:43:45.556
‫برو! و هیچ‌وقت برنگرد، من
‫آدمایی شبیه تو رو زیاد دیدم،

01:43:45.581 --> 01:43:48.322
‫شماها از همون خوشی‌های
‫کوچیک هم نمی‌گذرین، نه؟

01:43:48.347 --> 01:43:53.916
‫می‌بینم اون بچه‌ی بی‌گناه تو شکم
‫اون دختر داره تو آتیش می‌سوزه!

01:44:00.541 --> 01:44:02.221
‫خب، آماده‌این؟

01:44:02.246 --> 01:44:04.486
‫یک، دو، یک، دو، سه، چهار!

01:44:15.181 --> 01:44:17.781
‫خب همگی آماده‌این؟

01:44:20.516 --> 01:44:22.876
‫یک، دو، یک، دو، سه، چهار!

01:44:22.901 --> 01:44:24.701
‫♪  آواره‌ها تو جاده‌اند

01:44:27.301 --> 01:44:29.141
‫♪  آواره‌ها تو جاده‌اند

01:44:31.821 --> 01:44:33.701
‫♪ آواره‌ها خونه می‌سازن

01:44:35.981 --> 01:44:38.221
‫♪ ♪ آواره‌ها تو جاده‌اند

01:44:40.434 --> 01:44:44.874
‫♪ چون پناهنده‌ها چیزی دارن
‫که اونایی که تو خونه‌هان ندارن

01:44:46.807 --> 01:44:49.367
‫خب رفقا، با من همراه میشین؟

01:44:49.701 --> 01:44:51.501
‫♪  آواره‌ها تو جاده‌اند

01:44:54.101 --> 01:44:56.541
‫♪  آواره‌ها تو جاده‌اند

01:44:58.381 --> 01:45:00.461
‫♪ آواره‌ها خونه می‌سازن

01:45:03.301 --> 01:45:05.101
‫♪  آواره‌ها تو جاده‌اند

01:45:07.501 --> 01:45:12.221
‫♪ چون پناهنده‌ها چیزی دارن
‫که اونایی که تو خونه‌هان ندارن

01:45:16.196 --> 01:45:18.036
‫حالا رقص مرغی... پاها رو بکوبین!

01:45:18.061 --> 01:45:21.676
‫میدونو تنگ کنین... وقتِ رقصه!
‫پا رو می‌کوبونه به زمین...

01:45:21.701 --> 01:45:24.861
‫حالا با مچ پا مرغی برقصین،
‫یه‌وری خم شو... آره همون‌جوری!

01:45:24.981 --> 01:45:27.381
‫یه‌وری خم شو...

01:45:29.356 --> 01:45:32.076
‫یک، دو، سه، چهار!
‫ببین پسر اوکلاهمایی رو!

01:45:32.101 --> 01:45:35.581
‫پاهای درازش شُل شده... چهارتا زده رو زمین،
‫ندیدم تا حالا پسری بکنه این چنین،

01:45:35.701 --> 01:45:37.541
‫بچرخ حالا!

01:45:37.661 --> 01:45:41.341
‫دختره رو بچرخونین، ببین چه می‌کنه!

01:45:41.366 --> 01:45:43.880
‫ببین چه جوری نفس می‌زنه،
‫ببین سینه‌ش بالا پایین می‌شه!

01:45:44.916 --> 01:45:48.596
‫گونه‌هاش گل انداخته، نوک پاش رفته بالا!

01:45:48.621 --> 01:45:52.101
‫ببین چه جوری نفس می‌زنه،
‫ببین سینه‌ش بالا پایین می‌شه!

01:45:52.221 --> 01:45:55.701
‫میگی کم آورده؟
‫میگی خسته‌ست؟

01:45:55.821 --> 01:45:59.421
‫نه بابا... هنوزم سر حاله!

01:47:02.461 --> 01:47:04.781
‫خب، یه نفسی تازه کنین!

01:47:06.955 --> 01:47:09.955
‫حالا یه‌کم آروم‌ترش می‌کنیم.

01:47:23.741 --> 01:47:26.901
‫♪ بلندت می‌کنم تا بالا بالاها

01:47:28.821 --> 01:47:32.101
‫♪ وقتی که اون پایین‌هایی

01:47:33.341 --> 01:47:37.901
‫♪ برای شب می‌خونیم

01:47:39.741 --> 01:47:42.941
‫♪  تا وقتی جغدها صدا بدن

01:47:44.341 --> 01:47:48.141
‫♪ به آسمون نگاه می‌کنیم

01:47:51.021 --> 01:47:53.021
‫♪ و اون‌وقت می‌فهمیم

01:47:55.181 --> 01:48:00.261
‫♪ هنوزم جا هست واسه پر کشیدن

01:48:06.941 --> 01:48:10.181
‫♪  اگه بلندت کنم تا بالا بالاها

01:48:10.726 --> 01:48:12.726
‫ببین، اینا برای توئه.

01:48:13.436 --> 01:48:16.156
‫- ولی گوشم سوراخ نیست.
‫- خب من برات سوراخش می‌کنم.

01:48:16.434 --> 01:48:18.514
‫- درد داره. درد داره!
‫- نه.

01:48:18.539 --> 01:48:19.967
‫نکن!

01:48:20.509 --> 01:48:23.385
‫- قلقلکم میاد.
‫- خب می‌خوام بیاد.

01:48:24.556 --> 01:48:27.439
‫قراره با هم ازدواج کنیم، نه؟

01:48:27.464 --> 01:48:29.504
‫آره، حتماً، یه وقتی.

01:48:30.186 --> 01:48:34.099
‫- فکر کردم گفتی زودِ زود!
‫- خب، زود یعنی هر وقت که برسه.

01:48:35.331 --> 01:48:37.051
‫قول دادی.

01:48:38.107 --> 01:48:39.827
‫گفتی می‌خوایم ازدواج کنیم.

01:48:41.147 --> 01:48:43.107
‫آره خب، معلومه که می‌کنیم.

01:48:51.756 --> 01:48:55.088
‫- زودی میری سر کار؟
‫- آره، خودت می‌بینی.

01:48:55.113 --> 01:48:57.539
‫جیبم پر پول میشه،

01:48:57.564 --> 01:49:00.044
‫بعدش می‌ریم هالیوود، فیلم می‌بینیم.

01:49:00.756 --> 01:49:02.156
‫تموم شد.

01:49:02.181 --> 01:49:04.516
‫حالا هرروز یه گره رو باز می‌کنیم،

01:49:04.541 --> 01:49:08.105
‫چند هفته دیگه همش وا میشه
‫و می‌تونی گوشواره‌تو بندازی.

01:49:08.602 --> 01:49:12.434
‫بگیر، دیگه مال توئن.
‫نگه‌شون دار.

01:49:13.036 --> 01:49:15.276
‫خب، درد که نداشت،
‫فقط یه کم سوخت.

01:49:15.301 --> 01:49:17.581
‫باید خیلی وقت پیش گوش‌تو سوراخ کرده بودی.

01:49:17.925 --> 01:49:22.605
‫حالا بیا بریم برقصیم،
‫بچه‌ی تو، بچه‌ی خوبی ‌میشه.

01:49:23.331 --> 01:49:26.491
‫نزدیک بود بچه‌دار بشی بدون
‫اینکه گوشت سوراخ باشه.

01:49:26.516 --> 01:49:28.996
‫- ولی دیگه خیالت راحت.
‫- یعنی یه معنی‌ای داره؟

01:49:29.021 --> 01:49:30.541
‫خب معلومه که داره.

01:49:30.861 --> 01:49:32.621
‫معلومه که داره.

01:49:44.261 --> 01:49:47.981
‫♪ بلندت می‌کنم تا بالا بالاها

01:49:49.101 --> 01:49:52.661
‫♪ وقتی که اون پایین‌هایی

01:49:53.381 --> 01:49:59.101
‫♪ برای شب می‌خونیم

01:49:59.221 --> 01:50:02.901
‫♪  تا وقتی جغدها صدا بدن

01:50:03.781 --> 01:50:08.101
‫♪ به آسمون نگاه می‌کنیم

01:50:10.381 --> 01:50:13.021
‫♪ و اون‌وقت می‌فهمیم

01:50:14.341 --> 01:50:20.181
‫♪ هنوزم جا هست واسه پر کشیدن

01:50:25.421 --> 01:50:28.701
‫♪  اگه بلندت کنم تا بالا بالاها

01:50:32.581 --> 01:50:34.541
‫حالش خوبه؟

01:50:53.162 --> 01:50:57.322
‫- صبح قراره بزنیم بیرون.
‫- آره؟ کدوم طرفی میرین؟

01:50:57.676 --> 01:51:00.236
‫فکر کردیم یه‌کم بریم سمت شمال.

01:51:00.261 --> 01:51:03.901
‫دیشب یه بابایی اومد گفت شاید
‫اونور کار پیدا بشه، واسه چیدن هلو.

01:51:05.271 --> 01:51:07.711
‫ما که بیکاریم، غذامون هم دیگه تمومه.

01:51:09.036 --> 01:51:12.082
‫اینجا مردم خیلی مهربون
‫بودن، تونستیم هر روز حموم کنیم.

01:51:12.107 --> 01:51:14.027
‫تو زندگیم اینقدر تمیز نبودم.

01:51:15.461 --> 01:51:18.581
‫اصلاً دوست نداریم بریم،
‫موضوع اینه که کار نیست.

01:51:20.156 --> 01:51:23.796
‫♪  توی دل آدم‌ها

01:51:23.821 --> 01:51:27.501
‫♪ خوشه‌های خشم در حال پر شدنه

01:51:27.621 --> 01:51:31.101
‫♪ برای مردم در حرکت و در جستجو

01:51:31.227 --> 01:51:34.307
‫♪ دیگه راه برگشتی نیست

01:51:35.156 --> 01:51:38.651
‫♪ توی ذهن آدم‌ها

01:51:38.676 --> 01:51:42.291
‫♪ داره سنگین و سرریز میشه

01:51:42.316 --> 01:51:45.756
‫♪ توی نگاه آدم‌ها

01:51:45.781 --> 01:51:48.661
‫♪ خشمی داره رشد می‌کنه

01:52:07.036 --> 01:52:08.996
‫- دنبال کارین؟
‫- آره، معلومه. چه خبره این‌جا؟

01:52:09.021 --> 01:52:11.356
‫- این شلوغ‌پلوغی واسه چیه؟
‫- به تو مربوط نیست.

01:52:11.381 --> 01:52:12.916
‫- کار می‌خوای؟
‫- آره، حتماً.

01:52:12.941 --> 01:52:13.947
‫- اسم؟
‫- جود.

01:52:13.978 --> 01:52:14.833
‫- چند تا مرد؟
‫- چهار.

01:52:14.861 --> 01:52:15.798
‫- زن؟
‫- دوتا.

01:52:15.823 --> 01:52:16.599
‫- بچه؟
‫- دوتا.

01:52:16.624 --> 01:52:18.588
‫- همه‌تون می‌تونین کار کنین؟
‫- فکر کنم آره.

01:52:18.613 --> 01:52:19.595
‫خیله‌خب.

01:52:19.695 --> 01:52:23.454
‫خونه‌ی ۶۳ رو پیدا کن.
‫دستمزد پنج سنت واسه هر جعبه.

01:52:23.479 --> 01:52:25.268
‫میوه‌ی له‌شده هم در کار نباشه.

01:52:25.460 --> 01:52:28.829
‫خیله خب، دیگه برین.
‫صبح اول وقت کارو شروع کنین.

01:52:33.709 --> 01:52:37.676
‫بابا، من میرم بیرون ببینم
‫این سر و صداها واسه چیه،

01:52:37.701 --> 01:52:39.028
‫- میخوای بیای؟
‫- نه.

01:52:39.596 --> 01:52:42.876
‫میخوام به مدت فقط کار
‫کنم و به هیچی فکر نکنم.

01:52:42.901 --> 01:52:44.022
‫تو چی، ال؟

01:52:44.046 --> 01:52:46.236
‫فکر کنم اول یه چرخی این دور و بر بزنم.

01:52:46.261 --> 01:52:48.421
‫خب، عمو جان هم که می‌دونم نمیاد.

01:52:48.636 --> 01:52:51.156
‫فکر کنم خودم تنهایی برم.
‫بدجوری کنجکاو شدم.

01:52:51.181 --> 01:52:52.897
‫من اگه بودم، قبل از هر کاری،

01:52:52.922 --> 01:52:55.422
‫بیشتر بابتِ اون پلیس‌هایی
‫که اونجان کنجکاو می‌شدم.

01:52:55.447 --> 01:52:56.746
‫شاید الان دیگه نباشن.

01:52:56.771 --> 01:52:58.501
‫خب، من که نمیخوام بفهمم هستن یا نه.

01:52:58.621 --> 01:53:02.316
‫به مادرت نگو کجا میری،
‫از نگرونی دیوونه میشه.

01:53:03.599 --> 01:53:04.634
‫هی، تو که کنجکاو نیستی؟

01:53:04.658 --> 01:53:07.207
‫من یه‌کم توی اردوگاه گشت می‌زنم.

01:53:07.239 --> 01:53:10.176
‫- دنبال دختر می‌گردی، ها؟
‫- من سرم تو کارِ خودمه.

01:53:10.201 --> 01:53:11.440
‫من که رفتم.

01:53:29.021 --> 01:53:30.749
‫- کسی نیست؟
‫- تو کی هستی؟

01:53:30.774 --> 01:53:33.082
‫- تو کی هستی؟
‫- واسه خودت داری کجا میری؟

01:53:33.107 --> 01:53:35.796
‫میخوام یه قدمی بزنم، قانونی
‫هست که میگه نمیشه قدم زد؟

01:53:35.821 --> 01:53:38.381
‫- بهتره یه‌جای دیگه قدم بزنی.
‫- از اینجا که نمی‌تونم برم بیرون.

01:53:38.406 --> 01:53:40.653
‫نه امشب نمی‌تونی.

01:53:40.678 --> 01:53:43.559
‫می‌خوای خودت برگردی یا
‫سوت بزنم یکی بیاد ببرت؟

01:53:43.584 --> 01:53:45.221
‫واسه من مساله‌ای نیست آقا.

01:53:45.738 --> 01:53:48.408
‫اگه قراره اوضاع بشه، معلومه
‫که برمی‌گردم، برام مهم نیست.

01:53:48.433 --> 01:53:50.101
‫ببین واسه خودت میگم.

01:53:50.832 --> 01:53:52.585
‫اون اعتصاب‌کننده‌های خل
‫و چل ممکنه گیرت بیارن.

01:53:52.610 --> 01:53:53.451
‫کدوم اعتصاب‌کننده‌ها؟

01:53:53.476 --> 01:53:55.276
‫- کمونیست‌های لعنتی.
‫- من در جریان نبودم.

01:53:55.777 --> 01:53:57.355
‫وقتی اومدی که ندیدیشون، دیدی؟

01:53:57.380 --> 01:53:59.001
‫یه مشت مرد دیدم که دارن فریاد می‌زنن.

01:53:59.610 --> 01:54:02.476
‫انقدر پلیس که نفهمیدم داستان چیه،
‫فکر کردم تصادف شده.

01:54:02.501 --> 01:54:05.661
‫- بهتره برگردی!
‫- باشه، مساله‌ای نیست آقا.

01:54:06.507 --> 01:54:07.834
‫مشکلی نیست.

01:54:32.676 --> 01:54:35.196
‫- شب بخیر.
‫- تو کی هستی؟

01:54:35.221 --> 01:54:37.617
‫گمونم...گمونم فقط
‫دارم از اینجا رد میشم.

01:54:37.642 --> 01:54:38.897
‫اینجا کسی رو می‌شناسی؟

01:54:38.922 --> 01:54:42.236
‫نه...گفتم که...فقط دارم رد میشم.

01:54:42.261 --> 01:54:44.553
‫چه خبر شده؟

01:54:44.577 --> 01:54:47.633
‫کیسی؟ کیسی؟

01:54:47.658 --> 01:54:50.444
‫- یا خدا، تو اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- خدای من!

01:54:50.469 --> 01:54:53.596
‫- تام جوده، تامی!
‫- می‌شناسی‌ش، آره؟

01:54:53.621 --> 01:54:57.522
‫می‌شناسم؟ کلی ساله می‌شناسمش،
‫با خودش اومدم غرب.

01:54:57.547 --> 01:54:59.968
‫- این همون بابایی که در موردش حرف می‎زدی؟
‫- آره بابا، خودشه.

01:55:01.007 --> 01:55:03.356
‫محض رضای خدا بگو خونواده‌ت
‫کجان؟ اینجا چی‌کار می‌کنی؟

01:55:03.381 --> 01:55:06.055
‫خب، شنیدیم اینجاها
‫کار هست و اومدیم،

01:55:06.080 --> 01:55:08.796
‫و یه مشت پلیس ایالتی، ما
‫رو انداختن تو این مزرعه.

01:55:08.821 --> 01:55:11.888
‫یه مشت مرد رو دیدم که دارن داد و
‫فریاد می‌کنن، هیچی بهمون نمی‌گفتن،

01:55:11.913 --> 01:55:14.147
‫اومدم که ببینم چه‌خبره.

01:55:14.171 --> 01:55:17.276
‫آخه تو چجوری سر از اینجا در آوردی کیسی؟

01:55:17.301 --> 01:55:19.016
‫تامی...

01:55:19.040 --> 01:55:21.396
‫زندان یه‌جورایی جای جالبیه.

01:55:21.742 --> 01:55:25.589
‫من می‌رفتم توی دل طبیعت
‫که بتونم یه چیزی بفهمم،

01:55:25.614 --> 01:55:28.358
‫و میشه گفت گاهی اوقات هم فهمیدم،

01:55:28.382 --> 01:55:30.976
‫ولی تو زندان بود که واقعاً فهمیدم.

01:55:31.001 --> 01:55:32.996
‫یه عده از هم‌بندی‌هام
‫واسه‌خاطر مستی اونجا بودن،

01:55:33.021 --> 01:55:35.316
‫ولی بیشترشون واسه دزدی اونجا بودن.

01:55:35.341 --> 01:55:37.093
‫بیشترشون چیزایی رو
‫دزدیده بودن که لازم داشتن

01:55:37.122 --> 01:55:39.162
‫و جور دیگه‌ای بدستش
‫نمی‌آوردن، می‌فهمی؟

01:55:39.187 --> 01:55:41.516
‫- نه.
‫- خب آدم‌های خوبی بودن...

01:55:41.541 --> 01:55:43.791
‫چیزی که بدشون کرده بود این
‫بود که یه چیزهایی لازم داشتن.

01:55:43.815 --> 01:55:45.236
‫اونجا بود که تازه فهمیدم.

01:55:45.261 --> 01:55:47.480
‫نیازه که باعث همه‌ی مشکلات میشه.

01:55:48.547 --> 01:55:51.396
‫هنوز همه‌شو نفهمیدم ولی...

01:55:51.421 --> 01:55:54.304
‫یه روز بهمون لوبیا دادن که گندیده بود،

01:55:54.329 --> 01:55:57.131
‫و یه نفر شروع کرد به داد و
‫بیداد کردن ولی هیچ اتفاقی نیفتاد.

01:55:57.530 --> 01:55:59.156
‫بعد صداشو انداخت رو سرش.

01:55:59.181 --> 01:56:03.076
‫نگهبانه اومد یه نگاهی انداخت، هیچی
‫نگفت و رفت، بعدش یه نفر دیگه داد زد.

01:56:03.101 --> 01:56:06.879
‫بعد همه‌مون شروع کردیم به داد
‫زدن، همه هم با یه تن صدای یکسان.

01:56:07.316 --> 01:56:11.288
‫به خدا قسم، انگار اون
‫بند یه‌جورایی باد کرد...

01:56:11.313 --> 01:56:13.786
‫داشت می‌ترکید، داشت
‫از تو می‌جوشید و بعدش...

01:56:13.811 --> 01:56:15.583
‫بخدا، یه اتفاقی افتاد.

01:56:16.836 --> 01:56:20.669
‫بدو بدو اومدن تو و بهمون یه غذای
‫دیگه دادن، به ما دادن، می‌فهمی؟

01:56:20.694 --> 01:56:21.819
‫نه.

01:56:25.773 --> 01:56:27.796
‫شاید من نمی‌تونم بهت توضیح بدم.

01:56:29.379 --> 01:56:30.858
‫شاید خودت باید بفهمی.

01:56:34.070 --> 01:56:36.239
‫خواهرت چطوره؟

01:56:36.263 --> 01:56:38.689
‫عین گاو گنده شده.

01:56:39.196 --> 01:56:42.276
‫شرط می‌بندم دوقلو حامله‌ست.
‫هنوز بهم نگفتی چه‌خبره.

01:56:42.301 --> 01:56:44.607
‫ما اعتصاب کردیم. اینی که می‌بینی اعتصابه.

01:56:44.632 --> 01:56:47.239
‫جعبه‌ای پنج سنت زیاد نیست ولی آدم
‫می‌تونه باهاش شکم خودشو سیر کنه.

01:56:47.264 --> 01:56:48.461
‫پنج سنت؟

01:56:48.676 --> 01:56:51.154
‫- پنج سنت؟ پنج سنت بهتون میدن؟
‫- آره، میدن.

01:56:51.179 --> 01:56:53.371
‫ببین تام، ما رفتیم اونجا کار کنیم.

01:56:53.396 --> 01:56:55.796
‫می‌گفتن پنج سنت میدن.
‫ما هم یه لشکری بودیم اونجا.

01:56:55.821 --> 01:56:58.163
‫رسیدیم اونجا، گفتن نه،
‫دو و نیم سنت بیشتر نمیدیم.

01:56:58.188 --> 01:57:01.100
‫با اون پول یه لقمه نون هم نمیشه خورد،
‫اگه بچه‌ داشته باشی هم که دیگه هیچی!

01:57:01.125 --> 01:57:03.770
‫گفتیم قبول نمی‌کنیم، انداختن‌مون بیرون،

01:57:03.804 --> 01:57:08.241
‫بعدش همه‌ی پلیسای دنیا ریختن
‫سرمون. حالا به تو پنج سنت میدن؟

01:57:08.546 --> 01:57:10.889
‫اگه این اعتصابو بشکنن، فکر
‫می‌کنی بازم پنج سنت بهت میدن؟

01:57:10.914 --> 01:57:13.335
‫- نمی‌دونم، فعلاً که دارن پنج سنت میدن.
‫- گوش کن تام.

01:57:13.360 --> 01:57:15.965
‫ما خواستیم با هم چادر بزنیم،
‫عین خوک پرتمون کردن بیرون،

01:57:16.660 --> 01:57:19.275
‫پخش‌وپلامون کردن، بعضی‌هارو حسابی زدن...

01:57:19.300 --> 01:57:21.165
‫باهامون مثل خوک رفتار کردن.

01:57:21.866 --> 01:57:25.426
‫دیگه طاقتمون داره تموم میشه،
‫بعضی‌هامون دو روزه چیزی نخوردن.

01:57:25.556 --> 01:57:27.476
‫- امشب برمی‌گردی؟
‫- آره، قصدم اینه.

01:57:27.501 --> 01:57:29.461
‫برو به اونایی که اون توئن بگو چه خبره تام.

01:57:29.486 --> 01:57:32.270
‫بگو دارن بهمون گشنگی میدن و با
‫اینکارشون به خودشون از پشت خنجر می‌زنن.

01:57:32.295 --> 01:57:36.116
‫چون قطع به یقین، همین که ما رو بندازن
‫بیرون، مزد میرسه به دو سنت و نیم.

01:57:36.141 --> 01:57:38.261
‫- سعی می‌کنم بهشون بگم.
‫- آره، حتماً بهشون بگو تام.

01:57:38.390 --> 01:57:40.686
‫تا ما رفتیم، مزد رو تا
‫دو و نیم سنت میارن پایین.

01:57:41.843 --> 01:57:43.632
‫می‌دونی دو و نیم سنت یعنی چی؟

01:57:44.481 --> 01:57:47.161
‫یعنی واسه یه دلار باید
‫یه تُن هلو بچینی و ببری.

01:57:47.186 --> 01:57:49.052
‫- نمی‌تونی از پسش بر بیای تام.
‫- آره، نمی‌تونی!

01:57:49.077 --> 01:57:50.709
‫نمی‌تونی واسه همچین پولی خودتو
‫نابود کنی، نمی‌تونی باهاش غذا بخوری.

01:57:50.747 --> 01:57:51.931
‫سعی می‌کنم بهشون بگم.

01:57:51.956 --> 01:57:54.596
‫بهشون بگو بیان بیرون،
‫دو سه روزه کارو تموم می‌کنن.

01:57:54.621 --> 01:57:56.491
‫- هلوها رسیده‌ند.
‫- نمیان.

01:57:56.516 --> 01:57:58.956
‫به‌محض اینکه اعتصاب بشکنه،
‫دیگه پنج سنت گیرشون نمیاد.

01:57:58.981 --> 01:58:01.049
‫- فکر نکنم باور کنن.
‫- بگو به هر حال!

01:58:01.074 --> 01:58:03.074
‫بابا که باور نمی‌کنه، می‌شناسمش.

01:58:03.099 --> 01:58:04.922
‫میگه به من چه.

01:58:06.108 --> 01:58:08.828
‫آره، آره فکر کنم حق با توئه.

01:58:09.556 --> 01:58:12.556
‫باید یه کتک درست‌حسابی
‫بخوره تا بفهمه.

01:58:12.581 --> 01:58:15.800
‫فکر می‌کنی بابا حاضر می‌شه به
‫خاطر درد بقیه از گوشتش بگذره؟

01:58:16.013 --> 01:58:18.053
‫رُزاشارن هم باید شیر بخوره.

01:58:18.316 --> 01:58:20.196
‫فکر می‌کنی مامان دلش
‫میاد بچه‌رو گشنه بذاره

01:58:20.221 --> 01:58:22.236
‫فقط واسه اینکه یه عده
‫پشت در دارن داد می‌زنن؟

01:58:22.261 --> 01:58:25.181
‫- فقط کاش می‌فهمیدن.
‫- حرف، همه‌ش حرف.

01:58:26.156 --> 01:58:30.401
‫ببین، داداشم ال رو در نظر بگیر،
‫الانم بیرون دنبال دختربازیه،

01:58:30.426 --> 01:58:33.609
‫دو روز دیگه یکیو پیدا می‌کنه، روز به
‫اون فکر می‌کنه، شب باهاش می‌خوابه،

01:58:33.634 --> 01:58:35.394
‫- اصلاً براش مهم نیست.
‫- معلومه.

01:58:36.316 --> 01:58:42.356
‫معلومه...فقط کاری که باید
‫بکنه رو می‌کنه... همه‌مون همینیم.

01:58:45.156 --> 01:58:47.556
‫لعنت بهش، خوشم نمیاد.

01:58:47.581 --> 01:58:51.035
‫- چی شده؟
‫- نمی‌دونم، همه‌جام می‌خاره.

01:58:51.060 --> 01:58:52.581
‫- مثل گربه عصبی‌ام.
‫- خب چی شده؟

01:58:52.606 --> 01:58:54.195
‫نمی‌دونم!

01:58:54.921 --> 01:58:58.281
‫هر بار فکر می‌کنم یه چیزی شنیدم،
‫میرم گوش میدم، اما هیچی نیست.

01:58:58.316 --> 01:59:01.786
‫فقط زیادی مضطربی.
‫یه ابر داره رد میشه.

01:59:01.811 --> 01:59:05.827
‫شرط می‌بندم ابره رعدوبرق داره،
‫واسه همین به خارش افتاده، واسه الکتریسیته.

01:59:06.716 --> 01:59:08.636
‫همه‌شون خارشی شدن.

01:59:08.661 --> 01:59:11.055
‫این پلیسا هی میگن می‌خوان
‫حسابی لت‌وپارت‌مون کنن،

01:59:11.080 --> 01:59:12.741
‫و از این ایالت بندازنمون بیرون.

01:59:12.766 --> 01:59:16.315
‫فکر می‌کنن من رهبرشونم،
‫چون زیاد حرف می‌زنم.

01:59:16.340 --> 01:59:17.975
‫هیس! صبر کن یه لحظه...گوش کن.

01:59:20.080 --> 01:59:22.440
‫- چی بود؟
‫- نمی‌دونم.

01:59:25.396 --> 01:59:27.596
‫آدم درست نمی‌فهمه
‫واقعاً چیزی شنیده یا نه.

01:59:28.268 --> 01:59:32.348
‫آدمو گول می‌زنه، می‌ترسی،
‫همه‌مون ترسیدیم، درست نمیشه فهمید.

01:59:33.956 --> 01:59:36.036
‫- تو شنیدی، تام؟
‫- آره، شنیدم.

01:59:36.061 --> 01:59:39.874
‫فکر کنم از همه طرف دارن میان.
‫بهتره بزنیم به چاک.

01:59:39.899 --> 01:59:42.676
‫- بریم زیر اون پل، اون طرف.
‫- حیفِ چادرم!

01:59:42.701 --> 01:59:45.236
‫- اونجان!
‫- وایسا همون‌جا که هستی!

01:59:45.261 --> 01:59:48.236
‫- خودشه.
‫- حرومزاده‌ی براق، خودشه.

01:59:48.261 --> 01:59:51.252
‫گوش کنین بچه‌ها، گوش کنین!
‫نمی‌دونین دارین چی کار می‌کنین.

01:59:51.277 --> 01:59:55.461
‫- دارین کمک می‌کنین بچه‌ها از گشنگی بمیرن.
‫- خفه‌شو، حروم‌زاده‌ی کمونیست!

01:59:57.221 --> 01:59:59.101
‫گوش کن، نمی‌فهمی
‫داری چی کار می‌کنی.

02:00:06.697 --> 02:00:10.177
‫- یا خدا، جورج، فکر کنم کشتیش.
‫- حقشه، حروم‌زاده!

02:00:19.543 --> 02:00:20.943
‫هی!

02:00:24.112 --> 02:00:25.512
‫بجنب.

02:00:28.396 --> 02:00:32.356
‫♪ اوه، می‌دونم

02:00:32.381 --> 02:00:38.381
‫♪ می‌تونم خیلی قوی‌تر باشم

02:00:40.621 --> 02:00:45.141
‫♪ خیلی قوی‌تر از دیروز

02:00:47.741 --> 02:00:56.901
‫♪ اوه، می‌دونم زیاد دیگه طول نمی‌کشه

02:00:57.661 --> 02:01:02.621
‫♪ راه خودمو پیدا می‌کنم

02:01:18.676 --> 02:01:22.003
‫- تام، چی شده؟
‫- هیس، بلند حرف نزن، دعوام شد.

02:01:22.028 --> 02:01:23.441
‫- تام.
‫- دست خودم نبود، مامان.

02:01:23.466 --> 02:01:26.211
‫- تو دردسر افتادی؟
‫- آره، دردسر! نمی‌تونم برم بیرون کار کنم.

02:01:26.236 --> 02:01:27.411
‫- باید قایم بشم.
‫- اوضاع بده؟

02:01:27.436 --> 02:01:29.876
‫- آره، دماغم شکسته.
‫- دعوا منظورمه.

02:01:29.901 --> 02:01:33.999
‫آره، بده! رفتم ببینم سر و
‫صدا واسه چیه، کیسی رو دیدم.

02:01:34.024 --> 02:01:35.661
‫- واعظ؟
‫- آره، واعظ.

02:01:35.876 --> 02:01:38.222
‫داشت اعتصابو رهبری
‫می‌کرد و ریختن سرش.

02:01:38.247 --> 02:01:41.632
‫- کیا ریختن سرش؟
‫- نمی‌دونم، دستشون چماق بود.

02:01:41.657 --> 02:01:43.742
‫زدن فرق سرش، کشتنش.

02:01:43.767 --> 02:01:46.058
‫من فقط وایساده بودم، دیوونه شدم.

02:01:46.083 --> 02:01:49.196
‫یه چماق برداشتم، زدم یکی رو.

02:01:49.221 --> 02:01:52.501
‫- کشتی‌ش؟
‫- نمی‌دونم، قاطی کرده بودم. می‌خواستم بکشم.

02:01:52.716 --> 02:01:55.611
‫- دیدنت؟
‫- فکر کنم، چراغ انداخته بودن رومون.

02:01:55.636 --> 02:01:57.791
‫- تام، باید بری.
‫- می‌دونم، مامان.

02:01:57.816 --> 02:02:01.041
‫یه زخم بد می‌مونه رو
‫صورتت تام، دماغتم کج شده.

02:02:01.066 --> 02:02:04.307
‫شاید خوبم باشه، شاید
‫کسی دیگه نشناستم.

02:02:04.332 --> 02:02:06.636
‫اگه اثر انگشتام ثبت نشده
‫نبود، خوشحال‌تر می‌شدم.

02:02:06.661 --> 02:02:09.178
‫تام، ازت میخوام بری یه جای خیلی دور.

02:02:09.899 --> 02:02:14.676
‫ببین مامان، کل شب تنها قایم شده
‫بودم و داشتم به کیسی فکر می‌کردم.

02:02:14.701 --> 02:02:17.715
‫همیشه زیاد حرف می‌زد،
‫اعصابمو خورد می‌کرد ولی...

02:02:17.740 --> 02:02:21.741
‫داشتم به حرفاش فکر
‫می‌‌کردم و همه‌شو هم یادمه.

02:02:21.766 --> 02:02:24.024
‫آدم خوبی بود.

02:02:24.048 --> 02:02:25.166
‫هیس، گوش کن.

02:02:26.281 --> 02:02:29.396
‫فقط باده، مامان، من
‫صدای بادو می‌شناسم.

02:02:29.421 --> 02:02:31.982
‫- تام، می‌خوای چی کار کنی؟
‫- کاری که کیسی کرد.

02:02:32.007 --> 02:02:34.101
‫- ولی کشتنش!
‫- چون زود جاخالی نداد.

02:02:34.420 --> 02:02:36.300
‫هیچ کار خلاف قانونی نکرده بود.

02:02:37.276 --> 02:02:41.482
‫مامان من خیلی فکر کردم، خیلی
‫به آدم‌هایی مثل خودمون فکر کردم،

02:02:41.507 --> 02:02:44.768
‫مایی که مثل خوک زندگی می‌کنیم و
‫زمین‌های حاصل‌خیز همینجوری خالی افتاد‌ن.

02:02:45.754 --> 02:02:48.835
‫یا مثلاً یه نفر یه میلیون
‫جریب زمین داره،

02:02:48.860 --> 02:02:51.568
‫در حالی که صد هزار
‫کشاورز درست‌وحسابی گشنه‌ان.

02:02:52.716 --> 02:02:56.919
‫و به این فکر کردم که اگه همه‌ی
‫مردم ما با هم جمع بشن و داد بزنن...

02:02:56.944 --> 02:02:58.627
‫مثل اونای دیگه‌ای که
‫داشتن داد می‌زدن...

02:02:59.237 --> 02:03:01.050
‫فقط چند تاشون پشت دروازه‌ن.

02:03:01.075 --> 02:03:03.021
‫تام، می‌گیرنت و کارتو یکسره می‌کنن.

02:03:03.046 --> 02:03:06.977
‫در هر صورت می‌گیرنم، همه‌ی
‫مردم ما رو دارن می‌کِشن بیرون.

02:03:07.002 --> 02:03:11.330
‫من چطور باید ازت خبردار بشم؟
‫ممکنه بکشنت و من نفهمم.

02:03:11.355 --> 02:03:14.188
‫ممکنه زخمی‌ت کنن!
‫من از کجا خبردار بشم؟

02:03:14.213 --> 02:03:19.537
‫خب، شاید همون‌طور که کیسی می‌گفت
‫آدم یه روح جدا واسه خودش نداره...

02:03:19.562 --> 02:03:22.489
‫فقط تیکه‌ای از یه روح
‫بزرگ‌تره، و اون‌وقت...

02:03:22.514 --> 02:03:25.434
‫- اون‌وقت چی، تام؟
‫- اون‌وقت دیگه فرقی نمی‌کنه.

02:03:26.992 --> 02:03:29.872
‫اون‌وقت من همه‌جا هستم، توی تاریکی.
‫همه‌جا هستم.

02:03:30.691 --> 02:03:32.451
‫هرجا نگاه کنی.

02:03:32.476 --> 02:03:37.059
‫هرجا که نبردی هست واسه آدمای
‫گرسنه که بتونن غذا بخورن، من اونجام.

02:03:37.084 --> 02:03:40.524
‫هر جا که یه پلیس داره
‫یکی رو می‌زنه، من اونجام.

02:03:41.436 --> 02:03:44.433
‫و وقتی مردم ما چیزی رو
‫که خودشون کاشتن بخورن

02:03:44.458 --> 02:03:47.707
‫و توی خونه‌هایی که
‫خودشون ساختن زندگی کنن...

02:03:47.732 --> 02:03:49.538
‫من اونجام.

02:03:51.556 --> 02:03:54.205
‫خدای من، دارم مثل کیسی حرف می‌زنم!

02:03:54.230 --> 02:03:56.916
‫- نمی‌فهمم، واقعاً نمی‌دونم.
‫- منم همین‌طور.

02:03:56.941 --> 02:03:59.468
‫اینا چیزایی‌ن که داشتم
‫بهشون فکر می‌کردم.

02:03:59.493 --> 02:04:03.611
‫تام، بعداً وقتی اوضاع آروم شد،
‫برمی‌گردی؟ ما رو پیدا می‌کنی؟

02:04:03.636 --> 02:04:05.636
‫آره، حتماً.

02:04:07.406 --> 02:04:09.986
‫الان...بهتره برم.

02:04:20.259 --> 02:04:21.499
‫خداحافظ.

02:04:45.116 --> 02:04:48.636
‫♪ آدم روح داره، ولی مال خودش نیست

02:04:48.661 --> 02:04:52.319
‫♪ فقط بخشی از یه روح بزرگه

02:04:53.196 --> 02:04:57.229
‫♪ زن موج می‌زنه و می‌ره
‫پایینِ رود، راهی که برگشت نداره

02:04:57.254 --> 02:05:00.638
‫♪ نیرویی که نمیشه ازش فرار کرد

02:05:00.663 --> 02:05:03.623
‫♪ آره، ما مردمیم

02:05:07.741 --> 02:05:11.381
‫♪ آره، ما مردمیم

02:05:20.981 --> 02:05:23.301
‫وای، چه قشنگه!

02:05:24.228 --> 02:05:26.428
‫انگار از هر چی که داشتیم قشنگ‌تره.

02:05:27.634 --> 02:05:29.554
‫الان دیگه هیچی نداریم.

02:05:31.198 --> 02:05:34.364
‫مدت‌هاست نه کاری هست، نه محصولی.

02:05:36.196 --> 02:05:39.356
‫بعدش باید چی کار کنیم؟
‫از کجا چیزی واسه خوردن گیر بیاریم؟

02:05:40.095 --> 02:05:43.078
‫و بهت بگم که رزاشارن
‫خیلی با موعدش فاصله نداره.

02:05:44.541 --> 02:05:46.981
‫دیگه از فکر کردن متنفر شدم.

02:05:48.137 --> 02:05:51.897
‫میرم سراغ خاطره‌های
‫قدیمی تا از فکر کردن فرار کنم.

02:05:54.064 --> 02:05:57.624
‫- انگار زندگی‌مون تموم شده.
‫- نه! این‌طور نیست!

02:05:58.489 --> 02:06:02.809
‫نه، تموم نشده بابا.
‫و این چیزیه که زن‌ها خوب می‌فهمن.

02:06:04.898 --> 02:06:08.045
‫من اینو متوجه شدم، مردا
‫زندگی‌شون یه بند تو فراز و نشیبه.

02:06:08.516 --> 02:06:11.451
‫بچه‌ای به دنیا میاد، مردی
‫می‌میره، این یه فراز و نشیبه.

02:06:11.476 --> 02:06:15.596
‫زمین می‌خره، زمینشو از
‫دست میده، اینم یه فراز و نشیبه.

02:06:15.621 --> 02:06:21.116
‫واسه زن‌ها زندگی همه‌ش
‫یه جریانه، مثل رودخونه.

02:06:21.141 --> 02:06:26.021
‫پیچ و خم داره، آبشار کوچیک داره،
‫ولی خود رودخونه، همینجوری میره.

02:06:27.491 --> 02:06:30.691
‫زن‌ها اینجوری بهش نگاه می‌کنن،
‫قرار نیست بمیریم تموم بشیم که.

02:06:30.716 --> 02:06:35.174
‫آدم‌ها ادامه میدن، شاید یه کم
‫عوض بشن، ولی پیش میرن.

02:06:35.199 --> 02:06:38.981
‫از کجا می‌دونی؟ چی باعث
‫میشه چیزها متوقف نشن؟

02:06:39.006 --> 02:06:43.196
‫چیه که باعث میشه همه‌ی
‫آدم‌ها خسته نشن و از پا نیفتن؟

02:06:43.221 --> 02:06:44.741
‫سخته گفتنش.

02:06:46.236 --> 02:06:49.996
‫ولی به نظر من هر کاری
‫می‌کنیم، فقط برای اینه که ادامه بدیم.

02:06:50.021 --> 02:06:52.021
‫واسه من اینجوریه.

02:06:52.141 --> 02:06:55.596
‫حتی گشنگی کشیدن، حتی مریض شدن.

02:06:55.621 --> 02:06:58.771
‫یه عده می‌میرن،
‫ولی بقیه قوی‌تر میشن.

02:06:58.796 --> 02:07:01.354
‫فقط باید سعی کنی
‫امروز رو بگذرونی!

02:07:01.946 --> 02:07:03.626
‫فقط امروز رو.

02:07:03.651 --> 02:07:08.235
‫شاید سال دیگه، سال خوبی باشه،
‫وقتی برگشتیم خونه‌ی خودمون.

02:07:10.907 --> 02:07:13.977
‫سلام، فکر کردم تا حالا دیگه خوابیدین.

02:07:14.019 --> 02:07:16.579
‫ال، داشتیم حرف می‌زدیم.
‫بیا بشین اینجا.

02:07:16.604 --> 02:07:19.724
‫آره، باشه، حتما...منم
‫می‌خوام حرف بزنم.

02:07:21.516 --> 02:07:25.524
‫من... من باید همین روزها دیگه برم.

02:07:25.549 --> 02:07:28.286
‫نمی‌تونی بری، ما اینجا
‫لازمت داریم، چرا باید بری؟

02:07:28.311 --> 02:07:31.894
‫ببینین، من و اَگی وین‌رایت
‫تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم.

02:07:33.461 --> 02:07:36.636
‫و خب... قراره توی
‫یه تعمیرگاه کار کنم،

02:07:36.661 --> 02:07:38.498
‫یه خونه اجاره کنیم،

02:07:38.523 --> 02:07:40.956
‫اینکارو می‌خوایم بکنیم و
‫هیشکی هم نمیتونه جلومونو بگیره.

02:07:40.981 --> 02:07:44.927
‫ال، خوشحالیم. خیلی خوشحالیم!

02:07:44.952 --> 02:07:47.335
‫- واقعاً؟
‫- معلومه که خوشحالیم.

02:07:47.360 --> 02:07:50.885
‫تو مرد شدی، باید زن بگیری.
‫فقط همین حالا نرو.

02:07:50.910 --> 02:07:54.518
‫به اَگی قول دادم، باید بریم.
‫دیگه تحمل اینجا رو نداریم.

02:07:54.543 --> 02:07:57.968
‫فقط تا بهار بمون، فقط تا
‫بهار! نمیشه تا بهار بمونی؟

02:07:57.993 --> 02:07:59.676
‫- خب...
‫- شنیدین؟

02:07:59.701 --> 02:08:02.726
‫آره! همین الان شنیدم،
‫خانم وین‌رایت، همین الان.

02:08:02.751 --> 02:08:05.995
‫- کاش یه کیکی چیزی داشتیم.
‫- برم قهوه بذارم.

02:08:06.020 --> 02:08:08.756
‫- یه کم پنکیک هم درست می‌کنم.
‫- منم شکر میارم.

02:08:08.781 --> 02:08:11.796
‫- چی شده؟
‫- خب، یه خبر خوب!

02:08:11.821 --> 02:08:13.621
‫قراره یه جشن کوچیک بگیریم.

02:08:13.646 --> 02:08:16.236
‫چون ال و اَگی وین‌رایت
‫قراره ازدواج کنن.

02:08:16.261 --> 02:08:19.277
‫دارم یه لباس نو تن
‫اَگی می‌کنم، الان میام.

02:08:21.916 --> 02:08:23.636
‫چطور به نظر میاد، جان؟

02:08:23.661 --> 02:08:26.925
‫اگه این نهر همین‌جوری
‫بالا بیاد، همه‌مونو می‌بره.

02:08:26.950 --> 02:08:30.596
‫اگه همه با بیل یه سد کوچیک درست
‫کنیم، شرط می‌بندم می‌تونیم جلوشو بگیریم.

02:08:30.621 --> 02:08:33.516
‫شاید بشه، ولی نمی‌دونم
‫بقیه راضی باشن.

02:08:33.541 --> 02:08:36.436
‫- شاید دلشون بخواد برن یه جای دیگه.
‫- ولی اینجا خشکه.

02:08:36.461 --> 02:08:40.015
‫- جای خشک‌تر از اینجا پیدا نمی‌کنیم.
‫- داره زود بالا میاد.

02:08:40.040 --> 02:08:43.282
‫باید با بقیه حرف بزنیم
‫ببینیم کمک می‌کنن یا نه.

02:08:43.307 --> 02:08:45.282
‫اگه کمک نکنن باید
‫از اینجا بزنیم بیرون.

02:08:50.074 --> 02:08:52.834
‫چی شده؟

02:09:03.049 --> 02:09:05.529
‫خانم وین‌رایت؟ خانم وین‌رایت!

02:09:05.554 --> 02:09:07.834
‫- بله، با من کار دارین؟
‫- وقتش شده، زودتر از موعد.

02:09:12.265 --> 02:09:14.625
‫یه دفعه همه‌جای تنتو گرفت؟

02:09:14.650 --> 02:09:17.321
‫هی، حرف بزن و جوابمو بده.

02:09:28.156 --> 02:09:32.876
‫- آره، داره بدنیا میاد، گفتی زودتر از موعد؟
‫- شاید بخاطر تب‌ش اینجوری شده.

02:09:32.901 --> 02:09:36.109
‫خب، باید پاشه وایسته، باید یه کم راه بره.

02:09:36.134 --> 02:09:39.975
‫- نمی‌تونه، رمقی نداره.
‫- ببین، مجبوره، من زیاد بچه به دنیا آوردم.

02:09:40.000 --> 02:09:42.459
‫میرم چراغ رو بیارم، اگی؟

02:09:42.484 --> 02:09:44.196
‫اَگی، حواست به این دوتا باشه.

02:09:44.221 --> 02:09:47.156
‫درسته. روتی، وینفیلد،
‫برین پایین پیش اَگی.

02:09:47.181 --> 02:09:48.581
‫- واسه چی؟
‫- چون باید برین.

02:09:48.606 --> 02:09:50.956
‫- رزاشارن داره بچه‌دار می‌شه.
‫- من می‌خوام ببینم!

02:09:50.981 --> 02:09:53.076
‫- خواهش می‌کنم، مامان...
‫- زود باشین، زود!

02:09:53.101 --> 02:09:55.861
‫- داره بدنیا میاد؟
‫- معلومه.

02:09:55.981 --> 02:09:59.689
‫قراره یه بچه‌ی قشنگ داشته باشی،
‫فقط باید کمکمون کنی.

02:09:59.714 --> 02:10:01.436
‫می‌تونی پاشی و راه بری؟

02:10:01.461 --> 02:10:03.781
‫- امتحان می‌کنم.
‫- آفرین دختر خوب.

02:10:10.156 --> 02:10:12.219
‫وقتشه.

02:10:12.244 --> 02:10:15.036
‫- پس اگه بخوایم هم نمی‌تونیم بریم؟
‫- نه.

02:10:15.061 --> 02:10:18.394
‫- پس باید سد بسازیم.
‫- مجبورین!

02:10:19.094 --> 02:10:21.252
‫باید سد بسازیم.

02:10:21.277 --> 02:10:23.116
‫- درد دخترم شروع شده.
‫- بچه؟

02:10:23.141 --> 02:10:26.301
‫- آره، نمی‌تونیم بریم.
‫- بچه‌ی ما که نیست، ما می‌تونیم بریم.

02:10:26.326 --> 02:10:29.886
‫معلومه که می‌تونین. خب، برین!
‫چی جلوتونو گرفته؟

02:10:29.911 --> 02:10:31.457
‫برین دیگه!

02:10:48.141 --> 02:10:51.381
‫بالاتر! باید بلندترش کنیم!

02:10:52.701 --> 02:10:54.956
‫جان، آروم باش، خودتو می‌کُشی!

02:10:54.981 --> 02:10:57.836
‫دست خودم نیست، نمی‌تونم
‫این ناله‌ها رو تحمل کنم.

02:10:57.861 --> 02:11:01.916
‫- مثل وقتی که...مثل وقتی...
‫- می‌دونم، ولی آروم باش.

02:11:01.941 --> 02:11:05.196
‫فرار می‌کنم! به خدا قسم
‫یا باید کار ‌کنم یا فرار کنم.

02:11:05.221 --> 02:11:07.329
‫- اوضاع چطوره؟
‫- داره میاد.

02:11:07.354 --> 02:11:10.396
‫سرعتش کم شده، اون
‫طرف داره بیشتر می‌شه.

02:11:10.421 --> 02:11:13.301
‫ولی هنوز داره بالا میاد.

02:11:37.916 --> 02:11:40.636
‫اگه دنیا اومده بود، مامان خبرم می‌کرد.

02:11:40.661 --> 02:11:42.381
‫آره... آره...

02:12:08.638 --> 02:12:11.958
‫سپیدار! چه گنده‌س!

02:12:15.461 --> 02:12:17.421
‫سد شکست.

02:12:17.541 --> 02:12:21.349
‫- جان، چی شده؟
‫- پاهام شُل شد، دیگه نمی‌کشن.

02:12:21.374 --> 02:12:25.174
‫- به‌نظرت می‌تونی ادامه بدی؟
‫- آره، من خوب میشم، شما برین.

02:12:45.504 --> 02:12:47.304
‫حالش چطوره؟

02:12:48.301 --> 02:12:50.621
‫فکر کنم خوبه، خوابیده.

02:12:51.700 --> 02:12:55.420
‫نفس نکشید...زنده نبود.

02:12:56.596 --> 02:13:01.196
‫- هر کاری از دستمون برمی‌اومد، کردیم.
‫- می‌دونم.

02:13:01.221 --> 02:13:03.596
‫تمام شب کار کردیم،
‫بعد درخت سد رو شکافت.

02:13:03.621 --> 02:13:05.541
‫می‌دونم، شنیدم.

02:13:06.621 --> 02:13:09.181
‫- فکر می‌کنی حالش خوب بشه؟
‫- نمی‌دونم.

02:13:10.236 --> 02:13:13.129
‫یعنی هیچ کاری نمی‌شد کرد...؟

02:13:13.154 --> 02:13:16.716
‫نه! فقط یه کار واسه انجام
‫دادن بود و ما انجامش دادیم.

02:13:16.741 --> 02:13:19.436
‫رفتم سراغ کامیون، به درد نمی‌خوره.

02:13:19.461 --> 02:13:21.796
‫موتور پر از آبه، باتری
‫هم تا الان از کار افتاده.

02:13:21.821 --> 02:13:25.156
‫به دنیا اومد؟ بچه به
‫دنیا اومد؟ کجاست؟

02:13:25.181 --> 02:13:27.221
‫بچه‌ای در کار نیست.

02:13:27.341 --> 02:13:30.101
‫اصلاً هیچ‌وقت بچه‌ای نبود، ما اشتباه کردیم.

02:13:31.021 --> 02:13:34.837
‫کاش واقعاً یه بچه بود...

02:13:36.381 --> 02:13:38.061
‫برو حالا.

02:13:44.601 --> 02:13:47.367
‫ببین، ما که فعلاً گیر افتادیم.

02:13:48.457 --> 02:13:52.977
‫و این هیچ خیری نمی‌رسونه.
‫فقط غصه و مشکل درست می‌کنه.

02:13:54.741 --> 02:13:57.381
‫نمی‌تونین ببرینش بیرون و دفنش کنین؟

02:13:58.141 --> 02:14:00.824
‫حق با توئه، فقط غصه میاره.

02:14:02.076 --> 02:14:04.076
‫قانوناً نباید دفنش کنیم.

02:14:04.101 --> 02:14:09.236
‫آره، خیلی چیزا خلاف قانونه
‫ولی ما نمی‌تونیم انجام‌شون ندیم.

02:14:09.261 --> 02:14:10.501
‫آره.

02:14:27.301 --> 02:14:31.017
‫جان، می‌تونی ببریش و دفنش کنی؟

02:14:35.196 --> 02:14:36.516
‫حتما...

02:14:36.974 --> 02:14:38.414
‫من انجامش میدم.

02:14:39.821 --> 02:14:41.381
‫حتما اینکارو می‌کنم.

02:14:44.581 --> 02:14:46.461
‫بدینش به من!

02:14:47.844 --> 02:14:49.684
‫یالا بدینش دیگه!

02:14:55.704 --> 02:14:58.184
‫بیل همون بیرونه.

02:15:35.301 --> 02:15:37.221
‫برو پایین و بهشون بگو.

02:15:40.156 --> 02:15:42.294
‫برو تو خیابون...

02:15:43.316 --> 02:15:45.556
‫و بپوس...

02:15:45.597 --> 02:15:47.917
‫و اونجوری بهشون بگو.

02:15:49.280 --> 02:15:51.560
‫اینجوری می‌تونی حرف بزنی.

02:15:53.756 --> 02:15:56.516
‫من حتی نمی‌دونم تو پسر بودی یا دختر...

02:15:56.541 --> 02:15:58.501
‫و هیچ‌وقت هم نمی‌فهمم.

02:16:01.021 --> 02:16:03.741
‫برو پایین، تو خیابون دراز بکش.

02:16:05.741 --> 02:16:08.221
‫شاید اون‌وقت بفهمن.

02:16:15.757 --> 02:16:18.317
‫آره، وقتشه.

02:16:18.796 --> 02:16:21.076
‫ما داریم از اینجا میریم،
‫میریم یه جای بلندتر.

02:16:21.101 --> 02:16:23.176
‫چه تو بیای، چه نیای،

02:16:23.201 --> 02:16:25.356
‫من رزاشارن و اون دوتا رو از اینجا می‌برم.

02:16:25.381 --> 02:16:27.501
‫- نمی‌تونیم!
‫- ولی داریم میریم!

02:16:28.436 --> 02:16:30.036
‫باشه، میریم.

02:16:30.061 --> 02:16:32.196
‫- مامان، من نمیام.
‫- چرا نمیای؟

02:16:32.221 --> 02:16:34.341
‫- خب، من و اَگی...
‫- باشه...

02:16:34.366 --> 02:16:37.461
‫تو اینجا بمون، ال، حواست به وسایل باشه،

02:16:37.486 --> 02:16:39.741
‫وقتی آب پایین رفت، ما برمی‌گردیم.

02:16:39.766 --> 02:16:42.116
‫زود باشین، قبل از اینکه بارون بدتر بشه.

02:16:42.141 --> 02:16:45.701
‫بیا، رزاشارن، می‌ریم یه جای خشک.

02:16:56.676 --> 02:16:58.716
‫می‌تونم راه برم.

02:16:58.741 --> 02:17:01.421
‫ال، همین که آب فروکش کرد، ما برمی‌گردیم.

02:17:01.446 --> 02:17:06.006
‫اگه تام اومد، بهش بگو ما
‫برمی‌گردیم و بگو مواظب باشه!

02:17:12.756 --> 02:17:14.556
‫باید ادامه بدیم.

02:17:14.581 --> 02:17:17.956
‫- رزاشارن، حس می‌کنی می‌تونی راه بری؟
‫- یه کم سرم گیج میره.

02:17:17.981 --> 02:17:19.781
‫حس می‌کنم که انگار...

02:17:21.076 --> 02:17:23.636
‫- حالا که داریم میریم، کجا داریم میریم؟
‫- نمی‌دونم.

02:17:23.661 --> 02:17:25.501
‫دست رزاشارن رو بگیر.

02:17:25.526 --> 02:17:28.566
‫نگفتی داری با این عجله کجا میریم.

02:17:28.876 --> 02:17:32.676
‫فکر کنم توی اون انبار خشکه.
‫میریم اونجا تا بارون بند بیاد.

02:17:32.701 --> 02:17:35.560
‫احتمالاً صاحبش
‫ما رو بیرون می‌کنه.

02:17:35.585 --> 02:17:38.025
‫زود باشین! یه بارون حسابی داره میاد!

02:17:38.501 --> 02:17:40.621
‫طاقت بیار، رزاشارن.

02:17:44.221 --> 02:17:46.061
‫بیا تو.

02:17:47.501 --> 02:17:49.821
‫دراز بکش، رزاشارن.

02:17:50.541 --> 02:17:52.701
‫بخواب و استراحت کن.

02:17:54.301 --> 02:17:59.176
‫همینجوری، یه راهی
‫پیدا می‌کنم که خشکت کنم.

02:17:59.201 --> 02:18:01.632
‫مامان؟ مامان؟

02:18:01.657 --> 02:18:03.737
‫- چی می‌خوای؟
‫- نگاه کن.

02:18:04.651 --> 02:18:07.051
‫- اینجا مال شماست؟
‫- نه.

02:18:07.996 --> 02:18:10.716
‫ما فقط از بارون پناه
‫گرفتیم، دخترمون مریضه.

02:18:10.741 --> 02:18:14.461
‫اگه یه پتوی خشک داری، میشه بدی
‫که لباسای خیس‌شو عوض کنیم؟

02:18:15.261 --> 02:18:16.901
‫ممنون.

02:18:17.716 --> 02:18:22.716
‫- اون مرده چشه؟
‫- اول مریض شد، حالا داره از گرسنگی می‌میره.

02:18:22.741 --> 02:18:24.621
‫- چی؟
‫- داره از گرسنگی تلف می‌شه!

02:18:24.646 --> 02:18:27.406
‫توی مزرعه‌ی پنبه مریض
‫شد، شش روزه چیزی نخورده.

02:18:27.621 --> 02:18:29.581
‫- باباته؟
‫- آره.

02:18:30.316 --> 02:18:32.836
‫می‌گفت گرسنه نیست، یا می‌گفت تازه خورده.

02:18:32.861 --> 02:18:36.101
‫همه‌ی غذا رو به من داد، حالا دیگه
‫اون‌قدر ضعیفه که نمی‌تونه تکون بخوره.

02:18:46.741 --> 02:18:49.261
‫خیالت راحت، تو فقط آروم باش.

02:18:50.516 --> 02:18:54.276
‫نمی‌دونستم...می‌گفت خورده یا گرسنه نیست.

02:18:54.862 --> 02:18:59.411
‫دیشب رفتم، شیشه‌ی یه مغازه رو شکستم،
‫یه تیکه نون دزدیدم، به زور دادم بخوره،

02:18:59.436 --> 02:19:01.716
‫ولی همه‌شو بالا آورد.

02:19:01.741 --> 02:19:03.781
‫بعدش ضعیف‌تر شد.

02:19:04.701 --> 02:19:07.617
‫باید یه کم سوپ یا شیر بخوره.

02:19:08.741 --> 02:19:11.101
‫شماها پول دارین که براش شیر بخریم؟

02:19:16.421 --> 02:19:19.876
‫نگران نباش، یه کاریش می‌کنیم.

02:19:19.901 --> 02:19:21.901
‫بهت میگم داره می‌میره!

02:19:21.926 --> 02:19:24.646
‫- از گرسنگی داره می‌میره!
‫- هیس!

02:19:37.941 --> 02:19:39.701
‫ آره.

02:19:40.636 --> 02:19:42.476
‫می‌دونستم که این کارو می‌کنین.

02:19:42.501 --> 02:19:44.221
‫می‌دونستم.

02:19:46.596 --> 02:19:48.396
‫میشه همه برین بیرون؟

02:19:48.421 --> 02:19:51.301
‫بیاین، بچه‌ها، بیاین
‫بیرون توی آلونک.

02:21:00.101 --> 02:21:02.381
‫باید بخوری.

02:21:18.904 --> 02:21:20.204
‫بیا...

02:21:25.568 --> 02:21:27.088
‫بیا...

02:21:27.112 --> 02:21:34.612
‫بامابین، تنها پلتفرم دانلود و تماشای آنلاین فیلم‌ها و سریال‌های نایاب با زیرنویس فارسی!
‫.:: Bamabin.Com ::.

02:21:34.636 --> 02:21:41.036
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بامابین ::..
.:: Telegram: @BamabinOfficial ::.
.:: Instagram: @Bamabin_Com ::.
