WEBVTT

00:08.887 --> 00:11.139
...ماموریت اصلی اینه که

00:12.974 --> 00:16.102
«سی‌مین سالگرد قتل‌های منسونه، تام»

00:17.604 --> 00:20.065
«می‌خوایم یه داستان درباره‌ش بنویسی»

00:20.148 --> 00:22.609
یک ماموریت و پروژه خیلی مبهم بود

00:24.861 --> 00:27.739
...یکی از ترسناک‌ترین داستان‌های واقعی

00:28.573 --> 00:31.273
درباره یه خانم زیبایی
...که هشت و نیم ماه بارداره

00:31.297 --> 00:34.454
...و با ضربات چاقو کشته میشه

00:34.554 --> 00:35.806
[شارون تیت پولانسکی]
[همسر رومن]

00:35.830 --> 00:38.083
وقتی که داشت برای جون بچه‌ش التماس می‌کرد

00:38.108 --> 00:39.095
[پاول ریچارد پولانسکی]
[بچه آن‌ها]

00:39.145 --> 00:41.795
توی آخرین نفس‌هاش
مادرش رو صدا می‌کرد

00:41.901 --> 00:43.434
[او به طرز وحشیانه‌ای با چاقو کشته شد]

00:43.505 --> 00:46.466
و این جدای اتفاقیه که برای
...قربانی‌های اون شب

00:46.549 --> 00:47.759
و شب بعدی رخ داد

00:48.135 --> 00:49.612
[مکررا ضربات چاقو خورده]

00:49.636 --> 00:51.554
قتل‌های بسیار وحشیانه

00:53.348 --> 00:54.933
قتل‌عام

00:54.958 --> 00:57.060
[جراحات چاقو پس از مرگش]

00:57.154 --> 01:00.939
[با کارد گوشت‌بری به شکمش ضربه زدند]

01:01.439 --> 01:03.650
یکی از بزرگ‌ترین معماهای
...این پرونده اینه که

01:03.733 --> 01:06.945
منسون چطور تونست کنترل
...پیروانش رو در حدی به دست بیاره

01:07.570 --> 01:10.949
که قانعشون کنه برن و به
دستور اون مرتکب قتل بشن

01:11.032 --> 01:15.245
،بدون اینکه احساس گناه کنن
بدون تردید و روی آدم‌های کاملا غریبه

01:17.038 --> 01:18.748
به نظرتون خودتون نمی‌تونید
همچین کاری بکنید؟

01:18.832 --> 01:20.625
من نمی‌تونم. تو می‌تونی؟

01:21.793 --> 01:23.837
[فیلم کاندیدای منچوری]

01:23.920 --> 01:26.161
به بابی ریموند شلیک کن

01:26.185 --> 01:27.257
توی پیشونیش

01:28.758 --> 01:29.634
بله

01:37.809 --> 01:39.102
پس یه معماست

01:40.228 --> 01:41.229
معماست، آره

02:19.851 --> 02:22.395
کشش و جذابیت شما چیه؟

02:27.942 --> 02:29.694
موسیقی. حرکت

02:32.447 --> 02:34.616
...ایجاد کردن

02:35.283 --> 02:37.118
توجه

02:39.120 --> 02:40.121
واقعیت

02:42.373 --> 02:43.374
می‌دونم

02:45.085 --> 02:46.252
...وقتی بدونی

02:46.336 --> 02:48.338
می‌دونی دیگه

02:59.682 --> 03:03.269
،به عنوان یکی از دادستان‌های چارلز منسون

03:03.353 --> 03:06.689
به نظرتون چرا این پرونده هیچ‌وقت
راکد و بی‌اهمیت نمیشه؟

03:06.773 --> 03:10.193
چرا مردم هنوز اینقدر شیفته‌ش هستن؟

03:10.485 --> 03:13.989
[استیون کی]
[دادستان]

03:14.155 --> 03:18.910
مردم آمریکا بعضی موقع‌ها
دوست دارن بترسن

03:18.993 --> 03:21.371
فیلم‌های ترسناک دوست دارن

03:22.956 --> 03:26.793
وقتی مجله لایف عکس
،چارلز منسون رو روی جلدش چاپ کرد

03:26.876 --> 03:29.254
اون یه اسونگالی واقعی بود

03:29.319 --> 03:30.605
[فرقه عشق و وحشت]

03:30.630 --> 03:34.425
اینکه اون تونست بقیه رو
،وادار کنه کارهاش رو بکنن

03:35.635 --> 03:38.376
،اینکه آدم‌های بی‌گناه رو بکشه

03:38.400 --> 03:39.639
،یک جنگ نژادی رو شروع کنه

03:39.722 --> 03:43.560
آخه آدم چه انگیزه‌ای
می‌تونه داشته باشه؟

03:43.769 --> 03:46.855
[‏9 آگوست 1969]

03:47.147 --> 03:48.106
دارید ضبط می‌کنید؟

03:48.189 --> 03:50.150
ضبطه؟ -
شروع کنید -

03:51.276 --> 03:57.115
ساعت 8:30 صبح امروز یکی از کارمندان
...برای کارش در 10050 سیلو آمد

03:59.951 --> 04:02.484
،و چندین جسد در خانه پیدا کرد

04:02.508 --> 04:04.414
و فورا به پلیس اطلاع داد

04:06.541 --> 04:09.169
هویت شناسایی شده افراد
به شرح ذیل است

04:10.461 --> 04:11.754
،شارون پولانسکی

04:13.798 --> 04:14.883
،جی سیبرینگ

04:15.050 --> 04:16.730
[جی سیبرینگ، 35 ساله]
[آرایشگر مردان]

04:17.552 --> 04:19.095
،ابیگیل فولجر

04:19.296 --> 04:21.807
[ابیگیل فولجر، وارث ثروت قهوه فولجر]

04:22.432 --> 04:24.225
...ویچک فرایکوسکی

04:24.330 --> 04:25.896
[ویچک فرایکوسکی، 32 ساله]

04:27.103 --> 04:29.480
یک مرد ناشناس دیگر

04:29.733 --> 04:31.413
[استیون پرنت، 18 ساله]

04:36.446 --> 04:39.741
چیزی با خون روی در جلوی
اون خونه نوشته شده؟

04:39.824 --> 04:41.284
نمی‌تونم به این سوال جواب بدم

04:43.411 --> 04:46.289
اجساد کجا پیدا شدن؟
همه‌شون توی یه اتاق بودن؟

04:46.789 --> 04:49.667
،نه، دوتا از اجساد داخل خونه پیدا شدن

04:49.692 --> 04:50.686
[صحنه جرم]
[شارون تیت و جی سیبرینگ]

04:50.710 --> 04:52.045
یکیشون توی ماشین

04:52.070 --> 04:53.016
[استیون پرنت]

04:53.057 --> 04:53.730
[فرایکوسکی]

04:53.755 --> 04:55.381
و دوتا توی چمن جلویی خونه

04:55.406 --> 04:57.468
[ابیگیل فولجر]

04:59.093 --> 05:02.639
جسدی پیدا کردین که یه سرپوش
با طناب اطراف گردنش بود؟

05:02.722 --> 05:06.893
این اطلاعات رو من نمی‌تونم
الان در اختیارتون قرار بدم

05:08.353 --> 05:11.564
این پرونده پیچیده‌تر از پرونده‌های
دیگه‌ایه که نمی‌تونید درباره‌ش نظر بدید؟

05:11.648 --> 05:13.608
...خب، مگه چندبار و توی چند پرونده

05:13.691 --> 05:16.236
پنج نفر همزمان به قتل رسیدن؟

05:28.873 --> 05:31.334
پلیس لس‌آنجلس در حال حاضر
...اطلاعات خیلی کمی

05:31.417 --> 05:34.254
درباره پیشرفت احتمالی در
...پرونده قتل‌های شارون تیت بازیگر

05:34.337 --> 05:35.838
و چهار نفر دیگر ارائه می‌دهد

05:35.922 --> 05:38.716
،اجساد از خانه خانم تیت و همسرش

05:38.800 --> 05:40.468
...رومان پولانسکی، کارگردان سینما

05:40.551 --> 05:43.263
زیر چندین پتو و پرده‌ای
از رمز و راز منتقل شد

05:46.058 --> 05:47.809
[دره عروسک‌ها]

05:47.892 --> 05:50.186
خانم تیت که در فیلم
،دره عروسک‌ها هنرنمایی کرد

05:50.270 --> 05:53.815
،هشت ماه باردار بود و با لباس خواب

05:53.898 --> 05:56.984
در حالی که طنابی دور گردنش بسته
و به یک مرد متصل شده بود، پیدا شد

05:57.009 --> 05:58.525
بازیگر زن در میان قربانیان قتل‌های
عجیب و غریب در لس‌آنجلس

05:58.550 --> 06:01.490
[بازیگر زیبای سینما در قتل عام وحشتناکی]
[که جان پنج نفر را گرفت، کشته شد]

06:02.407 --> 06:06.536
وقتی پلیس رسید متوجه شد تلفن
و سیم برق قطع شده است

06:06.619 --> 06:09.205
‏12 ساعت از مرگ افراد گذشته بود

06:09.289 --> 06:12.083
:یکی از پلیس‌ها جرایم را اینگونه شرح داد

06:12.166 --> 06:16.379
در طول سابقه کاریم، تا به حال»
«همچین چیزی ندیده بودم

06:22.177 --> 06:23.028
[یک شب بعد]

06:23.052 --> 06:26.139
با اینکه پلیس اذعان کرد هیچ مظنونی
،برای قتل‌عام بل‌ایر ندارد

06:26.222 --> 06:28.254
...‏25 کیلومتر آن‌طرف‌تر، در بخش

06:28.278 --> 06:30.518
سیلورلیک لس‌آنجلس
دو قتل دیگر رخ داده بود

06:32.729 --> 06:35.315
فرزندان مالک فروشگاه لینو لابیانکا
،و همسرش رزماری

06:35.398 --> 06:37.900
در حالی که چاقو خورده و مثله شده بودند
توسط فرزندانشان پیدا شدند

06:37.925 --> 06:39.555
[رزماری لابیانکا]

06:39.636 --> 06:40.920
[لنو لابیانکا، 44 ساله]

06:40.945 --> 06:43.531
وجه اشتراکاتی بین این قتل‌ها
و قتل‌های بل‌ایر وجود داشت

06:43.614 --> 06:46.617
کلمه «جنگ» روی سینه
،لابیانکا حک شده بود

06:47.118 --> 06:50.705
...و عبارت «مرگ بر خوک‌ها» با خون

06:50.788 --> 06:52.498
یکی از قربانیان روی در یخچال
نوشته شده بود

06:53.499 --> 06:56.836
...کلمه «خوک» با خون روی در عمارت بل ایر

06:56.919 --> 06:59.547
که در آن هنرپیشه شارون تیت
و چهار نفر دیگر کشته شدند، نوشته شده بود

07:00.548 --> 07:02.872
،ولی پلیس گفت علی‌رغم شباهت‌ها

07:02.896 --> 07:05.053
معتقد نیستن که این جرم‌ها
به هم مرتبط باشند

07:05.078 --> 07:07.318
[دو قتل آیینی به دنبال پنج قتل]

07:07.343 --> 07:10.213
[کشته شدن زوجی به سبک]
[قتل خانه تیت]

07:10.347 --> 07:14.760
[فصل اول]

07:14.896 --> 07:17.649
[آزاد کردن]

07:17.690 --> 07:19.984
...آدم می‌تونه مثل من خودش رو

07:20.068 --> 07:21.903
با دنبال کردن این چیزها مستهلک کنه

07:21.986 --> 07:25.239
انگار جلوته، مثل هویج روی چوبی
...که جلوت قرار داره

07:25.309 --> 07:27.770
و داری بهش نزدیک میشی
ولی هیچ‌وقت بهش نمی‌رسی

07:27.809 --> 07:32.909
[تام اونیل]
[نویسنده]

07:36.751 --> 07:39.087
راستش هنوز نمی‌دونم چه اتفاقی افتاده

07:40.421 --> 07:42.882
ولی می‌دونم چیزی که بهمون گفتن نیست

07:46.594 --> 07:47.762
من نمی‌خوام چیزی رو مخفی کنم

07:47.845 --> 07:51.099
بدون دادن اطلاعات زمینه‌ای
توضیح این مسئله سخته

07:52.266 --> 07:54.018
:چون دیوونه به نظر میام اگه بگم

07:54.102 --> 07:57.271
...دانشمندان محققی هستن که به طور مخفیانه»

07:57.355 --> 07:59.482
...برای دولت کار میکنن

08:01.818 --> 08:07.115
و سعی کردن دقیقا کاری که
،منسون‌ها با دخترها کرد رو انجام بدن

08:07.198 --> 08:14.122
آدم‌هایی رو تعلیم بدن که
...بدون هیچ پشیمونی یا احساس گناه

08:14.956 --> 08:17.834
و حتی اینکه یادشون بیاد چطوری
«و چرا انجامش دادن، مرتکب قتل بشن

08:18.751 --> 08:21.838
و این دانشمندان محقق
...طی دوره مهمی که

08:21.921 --> 08:25.758
داشت به چارلز منسون تبدیل میشد
،باهاش تماس گرفتن

08:26.634 --> 08:31.347
یک گورو، رهبر فرقه‌ی برده‌های
مطیعی که هرکاری می‌گفت می‌کردن

08:35.059 --> 08:37.812
...روح شیطانی خودتون رو

08:38.646 --> 08:40.940
به خودتون عطا کنید

08:41.023 --> 08:43.943
و چشماتون رو باز کنید و همون باشید
به جای اینکه وانمود کنید

08:46.279 --> 08:48.948
...من پرونده آزادی مشروط فدرالش رو

08:50.533 --> 08:52.493
از اداره زندان‌ها درخواست کردم

08:54.871 --> 08:59.292
منسون دو سال قبل از قتل‌های تیت
از زندان ترمینال آیلند آزاد میشه

08:59.317 --> 09:00.751
[ابلاغیه انتشار اجباری]

09:00.776 --> 09:03.546
[چارلز ام. منسون]

09:04.130 --> 09:05.381
التماس کرد آزادش نکنن

09:05.465 --> 09:07.389
گفت: «اینجا خونه منه و
«می‌خوام همین‌جا بمونم

09:07.462 --> 09:08.323
[او از امضای این ابلاغیه خودداری کرد]

09:08.348 --> 09:09.832
اجازه ندادن بمونه

09:09.856 --> 09:12.327
اون رو با حکم آزادی مشروط
به کالیفرنیا فرستادن

09:12.454 --> 09:13.990
[نظارت مستقیم اداره آزادی مشروط]
[شهرستان لس‌آنجلس در کالیفرنیا]

09:14.015 --> 09:16.309
ولی اون بلافاصله
...عفو مشروطش رو نقض میکنه

09:16.392 --> 09:20.062
و میره ناحیه شمالی یعنی سانفرانسیسکو

09:21.898 --> 09:23.524
اون اجازه همچین کاری رو نداشت

09:23.608 --> 09:26.527
.افسرهای اونجا مات و مبهوت بودن
«گفتن: «فکر کرده کیه؟

09:26.611 --> 09:29.280
هفت هشت سال زندان بوده

09:30.304 --> 09:32.650
[منسون، چارلز ام]

09:32.675 --> 09:35.978
[...این مرد]

09:36.291 --> 09:38.433
[با دفتر عفو مشروط]
[...سان‌فرانسیسکوی ما تماس گرفت]

09:38.458 --> 09:40.385
[...و اکنون در]

09:40.472 --> 09:42.818
[شهر برکلی بود]

09:43.012 --> 09:46.353
[او هیچ مدرک مربوط به]
[آزادی مشرط با خودش نداشت]

09:47.779 --> 09:53.151
[او یک شخص به شدت بی‌مسئولیت است]

09:54.722 --> 09:57.433
اکثر سال 1967 توی سان‌فرانسیسکو بود

09:58.559 --> 10:02.063
توی اوج انفجار تابستان عشق

10:03.606 --> 10:06.484
،در قلب کشور هیپی، منطقه هیت اشبری

10:06.567 --> 10:09.612
پیشبینی شده 100 هزار جوان
در این تابستان به آنجا هجوم می‌برند

10:09.695 --> 10:12.073
همگی مشتاق تجربه شیوه زندگی هیپی

10:12.098 --> 10:15.076
[هیپی‌ها منتظر 100 هزار جوان]
[در هشبری برای تابستان عشق]

10:15.910 --> 10:18.621
،یهو گروهش بزرگ شد

10:18.704 --> 10:21.499
و به گروه چارلی و دخترهایش معروف شد

10:22.208 --> 10:25.378
تا آخر سال 67تا زن
...توی گروهش بودن

10:26.045 --> 10:28.548
،که توی خیابون‌های هیت دنبالش می‌رفتن

10:28.631 --> 10:30.841
حتی یه کلمه هم نمی‌گفتن
مگه اینکه اون باهاشون صحبت کنه

10:30.925 --> 10:32.510
اون‌ها کاملا مطیع بودن

10:32.593 --> 10:34.804
بهشون امر و نهی میکرد
و با همه‌شون رابطه داشت

10:34.887 --> 10:35.805
اون‌ها زن‌هاش بودن

10:36.722 --> 10:37.723
من ساز میزنم

10:38.641 --> 10:41.852
من از زندان آزاد شدم
بعد کلی بچه دورم رو گرفتن

10:41.936 --> 10:42.853
آره

10:42.937 --> 10:45.565
«گفتن: «صدای تو صدای خداست

10:46.190 --> 10:47.692
:من هم گفتن

10:47.775 --> 10:50.111
«یه ندامتگاه کامل آدم مثل من هست»

10:50.194 --> 10:52.321
من هیچی نیستم. من فقط یه پیامبرم

10:52.405 --> 10:53.614
من یه شاهدم، همین

10:53.698 --> 10:57.785
من یه آشغالم که از ندامتگاه افتاده بیرون

10:57.868 --> 11:00.871
اون‌ها یه چیزی توی من می‌دیدن
که من توی خودم نمی‌دیدم

11:00.955 --> 11:03.624
چی دیدن؟ -
اون‌ها یه آدم خوب می‌دیدن -

11:04.333 --> 11:07.169
،خب من آدم خوبی نیستم
ولی اون‌ها میگن همچین کسی می‌بینیم

11:07.253 --> 11:10.172
من هم گفتم: «خب وقتی
،اون‌ها یه آدم خوب می‌بینن

11:10.256 --> 11:13.009
.من هم نقش یه آدم خوب رو بازی میکنم
«برای اون‌ها یه آدم خوب میشم

11:14.677 --> 11:17.763
،از همه مراقبت کردم
،و بهشون پناه دادم

11:17.847 --> 11:21.350
و بقیه آدم‌های بد رو ازشون دور نگه داشتم

11:22.518 --> 11:24.342
،چون من از اون بچه‌ها خوشم می‌اومد

11:24.366 --> 11:26.147
چون باهاشون حس همدردی می‌کردم

11:26.230 --> 11:29.150
اون‌ها مثل من هیچ‌کس رو نداشتن

11:29.175 --> 11:32.349
[سان‌فرانسیسکو درخواست]
[کمک هیپی‌ها را نادیده می‌گیرد]

11:38.117 --> 11:40.328
...کلینیک درمانی رایگان هیت اشبری

11:40.411 --> 11:41.746
ماه ژوئن سال 1967 افتتاح شد

11:46.584 --> 11:49.086
منسون توی اون کلینیک تبدیل
به یک شخصیت شد

11:49.170 --> 11:51.213
...دخترها رو برای درمان می‌برد اونجا

11:51.297 --> 11:53.466
...چون انواع بیماری‌های مقاربتی داشتن

11:53.549 --> 11:55.301
و مرتب حامله می‌شدند

11:58.679 --> 12:02.224
همه آدم‌های توی اون کلینیک
از گروه منسون شگفت‌زده شده بودن

12:02.308 --> 12:04.310
همه‌شون خاطراتی درباره اون داشتن

12:04.894 --> 12:06.437
حضورش بسیار پررنگ و تاثیرگذار بود

12:08.648 --> 12:11.609
اون زمان حدود یک سال
از زندان آزاد شده بود

12:11.693 --> 12:12.711
[مدیر کلینیک پزشکی هیت اشبری]

12:12.735 --> 12:15.905
یه اتوبوس مدرسه مشکی بزرگ داشت

12:15.988 --> 12:18.866
حداقل 12تا دختر دورش بودن

12:18.949 --> 12:20.326
چندتا مرد هم باهاش بودن

12:21.535 --> 12:23.442
خوب بلد بود آدم‌ها رو جذب خودش کنه

12:23.466 --> 12:25.581
شخص بسیار باجذبه‌ای بود

12:25.665 --> 12:27.333
فکر کنم بعضی‌ها میگن
،شخصیت آهنربایی داشت

12:27.416 --> 12:29.502
و بعضی‌ها میگن اون‌ها هیپنوتیزم شده بودن

12:33.214 --> 12:36.801
توی یکی از اولین مصاحبه‌هام
،با دکترهایی که توی کلینیک کار می‌کردن

12:36.884 --> 12:39.178
«گفت: «جالی وست رو می‌شناسی؟

12:40.846 --> 12:44.684
اون یک متخصص معروف
هیپنوتیزم و شست‌وشوی مغزی بود

12:46.352 --> 12:50.856
اون دانشمندی بود که از کلینیک
...پزشکی رایگان هیت اشبری استفاده می‌کرد

12:50.940 --> 12:55.569
تا سوژه‌های مطالعاتش درباره
تاثیر ال‌اس‌دی روی جوانان رو استخدام کنه

12:57.196 --> 13:02.284
جالی بهش میگفت آزمایشگاهی با تم هیپی

13:02.368 --> 13:07.540
شش، هفت‌تا دانشجوی ارشد
،با موی بلند و لباس هیپی‌طور داشت

13:08.097 --> 13:11.805
تابستون رو صرف جذب کردن
جوون‌ها برای مطالعه کردن

13:11.830 --> 13:13.212
[پناهگاه روانپزشکی تبدیل به آزمایشگاهی]
[برای مطالعه مواد مخدر شد]

13:13.237 --> 13:14.671
[یک پزشک عادی روی هیپی‌ها مطالعه می‌کند]

13:14.797 --> 13:17.883
اون پروژه‌ش بود و بعدش
...چندتا مقاله درباره‌ش نوشت

13:17.967 --> 13:19.176
و سخنرانی کرد

13:19.201 --> 13:20.820
[مواد مخدر آن‌ها را به سمت]
[نابودی می‌کشاند]

13:20.845 --> 13:24.641
وقتی متوجه شدم چه تعداد بچه فراری
...به هیت اشبری می‌آیند

13:24.708 --> 13:26.033
[دکتر لوئیس جالی وست]
[سپتامبر 1967]

13:26.058 --> 13:31.355
و چقدر سریع رفتارهایی که آنجا
...وجود دارد را

13:31.439 --> 13:33.774
،به بخش‌های دیگر کشور تسری می‌دهند

13:34.775 --> 13:37.737
...تصمیم گرفتم تنها راه فهمیدن

13:37.820 --> 13:41.031
اتفاقات جاری در هیت اشبری
زندگی کردن در آن مکان است

13:41.907 --> 13:44.702
اکنون یک کلینیک در هیت اشبری دارم

13:45.327 --> 13:48.914
تمام تابستان یک تیم در آنجا کار می‌کند

13:49.498 --> 13:53.961
امروز نمی‌توانم تمام نتایج
گروهمان را توضیح دهم

13:54.670 --> 13:58.340
تنها چیزی که می‌توانم به شما بگویم
این است که چیزهای زیادی متوجه شدیم

13:59.425 --> 14:01.499
...وست بیشتر از یک سال از وقتی که

14:01.523 --> 14:03.596
من تحقیقاتم رو شروع کردم
وارد ماجرا شد

14:03.679 --> 14:06.849
...وقتی که من مشکوک شدم که احتمال

14:06.932 --> 14:08.934
دخالت پروژه ام‌کی‌اولترا در
این پرونده وجود داره

14:10.394 --> 14:13.939
وقتی فهمیدم که توی کلینیک
...درمانی رایگان هیت اشبریه

14:14.023 --> 14:16.567
و داره روی آدم‌هایی که با
،منسون در ارتباطن کار میکنه

14:16.650 --> 14:18.683
...اون هم در زمانی که منسون تبدیل شد به

14:18.707 --> 14:21.071
،همون چیزی که سی‌ای‌ای می‌خواست بشه

14:22.782 --> 14:24.116
یعنی قاتل‌های برنامه‌ریزی شده

14:29.413 --> 14:31.874
...پروژه فوق سری ام‌کی‌اولترا

14:31.957 --> 14:36.378
از سال‌های 1953 تا 1964 توسط
سیا انجام میشد

14:36.403 --> 14:37.516
[سازمان اطلاعات مرکزی]

14:37.615 --> 14:40.382
این یکی از عجیب‌ترین قسمت‌های
تاریخ سیا است

14:41.634 --> 14:45.346
یک پروژه 20 ساله 15 میلیون دلاری
...درباره کنترل ذهن

14:45.429 --> 14:47.348
...که شامل آزمایشاتی در برخی از

14:47.431 --> 14:50.142
برجسته‌ترین دانشگاه‌ها و
...مراکز تحقیقاتی آمریکا می‌شد

14:50.226 --> 14:53.395
و بعضی از آن‌ها اصلا اطلاع نداشتند
که برای سیا کار می‌کنند

14:55.481 --> 14:59.151
محققان متوجه شدند که
...سیا ماده مخدر ال‌اس‌دی را

14:59.235 --> 15:00.653
روی برخی آدم‌های بی‌اطلاع
آزمایش می‌کردند

15:00.678 --> 15:01.447
[ورموود]

15:01.580 --> 15:03.197
یکی از کسانی که این مواد را
دریافت کرده، خودکشی کرد

15:03.280 --> 15:06.534
کمیته هیچ‌وقت نتوانست ابعاد
...کامل این برنامه را متوجه شود

15:06.617 --> 15:11.330
چون سوابق این برنامه در سال 1973
برای جلوگیری از آبروریزی نابود شدند

15:16.293 --> 15:19.380
این‌ها مدارکی هستن که
...نشون میدن جالی حدود

15:19.463 --> 15:22.758
‏15 سال برای سیا کار می‌کرد
و درباره‌ش دروغ گفت

15:25.469 --> 15:28.597
اینجا نه تنها توضیح میدن چطوری
...می‌خواستن آزمایش‌ها رو انجام بدن

15:28.681 --> 15:30.432
بلکه چطوری می‌خوان مخفی نگهشون دارن

15:30.457 --> 15:31.815
[...در پروژه تحقیقاتی هیپنوتیمز]

15:31.976 --> 15:34.645
آزمایش‌های بسیار وحشتناکی رو توصیف کردن

15:34.771 --> 15:36.365
[ممکن است اطلاعات]
[...از شرکت‌کنندگان ناآگاه]

15:36.390 --> 15:38.566
[استخراج شوند]

15:40.847 --> 15:43.948
[...قرار دادن اطلاعات اشتباه...]

15:44.672 --> 15:47.611
[برانگیختن اختلالات روانی خاص در آن‌ها...]

15:47.658 --> 15:51.537
جالی تا زمان مرگش دائم می‌گفت
هیچ‌کدوم از این کارها رو انجام نداده

15:51.579 --> 15:52.806
[...تحریک حالات غش‌مانند بر اثر مواد...]

15:52.830 --> 15:55.457
و وقتی مردم متهمش می‌کردن
خیلی ناراحت شد

15:55.541 --> 15:56.741
[لوئیس جی. وست]

15:59.879 --> 16:04.466
به نظرت این کنترل ذهن
...توی اون کلینیک هیت اشبری

16:04.550 --> 16:06.510
دقیقا چطوری کار می‌کرد؟

16:22.735 --> 16:25.613
نمی‌خوام بگم که مطمئنم
این اتفاق توی اون کلینیک رخ داد

16:26.113 --> 16:29.909
فقط می‌تونم بگم منسون
...برای درمان پزشکی

16:29.992 --> 16:31.785
،نه تنها به اونجا رفته

16:31.869 --> 16:37.041
بلکه وقتی راجر اسمیث، افسر عفوش
،یک دفتر اونجا باز کرد

16:37.124 --> 16:41.754
منسون رو تشویق کرد هفته‌ای یه بار
برای جلسات عفوش بیاد اون کلینیک

16:41.837 --> 16:43.661
،و به مدت یه سال

16:43.685 --> 16:45.758
،وقتی که افسر عفو مشروط منسون بود

16:45.841 --> 16:48.791
...منسون 6 بار دستگیر شد

16:48.815 --> 16:50.512
...و هرباری که دستگیر شده

16:50.596 --> 16:52.598
،اسمیث به جای لغو عفوش

16:53.766 --> 16:56.101
...یه نامه می‌نوشت می‌گفت

16:56.185 --> 16:59.939
رفتار منسون خوبه و
وضعیتش مثبته

17:00.565 --> 17:02.734
[چارلز ام منسون]

17:04.569 --> 17:06.362
[...آقای منسون پیشرفت بسیار خوبی]

17:06.387 --> 17:08.259
[تحت نظارت عفو مشروط خود داشتند]

17:08.284 --> 17:09.489
[...در واقع]

17:09.513 --> 17:12.323
[...این بهترین حالت شخصیتی ایشان]

17:12.347 --> 17:15.144
[در مدت زمان طولانی است]

17:15.168 --> 17:18.141
[با کمال احترام]

17:18.166 --> 17:18.773
[راجر اسمیث]

17:18.832 --> 17:20.459
و شما با راجر اسمیث مصاحبه کردین؟

17:20.542 --> 17:22.670
بله، من تقریبا با همه مصاحبه کردم

17:22.962 --> 17:24.522
[راجر اسمیث]
[افسر عفو مشروط]

17:24.546 --> 17:26.423
من چارلی رو توی برکلی دیدم

17:28.008 --> 17:33.847
،وقتی اون توی بی اریا بود
هرهفته توی دفترم بود

17:33.931 --> 17:35.933
!اوهوم -
زیاد می‌دیدمش -

17:36.684 --> 17:38.686
چون با دخترهای همراهش می‌اومد

17:41.355 --> 17:43.524
خیلی عجیب بود. هیپی بود

17:44.650 --> 17:47.444
بسیار مکار بود

17:49.571 --> 17:51.824
ولی خیلی آدم خطرناکی بود؟

17:53.367 --> 17:54.326
من همچین چیزی مشاهده نکردم

17:57.997 --> 18:02.209
یادمه خیلی دلم می‌خواست
یه چیزی پیدا کنه

18:03.919 --> 18:05.963
اون ترانه‌سرا بود

18:07.006 --> 18:10.259
به نظر من تنها کاری
...که می‌تونست انجام بده

18:10.342 --> 18:11.760
آهنگ نواختن بود

18:13.117 --> 18:15.742
[هالیوود اند واین]

18:16.515 --> 18:18.976
...یادمه من درخواست کردم

18:19.977 --> 18:22.438
نظارت رسما منتقل بشه

18:22.521 --> 18:23.439
به لس‌آنجلس؟

18:24.189 --> 18:28.610
حتی نمی‌دونم افسر عفو مشروط
توی لس‌آنجلس رفت دنبالش یا نه

18:36.702 --> 18:39.956
[فصل دوم]

18:40.915 --> 18:45.294
[موسیقی]

18:57.264 --> 19:00.517
گلوبال تل لینک، شما یک
...تماس از قبل پرداخت شده دارید از طرف

19:01.226 --> 19:02.394
بابی

19:02.478 --> 19:06.554
یکی از زندانیان در مرکز پزشکی
کالیفرنیا، واکاویل کالیفرنیا دارید

19:06.579 --> 19:07.662
[بابی بوسلیل]
[محکوم به قتل]

19:07.868 --> 19:10.903
این تماس و شماره تلفن شما
پایش و ضبط می‌شود

19:10.928 --> 19:12.922
[بابی بوسلیل سه روز قبل از قتل‌های تیت]
[لابیانکا به جرم قتل گری هینمن دستگیر شد]

19:12.946 --> 19:15.449
می‌خواستی بدونی چطوری
با چارلی آشنا شدم

19:15.532 --> 19:16.533
آره

19:17.910 --> 19:20.025
چیز خاصی برای گفتن ندارم

19:20.049 --> 19:21.371
من با چارلی آهنگ میزدم

19:21.955 --> 19:24.166
سعی کردم بهش کمک کنم
یک قرارداد موسیقی بگیره

19:26.126 --> 19:29.505
با ضبط کردن چندتا آهنگ
آزمایشی خوب

19:31.298 --> 19:34.259
من توی جامعه موسیقی لس‌آنجلس بودم

19:35.761 --> 19:38.305
دنیس ویلسون از بیچ بویز
یکی از دوستام بود

19:39.807 --> 19:41.600
چارلی استعداد داره

19:44.269 --> 19:46.605
...بعضی‌ها معتقد بودن که می‌تونه

19:47.648 --> 19:49.733
آهنگ رسمی منتشر کنه

19:50.484 --> 19:52.444
بذار ببینم -
هرکاری دوست داری بکن -

19:52.528 --> 19:53.362
آره

19:54.154 --> 19:55.114
یکم نفس بکش

19:55.197 --> 19:57.407
هروقت خواستی شروع کنی
بگو دستگاه رو روشن کنیم

19:57.491 --> 20:00.285
باشه. نمیشه بذاری روشن بمونه؟

20:00.369 --> 20:04.206
...گرگ جکبسون، دنیس ویلسون و من

20:06.750 --> 20:11.130
،می‌خواستیم یه سر و سامونی به چارلی بدیم

20:11.213 --> 20:15.008
،بیاریمش استدیو
،فقط خودش و گیتارش

20:15.092 --> 20:16.802
و آهنگ‌هاش رو بزنه و بخونه

20:17.511 --> 20:21.723
و بعد ببینیم می‌تونیم یک
آهنگ آزمایشی در بیاریم یا نه

20:23.183 --> 20:27.437
♪ زندگی کردن زمانی دارد ♪

20:28.355 --> 20:34.444
♪ زمان با سرعت می‌گذرد ♪

20:34.528 --> 20:39.741
♪ فکر می‌کنی داری عشق می‌ورزی، عزیزم ♪
♪ ولی فقط گریه می‌کنی ♪

20:39.825 --> 20:41.398
♪ می‌تونی حسش کنی؟ ♪

20:41.422 --> 20:44.288
♪ این احساسات واقعی‌ان؟ ♪

20:44.371 --> 20:47.749
♪ ببین چه بازی‌ای راه انداختی، دختر ♪

20:47.790 --> 20:48.892
[لنتی اسکویکی فروم]
[یکی از اعضای خانواده منسون]

20:48.917 --> 20:51.990
♪ ببین چه بازی‌ای راه انداختی، دختر ♪

20:52.057 --> 20:53.105
[سندرا گود]
[یکی از اعضای خانواده منسون]

20:53.130 --> 20:57.718
♪ چه توهمی داری ♪
♪ و توی چه سردرگمی‌ای زندگی میکنی ♪

20:57.743 --> 20:58.630
[کاترین جیپسی شر]
[یکی از اعضای خانواده منسون]

20:58.709 --> 21:01.013
♪ استیصال و شک ♪

21:01.096 --> 21:06.310
♪ می‌تونی بدون این بازی زندگی کنی؟ ♪

21:06.935 --> 21:10.230
♪ این بازی خیلی غم‌انگیز ♪

21:10.314 --> 21:12.900
،دنیس، درامر گروه بیچ بویز

21:12.983 --> 21:14.985
یه کلبه شکار اجاره کرده بود

21:16.153 --> 21:19.573
شبیه یک عمارت از چوب و الوار بود

21:19.745 --> 21:24.782
[گرگ جیکبسون]
[استعدادیاب]

21:25.245 --> 21:27.873
،دنیس رانندگی میکنه
،چندتا از دخترها هم توی مسیر علامت دادن

21:27.956 --> 21:30.918
و البته که دنیس زد روی ترمز
و اون‌ها رو سوار کرد

21:31.877 --> 21:35.672
دنیس دخترها رو می‌بره به ورودی
کابین چوبی قدیمی

21:35.756 --> 21:37.799
دوتاشون از دخترهای چارلی بودن

21:37.883 --> 21:40.677
♪ همیشه برای همیشه همیشه‌ست ♪

21:40.761 --> 21:43.055
چقدر به هم می‌اومدن، نه؟

21:43.597 --> 21:45.933
♪ ...درون خودت برای پدرت ♪

21:46.016 --> 21:48.685
دو روز بعد دنیس اومد خونه
...سوار ماشینش شد

21:48.769 --> 21:51.188
و داشت توی ورودی ماشین
راه می‌رفت که در باز شد

21:51.271 --> 21:54.691
یه مرد کوچیک اومد بیرون
«و خودش رو معرفی کرد، «من چارلی‌ام

21:55.442 --> 21:56.985
«این‌ها دخترهای منن»

21:59.154 --> 22:02.199
باید به عنوان کسی که
آدم‌ها رو استرسی میکنه کار کنی

22:02.282 --> 22:04.826
دنیس دخترهاش رو دوست داشت

22:05.827 --> 22:08.372
به نظرش این بهترین اتفاق دنیاست

22:08.455 --> 22:09.790
دخترهای نامحدود

22:10.249 --> 22:11.435
[دنیس ویلسون: من با 17 دختر زندگی میکنم]

22:11.459 --> 22:12.876
دنیس توی بهشت بود

22:14.295 --> 22:17.423
[اون‌ها خانم‌های فضایی هستن]

22:18.883 --> 22:21.802
[اون‌ها هم یک گورو داشتن]

22:22.511 --> 22:25.222
[شخصی به نام چارلی]

22:27.016 --> 22:29.685
[وقتی با اون آشنا شدم]

22:30.269 --> 22:34.023
[ایده‌های موسیقی خیلی خوبی داشت]

22:34.857 --> 22:37.568
[الان داریم با هم آهنگ می‌نویسیم]

22:39.069 --> 22:41.989
[از کشف خودم خوشحالم]

22:45.701 --> 22:49.329
میشه فضای خونه رو برام شرح بدی؟

22:49.413 --> 22:54.084
اوه، پسر. واقعا؟
واقعا می‌خوای بدونی؟

22:54.584 --> 22:57.879
اسمش رو نمیگم چون یه شخص واقعیه

22:57.963 --> 23:01.049
این دختر روی تخته پرش شنا
،بالا پایین می‌پرید

23:01.133 --> 23:03.468
«خوشحالم کن، بهم غذا بده و نئشه‌م کن»

23:04.052 --> 23:05.542
بعدش پرید توی استخر

23:05.566 --> 23:07.472
اونجا همچین فضایی داشت

23:12.311 --> 23:15.564
...به اون خانم‌ها گفتن که هر مردی

23:15.647 --> 23:18.525
،بخواد باهاشون رابطه داشته باشه
شما باید قبول کنید

23:18.608 --> 23:23.447
نمی‌تونم تعداد بیماری‌هایی که
اون خانم‌ها دارن رو تصور کنم

23:23.530 --> 23:29.453
...می‌دونم که بیچ بویز خیلی از اینکه

23:29.536 --> 23:30.579
...دنیس ویلسون داره

23:30.662 --> 23:36.001
این همه پول خرج درمان بیماری‌های
مقاربتی می‌کرد ناراحت بودن

23:36.084 --> 23:37.836
♪ ...ای دختر زیبا ♪

23:37.920 --> 23:38.920
[بیچ بویز]

23:39.212 --> 23:42.632
بیچ بویز یکی از آهنگ‌های
منسون رو ضبط کردن

23:43.133 --> 23:49.681
♪ از بین برو ♪
♪ و فقط بیا و بگو دوستم داری ♪

23:49.765 --> 23:51.516
،با اینکه آهنگ منسون بود

23:51.600 --> 23:53.685
اعتبارش به اسم دنیس ویلسون ثبت شد

23:54.311 --> 23:59.483
♪ مقاومت نکن ♪
♪ زود باش بیا بگو دوستم داری ♪

24:00.984 --> 24:05.781
♪ دنیات رو رها کن ♪
♪ بیا و با من باش ♪

24:07.866 --> 24:12.412
♪ من مثل توام ♪
♪ مثل توام و می‌بینم ♪

24:12.437 --> 24:14.531
چارلز مایلز منسون
به این دفتر زنگ زد

24:14.556 --> 24:17.225
و اشاره کرد که به او قراردادی
از طرف شرکت براذر رکورد پیشنهاد شده

24:17.250 --> 24:20.587
،دنیس مستقیم بهش پول رو داد
احتمالا 300 دلار یا یه همچین چیزی

24:20.670 --> 24:23.590
دنیس باید بهتر اطلاع داشته باشه
که این روال معمول نیست

24:24.341 --> 24:27.135
،اگه چیزی منتشر کنی
حق مادام‌العمرش مال تو میشه

24:28.387 --> 24:30.722
احتمالا این یکی از دلایلی بود
...که باعث شد دنیس

24:30.806 --> 24:32.808
کلبه شکار رو تعطیل کنه

24:33.433 --> 24:35.227
چارلی مسئله رو شخصی برداشت کرد

24:36.395 --> 24:38.772
وقتی شرکت براذر رکوردینگ
...از بیچ بویز

24:38.855 --> 24:41.942
آهنگ‌هایی که از زندان ضبط میشدن
:رو می‌گرفت که می‌خوندن

24:42.025 --> 24:44.236
♪ ...توی اتاقم ♪

24:44.319 --> 24:46.905
♪ من احساس خوب ایجاد میکنم ♪

24:46.988 --> 24:49.241
:بعدش که رفتم بهشون گفتم
«خب پول من کجاست؟»

24:49.324 --> 24:51.868
«گفتن: «اوه، تو هیچ پولی نمی‌گیری

24:51.952 --> 24:54.371
«گفتم: «یعنی چی من پولی نمی‌گیرم؟

24:54.454 --> 24:57.332
«باید بهم پول بدین. حقم رو بهم بدین»

24:57.416 --> 25:00.836
،بیشتر از حقم ازتون نمی‌خوام»
«فقط پول کاری که کردم رو بدین

25:00.919 --> 25:02.295
اون‌ها حقم رو بهم ندادن

25:02.379 --> 25:07.217
،گفتم: «خیلی‌خب، پولم رو نمی‌دین
«پس به نیویورک زنگ میزنم

25:07.300 --> 25:08.677
«به نیویورک زنگ میزنم»

25:12.389 --> 25:14.307
چون می‌خوام صدام رو
به نیویورک برسونم

25:17.854 --> 25:19.313
[چارلز مایلز منسون]

25:19.479 --> 25:22.399
اون‌ها هنوز کمپ اصلیشون
توی مزرعه اسپان رو داشتن

25:22.608 --> 25:24.681
[...او در حال حاضر]

25:24.705 --> 25:28.053
[...یک اتاق و خوراکی]

25:28.078 --> 25:29.949
[در مزرعه فیلم‌سازی اسپان دریافت کرده]

25:30.157 --> 25:31.533
[مزرعه اسپان]

25:31.741 --> 25:34.327
من می‌خواستم توی مزرعه اسپان
فیلم‌برداری کنم

25:34.828 --> 25:36.830
با دخترها و اسب‌ها

25:37.831 --> 25:40.333
،اگه فیلم‌نامه داشت
هیچ‌کس باورش نمیشد

25:40.417 --> 25:42.002
یک داستان علمی-تخیلی میشد

25:45.505 --> 25:48.550
دخترها توی محل فیلم‌برداری
قدیمی کف زمین می‌خوابیدن

25:48.633 --> 25:49.843
یه ساختمون واقعی نبود

25:49.926 --> 25:52.179
ممکن بود اصلا سقف نداشته باشن

25:57.767 --> 25:59.227
برای همین رفتم سراغ ملچر

26:00.562 --> 26:03.315
تری ملچر می‌تونست همچین
چیزی رو سر هم کنه

26:04.232 --> 26:06.276
گفتم: «تری، باید از این
«یارو فیلم بگیریم

26:06.902 --> 26:12.533
[تری ملچر]
[تهیه‌کننده موسیقی]

26:13.158 --> 26:15.869
یه دوستی داشتم که به عنوان
...استعدادیاب استخدام کردم

26:15.952 --> 26:18.413
:و اون بهم زنگ زد، گفت

26:19.080 --> 26:23.293
یه شخص بااستعداد اینجا دارم»
...که برای یه مستند موزیکال

26:24.294 --> 26:27.797
درباره خرده‌فرهنگ
«هیپی‌های آمریکا خیلی خوبه

26:31.885 --> 26:33.887
«گفت: «یه خانواده منسون هست

26:33.970 --> 26:36.806
«توی یه مزرعه قدیمی وسترن زندگی میکنن»

26:37.390 --> 26:39.392
،و اونجا زندگی میکنن»
،یه جامعه اشتراکی واقعیه

26:39.476 --> 26:41.353
«و همه همه‌چیز رو شریکی استفاده میکنن

26:43.396 --> 26:45.774
«یه مستند موزیکال خوب ازش در میاد»

26:46.441 --> 26:49.861
من هم اون موقع با شبکه
...سی‌بی‌اس کارهای تلوزیونی می‌کردم

26:49.945 --> 26:52.405
و با کلمبیا رکوردز
هم موسیقی ضبط می‌کردم

26:56.284 --> 26:57.827
تری ملچر کیه؟

26:59.204 --> 27:00.622
اون پسر دوریس دی‌ـه

27:02.332 --> 27:06.461
یک تهیه‌کننده موسیقی بسیار
جوون و موفق بود

27:07.003 --> 27:08.129
آدم گنده‌ای بود

27:08.505 --> 27:09.524
[‏10050 چیلو درایو]
[آوریل 1988 - ژانویه 1989]

27:09.548 --> 27:13.635
تری توی خونه‌ای زندگی می‌کرد که
رومن و شارون قبلا توش زندگی می‌کردن

27:14.136 --> 27:15.721
[شارون تیت و رومان پولانسکی]
[فوریه - آگوست 1969]

27:25.397 --> 27:28.108
ظاهرا چارلی می‌خواست ملچر
باهاش قرارداد ببنده

27:31.152 --> 27:33.780
این برای چارلی یه هدیه عالی میشد

27:34.281 --> 27:36.491
...منسون اون‌قدر تیز بود که می‌دونست

27:36.575 --> 27:38.952
...برای قرارداد موسیقی بستن، تری ملچر

27:39.035 --> 27:41.079
یه سر و گردن بالاتر از دنیس بود

27:42.956 --> 27:44.416
،دنیس ستاره راک اند رول بود

27:44.499 --> 27:47.252
ولی این با یک تهیه‌کننده موفق
بودن فرق داشت

27:50.088 --> 27:53.508
بالاخره تونست تری ملچر رو قانع کنه
که به مزرعه اسپان بره

27:54.551 --> 27:57.095
حالا باید قانعش می‌کرد
که باهاش قرارداد ببنده

27:57.637 --> 27:59.639
این کار سخت بود

27:59.807 --> 28:02.851
[مزرعه فیلم‌سازی اسپان]

28:03.059 --> 28:05.395
...من رسیدم اونجا

28:05.420 --> 28:06.347
[تری ملچر]
[تهیه‌کننده موسیقی]

28:06.450 --> 28:09.025
.و اون‌ها تقریبا 12تا آهنگ زدن
دور یه آتیش بزرگ نشسته بودیم

28:09.733 --> 28:10.984
منسون گیتار میزد

28:11.699 --> 28:14.368
و دخترها با هم آواز می‌خوندن

28:16.906 --> 28:22.495
کی می‌دونست که نصفشون توسط
یکی از سازمان‌های دولتی تحت‌تعقیب بودن؟

28:24.914 --> 28:28.168
آخرین چیزی که ممکن بود موقعی
...که اونجا نشسته بودم به ذهنم برسه

28:28.251 --> 28:34.132
اینه که از بین 3040 نفر
...اونجا یکی از مردها

28:34.215 --> 28:39.054
...قراره چندتا از فجیع‌ترین جنایت‌ها رو

28:39.137 --> 28:41.264
توی این سوی دنیا مرتکب بشه

28:43.308 --> 28:45.769
اون‌ها شبیه بقیه آدم‌های
بلوار سانست بودن

28:49.814 --> 28:52.942
تری حرف‌های عادی‌ای که یک
تهیه‌کننده موسیقی میزنه رو زد

28:53.568 --> 28:57.113
.تو استعداد خیلی خوبی داری. کارت خوبه»
«من خیلی ازت خوشم اومد، چارلی

28:57.197 --> 29:01.743
ولی من یه تهیه‌کننده‌م و باید بدونم»
«توی استدیو باید چی‌کار کنم

29:01.826 --> 29:03.036
«کار من اینه»

29:03.578 --> 29:05.705
«اون گفت: «من نمی‌دونم چی‌کار باید بکنم

29:05.789 --> 29:07.874
چارلی توی ذهنش فکر می‌کرد
که این بزرگ‌ترین شانسشه

29:07.957 --> 29:10.669
بالاخره نزدیک شده بود. نزدیکش شده بود

29:11.252 --> 29:13.254
و دیگه نزدیک‌تر از این نشد

29:15.924 --> 29:17.425
خیلی نزدیک شده بود؟

29:18.009 --> 29:18.927
آره، نزدیک شده بود

29:23.765 --> 29:25.975
این احتمالا شروع پایانش بود

29:26.476 --> 29:28.978
فضای بیرون داشت سنگین‌تر
و سنگین‌تر میشد

29:29.062 --> 29:30.855
کلی معامله مواد مخدر انجام میشد

29:32.857 --> 29:35.944
فکر کنم کلی پول هم
دست به دست میشد

29:36.027 --> 29:37.445
مواد مخدر گرون بود

29:40.031 --> 29:44.661
مواد مخدر بخش بزرگی از
تعادل پول بود

29:44.744 --> 29:47.747
برای اینکه همه رو خوشحال نگه داره

29:47.831 --> 29:50.166
تجارت بزرگیه، خیلی بزرگ

29:50.250 --> 29:54.087
مواد مخدر صنعت خیلی بزرگیه
و اون‌ها از اون جنبه توش نقش داشتن

29:54.170 --> 29:56.381
همه اینو می‌دونن. توی تلوزیون گفتن

29:56.925 --> 29:59.885
[بابی بوسلیل]

30:00.260 --> 30:02.303
...این تماس و شماره تلفن شما

30:02.387 --> 30:03.680
پایش و ضبط می‌شود

30:04.931 --> 30:08.810
من رفتم مزرعه اسپان
فقط یه سر بزنم

30:09.936 --> 30:14.433
چارلی من رو کشوند کنار
و بهم گفت یکی از پلنگ‌های سیاه رو کشته

30:14.466 --> 30:15.417
[شاهد: برنارد کرو]

30:15.442 --> 30:19.904
اسمش برنارد کرو بود. یکی از
دلال‌های ناشناخته مواد مخدر لس‌آنجلس بود

30:21.990 --> 30:24.033
اون یکی از پلنگ‌های سیاه نبود

30:24.534 --> 30:26.244
...شبیه اون‌ها بود

30:26.327 --> 30:29.372
چون اون زمان لباس‌هاشون مد بود

30:30.206 --> 30:34.544
چارلی به اشتباه فکر کرد
که اون رو کشته

30:35.295 --> 30:37.964
فکر کرد یک پلنگ سیاه کشته

30:39.340 --> 30:44.471
گفت که انتظار داره گروه
پلنگ‌های سیاه تلافی کنن

30:45.805 --> 30:48.183
،ازم پرسید که می‌تونم بمونم و کمک کنم

30:48.725 --> 30:51.644
چون به اندازه کافی مرد
توی اون مزرعه نداشت

30:52.228 --> 30:54.606
این بخشی از سقوط من بود

30:55.941 --> 30:57.167
[برنارد لوتساپوپا کرو]

30:57.192 --> 30:59.319
به من گفتن که چارلی منسون
بهتون شلیک کرد

30:59.402 --> 31:00.236
حقیقت داره؟

31:05.617 --> 31:06.576
ممکنه

31:07.202 --> 31:09.204
بیا با کلمات بازی نکنیم

31:09.287 --> 31:10.997
یا حقیقت داره یا نداره

31:11.080 --> 31:13.500
اون بهتون شلیک کرد؟
و اگه کرده، کی و کجا؟

31:14.751 --> 31:16.503
آره، بهم شلیک کرد. آره

31:18.671 --> 31:24.135
همه داشتن دنبال یک محموله
متعلق به پلنگ‌های سیاه می‌گشتن

31:24.636 --> 31:28.890
تک‌تک ماشین‌ها رو بررسی می‌کردن

31:30.600 --> 31:33.269
،توی این مدت خبرهای زیادی نبود

31:33.353 --> 31:36.064
و کلی موتورسوار می‌چرخیدن

31:37.732 --> 31:40.515
اون موقع من داشتم یه
،موتور درست می‌کردم

31:40.539 --> 31:43.029
برای همین عاشق
این موتورسوارها بودم

31:45.740 --> 31:48.368
با اون‌ها توی یک معامله
مواد مخدر کار کردم

31:50.912 --> 31:54.415
یه دوست توی ژرف‌دره توپانگا داشتم
،به اسم گری هینمن

31:54.624 --> 31:56.043
[گری هینمن]

31:56.167 --> 32:01.130
اون یه بسته مسکالین کپسولی
داشت که می‌فروخت

32:07.136 --> 32:12.350
روز بعدش موتورسوارها برگشتن
و گفتن پولشون رو می‌خوان

32:13.268 --> 32:16.896
و دلیلش این بود که گفتن
...با خوردنش حالت تهوع گرفتن

32:18.314 --> 32:21.192
و احتمالا از اون توهمش خوششون نیومد

32:22.193 --> 32:25.738
من رو تهدید کردن و یه
چاقو زیر گلوم گرفتن

32:34.163 --> 32:36.291
...تنها راهم این بود که

32:36.374 --> 32:39.043
ببینم گری پولم رو پس میده یا نه

32:41.254 --> 32:42.755
روش اسلحه کشیدم

32:43.965 --> 32:46.551
«اون گفت: «پوله دیگه دستم نیست

32:46.634 --> 32:49.292
گفتم: «ببین گری، من
...فقط یه چیزی می‌خوام

32:49.316 --> 32:51.139
«که اون موتوری‌ها دست از سرم بردارن

32:52.473 --> 32:54.642
«گفت: «می‌تونم ماشین‌هام رو بهت بدم

33:01.900 --> 33:05.445
یهو سر و کله منسون پیدا شد

33:07.113 --> 33:09.574
«!گری گفت: «سلام، چارلی

33:11.743 --> 33:15.163
چارلی اومد تو و صورتش رو چاقو انداخت

33:16.539 --> 33:18.082
چرا اون کارو کرد؟

33:18.166 --> 33:20.115
من هم دقیقا همینو گفتم

33:20.139 --> 33:21.834
«چارلی، چرا همچین کاری کردی؟»

33:21.859 --> 33:22.937
[مجسمه‌ای از گری هینمن]
[که زخم روی صورتش را نشان می‌دهد]

33:22.962 --> 33:26.633
من گوش اون یارو رو بریدم
چون بابی رو گول زد

33:26.716 --> 33:30.011
و بابی جوون بود
نمی‌فهمید داره چی‌کار میکنه

33:30.595 --> 33:31.471
،اون بچه بود

33:31.554 --> 33:34.015
و هیچ‌کس بهش راه و چاه
زندگی رو نشون نداده بود

33:37.143 --> 33:41.397
منسون که متوجه اشتباهش شد
من رو با مشکل تنها گذاشت

33:47.320 --> 33:49.238
،من یه روز پیش گری موندم

33:51.199 --> 33:54.577
سعی کردم شرایط رو تلطیف کنم

33:56.245 --> 33:59.290
از نخ دندون و سوزن برای
دوختن گوشش استفاده کردم

34:01.626 --> 34:04.492
ولی باید بخیه می‌خورد

34:04.516 --> 34:05.630
شکی نیست

34:08.007 --> 34:10.677
،ولی اگه اونو می‌بردم اورژانس

34:11.177 --> 34:13.930
می‌دونستم ماجرا رو تعریف می‌کرد

34:14.681 --> 34:17.433
و اینطوری پلیس می‌اومد سراغم

34:19.102 --> 34:21.438
[خانه گری هینمن]

34:22.814 --> 34:24.148
به چارلی زنگ زدم

34:26.148 --> 34:28.067
[مزرعه اسپان]

34:28.236 --> 34:30.321
«بهش گفتم: «این مشکل توئه

34:30.405 --> 34:34.033
[باید بیای و گندت رو جمع کنی]

34:36.577 --> 34:41.499
گفت که اون هم مثل من
نمی‌دونه باید چی‌کار کنه

34:41.582 --> 34:42.709
و گوشی رو قطع کرد

34:47.088 --> 34:48.881
و من این تصمیم رو گرفتم

34:49.716 --> 34:51.843
باید می‌کشتمش تا از اون مخمصه در بیام

34:52.802 --> 34:55.179
دویدم سمتش و دوبار بهش چاقو زدم

34:56.514 --> 34:57.974
افتاد و مرد

35:01.602 --> 35:03.813
چرا فکر کردی باید اونو می‌کشتی؟

35:03.896 --> 35:05.732
این برای خودم هم سواله

35:07.525 --> 35:09.986
چون من رو لو می‌داد

35:17.868 --> 35:19.512
[خوک سیاسی کوچک]

35:19.537 --> 35:24.208
یادم نمیاد کی اون پنجه و عبارت
خوک سیاسی» رو روی دیوار نوشت»

35:25.668 --> 35:29.672
یادمه که همه به پلنگ‌های
سیاه فکر می‌کردن

35:30.506 --> 35:34.552
،از زمان تیراندازی برنارد کرو

35:36.387 --> 35:38.681
چند هفته درگیر مسئله بودیم

35:39.265 --> 35:43.686
اینکه چارلی گفته بود
پلنگ‌های سیاه دشمنمون بودن

35:44.937 --> 35:46.898
...یه ایده‌ای مطرح شد

35:46.981 --> 35:52.070
که طوری صحنه‌سازی کردن که
پلنگ‌های سیاه مسئول قتل گری بودن

35:54.781 --> 35:57.992
دلیل اون پنجه پلنگ روی دیوار هم همین بود

36:03.206 --> 36:06.709
جسد هینمن حدود یه هفته بعد کشف شد

36:07.251 --> 36:10.326
خیلی وحشتناک بود

36:10.350 --> 36:13.174
ورم کرده بود و پر حشره شده بود

36:13.758 --> 36:16.552
یه جایی خوندم وقتی پیداش کردن
صدای خورده شدنش توسط کرم‌ها رو می‌شنیدن

36:22.016 --> 36:24.894
،به زنم گفتم: «اگه مردم

36:24.977 --> 36:29.690
لطفا جسدم رو بسوزون و
«خاکسترم رو توی جنگل پخش کن

36:37.281 --> 36:42.036
بابی با یکی از ماشین‌های گری رفت شمال

36:42.120 --> 36:44.664
کنار جاده زد کنار

36:44.747 --> 36:48.835
حکم توقیف ماشینش رو داده بودن
...و پلیس ایالتی دیدش

36:48.918 --> 36:51.838
و بیدار و بعد دستگیرش کرد

36:56.968 --> 36:59.387
توی وانتش اسلحه قتل داشت

37:02.223 --> 37:04.267
اون رو برگردوندن لس‌آنجلس

37:05.268 --> 37:08.020
روز بعدش، قتل‌های تیت رخ دادن

37:09.564 --> 37:12.484
[فصل سوم]

37:12.734 --> 37:17.197
[قتل]

37:17.289 --> 37:18.816
[بابی بوسلیل]
[بازداشت: 6 آگوست 1969]

37:18.841 --> 37:20.992
...یه چیزی که همیشه گیجم می‌کرد

37:21.075 --> 37:22.702
زمان‌بندی اتفاقات بود

37:23.369 --> 37:27.081
...تو دستگیر و بازداشت شدی

37:28.708 --> 37:31.919
و روز بعدش قتل‌های تیت رخ میدن

37:32.629 --> 37:33.989
[شب 8 آگوست 1969]

37:34.046 --> 37:35.673
واقعا روز بعدش بود؟

37:37.091 --> 37:41.387
فکر نکنم اون ربطی به
اتفاقی که افتاد داشت

37:44.307 --> 37:45.600
...برای درک اتفاقی که افتاد

37:45.683 --> 37:48.352
باید برگردی به تیراندازی برنارد کرو

37:48.436 --> 37:50.688
چارلی فکر می‌کرد اونو کشته

37:51.522 --> 37:55.151
می‌ترسید یکی زیرآبش رو بزنه

37:55.902 --> 37:59.989
شخصی که بیشتر از همه
ازش می‌ترسید، تکس واتسون بود

38:02.575 --> 38:07.330
اون یکی از اعضای خانواده چارلی بود
که توی مزرعه اسپان زندگی می‌کرد

38:09.332 --> 38:13.085
تکس واتسون یکی از پیروان چارلی بود

38:15.296 --> 38:17.465
اونو می‌پرستید

38:19.526 --> 38:22.387
[تکس واتسون]

38:22.553 --> 38:25.628
واستون ترتیب همون
...معامله مواد مخدری

38:25.652 --> 38:28.142
با برنارد کرو رو داده بود
...که خوب پیش نرفت

38:28.643 --> 38:32.688
و چارلی رو مجبور به قتل کرو کرده بود

38:33.106 --> 38:34.499
[شاهد: برنارد کرو]
[لاتساپاپا]

38:34.523 --> 38:36.567
اون اصلا نمی‌شناختش

38:36.651 --> 38:39.654
فقط یهو تصمیم گرفت
،یک حرکت قهرمانانه بزنه

38:40.988 --> 38:45.117
و توی کاری که تکس واتسون
ترتیبش رو داده بود دخالت کنه

38:45.160 --> 38:46.160
[تکس واتسون]

38:46.452 --> 38:49.622
.تکس مشکل داره. به مشکل کوچیکی برمی‌خوره
به من یه تفنگ میده

38:49.705 --> 38:51.916
.خودش نمی‌تونه کار رو انجام بده
من مجبور شدم مشکلش رو حل کنم

38:51.999 --> 38:52.917
و اون مشکل چی بود؟

38:53.000 --> 38:56.671
مجبور شدم به خاطر اون برم
...به یکی شلیک کنم چون اون بزدل بود

38:56.754 --> 38:58.506
که با تفنگش زیر تخت قایم شده بود

38:59.257 --> 39:01.509
به کی شلیک کردی؟ -
لاتساپاپا -

39:01.592 --> 39:03.970
کی؟ -
یه یارویی توی کار مواد مخدر -

39:04.053 --> 39:08.015
مجبور شدم برم مشکلی رو
حل کنم که مال من نبود

39:08.683 --> 39:13.813
روش چارلی برای محافظت از
...خودش در برابر واتسون

39:13.896 --> 39:20.194
همون روش معمول یک مجرم
برای اطمینان خاطر بود

39:21.112 --> 39:23.364
،اگه احتمال داره یکی لوت بده

39:23.948 --> 39:29.954
باید اونو توی یک کار
مجرمانه شریک کنی

39:30.997 --> 39:36.460
اینطوری درست همون‌طوری که اون یه چیزی
علیهت داره، تو هم یه چیزی علیهش داری

39:37.712 --> 39:39.463
تکس بهم مدیون بود

39:40.089 --> 39:43.175
:برای همین وقتی برگشتم و گفتم
«می‌بینی؟ من رو توی دردسر انداختی»

39:43.259 --> 39:47.138
هربار که میام ازت حمایت کنم
باید جونت رو نجات بدم

39:47.221 --> 39:50.016
متوجهی؟ از بس جور کارهات رو
کشیدم خسته شدم

39:50.099 --> 39:52.810
:تفنگ رو انداختم و گفتم
«حالا تو مدیون منی»

39:52.893 --> 39:57.982
و اگه دینت رو پرداخت نکنی
من دینت رو روی خودت ادا میکنم

39:58.109 --> 40:00.610
[بابی بوسلیل]

40:00.901 --> 40:04.280
منسون می‌دونست تو هینمن رو
کشتی و توی زندانی

40:05.239 --> 40:07.073
فکر نکنم می‌دونست توی زندانم

40:07.098 --> 40:08.235
[چاقوی خونین منجر به بازداشت قاتل شد]

40:08.260 --> 40:09.827
هیچ مدرکی که اینو نشون بده نبود

40:12.580 --> 40:13.972
[مظنون دستگیر شده با]
[اتهام قتل روبروست]

40:13.997 --> 40:16.250
پس وقتی برادرم دستگیر میشه
،و توی زندان می‌افته

40:16.334 --> 40:19.045
:به تکس گفتم
«لطفی که به من بدهکاری رو در حق اون بکن»

40:20.324 --> 40:21.189
[مظنون رابرت کنث بوسلیل معرفی شد]

40:21.213 --> 40:23.591
«گفتم: «هیچی بهم نگو. نمی‌خوام چیزی بشنوم

40:23.674 --> 40:25.581
«من بخشی از یه توطئه نمیشم»

40:25.605 --> 40:27.720
«من قانونی رو زیرپا نمی‌ذارم»

40:27.803 --> 40:30.765
متوجهی؟ «من نمی‌خوام توی
«هیچ مسئله‌ای دخیل بشم

40:30.848 --> 40:33.976
«هرطوری می‌خوای انجامش بده» -
اون‌ها یه چیز دیگه گفتن -

40:34.060 --> 40:36.187
اون‌ها» کی‌ان؟» -
سوزی اتکینز -

40:36.270 --> 40:38.522
نه، سوزان اتکینز اصلا نگفته
...من خواستم کاری

40:38.606 --> 40:40.024
به غیر از چیزی که تکس گفت انجام بدم

40:40.107 --> 40:41.233
و من اینو گفتم

40:41.317 --> 40:43.903
«گفتم: «سوزی، تو بهم مدیونی یا نه؟
«گفت: «آره

40:43.986 --> 40:46.197
یادته به خاطر تو گوش اون»
«یارو رو بریدم؟

40:46.280 --> 40:49.241
گفت: «آره» گفتم: «اون دین رو
«در حق تکس ادا کن. من نمی‌خوامش

40:49.951 --> 40:53.134
[‏9 آگوست، 1969]

40:53.496 --> 40:56.374
شبی که رفتید خونه
شارون تیت چه اتفاقی افتاد؟

40:56.399 --> 40:57.108
[سوزان اتکینز]

40:57.207 --> 40:58.416
واقعا چی شد؟

40:58.876 --> 41:02.421
من و تکس ذخیره کوکائین
خاص خودمون رو داشتیم

41:02.505 --> 41:05.216
.فکر کنم کوکائین یا مت‌آمفتامین بود
مطمئن نیستم

41:05.299 --> 41:07.510
دوتامون یکم مصرف کردیم
و سوار ماشین شدیم

41:07.593 --> 41:09.053
خیلی تو فضا بودیم

41:16.852 --> 41:21.065
...بعدش با دستور قتل همه

41:22.274 --> 41:24.026
رفتیم به اون خونه

41:24.902 --> 41:26.529
از چارلی دستور گرفتین؟ -
آره -

41:31.993 --> 41:37.676
[استیون کی]
[دادستان]

41:38.916 --> 41:40.584
واتسون رانندگی می‌کرد

41:40.668 --> 41:42.670
کاسیبین توی ماشین بود

41:42.753 --> 41:46.090
اتکینز و کرنوینکل پشت نشسته بودن

41:47.299 --> 41:51.011
سه‌تا چاقو و تفنگ داشتن

41:55.099 --> 41:59.812
وقتی رسیدن اونجا و دیدن
نور ماشین داره بهشوننزدیک میشه

42:00.021 --> 42:00.997
[استون پرنت]
[قربانی تصادفی؟]

42:01.021 --> 42:03.941
پرنت پیش سرایدار ملک بود

42:03.977 --> 42:04.924
[سرایدار]

42:05.109 --> 42:10.448
و پرنت اومده بود پیشش تا
ظاهرا یه رادیوی ساعت‌دار بهش بفروشه

42:11.031 --> 42:14.702
،موقع بیرون رفتن، واتسون اومد سمتش
سمتش تفنگ گرفت

42:14.785 --> 42:16.787
پرنت التماس کرد که اونو نکشه

42:16.871 --> 42:19.915
.بهش گفت: «من فقط میرم
«هیچی به کسی نمیگم

42:21.041 --> 42:25.504
...واتسون چهار بار از فاصله نزدیک شلیک کرد

42:30.301 --> 42:31.552
و اونو کشت

42:33.888 --> 42:36.974
بیچاره توی زمان نامناسب
مکان نامناسبی بود

42:37.352 --> 42:40.562
[استیون ارل پرنت]

42:42.021 --> 42:44.482
...واتسون از پنجره رفت داخل

42:45.191 --> 42:48.569
و در جلو رو برای
اتکینز و کرنوینکل باز کرد

42:51.614 --> 42:52.970
[لیندا کاسیبین]

42:52.995 --> 42:56.577
اون به کسیبین گفت بیرون بمونه

42:56.619 --> 42:57.429
[ویچک فرایکوسکی، 32 ساله]

42:57.453 --> 43:00.831
ویچک فرایکوسکی روی مبل خواب بود

43:03.459 --> 43:06.837
...واتسون با نوک اسلحه بیدارش کرد

43:06.921 --> 43:09.632
...و به فریکوسکی گفت اون، یعنی واتسون

43:09.715 --> 43:12.051
شیطانیه که اومده کارهای شیطانی بکنه

43:12.718 --> 43:14.512
این اطلاعات رو از کی داده؟

43:14.595 --> 43:15.471
واتسون

43:16.180 --> 43:17.363
[من شیطانی‌ام که اومده]
[کارهای شیطانی بکنه]

43:17.388 --> 43:19.682
اعتراف کرد که همچین حرفی زده

43:20.351 --> 43:23.646
آدم‌هایی که اون موقع توی صحنه
بودن فقط یه عده آدم تصادفی بودن

43:23.729 --> 43:24.816
اشخاص مهمی نبودن

43:24.841 --> 43:25.642
[چارلز واتسون]
[محکوم به قتل]

43:25.667 --> 43:27.013
برای من هیچ ارزشی نداشتن

43:27.037 --> 43:28.317
اون‌ها رو نمی‌شناختم

43:29.652 --> 43:34.073
...اون‌قدر تو فضا بودم که

43:35.366 --> 43:37.493
،می‌فهمیدم دارم چی‌کار می‌کنم

43:38.077 --> 43:41.830
ولی اصلا برام مهم نبود

43:42.831 --> 43:46.418
اتکینز و کرنویل رفتن توی خونه

43:51.340 --> 43:55.010
و گمونم اون‌قدر آدم
...به اون خونه اومده بودن

43:56.595 --> 43:59.265
که ابیگیل براشون دست تکون داد

44:03.185 --> 44:05.563
...شارون تیت توی رخت‌خواب بود

44:05.646 --> 44:09.358
و جی سیبرینگ پایین
تخت‌خواب نشسته بود

44:11.777 --> 44:14.488
کرنویل و اتکینز چاقو داشتن

44:14.572 --> 44:17.324
،شارون تیت رو از تخت بیرون آوردن

44:17.408 --> 44:20.744
و سیبرینگ رو برداشتن و بردن
جلوی خونه

44:23.581 --> 44:26.375
ویچک فرایکوسکی، فکر کنم اسمش این بود

44:27.084 --> 44:29.128
با یه حوله دستاش رو بستم

44:29.837 --> 44:31.922
بعدش بهم گفتن اونو بکشم

44:32.423 --> 44:35.342
،چاقویی که دستم بود رو بلند کردم

44:35.426 --> 44:37.303
ولی نتونستم بیارمش پایین

44:37.386 --> 44:39.263
نتونستم بیارمش پایین

44:39.346 --> 44:42.391
انگار یه نیرویی دستم رو گرفته بود

44:43.142 --> 44:44.101
نمی‌تونستم تکون بخورم

44:44.268 --> 44:46.646
[چاقوی گمشده سوزان اتکینز]

44:47.187 --> 44:50.232
واستون به شارون تیت گفت بشینه

44:50.257 --> 44:51.064
[جی سیبرینگ، 35 ساله]

44:51.089 --> 44:54.301
«سیبرینگ گفت: «اون هشت و نیم ماه بارداره

44:54.945 --> 44:57.031
واستون بهش شلیک کرد

44:58.365 --> 45:02.411
بعدش وشت کرد

45:02.489 --> 45:03.704
[ویچک فرایکوسکی]

45:03.912 --> 45:05.581
فرایکوسکی سعی کرد فرار کنه

45:05.664 --> 45:07.916
رفت سمت در جلو

45:08.500 --> 45:10.919
واتسون رفت دنبالش و پرید روش

45:11.921 --> 45:12.814
[ابیگیل فولجر، وارث ثروت قهوه فولجر]

45:12.838 --> 45:14.590
...ابیگیل فولجر

45:14.673 --> 45:17.259
از در پشتی فرار کرد

45:18.469 --> 45:19.347
[پاتریشا کرنوینکل]

45:19.372 --> 45:20.554
کرنوینکل رفت دنبالش

45:20.638 --> 45:23.766
من در حالی که چاقو رو بالا گرفته بودم
،دنبالش دویدم

45:23.849 --> 45:27.019
و از در پشت رفتیم بیرون

45:28.604 --> 45:31.231
من بهش رسیدم و بهش چاقو زدم

45:33.192 --> 45:35.944
«یادمه گفت: «من دیگه مردم

45:37.863 --> 45:42.076
من با شارون تیت موندم
...و اون با من حرف میزد و

45:44.578 --> 45:48.499
یادمه که هیچ حسی نداشتم

45:48.582 --> 45:50.542
...اصلا هیچ احساس همدردی باهاش نداشتم

45:51.377 --> 45:53.087
...وقتی که التماس می‌کرد

45:55.297 --> 45:57.800
از جون خودش و بچه‌ش بگذرم

46:00.511 --> 46:01.387
...و

46:03.514 --> 46:04.390
!خدای من

46:07.101 --> 46:09.561
:سوزان اتکینز بهش گفت

46:09.645 --> 46:13.148
ببین، سلیطه خانم، من اصلا»
«هیچ اهمیتی به تو و بچه‌ت نمیدم

46:13.232 --> 46:16.193
«تو می‌میری و من هیچ حس ترحمی ندارم»

46:17.611 --> 46:21.573
اتکینز چند بار بهش چاقو زد

46:22.783 --> 46:25.411
واتسون اومد داخل و اون هم
شروع کرد به چاقو زدنش

46:27.079 --> 46:28.622
...تصور کنید

46:29.123 --> 46:32.459
به یه زن هشت و نیم ماه باردار چاقو میزدن

46:39.383 --> 46:44.138
،وقتی که داشتن می‌رفتن بیرون
...سوزان اتکینز کلمه «خوک» رو

46:44.221 --> 46:47.599
با یه حوله که به خون شارون
تیت آغشته شده بود نوشت

46:49.476 --> 46:51.812
،وقتی برگشتم به مزرعه

46:52.438 --> 46:53.689
از ماشین پیاده شدم

46:55.357 --> 46:58.152
چارلی اومد و از همه‌مون پرسید چطور پیش رفت

47:00.571 --> 47:02.906
ولی این اولین باری بود
...که بهش نگاه کردم

47:02.990 --> 47:06.827
«و گفتم: «چارلی، اون‌ها خیلی جوون بودن

47:07.703 --> 47:09.705
ولی شب بعد باز رفتی اونجا

47:09.788 --> 47:12.958
آره، چارلی مجبورم کرد
شب دوم برم

47:13.584 --> 47:15.794
و باز می‌دونستی قراره چه اتفاقی بیفته؟

47:15.878 --> 47:16.712
آره

47:17.880 --> 47:19.339
نگفتی «نه»؟

47:19.840 --> 47:21.759
...نه. و اون لحظه

47:21.842 --> 47:24.636
حس می‌کردم از درون مردم
و اصلا اهمیتی نداشت

47:25.096 --> 47:29.850
[شب بعد]

47:31.435 --> 47:34.730
،شب قتل‌های لابیانکا

47:34.813 --> 47:38.692
منسون چندتا از پیروانش رو
توی مزرعه اسپان جمع کرد

47:39.401 --> 47:44.865
بهشون گفت دیشب کارشون
خیلی شلخته بود

47:44.948 --> 47:49.036
من امشب باهاتون میام و»
«نشونتون میدم چطوری باید انجامش بدید

47:49.870 --> 47:51.538
کاسیبین رانندگی می‌کرد

47:51.622 --> 47:56.376
منسون بین کسیبین و
استیو گروگن بود

47:57.252 --> 48:03.759
،و اون پشت واتسون، اتکینز
کرنوینکل و لزلی ون هاوتن نشسته بودن

48:04.427 --> 48:05.335
[لزلی ون هاوتن]

48:05.360 --> 48:08.722
:اون ازم پرسید
به حرف‌های من کامل ایمان داری؟»

48:08.806 --> 48:11.433
برای اینکه باور داشته باشی
«انجام این کار ضروریه؟

48:11.517 --> 48:14.269
.یه چیزی با همین مضمون
«من هم گفتم: «آره، ایمان دارم

48:14.770 --> 48:16.939
«نرفتم بهش بگم: «می‌تونم برم؟

48:18.357 --> 48:20.818
ولی فکر کنم چهره‌م اینو میگفت

48:25.697 --> 48:28.951
...حدود چهار و نیم ساعت چرخیدن

48:30.077 --> 48:31.995
و دنبال آدمی می‌گشتن که بکشن

48:39.253 --> 48:42.506
ولی منسون به طور مشخص
...بهشون گفت چی‌کار کنن

48:43.006 --> 48:46.760
و اون‌ها رفتن خونه لنو و رزماری لابیانکا

49:01.859 --> 49:04.736
منسون رفت داخل و غافلگیرشون کرد

49:05.904 --> 49:08.073
بهشون اطمینان داد
،که این فقط یه دزدیه

49:08.156 --> 49:09.741
و قصد نداره بهشون آسیب بزنه

49:10.492 --> 49:14.496
دست‌هاشون رو با شلاق چرمی از پشت بست

49:18.250 --> 49:21.920
بعدش گفت: «اگه تکون نخورید
«بلایی سرتون نمیاد

49:22.004 --> 49:24.339
«اگه تکون بخورید، توی دردسر می‌افتید»

49:24.840 --> 49:27.217
برای همین لابیانکاها سرجاشون موندن

49:29.636 --> 49:31.388
منسون بعدش رفت سمت ماشین

49:31.471 --> 49:35.601
گفت واتسون، کرنوینکل و ون هوتون
از ماشین پیاده بشن

49:38.186 --> 49:43.442
منسون، کیسیبین، گروگن و اتکینز رفتن

49:47.988 --> 49:49.239
واتسون رفت داخل

49:51.116 --> 49:52.701
اون یه چاقو داشت

49:54.494 --> 49:58.415
کرنوینکل سریع رفت آشپزخونه
...و یه چاقو برای خودش برداشت

49:58.498 --> 50:00.125
و یه چاقو برای ون هاوتن

50:04.338 --> 50:09.635
واتسون از لابیانکاها پرسید
پول دارن یا نه

50:10.594 --> 50:13.764
رزماری گفت یه جعبه داره
که توش پول خرده

50:15.015 --> 50:17.976
معلوم شد توش 8 دلار پول خرد بود

50:20.395 --> 50:27.027
اون به ون هاوتن و کرنوینکل گفت
با رزماری برن اتاق‌خواب پشتی

50:29.655 --> 50:31.740
وارد اتاق‌خواب پشتی شدن

50:31.823 --> 50:35.369
ون هاوتن رزماری رو روی
تخت هل داد

50:36.536 --> 50:39.831
اون لحظه رزماری صدای
...چاقو خوردن لنو

50:39.915 --> 50:42.501
توی اتاق نشیمن رو می‌شنید

50:44.002 --> 50:47.547
صدای مردن آقای لابیانکا
توی اتاق‌خواب می‌اومد

50:48.298 --> 50:49.967
صدای وحشتناکی که از گلوش می‌اومد

50:51.093 --> 50:54.638
اون صداش کرد و فریاد میزد

50:55.764 --> 51:00.018
،و اون لحظه

51:01.728 --> 51:02.938
...برای یه مدت کوتاه

51:06.108 --> 51:07.693
...متوجه شدم

51:10.570 --> 51:12.781
این‌ها آدم‌هایی هستن
که همدیگه رو دوست دارن

51:14.366 --> 51:18.870
یه انرژی‌ای توی بدن رزماری
فوران کرد و بلند شد

51:18.954 --> 51:22.124
لامپ رو سمت ون هاوتن چرخوند

51:22.207 --> 51:24.876
...ون هاوتن لامپ رو از دستش انداخت

51:24.960 --> 51:26.920
و باهاش کشتی گرفت
و روی تخت خوابوندش

51:27.004 --> 51:31.258
کرنوینکل با تمام توانش
...با چاقو زدش

51:31.341 --> 51:33.969
ولی به کتفش خورد و چاقو خم شد

51:35.637 --> 51:37.305
...تکس اومد تو و

51:38.348 --> 51:40.058
اونو کشت

51:40.809 --> 51:42.561
...بعدش تکس من رو برگردوند

51:43.311 --> 51:45.772
:و چاقو رو بهم داد و گفت
«،یه کاری بکن»

51:46.565 --> 51:50.610
چون منسون بهش گفت مطمئن بشه
که همه توی جرم شریک بشیم

51:52.487 --> 51:54.031
...و

51:55.198 --> 51:57.325
من با چاقو زدم توی قسمت
پایین کمر خانم لابیانکا

51:57.909 --> 52:00.704
حدود 16 بار

52:08.170 --> 52:10.047
هیچ حس ترحمی نداشتی؟

52:11.923 --> 52:14.384
بدون هیچ رحمی. نه

52:16.178 --> 52:18.221
...چارلی گفت

52:18.305 --> 52:20.849
حتما اونجا پر از علامت‌های جادوگری بذاریم

52:20.932 --> 52:25.062
من رفتم و دیدم آقای لابیانکا مرده

52:26.063 --> 52:27.481
،یه چاقو برداشتم

52:28.148 --> 52:31.777
...و چند بار با چنگال زدمش

52:31.860 --> 52:34.404
و آخرش چنگال رو توی بدنش ول کردم

52:36.907 --> 52:39.367
،کرنوینکل وارد اتاق نشیمن شد

52:40.118 --> 52:45.707
و با خون لینو روی دیوار اتاق نشیمن
«،نوشت: «مرگ بر خوک‌ها

52:46.291 --> 52:48.877
«،روی در جلوی خونه نوشت: «برخیز

52:50.253 --> 52:54.633
«و روی در یخچال نوشت: «هرج و مرج

52:57.803 --> 53:00.514
...‏72 ساعت از قتل بازیگر، شارون تیت

53:00.597 --> 53:04.059
و چهار نفر از دوستانش در
،یک خانه اجاره‌ای نزدیک بل‌ایر می‌گذرد

53:04.142 --> 53:06.770
و سوالات زیادی هنوز بی‌پاسخ باقی ماندند

53:07.395 --> 53:09.981
...امشب شهر لس‌آنجلس پس از

53:10.065 --> 53:12.901
...دو عملیات قتل عجیب با هفت کشته

53:12.984 --> 53:14.653
بدون هیچ سرنخی، ناآرام است

53:16.653 --> 53:18.216
[پلیس گمان میکند یک قاتل تقلیدکار]
[در قتل زوج لوس‌فیلیز نقش دارد]

53:18.240 --> 53:22.202
،حس کردم پلیس فورا فهمید قتل‌ها کار کیه

53:22.786 --> 53:25.413
ولی دو ماه اصلا دنبالشون نکرد

53:25.498 --> 53:27.391
[جست‌وجو به دنبال قاتل تقلیدکار]

53:27.415 --> 53:31.128
اون خانواده کلی سرنخ
،همه‌جا گذاشته بودن

53:31.211 --> 53:33.296
ولی پلیس هیچ کاری نکرد

53:33.380 --> 53:36.675
پلیس گفت قتل‌های لابیانکا
و تیت اصلا به هم ربط ندارند

53:37.175 --> 53:38.552
می‌دونستن به هم ربط دارن

53:38.635 --> 53:41.680
روز بعدش دوتا از کلانترها
...رفتن پزشک قانونی

53:41.763 --> 53:44.599
،و گفتن: «ما یه قتل مشابه داریم
،گری هینمن

53:45.600 --> 53:48.603
،همون روش قتل
«و همون نوشته خونی روی دیوار

53:50.730 --> 53:54.234
می‌دونیم که عاملین این قتل‌ها»
«توی مزرعه اسپان هستن

53:54.277 --> 53:55.108
[مرد بی‌خانمان متهم به قتل مرد توپانگایی]

53:55.175 --> 53:59.698
[بابی بوسلیل]

53:59.906 --> 54:04.286
،پلیس لس‌آنجلس گفت: «نه، نه
«ما یه سرنخ از قاچاقچی‌های مواد مخدر داریم

54:04.369 --> 54:07.205
اصلا از کجا می‌دونستن اون
عضو قاچاقچی‌های مواد مخدر نبود؟

54:07.289 --> 54:09.207
هیچکس اصلا نرفت مزرعه اسپان
...تا با کسی صحبت کنه

54:09.291 --> 54:11.042
...به جز اینکه یه یورش بزرگ انجام دادن

54:13.044 --> 54:15.881
همه‌شون رو دستگیر کردن
و چندتا اتهام دیگه بهشون زدن

54:17.090 --> 54:18.842
،تفنگ دزدی داشتن

54:20.468 --> 54:22.095
،ماشین دزدی

54:24.890 --> 54:26.725
دخترهای فراری زیر سن قانونی اونجا بودن

54:30.020 --> 54:32.981
چارلی توی جیبش کارت‌های اعتباری دزدی داشت

54:34.149 --> 54:36.318
همه‌شون رو سه روز بعد آزاد کردن

54:36.902 --> 54:39.237
و عفو مشروط منسون رو
نقض‌شده اعلام نکردن

54:39.821 --> 54:41.823
یکی می‌خواسته اون گروه آزاد بشه

54:50.957 --> 54:53.543
با تک‌تک کسایی که عفو مشروط
،داشتن صحبت کردم

54:53.627 --> 54:55.086
و همه‌شون همینو گفتن

54:55.170 --> 54:57.672
،همه‌شون نگفتن که مخبرن

54:57.756 --> 54:59.341
ولی گفتن یه جای این مسئله عجیبه

55:00.967 --> 55:04.554
...من درباره احتمال نقش داشتن مک‌اولترا

55:04.638 --> 55:07.349
و جالی وست توی این قتل‌ها
تحقیق می‌کردم

55:08.266 --> 55:10.769
دیگه کجا اسم جالی وست پیدا شد؟

55:11.561 --> 55:13.399
معروف‌ترینش توی
ماجرای قتل کندی بود

55:13.424 --> 55:13.962
[قاتل کشته شد]

55:13.986 --> 55:15.169
[رئیس‌جمهور کشت در زندان دالاس]
[به ضرب گلوله کشته شد]

55:15.194 --> 55:16.650
جنون و نفرت بار دیگر
در دالاس فوران کرد

55:16.733 --> 55:19.361
...متهم قتل رئیس‌جمهور کندی

55:19.444 --> 55:20.946
حین انتفاق به ضرب گلوله کشته شد

55:21.780 --> 55:23.490
این هم لی آسوالد

55:25.617 --> 55:26.826
تیر خورد

55:28.828 --> 55:32.540
جک روبی قاتل لی هاروی آسوالد بود

55:34.584 --> 55:36.962
...جالی چند هفته قبل از اینکه

55:38.004 --> 55:42.050
روبی قرار بود توی دادگاه شهادت بده
چرا آسوالد رو کشت، رفت بررسیش کنه

55:42.592 --> 55:44.803
اون توی دادگاه خودش شهادت نداد

55:44.886 --> 55:46.972
،هیچ‌وقت به طور علنی صحبت نکرد

55:47.055 --> 55:49.683
قرار بود جلوی کمیسون وارن شهادت بده

55:49.766 --> 55:53.061
،جالی وست به دالاس پرواز کرد

55:53.770 --> 55:57.816
،وارد زندان شهرستان شد
،چند ساعت با جک روبی صحبت کرد

55:57.899 --> 56:00.443
...بعد از معاینه اومد گفت که

56:01.027 --> 56:06.950
طی 24 ساعت گذشته، جک روبی
ارتباطش با واقعیت رو از دست داده

56:08.702 --> 56:10.870
...به نظرم روبی

56:12.122 --> 56:14.457
...الان از نظر روانی مشکل داره

56:14.541 --> 56:16.876
و آدمی که بیماری روانی داره
باید توی بیمارستان بستری بشه

56:16.960 --> 56:18.336
به همین سادگی

56:18.878 --> 56:21.589
احتمال نمی‌دیده که داره نقش بازی میکنه؟

56:21.673 --> 56:22.966
به نظرم اینطور نیست

56:25.510 --> 56:27.971
،به عبارتی روز اون جلسه

56:28.054 --> 56:29.556
جک روبی عقلش رو از دست داد

56:30.641 --> 56:32.351
[ما راه‌هایی بلدیم که باعث]
[می‌شود فراموش کنی]

56:32.517 --> 56:36.104
خب جالی وست ده ساله
که دارن همین کارو میکنن

56:37.063 --> 56:40.525
،اینکه بفهمن چطوری جنون رو در افراد
بدون اطلاع خودشون تحریک کنن

56:40.859 --> 56:42.169
[هدف سیا: کنترل رفتار]

56:42.193 --> 56:44.612
هدف سیا از پروژه مک‌اولترا همین بود

56:44.863 --> 56:49.368
[سیا درباره کنترل ذهن تحقیق کرد]

56:49.659 --> 56:52.537
...یکی از بزرگ‌ترین مشکلات اینه که نتونستم

56:52.620 --> 56:54.748
شواهدی پیدا کنم که وست و منسون
توی اتاق بودن

56:54.831 --> 56:58.168
حتی یه نفر هم نبود که بگه
اون‌ها رو با هم دیده

56:58.251 --> 57:02.839
منسون اواخر سال 1967
توی هیت ظاهر شد

57:02.922 --> 57:04.924
،همون سالی که وست رفت

57:05.008 --> 57:08.428
دقیقا همون چیزی
که سعی داشتن بهش برسن

57:08.511 --> 57:09.763
اون دخترها

57:09.846 --> 57:13.099
آدم‌هایی که حاضر بودن با دستور اون
بدون هیچ احساس گناهی آدم بکشن

57:13.183 --> 57:16.978
هرکاری بهشون گفته بشه انجام بدن

57:17.062 --> 57:19.647
اون گروه رفت لس‌آنجلس
...و یه سال بعدش

57:19.731 --> 57:21.441
این جنایت‌های وحشتناک رو مرتکب شدن

57:21.733 --> 57:24.987
[فصل چهارم]

57:25.111 --> 57:28.698
چهار نفر از اعضای یک گروه سرگردان
«،به اسم «فرقه مذهبی

57:28.782 --> 57:30.367
،به سرکردگی رهبری که مسیح صدایش می‌کنند

57:30.536 --> 57:31.409
[چهار ماه بعد از قتل‌ها]

57:31.482 --> 57:33.119
...طی تحقیقات قتل

57:33.203 --> 57:37.123
شارون تیت و شش نفر دیگر دستگیر شدند

57:39.376 --> 57:44.631
اولین سرنخی که خانواده منسون رو
...به این جنایات مرتبط می‌کرد

57:44.714 --> 57:47.759
از سوزان اتکینز به دست اومد

57:47.968 --> 57:50.053
[سوزان اتکینز]

57:50.387 --> 57:51.888
اون توی هیت با چارلی آشنا شد

57:51.971 --> 57:56.768
تا اواسط و اواخر سال 1967
یکی از پیروان دو آتیشه بود

58:02.232 --> 58:03.775
...این خانواده پس از قتل‌های تیت

58:03.858 --> 58:05.860
...در اوایل پاییز، غارهای مزرعه

58:05.944 --> 58:08.613
فیلم‌برداری اسپان را ترک کردند

58:09.155 --> 58:12.492
این خانواده یک کمپ دیگر
در بیابان نزدیک دره مرگ برپا کردند

58:12.575 --> 58:15.703
پنج نفر از اعضای این خانواده
...اکنون به اتهامات دیگر

58:15.787 --> 58:17.956
در شهر بیابانی ایندیپندنس زندانی هستند

58:18.039 --> 58:21.334
رهبر این خانواده، چارلز منسون
اینجا زندانی‌ست

58:21.418 --> 58:24.796
انتظار می‌رود که به قتل‌های
خانواده تیت متهم شود

58:25.630 --> 58:29.509
سوزان آتکینز و یک گروه دیگه
توی مزرعه بارکر رو برداشتن

58:30.302 --> 58:31.278
[بارکرها]

58:31.302 --> 58:33.179
اونو برگردوندن لس‌آنجلس

58:33.263 --> 58:36.307
...فقط برای قتل گری هینمن علیهش مدرک داشتن

58:36.391 --> 58:39.269
چون توی اون قتل با بابی بوسلیل
همکاری کرده بود

58:40.311 --> 58:43.523
ولی هنوز اون رو به قتل‌های
تیت و لابیانکا وصل نکرده بودن

58:43.606 --> 58:45.108
البته وصل کرده بودن فقط نمی‌گفتن

58:46.401 --> 58:50.405
سوزان رو از بازداشتگاه
،دره مرگ برداشتن

58:50.488 --> 58:55.535
،برش گردوندن زندان سیبیل برند
...و در مدت یک هفته

58:55.618 --> 58:58.204
شروع کرد به حرافی جلوی هم‌سلولی‌هاش

58:58.229 --> 58:59.001
[ویرجینیا گراهام]

58:59.067 --> 59:02.625
دوتا از هم‌سلولی‌ها، ویرجینیا گراهام
و رانی هاوارد

59:02.793 --> 59:04.378
[رانی هاوارد]

59:04.544 --> 59:06.838
که معتقدم اون‌ها رو به عنوان
مخبر فرستاده بودن توی سلولش

59:08.756 --> 59:11.050
دوتاشون با یه مرد ازدواج کرده بودن

59:11.801 --> 59:14.834
دوتاشون تقریبا نیمه روسپی بودن

59:14.858 --> 59:16.222
راستش ویرجینیا گراهام
یکی از دوستامه

59:16.306 --> 59:19.184
.خیلی ازش خوشم میاد
...تا حالا پیشم اینو اعتراف نکرده ولی

59:19.684 --> 59:22.061
چطور میشه آدم نیمه روسپی باشه؟

59:22.645 --> 59:24.314
اصلا نمی‌دونم معنیش چیه

59:24.814 --> 59:29.110
چون ویرجینیا گراهام خیلی بدش میاد
وقتی بهش میگم روسپی

59:29.194 --> 59:34.491
گفت: «نه، نه، نه. من فقط از سخاوت
«مردی که باهاش قرار می‌ذاشتم لذت بردم

59:34.866 --> 59:36.535
[ویرجینیا گراهام]

59:36.743 --> 59:39.245
،چک‌های بی‌محل هم می‌کشیدن

59:39.371 --> 59:39.972
[رانی هاوارد]

59:39.996 --> 59:41.664
...نسخه‌های جعلی دارو درست می‌کردن

59:41.748 --> 59:45.168
و مدام می‌افتادن زندان و آزاد میشدن
...ولی دوتاشون رو توی یه هفته

59:45.251 --> 59:46.711
انداختن زندان

59:47.879 --> 59:53.259
و اونجا تونستن اتکینز رو
گول بزنن و ازش حرف بکشن

59:53.552 --> 59:54.847
[منسون شخصیت اصلی ماجرا می‌شود]

59:54.872 --> 59:57.931
او گاهی اوقات خودش را مسیح
و گاهی دیگر، شیطان خطاب می‌کند

59:58.014 --> 59:59.807
نام واقعی او «چارلز منسون» است

59:59.891 --> 01:00:02.936
...منسون رهبر فرقه یا خانواده هیپی‌ای است

01:00:03.019 --> 01:00:06.022
که متهم به قتل شارون تیت
و احتمالا 12 نفر دیگر است

01:00:06.105 --> 01:00:09.025
،گفته می‌شود که منسون از تری ملچر

01:00:09.108 --> 01:00:10.443
،پسر دوریس دی

01:00:10.527 --> 01:00:13.613
ناراحت بود که به او در بستن
قرارداد موسیقی کمکی نکرد

01:00:13.696 --> 01:00:16.491
ملچر ساکن قبلی خانه تیت بود

01:00:16.574 --> 01:00:19.661
آن خانه به زودی تبدیل به
،نماد پس زدن برای منسون شد

01:00:19.744 --> 01:00:21.246
،و طبق حرف‌های یکی از اعضای فرقه

01:00:21.329 --> 01:00:23.498
رهبر آن‌ها دستور داد تمام
افراد حاضر در خانه را بکشند

01:00:24.332 --> 01:00:27.502
گفته می‌شود منسون تاثیر
هیپنوتیزمی روی اعضای فرقه‌اش دارد

01:00:28.503 --> 01:00:31.130
...اون‌ها به شهادت اتکینز نیاز داشتن

01:00:31.798 --> 01:00:36.094
،تا منسون، واتسون

01:00:36.928 --> 01:00:41.182
ون هاوتن، کرنوینکل و کسیبین رو متهم کنن

01:00:42.517 --> 01:00:46.187
،پس اتکینز رو از وکیلش دور کردن

01:00:46.688 --> 01:00:50.108
کسی که دادگاه اونو منصوب کرده بود
،و احتمالا به طور مناسب ازش دفاع می‌کرد

01:00:50.191 --> 01:00:51.568
و یک وکیل دیگه براش آوردن

01:00:51.651 --> 01:00:54.445
.من نوشته‌ها رو دارم
:اون‌ها جلسه گذاشتن و گفتن

01:00:54.529 --> 01:00:58.324
کی رو داریم که بتونه کنترل»
...بیشتری روش به دست بیاره

01:00:58.408 --> 01:01:00.410
«و چیزی که لازم داریم رو ازش بگیره؟

01:01:02.120 --> 01:01:03.860
[...تصمیم گرفته شد]

01:01:03.884 --> 01:01:06.029
[...به دلیل]

01:01:06.053 --> 01:01:07.864
[...حساسیت بالای پرونده]

01:01:07.888 --> 01:01:10.200
[...وکیلش کسی باشد]

01:01:10.224 --> 01:01:12.923
[که از توانایی کنترل موکل]
[بالایی برخوردار باشد]

01:01:12.948 --> 01:01:15.006
[ترتیب اثر داده شد تا]
[کابلرو وکیلش شود]

01:01:15.049 --> 01:01:16.843
،اون‌ها هم دیک کابلرو رو بهش دادن

01:01:16.926 --> 01:01:21.889
سریع یه معامله بهش دادن
...تا جلوی هیئت منصفه شهادت بده

01:01:22.432 --> 01:01:26.811
،و در ازاش مصونیت محدود بگیره
یعنی حکم اعدام نمی‌گیره

01:01:27.478 --> 01:01:30.095
...ولی باید توی دادگاه شهادت بده

01:01:30.119 --> 01:01:31.899
و نمی‌تونه برگرده به چارلز منسون

01:01:31.983 --> 01:01:34.110
،نمی‌تونه شهادتش رو پس بگیره
اگه بگیره معامله فسخ میشه

01:01:34.193 --> 01:01:36.195
همه‌شون می‌دونستن که پس می‌گیره

01:01:37.989 --> 01:01:41.034
همه‌شون در واقع داشتن
برای دادستانی کار می‌کردن

01:01:48.166 --> 01:01:49.500
...توی جلسه استماع هیئت‌منصفه

01:01:49.584 --> 01:01:55.798
اتکینز تحت تاثیر آدم‌هایی که
داشتن محاکمه‌ش می‌کردن شهادت داد

01:01:55.882 --> 01:01:58.676
بدون یه وکیل مدافعی که
ازش محافظت کنه

01:02:00.845 --> 01:02:03.931
سوزان. سوزان، زمان بازداشتت
چطور باهات رفتار شد؟

01:02:08.102 --> 01:02:10.688
مثل همه زندانی‌های دیگه

01:02:12.315 --> 01:02:16.027
[آن‌ها چگونه مردند]
[توضیح قدم به قدم 5 قتل تیت]

01:02:16.194 --> 01:02:18.446
تنها 20 دقیقه زمان برد
...تا هیئت منصفه عالی

01:02:18.529 --> 01:02:20.740
...تصمیم بگیرد شش عضو گروه هیپی

01:02:20.823 --> 01:02:23.159
...باید به اتهام قتل شارون تیت

01:02:23.242 --> 01:02:25.912
و یک صاحب سوپرمارکت
و همسرش محاکمه شوند

01:02:26.329 --> 01:02:29.385
[شش نفر در پرونده تیت متهم شدند]

01:02:29.874 --> 01:02:35.755
وقتی داستان منتشر شد
خیلی بادقت مدیریت شد

01:02:36.381 --> 01:02:38.716
مدیریت و تحریف شد

01:02:39.384 --> 01:02:41.344
و اون داستان چی بود؟

01:02:41.427 --> 01:02:46.474
دقیقا همین تصوری که الان
،از قتل‌های منسون داریم

01:02:46.557 --> 01:02:50.228
...اینکه این بچه‌ها اومدن بیرون و

01:02:50.311 --> 01:02:53.981
به خاطر جنبش آزادی دهه 60 فاسد
و به هیولا تبدیل شدند

01:02:54.065 --> 01:02:56.651
یعنی میگن اجازه ندید
،بچه‌هاتون مواد مصرف کنن

01:02:56.734 --> 01:02:58.975
،اجازه ندید به جوامع اشتراکی بپیوندن

01:02:58.999 --> 01:03:00.822
...اجازه ندید علیه جنگ تظاهرات کنن

01:03:01.948 --> 01:03:06.119
چون همه‌شون تبدیل به
...قاتلان دیوونه‌ای میشن

01:03:06.202 --> 01:03:08.955
که احترامی برای جون آدم‌ها قائل نیستن

01:03:09.998 --> 01:03:13.018
[دستگیری منسون شهرت هیپی‌ها را]
[تیره و تاریک کرد]

01:03:13.042 --> 01:03:15.420
...برنامه‌های کوینتلپرو و عملیات آشوب

01:03:15.503 --> 01:03:21.467
...از تغییر نظر عمومی علیه

01:03:21.551 --> 01:03:25.805
،جنبش ضدجنگ چپ‌گرا سود بردن

01:03:25.888 --> 01:03:29.016
جنبشی که خیلی‌ها اون رو
به هیپی‌ها مرتبط می‌دونن

01:03:34.897 --> 01:03:37.817
امروز یادداشت‌های محرمانه‌ای
...از اف‌بی‌ای منتشر شده

01:03:37.900 --> 01:03:39.736
...که نشان می‌دهد ادگار هوور مرحوم

01:03:39.819 --> 01:03:44.532
دستور یک کارزار ملی برای
اختلال در فعالیت‌های چپ نو را داده

01:03:45.283 --> 01:03:48.911
او به مامورهای دستور داد
...نه تنها گروه‌های چپ نو را بدنام کنند

01:03:48.995 --> 01:03:52.457
بلکه علیه آن‌ها اقدام کنند
تا خنثی شوند

01:03:53.666 --> 01:03:57.837
کوینتلپرو رو اف‌بی‌ای سال 1967 شروع کرد

01:03:57.920 --> 01:04:01.424
برنامه آشوب سال 1967 توسط
سیا شروع شد

01:04:01.507 --> 01:04:08.181
این دوتا برنامه برای نفوذ به
،گروه‌های جناب چپ طراحی شدن

01:04:08.223 --> 01:04:09.158
[جنبش ضدجنگ]
[حزب پلنگ سیاه]

01:04:09.182 --> 01:04:12.185
،مخصوصا حزب پلنگ‌ها
و اینکه در نهایت خنثی بشن

01:04:12.268 --> 01:04:14.270
اسناد خودشون اینو نشون میدن

01:04:14.295 --> 01:04:15.342
[جنبش حقوق مدنی]

01:04:15.367 --> 01:04:16.802
[سازمان‌های کمونیستی و سوسیالیستی]
[جنبش زنان]

01:04:16.898 --> 01:04:20.860
...هرکاری لازم بود کردن تا اساسا

01:04:21.652 --> 01:04:23.905
اون‌ها رو غیرعملیاتی و حذف کنن

01:04:29.452 --> 01:04:32.330
،قدرت‌هایی که سال 1969 وجود داشتن

01:04:32.830 --> 01:04:38.085
همه‌شون معتقد بودن که
...به خاطر این جنبش جناح چپی

01:04:38.169 --> 01:04:40.671
قراره یک جنگ مدنی رخ بده

01:04:42.632 --> 01:04:45.344
[خوک‌ها از جامعه ما برن بیرون]

01:04:47.637 --> 01:04:48.712
[مارلون براندو]

01:04:48.737 --> 01:04:51.224
،سلبریتی‌هایی از حزب پلنگ‌ها حمایت می‌کردن

01:04:51.307 --> 01:04:52.934
براشون کمک مالی جمع می‌کردن

01:04:53.059 --> 01:04:55.270
[وارن بتی]

01:04:55.436 --> 01:04:57.814
،یک یادداشت در نوامبر 1968 منتشر شد

01:04:57.897 --> 01:05:01.359
یعنی کمتر از یک سال قبل از
قتل‌های تیت-لابیانکا

01:05:01.651 --> 01:05:02.906
[تاریخ: 29/11/1968]

01:05:02.931 --> 01:05:03.914
[موضوع: برنامه ضداطلاعات]

01:05:03.938 --> 01:05:04.914
[ملی‌گرایان سیاه‌پوست]
[گروه‌های نفرت‌پراکن، اطلاعات نژادی]

01:05:04.939 --> 01:05:07.156
:توی یادداشت‌های کوینتلپرو گفته بودن

01:05:07.240 --> 01:05:09.700
،وقتی انقلاب رخ دهد»

01:05:09.784 --> 01:05:13.204
...باید کاری کنیم اون سلبریتی‌ها بفهمن

01:05:13.287 --> 01:05:16.749
«قراره کنار بقیه کنار دیوار به صف بشن

01:05:19.252 --> 01:05:21.671
،خب چی شد؟ هشت نه ماه بعد

01:05:21.754 --> 01:05:24.382
،شارون تیت و جی سیبرینگ

01:05:24.465 --> 01:05:27.426
،دو چهره برجسته سبک زندگی جت‌ست

01:05:27.510 --> 01:05:29.720
...توی یه خونه مشهور در سیلو

01:05:31.806 --> 01:05:33.808
به طرز وحشیانه‌ای سلاخی شدن

01:05:40.690 --> 01:05:44.235
...برای من باورش سخته که این اتفاق

01:05:44.318 --> 01:05:45.778
توسط دولت فدرال طراحی شده

01:05:46.612 --> 01:05:49.031
من نمیگم که طراحی شده

01:05:49.615 --> 01:05:53.286
اگه بگیم طراحی شده انگار
،از قبل برنامه‌ریزی

01:05:53.369 --> 01:05:55.371
اجرا و بعد لاپوشونی شده

01:05:55.872 --> 01:05:57.874
...ممکنه منسون دو سال کامل آزادی داشت

01:05:57.957 --> 01:06:00.668
تا هرکاری بخواد انجام بده

01:06:01.210 --> 01:06:02.920
شاید مسئله همین بود

01:06:03.254 --> 01:06:05.736
[اعضای پلنگ سیاه]
[هدف اف‌بی‌آی قرار گرفتند]

01:06:06.090 --> 01:06:10.803
یه جورایی طعنه‌آمیزه که قبل از
،اینکه ما از کوینتلپرو خبردار بشیم

01:06:10.887 --> 01:06:13.097
و اف‌بی‌آی برای پلنگ‌ها
،پاپوش درست کنه

01:06:13.180 --> 01:06:17.935
نقشه منسون این بود که
این قتل‌ها رو گردن پلنگ‌ها بندازه

01:06:18.144 --> 01:06:21.689
[مرگ بر خوک‌ها]

01:06:21.785 --> 01:06:27.114
[خوک]
[قتل‌های تیت، 9 آگوست 1969]

01:06:27.154 --> 01:06:28.713
[خوک سیاسی]
[قتل هینمن، 27 جولای 1969]

01:06:28.738 --> 01:06:31.282
...اتفاقاتی رو مدام به خاطر میارم

01:06:31.365 --> 01:06:32.825
،که برام جای سوالن

01:06:34.285 --> 01:06:38.472
...یکیشون ارتباط زمانی نزدیک

01:06:38.497 --> 01:06:43.377
دستگیریت و وقوع قتل‌هاست

01:06:43.402 --> 01:06:44.943
[‏6 آگوست 1969]

01:06:45.004 --> 01:06:46.935
[‏9 آگوست 1969]
[‏10 آگوست 1969]

01:06:47.006 --> 01:06:50.551
و یکی دیگه نوشته‌های
روی دیوار با خونه

01:06:51.052 --> 01:06:54.263
اینکه چطور سه بار تکرار شد

01:06:54.288 --> 01:06:57.034
[مرگ بر خوک‌ها - خوک - خوک سیاسی]

01:06:57.058 --> 01:07:00.144
اولیش توی قتل هینمن
...بعد توی سیلو درایو

01:07:00.227 --> 01:07:01.771
و در آخر توی قتل لابیانکاها

01:07:04.565 --> 01:07:06.776
...درک میکنم چرا

01:07:06.859 --> 01:07:09.403
حدس‌هایی درباره ارتباط
بین این چیزها میزنی

01:07:09.428 --> 01:07:13.032
[بابی بوسلیل]
[محکوم به حبس ابد]

01:07:13.157 --> 01:07:15.451
...به نظرم مهمه که

01:07:15.534 --> 01:07:19.497
این داستان رو
به اصل خودش تبدیل کنیم

01:07:20.957 --> 01:07:22.750
اصل اصل داستان

01:07:26.003 --> 01:07:30.549
من شک ندارم که انگیزه این
قتل‌ها هیچ بود. هیچ محض

01:07:35.054 --> 01:07:38.516
چارلی توهماتی درباره آدم‌های خودش زده بود

01:07:39.517 --> 01:07:45.231
می‌خواست کاری کنه اون‌ها مرتکب
جرم‌های بدی بشن تا بهش وفادار بمونن

01:07:46.148 --> 01:07:47.566
انگیزه واقعی این بود

01:07:50.778 --> 01:07:54.615
...برای همین تکس واتسون رو فرستاد

01:07:56.158 --> 01:07:57.243
تا تری بکشه

01:07:57.268 --> 01:07:58.636
[تری ملچر]
[تهیه‌کننده موسیقی]

01:07:58.661 --> 01:08:00.746
تری توی سیلو درایو زندگی می‌کرد

01:08:02.581 --> 01:08:06.961
تمام مدتی که چارلی اونو می‌شناخت
توی سیلو درایو زندگی می‌کرد

01:08:08.421 --> 01:08:10.715
نمی‌دونست تری از اون خونه رفته بود

01:08:11.924 --> 01:08:14.844
واتسون پرسید: «اگه کس دیگه‌ای
«اونجا زندگی می‌کرد چی؟

01:08:15.344 --> 01:08:18.014
چارلی بهش گفت هرکی اونجا بود رو بکشه

01:08:21.642 --> 01:08:26.439
...ناآگاهی از اینکه تری از اون خونه رفته

01:08:27.231 --> 01:08:30.317
باعث شد پنج نفر دیگه به قتل برسن

01:08:34.113 --> 01:08:35.907
[فصل پنجم]

01:08:36.032 --> 01:08:38.409
...دادگاه چارلز منسون و سه زن جوان

01:08:38.492 --> 01:08:42.329
که متهم به قتل شارون تیت
...و شش نفر دیگر در تابستان پارسال بودند

01:08:42.413 --> 01:08:44.248
بالاخره امروز در لس‌آنجلس شروع شد

01:08:44.374 --> 01:08:44.933
[دادگاه]

01:08:44.957 --> 01:08:47.084
...نمی‌تونم بگم چقدر اتفاقی که

01:08:47.168 --> 01:08:50.254
توی دادگاه افتاد مهم بود

01:08:51.047 --> 01:08:53.799
...اگه شکی توی ذهن هیئت منصفه

01:08:53.883 --> 01:08:58.417
درباره اینکه آیا منسون
...نقش یک رهبر اسونگالی

01:08:58.441 --> 01:09:00.431
،برای اون خانم‌ها داشت یا نه، وجود داشت

01:09:01.557 --> 01:09:03.684
توی دادگاه این شک برطرف شد

01:09:07.104 --> 01:09:09.523
،چون هربار که اون یه کاری می‌کرد

01:09:09.607 --> 01:09:12.902
،مثلا می‌پرید و سر قاضی داد میزد

01:09:12.985 --> 01:09:15.279
اون سه زن هم همین کارو می‌کردن

01:09:16.655 --> 01:09:19.450
...یه روز با علامت ضربدر روی پیشونیش اومد

01:09:19.533 --> 01:09:21.535
،که خودش با تیغ کشیده بود

01:09:23.496 --> 01:09:27.416
روز بعدش اون سه‌تا زن هم
علامت ضربدر روی پیشونیشون کشیدن

01:09:29.668 --> 01:09:32.630
برای همه افراد حاضر در دادگاه
...کاملا واضح بود

01:09:32.713 --> 01:09:35.007
...که منسون تصمیم‌ها رو می‌گیره

01:09:35.091 --> 01:09:38.427
و این زن‌ها رو کاملا تحت کنترلش داره

01:09:40.179 --> 01:09:42.598
این پرونده به یک نمایش عجیب
...در سطح ملی

01:09:42.681 --> 01:09:44.600
و بین‌المللی تبدیل شده است

01:09:44.683 --> 01:09:47.728
و توجه افراد زیادی
...از رئیس‌جمهور نیکسون گرفته

01:09:47.812 --> 01:09:49.730
،تا تماشاگران کنجکاو حاضر در دادگاه
...یعنی جایی که این پرونده

01:09:49.814 --> 01:09:51.774
در حال بررسی است را به خود جلب کرده

01:09:51.857 --> 01:09:53.400
همه این‌ها نمایشه، نیست؟

01:09:55.653 --> 01:09:58.405
...چیز دیگری که این دادگاه جمع کرده

01:09:58.489 --> 01:10:01.492
اعضای خانواده منسونی هستند
که در زندان نیستند

01:10:03.494 --> 01:10:05.568
گزارش‌های خبری آن‌ها را
...به‌عنوان گروهی توصیف کردند

01:10:05.592 --> 01:10:07.832
که زندگی‌شان غرق
...مواد مخدر، روابط جنسی

01:10:07.915 --> 01:10:11.794
و نوعی مذهب است که رهبرش مردی
...با قدرت اقناع فوق‌العاده

01:10:11.877 --> 01:10:14.004
بر روی اعضای این خانواده بود

01:10:17.466 --> 01:10:21.971
تنها دلیل اینکه هنوز وسواس فرهنگی
...نسبت به این پرونده وجود داره

01:10:22.471 --> 01:10:26.350
به این خاطر نیست که همسر بازیگر
...یک کارگردان معروف

01:10:28.578 --> 01:10:31.289
...مردم تحت‌تاثیر این مسئله قرار گرفتن

01:10:31.373 --> 01:10:34.668
...که چطور این زندانی سابق کوچیک

01:10:34.751 --> 01:10:36.753
تونسته این آدم‌ها رو مسحور خودش کنه

01:10:43.301 --> 01:10:45.208
اون تمام دارایی‌هاشون رو گرفت

01:10:45.232 --> 01:10:46.471
اسم‌هاشون رو عوض کرد

01:10:51.142 --> 01:10:53.967
،توی مزرعه داشتن ساعت ممنوع بود

01:10:53.991 --> 01:10:55.480
،روزنامه ممنوع بود

01:10:55.563 --> 01:10:57.607
ارتباط با دنیای خارج ممنوع بود

01:10:58.108 --> 01:11:00.568
بعدش بهشون ال‌اس‌دی می‌داد

01:11:04.698 --> 01:11:08.076
اون‌ها روزها و شب‌ها
...ال‌اس‌دی مصرف می‌کردن

01:11:08.159 --> 01:11:12.414
و اون براشون موعظه می‌کرد
و درگیر فلسفه خودش می‌کرد

01:11:13.415 --> 01:11:15.792
صبح‌بخیر. امروز صبح آفتاب می‌تابه -
صبح‌بخیر -

01:11:15.875 --> 01:11:17.085
درسته -
بله -

01:11:17.585 --> 01:11:19.796
انتظار داری امروض چی‌کار کنی؟

01:11:19.879 --> 01:11:22.048
اجازه نمیدن من کاری بکنم -
!که اینطور -

01:11:22.132 --> 01:11:24.467
خودشون همه کارها رو میکنن -
برنامه‌تون چیه؟ -

01:11:24.551 --> 01:11:25.593
من برنامه‌ای ندارم

01:11:27.595 --> 01:11:29.931
من که نمیرم کویر -
کویر؟ -

01:11:31.683 --> 01:11:35.854
اون یک شخصیت بسیار گیرا داشت

01:11:35.937 --> 01:11:37.689
،وقتی وارد اتاقی میشد

01:11:38.189 --> 01:11:42.068
می‌تونستید اون الکتریسیته‌ای
که ازش خارج میشد رو حس کنید

01:11:43.403 --> 01:11:45.238
آدم بسیار باهوشی بود

01:11:45.989 --> 01:11:49.576
می‌تونست انجیل رو تقریبا
کلمه به کلمه نقل کنه

01:11:51.453 --> 01:11:57.917
می‌تونست طوری تغییرش بده که در جهت
منظورش نمود پیدا کنه، مثل قتل‌ها

01:11:58.126 --> 01:12:00.337
مکاشفه یوحنای متکلم

01:12:00.587 --> 01:12:03.423
...منسون ادها کرد توی مکاشفه 9 کتاب مقدس

01:12:04.007 --> 01:12:07.761
...ملخ‌هایی که از چاله بی‌انتها بیرون میان

01:12:07.844 --> 01:12:10.180
در واقع ملخ نبودن، بلکه گروه بیتلز بودن

01:12:10.805 --> 01:12:13.129
و سینه‌های زره‌ای داشتن

01:12:13.153 --> 01:12:15.518
خب، این همون آلات موسیقیشون بود

01:12:18.855 --> 01:12:20.857
منظورت همون گروه بیتلزه؟

01:12:20.940 --> 01:12:22.859
آره، همون گروه

01:12:25.653 --> 01:12:30.241
وقتی از چاله بی‌انتها خارج شدن
می‌خواستن آرماگدون راه بندازن

01:12:31.820 --> 01:12:32.427
[بیتلز، تهیه شده توسط جورج مارتین]
[تیریو]

01:12:32.452 --> 01:12:36.623
اعضای خانواده ال‌اس‌دی میزدن
و به آلبوم سفید بیتلز گوش می‌کردن

01:12:38.583 --> 01:12:41.408
،منسون گفت: «توی آهنگ پرنده سیاه

01:12:41.432 --> 01:12:43.713
منظور از پرنده‌های سیاه
«همون مردان سیاه‌پوسته

01:12:44.297 --> 01:12:46.966
♪ ...پرنده سیاه پرواز میکنه ♪

01:12:47.050 --> 01:12:49.427
اون‌ها منتظر فرا رسیدن این لحظه بودن

01:12:50.553 --> 01:12:56.351
...و بالای در داخل خانه لابیانکا

01:12:57.018 --> 01:12:59.020
کلمه «برخیز» نوشته شده بود

01:12:59.104 --> 01:13:03.316
♪ تو منتظر بودی این لحظه فرا برسه ♪

01:13:03.983 --> 01:13:06.444
یک آهنگ به اسم «خوک‌ها» بود

01:13:06.528 --> 01:13:10.990
♪ خوک‌هایی که توی گل ♪
♪ می‌غلتن رو دیدی؟ ♪

01:13:12.283 --> 01:13:14.744
...خوک‌ها برای منسون و خانواده‌ش

01:13:14.828 --> 01:13:18.206
نماد سفیدپوست‌های طبقه بالا
و متوسط رو به بالا در جامعه بود

01:13:18.915 --> 01:13:21.417
♪ توی چشم‌هاشون یک چیزی کمه ♪

01:13:21.501 --> 01:13:23.878
♪ اون‌ها به یک کتک خوب نیاز دارن ♪

01:13:23.962 --> 01:13:27.715
توی آلبوم یک آهنگ دیگه
به اسم «هرج و مرج» بود

01:13:28.258 --> 01:13:31.845
منسون اسم انقلاب رو از روی اون برداشت

01:13:31.928 --> 01:13:35.348
♪ مواظب باش، هرج و مرجه ♪

01:13:35.431 --> 01:13:37.851
♪ خیلی سریع داره میاد ♪

01:13:37.893 --> 01:13:38.452
[هرج و مرج]

01:13:38.476 --> 01:13:39.310
♪ آره ♪

01:13:40.520 --> 01:13:43.731
می‌دونم تام اونیل برداشت متفاوتی داره

01:13:44.399 --> 01:13:48.486
من عمیقا معتقدم که منسون
می‌خواست یک جنگ نژادی راه بندازه

01:13:48.570 --> 01:13:51.698
انگیزه قتل‌ها این بود

01:13:51.821 --> 01:13:53.234
[انگیزه قتل‌ها تیت عجیب‌تر از]
[خود قتل‌ها است]

01:13:53.324 --> 01:13:56.578
اون شیفته ایده جنگ نژادی بود

01:13:57.078 --> 01:13:58.413
و هرج و مرج

01:13:58.438 --> 01:14:00.765
[دادستانی ادعا می‌کند منسون]
[امیدوار بود یک حمام خون نژادی راه بیفتد]

01:14:00.790 --> 01:14:02.667
...خب، الان سرخط خبرها می‌گن

01:14:03.251 --> 01:14:05.003
منسون می‌خواست یک جنگ نژادی راه بندازه

01:14:05.086 --> 01:14:07.172
میشه یکم بیشتر توضیح بدید؟

01:14:08.047 --> 01:14:10.717
...خب، از نظر منسون هرج و مرج

01:14:10.800 --> 01:14:13.678
...نماد قیام سیاه‌پوستان

01:14:13.761 --> 01:14:16.306
...علیه نظام سفیدپوستان بود که هدفش

01:14:16.389 --> 01:14:18.057
،نابودی کامل نژاد سفیدپوست

01:14:18.141 --> 01:14:20.560
،البته به جز خودش و پیروانش بود

01:14:20.643 --> 01:14:22.604
...یعنی کسایی که قصد داشتن با فرار کردن

01:14:23.188 --> 01:14:25.690
به صحرا و زندگی در یک
گودال بی‌انتها از هرج و مرج فرار کنن

01:14:25.773 --> 01:14:27.984
حداقل این حرفیه که به خانواده‌ش زد

01:14:28.484 --> 01:14:30.570
اون اکثر این حرف‌ها رو
...از مکاشفه 9

01:14:30.653 --> 01:14:32.322
که آخرین کتاب عهد جدید بود گرفته

01:14:32.405 --> 01:14:35.241
چندتا دیگه از فلسفه‌هاش رو
از گروه بیتلز گرفته

01:14:35.325 --> 01:14:37.118
اون یکی از دنبال‌کننده‌های مشتاق بیتلز بود

01:14:37.202 --> 01:14:39.787
هرچند این باورها بسیار عجیب
،و دور از انتظار به نظر میان

01:14:39.871 --> 01:14:42.415
...ولی این قتل‌ها هم به همون اندازه

01:14:42.498 --> 01:14:44.375
عجیب و غیرمعمول بودن

01:14:44.459 --> 01:14:47.253
،با توجه به ماهیت عجیب این قتل‌ها

01:14:47.337 --> 01:14:49.380
انگیزه‌های معمول و رایج
براشون صدق نمی‌کنن

01:14:49.464 --> 01:14:50.924
باید این مسئله رو در نظر بگیرید

01:14:53.426 --> 01:14:57.013
یعنی می‌خواید بگید کل
...اون روایت هرج و مرج

01:14:57.096 --> 01:15:00.433
وینس بولیوسی اشتباهه؟

01:15:01.601 --> 01:15:03.686
چطور می‌تونید این رو توجیه کنید؟

01:15:03.770 --> 01:15:05.521
خب من باورم نمیشه

01:15:05.546 --> 01:15:07.202
[کتاب پرفروش هرج و مرج]
[داستان واقعی قتل‌های منسون]

01:15:07.357 --> 01:15:08.650
اولش باورش کردم

01:15:08.733 --> 01:15:12.111
اولین بار کتاب هرج و مرج رو
به عنوان پروژه یه مجله خوندم

01:15:12.195 --> 01:15:13.571
...کتاب پرفروشی که

01:15:13.655 --> 01:15:15.949
تمام جزئیات واقعی و
خونی را برملا می‌کند

01:15:16.032 --> 01:15:17.509
[داستانی که می‌خوانید]
[شما را به شدت وحشت‌زده خواهد کرد]

01:15:17.546 --> 01:15:18.180
[وینسنت بولیوسی]
[نویسنده پرفروش]

01:15:18.246 --> 01:15:19.936
خیلی برای دیدن بولیوسی مشتاق بودم

01:15:19.961 --> 01:15:22.956
باورم نمیشد که قراره
اینقدر از زمانش رو بهم بده

01:15:23.039 --> 01:15:24.874
اولین جلسه‌مون حدود 6 ساعت بود

01:15:28.127 --> 01:15:31.839
...چند هفته و چند ماه بعد

01:15:31.923 --> 01:15:34.634
کم‌کم حفره‌هایی توی
،داستانش پیدا کردم

01:15:34.717 --> 01:15:37.345
:و برگشتم پیشش و گفتم
...وینس، من اینجا»

01:15:37.428 --> 01:15:38.721
«و اینجا رو نفهمیدم

01:15:40.390 --> 01:15:43.810
اون می‌دونست که هرچی
،داستانش پرشورتر باشه

01:15:44.394 --> 01:15:46.354
فروش کتابش بالاتر میره

01:15:52.902 --> 01:15:55.280
چرا اون‌ها همچین مزخرفاتی رو باور نکردن؟

01:15:58.658 --> 01:16:01.411
فکر کنم دخترها به هرج و مرج باور داشتن

01:16:01.494 --> 01:16:04.455
احتمالا این کارو کردن
چون چارلی بهشون گفت

01:16:05.748 --> 01:16:06.874
،اگه اینطور باشه

01:16:07.542 --> 01:16:10.336
یعنی اون با موفقیت مغزشون رو
شست‌وشو داده و باورشون شده

01:16:14.632 --> 01:16:18.261
ولی معتقد نیستم که چارلی
به خاطر همین انجامش داده

01:16:20.305 --> 01:16:22.932
به نظرم یک انگیزه
،و دلیل دیگه‌ای داشته

01:16:24.767 --> 01:16:26.728
و سعی کردم بفهمم اون چیه

01:16:36.738 --> 01:16:38.490
[بابی بوسلیل]

01:16:38.740 --> 01:16:41.951
بولیوسی می‌دونست حقیقت چیه ولی نگفت

01:16:44.037 --> 01:16:48.333
.حقیقت شروع کردن یک جنگ نژادی نبود
تئوری بولیوسی همین بود

01:16:49.417 --> 01:16:51.086
[هرج و مرج]

01:16:51.210 --> 01:16:52.837
می‌دونست حقیقت چیه

01:16:53.963 --> 01:16:56.632
می‌دونست منسون درباره
همچین مزخرفاتی حرف میزد

01:16:57.133 --> 01:17:01.054
داستان‌هایی که دور آتیش گفته میشن
و فقط داستان بودن

01:17:02.722 --> 01:17:04.974
ولی هیچ ربطی به قتل‌ها نداشتن

01:17:07.268 --> 01:17:09.437
...نیت اون از همون اول

01:17:10.646 --> 01:17:13.399
این بود که دقیقا همون کاری
که کرد رو انجام بده

01:17:13.650 --> 01:17:14.877
[هرج و مرج]
[داستان واقعی قتل‌های منسون]

01:17:14.901 --> 01:17:18.529
،یه کتاب بنویسه
،کلی پول ازش در بیاره

01:17:19.197 --> 01:17:22.575
...و تا آخر عمرش ازش پول در بیاره

01:17:22.658 --> 01:17:25.036
و حق فیلمش رو بفروشه

01:17:25.287 --> 01:17:26.930
[فیلم هرج و مرج شبکه سی‌بی‌اس]
[دوباره آمارها را فتح کرد]

01:17:26.954 --> 01:17:28.206
همین کارو هم کرد

01:17:29.332 --> 01:17:32.460
...نویسنده‌ش توی دادگاه نشسته بود

01:17:32.960 --> 01:17:36.130
و برای کتابی که می‌نوشتن
...و توش چارلی

01:17:36.214 --> 01:17:39.175
،و اون سه‌تا دختر رو محاکمه می‌کردن
یادداشت برداری می‌کرد

01:17:39.301 --> 01:17:41.094
[هرج و مرج]

01:17:41.219 --> 01:17:42.762
اون باید محکومیت می‌گرفت

01:17:42.845 --> 01:17:45.681
...می‌خواست خودش رو توی این کتاب

01:17:45.765 --> 01:17:49.352
به عنوان شوالیه سفیدی نمایش بده
که داره از تمام مردم آمریکا محافظت میکنه

01:17:51.479 --> 01:17:54.482
معنی ساده «هرج و مرج» سر درگمیه

01:17:55.066 --> 01:17:57.902
ما از همون اول فقط می‌خواستیم
،حقیقت رو بگیم

01:17:57.985 --> 01:18:00.905
ولی وکلا اجازه این کارو ندادن
چون می‌خواستن بفروشنش

01:18:02.073 --> 01:18:05.326
ما فقط می‌خواستیم حقیقت رو بگیم
...ولی اون‌ها نمی‌خواستن حقیقت فاش بشه

01:18:05.410 --> 01:18:07.870
چون با نوشتن حقیقت افشا شده
نمیشه پول در آورد

01:18:08.371 --> 01:18:11.833
.نمیشه پول ازش در آورد
،نمیشه این حرف‌های جنون‌آمیز رو فروخت

01:18:12.625 --> 01:18:17.296
اون ترس و هیجان نیابتی یک شخص

01:18:19.424 --> 01:18:23.261
♪ دنیای من یک دنیای غم‌انگیزه ♪

01:18:24.679 --> 01:18:28.599
♪ بسیار به این فکر می‌کنم ♪
♪ که مقصری دراه یا نه ♪

01:18:29.559 --> 01:18:33.646
♪ چنین احمقی در این دنیای دیوانه‌وار ♪

01:18:35.398 --> 01:18:38.401
♪ هیچ عکسی در قابم وجود نداره ♪

01:18:40.403 --> 01:18:43.281
♪ همه میگن احمق دیوونه ♪

01:18:43.865 --> 01:18:47.660
♪ همیشه به شب خیره میشی ♪

01:18:50.705 --> 01:18:53.374
♪ در حالی که دستام دور یک درخته ♪

01:18:53.458 --> 01:18:57.503
منسون و اون سه زن
توی دادگاه از خودشون دفاع نکردن

01:18:58.254 --> 01:19:04.844
منسون یک ساعت در غیاب
هیئت منصفه شهادت داد

01:19:04.927 --> 01:19:07.638
،قاضی ازش پرسید: «خیلی‌خب
«حالا می‌خوای جلوی هیئت‌منصفه شهادت بدی؟

01:19:07.722 --> 01:19:10.308
«منسون گفت: «نه، من حرفام رو زدم

01:19:10.475 --> 01:19:15.730
[‏25 ژانویه 1971]

01:19:17.398 --> 01:19:19.942
...‏42 و نیم ساعت طول کشید

01:19:20.026 --> 01:19:23.988
تا هیئت‌منصفه اعلام کند
به رای نهایی رسیده

01:19:25.364 --> 01:19:28.701
،سه دختر در حال محاکمه
،سوزان اتکینز، پاتریشا کرنوینکل

01:19:28.784 --> 01:19:32.205
و لزلی ون هاوتن پوزخندی زدند
و بین خودشان چیزی گفتند

01:19:33.498 --> 01:19:36.167
چارلز منسون لبخند زد
و دستی به ریشش کشید

01:19:39.253 --> 01:19:41.255
سپس حکم خوانده شد

01:19:41.339 --> 01:19:43.758
،برای قتل‌های شارون تیت و جی سیبرینگ

01:19:43.841 --> 01:19:47.345
تمام متهمان به اتهام قتل درجه یک
گناهکار شناخته شدند

01:19:47.428 --> 01:19:50.598
بابت قتل‌های ابیگیل فولجر
،و ویچک فرایکوسکی

01:19:50.681 --> 01:19:52.767
به قتل درجه یک گناهکار شناخته شدند

01:19:53.351 --> 01:19:57.355
،برای قتل استیون پرنت
به قتل درجه یک گناهکار شناخته شدند

01:19:57.438 --> 01:19:58.481
منشی دادگاه ادامه داد

01:19:58.564 --> 01:20:01.192
،برای قتل رزماری و لنو لابیانکا

01:20:01.275 --> 01:20:03.069
به قتل درجه یک گناهکار شناخته شدند

01:20:03.173 --> 01:20:04.379
[حکم دادگاه منسون: همگی گناهکار]

01:20:04.403 --> 01:20:07.114
:منسون سر هیئت منصفه فریاد کشید
«همه شما گناهکارید»

01:20:07.907 --> 01:20:10.618
«ما هنوز اجازه نداریم دفاع کنیم»

01:20:16.040 --> 01:20:18.626
دوست دارید دوباره همچین
دادگاهی رو تجربه کنید؟

01:20:20.753 --> 01:20:23.130
خب من یک جنگجوی دادگاهم

01:20:23.214 --> 01:20:25.174
دادگاه دوست دارم

01:20:25.258 --> 01:20:27.552
هیجان و درامش رو دوست دارم

01:20:27.635 --> 01:20:31.097
باعث افتخارم بود که دفتر دادستانیمون
...من رو انتخاب کرد

01:20:31.180 --> 01:20:33.266
تا پرونده به این بزرگی رو انجام بدم

01:20:34.225 --> 01:20:36.852
،وقتی به عقب فکر می‌کنم
،حاضرم دوباره همچین پرونده‌ای رو قبول کنم

01:20:36.936 --> 01:20:42.191
هرچند این دادگاه مشکلاتی رو
به وجود آورد که انتظار نداشتم

01:20:44.860 --> 01:20:47.113
!خب این یک محاکمه بود

01:20:47.196 --> 01:20:49.865
هشت ماه شهادت دادستانی

01:20:50.533 --> 01:20:54.996
اون‌ها محاکمه‌شون کردن
و شما نفر بعدی هستید

01:20:55.079 --> 01:20:57.331
همه‌تون. گوش کنید -
می‌خواید چی‌کار کنید؟ -

01:20:58.249 --> 01:21:00.960
به زودی یک انقلاب رخ میده

01:21:01.043 --> 01:21:02.909
قدم بعدیتون چیه؟

01:21:02.933 --> 01:21:04.338
الان می‌خواید چی‌کار کنید؟

01:21:04.422 --> 01:21:06.882
تا وقتی که چارلی آزاد بشه اینجا می‌مونیم

01:21:07.383 --> 01:21:11.178
ظاهرا هیچ‌وقت این اتفاق نمی‌افته -
اون آزاد میشه. همه‌شون آزاد میشن -

01:21:11.262 --> 01:21:14.307
.یک انقلاب در راهه
همه‌تون خودتون رو قضاوت کردید

01:21:14.332 --> 01:21:16.386
[فصل ششم]

01:21:16.411 --> 01:21:20.146
[کنترل ذهن]

01:21:21.329 --> 01:21:24.707
شما داری میگی منسون
یه عروسک خیمه شب‌بازی بود

01:21:27.252 --> 01:21:29.671
من میگم که احتمالش هست، آره

01:21:30.171 --> 01:21:32.173
دولت داشت ازش استفاده می‌کرد

01:21:33.008 --> 01:21:34.109
[گروه عملیات ویژه]
[عملیات آشوب]

01:21:34.133 --> 01:21:37.387
...مسئله برنامه‌های کوینتلپرو، آشوب

01:21:37.470 --> 01:21:39.472
و مک‌اولترا هم هست

01:21:39.723 --> 01:21:41.408
[پروژه مک‌اولترا، تحقیقات مخفیانه سیا]
[در زمینه تغییرات رفتاری]

01:21:41.432 --> 01:21:45.645
به شکل کنایه‌آمیزیف وینس
من رو توی این مسیر قرار داد

01:21:47.480 --> 01:21:49.012
:اون نوشته بود

01:21:49.036 --> 01:21:51.734
آیا به خاطر چیزی بود»
«که توی زندان یا گرفت؟

01:21:51.818 --> 01:21:54.904
«به خاطر چیزی بود که خارج زندان یاد گرفت؟»

01:21:54.988 --> 01:21:57.865
...او چه ویژگی ناملموسی پیدا کرد»

01:21:58.616 --> 01:22:01.661
که با آن توانست کنترل ذهن
...این آدم‌ها را به دست آورد

01:22:01.744 --> 01:22:03.246
«و آن‌ها را به هیولا تبدیل کند؟

01:22:04.372 --> 01:22:08.001
اون حداقل 30 نفر داشت
که هرچی می‌گفت انجام میدادن

01:22:08.710 --> 01:22:10.712
...همچین چندتا

01:22:10.795 --> 01:22:16.134
محرک توی ناخودآگاهشون پیدا کرد
که اون‌ها رو قادر به انجام قتل کنه

01:22:16.757 --> 01:22:20.844
شما تئوری‌ای داری درباره اینکه چطوری
...منسون تکس واتسون و این خانم‌ها رو

01:22:20.928 --> 01:22:24.097
متقاعد کرد مرتکب این جرم‌ها بشن؟

01:22:24.932 --> 01:22:27.643
منسون توی کنترل ذهن قوی بود

01:22:29.144 --> 01:22:33.857
شیفته ساینتولوژی بود

01:22:35.150 --> 01:22:38.403
...می‌خواست یاد بگیره چطوری

01:22:39.863 --> 01:22:44.451
نه تنها کنترل ذهنش خودش
بلکه کنترل ذهن دیگران رو هم به دست بگیره

01:22:45.577 --> 01:22:49.164
مواد مخدر بیشترین نقش رو
در این مسئله داشتن

01:22:49.248 --> 01:22:51.625
ذهنشون رو گزینه‌های مختلف باز کرد

01:22:53.502 --> 01:22:58.006
منسون همیشه براشون موعظه می‌کرد

01:22:58.090 --> 01:23:01.260
...اون هرشب بعد از شام درباره

01:23:01.843 --> 01:23:03.595
جنگ‌های نژادی خطبه می‌رفت

01:23:04.304 --> 01:23:05.138
هرج و مرج

01:23:06.515 --> 01:23:07.891
قتل مشکلی نداشت

01:23:09.559 --> 01:23:11.436
این آدم‌ها منزوی بودن

01:23:12.604 --> 01:23:16.441
...با آدم‌های عادی صحبت نمی‌کردن

01:23:16.525 --> 01:23:19.569
که بهشون بگن این
حرف‌ها دیوونگیه

01:23:33.583 --> 01:23:35.585
،اگه اشتباه میگم تصحیحم کنید

01:23:36.086 --> 01:23:42.426
ولی یهو ال‌اس‌دی یک
...توضیح محتمل

01:23:43.218 --> 01:23:46.013
برای این رفتار بسیار عجیب میشه

01:23:47.097 --> 01:23:49.850
برای من مسئله رفتار نیست

01:23:49.933 --> 01:23:53.854
بیشتر تغییر افکار و شخصیت بود

01:23:54.479 --> 01:23:59.651
اکثر آدم‌های توی اون گروه
فقط رفتارشون عجیب نبود

01:23:59.735 --> 01:24:03.488
...طرز نگاه و نگرششون به دنیا

01:24:03.572 --> 01:24:04.948
کاملا تغییر کرد

01:24:08.118 --> 01:24:13.081
منسون کاری کرد این دخترها
...کاملا اصول اخلاقی و

01:24:13.582 --> 01:24:18.545
وجدانشون رو رها کنن
و باور کنن چیزی به اسم شر وجود نداره

01:24:21.631 --> 01:24:25.594
سال‌ها این ذهنیت توی
ذهنشون جاگیر شد و چسبید

01:24:26.720 --> 01:24:29.556
،وقتی توی زندان از دایره منسون خارج شدن

01:24:29.639 --> 01:24:32.434
،اون‌هایی که به زندان محکوم شدن

01:24:33.060 --> 01:24:38.607
سال‌ها طول کشید اون الگو رو بشکنن
و تغییر کنن و منسون رو پس بزنن

01:24:42.194 --> 01:24:45.447
:سوزان اتکینز گفت
«هنوز نمی‌تونم از ذهنم خارجش کنم»

01:24:46.073 --> 01:24:48.075
«هنوز نمی‌تونم از ذهنم خارجش کنم»

01:24:49.618 --> 01:24:51.036
«افکار اون، افکار منن»

01:24:51.119 --> 01:24:54.289
خیلی سعی کردم ولی»
«نتونستم چارلی رو از ذهنم خارج کنم

01:24:54.873 --> 01:24:59.461
حتی وقتی به یادش می‌افتم می‌بینم
خیلی درون من زنده‌ست

01:24:59.544 --> 01:25:03.423
یادمه اون‌قدر سریع پیش رفتم
که دیگه راه برگشتی برام نبود

01:25:03.507 --> 01:25:06.885
حتی اگه می‌خواستم
فرار کنم و برم، نمی‌تونستم

01:25:06.968 --> 01:25:10.597
انگار توی چیزی گیر کرده بودم
که هیچ کنترلی روش نداشتم

01:25:10.680 --> 01:25:13.392
من هیچ حق انتخابی توی
اتفاقاتی که می‌افتادن نداشتم

01:25:13.475 --> 01:25:16.686
مثل یک ابزار توی دست شیطان بودم

01:25:16.770 --> 01:25:18.688
فقط اینطوری می‌تونم توصیفش کنم

01:25:18.772 --> 01:25:24.694
منسون از ال‌اس‌دی برای
تغییر شخصیت و ثابت کردنش استفاده میکرد

01:25:25.195 --> 01:25:29.282
طوری که بعد از رفتن اثر ال‌اس‌دی
اون تغییر باقی بمونه

01:25:30.492 --> 01:25:34.162
...که توی تمام اهداف تحقیقاتی ال‌اس‌دی

01:25:34.246 --> 01:25:35.997
دانشمندان ام‌کی‌اولترا بود

01:25:36.206 --> 01:25:39.084
[فیلم کاندیدای منچوری]

01:25:39.376 --> 01:25:42.462
...گروهبان، بس کن. چی‌کار -
لطفا ساکت باش، ادل -

01:25:42.963 --> 01:25:46.174
بی‌صدا بشین و همکاری کن

01:25:47.050 --> 01:25:47.884
بله

01:25:50.178 --> 01:25:54.099
ام‌کی‌اولترا، حتی نمی‌دونم
چی درباره‌ش بگم

01:25:54.182 --> 01:26:00.647
به نظر من می‌خواستن به
،اهداف مشخصی دست پیدا کنن

01:26:01.148 --> 01:26:05.652
رویاشون تشکیل کاندیدای منچوری بود

01:26:06.903 --> 01:26:10.574
ولی آیا تونستن به این هدف نزدیک بشن؟

01:26:11.491 --> 01:26:14.703
به شخصه فکر نکنم

01:26:15.120 --> 01:26:19.083
[دکتر لوئیس جولیون وست]
[دکترای روانشناسی]

01:26:20.041 --> 01:26:22.961
من گزارش جالی وست به سیا رو دارم

01:26:23.111 --> 01:26:24.271
[تحقیقات از 1956 تا 1957 انجام شدند]

01:26:24.296 --> 01:26:26.882
...که گفته اون موفق شده بفهمه

01:26:27.007 --> 01:26:27.984
[تحقیقات فعلی]

01:26:28.008 --> 01:26:30.010
چطور میشه خاطرات جعلی رو
جایگزین خاطرات واقعی کرد

01:26:30.135 --> 01:26:30.948
[...نشان می‌دهند که خاطرات جعلی را]

01:26:30.972 --> 01:26:34.533
[می‌توان اعمال کرد]

01:26:35.682 --> 01:26:39.269
و اون از ال‌اس‌دی، هیپنوتیزم
و دیگر مواد مخدر ناشناس استفاده کرد

01:26:40.145 --> 01:26:41.480
پس این یه موفقیته

01:26:41.505 --> 01:26:44.040
[و خاطرات واقعی را]
[در سوژه‌های مناسب حذف کرد]

01:26:44.065 --> 01:26:44.900
اگه حقیقت داشته باشه

01:26:45.609 --> 01:26:48.361
...این مدرک در حدی مهمه که

01:26:48.445 --> 01:26:53.158
وقتی سیا رو مجبور کردن
،هرچی اطلاعات داره، ولو کم رو ارائه بده

01:26:53.241 --> 01:26:55.660
...خلاصه‌ش کردن و این بخش رو حذف کرد

01:26:56.161 --> 01:26:59.748
که اون با موفقیت تونست خاطرات
...جعلی رو بدون اطلاع افراد

01:26:59.831 --> 01:27:01.500
توی ذهنشون بکاره

01:27:01.583 --> 01:27:03.710
،پس اگه اون خاطرات رو حذف کردن

01:27:03.793 --> 01:27:07.714
که یک هدف بسیار مهم برای
،ام‌کی‌اولترا بود

01:27:08.256 --> 01:27:10.675
یعنی جایگزینی خاطرات
،واقعی با خاطرات جعلی

01:27:11.301 --> 01:27:14.596
پس دیگه چه اطلاعاتی رو ازمون مخفی کردن؟
این رو هیچ‌وقت متوجه نمی‌شیم

01:27:15.014 --> 01:27:16.407
[دکتر لوئیس جالی وست]

01:27:16.431 --> 01:27:18.058
...ممکنه دروغ گفته باشه

01:27:18.141 --> 01:27:22.771
ولی حداقل تا اوایل دهه 60
مرتب از سیا بودجه گرفت

01:27:25.982 --> 01:27:27.431
این حرف‌ها یعنی چی؟

01:27:27.455 --> 01:27:29.819
من خیلی صادقانه میگم نمی‌دونم

01:27:36.409 --> 01:27:38.942
من چطور می‌تونم ذهنت رو کنترل کنم؟

01:27:38.966 --> 01:27:40.288
می‌تونم ازت یه ربات بسازم؟

01:27:41.081 --> 01:27:43.500
تو می‌تونی ذهنم رو کنترل کنی
و ازم یه ربات بسازی؟

01:27:44.000 --> 01:27:46.378
بقیه خیلی قبل‌تر من
پیش لزلی ون هاوتن بودن

01:27:46.461 --> 01:27:48.296
اون اول پیش مادرش بود

01:27:48.380 --> 01:27:50.715
.پیش پدرش بود. پیش والدینش بود
توی مدرسه بود

01:27:50.799 --> 01:27:52.634
تلوزیون و فیلم روش تاثیر گذاشتن

01:27:53.802 --> 01:27:57.180
:بعدش شما میاید به من میگید
«تو روش اثر می‌ذاری»

01:27:58.223 --> 01:27:59.796
قطعا من روش اثر می‌ذارم

01:27:59.820 --> 01:28:02.185
من روی همه آدم‌هایی که
باهاشون آشنا میشم اثر می‌ذارم

01:28:02.269 --> 01:28:05.689
ولی به این معنی نیست که
من هدایتش کردم که خودش باشه

01:28:08.441 --> 01:28:10.151
من خونه شما رو آتیش نزدم

01:28:10.235 --> 01:28:12.195
من رو به خاطر کار بچه‌هاتون سرزنش نکنید

01:28:13.446 --> 01:28:15.991
،خودتون بچه‌هاتون رو تربیت کردید
،شما برای بچه‌هاتون برنامه‌ریزی کردید

01:28:16.074 --> 01:28:17.701
و خودتون بچه‌هاتون رو ساختید

01:28:20.537 --> 01:28:22.831
دلیل اینکه مردم فیلم‌های
...درام می‌بینن

01:28:23.873 --> 01:28:26.751
اینه که می‌خوان حقیقت
پشت تصویر رو ببینن

01:28:26.835 --> 01:28:29.212
وگرنه حوصله‌شون سر میره

01:28:29.296 --> 01:28:31.715
می‌خوان بدونن اون شخصیت
،قهرمان چه رازی داره

01:28:31.798 --> 01:28:33.675
یا اینکه واقعا چه اتفاقی افتاده

01:28:33.758 --> 01:28:36.469
...ولی توی داستان‌های تخیلی می‌تونید

01:28:36.553 --> 01:28:38.888
طوری درش بیارید که
،نتیجه‌گیری داشته باشه

01:28:38.972 --> 01:28:40.181
...ولی توی زندگی واقعی

01:28:40.265 --> 01:28:41.433
آره، نمیشه

01:28:43.226 --> 01:28:44.394
نمی‌تونید

01:28:44.894 --> 01:28:47.355
برای همین اسم کتاب آشوبه

01:28:47.439 --> 01:28:49.065
آره -
پر آشوبه -

01:28:51.276 --> 01:28:53.820
رشته‌های زیادی داره

01:29:11.171 --> 01:29:14.591
...مشکل این داستان خاص

01:29:15.884 --> 01:29:20.472
...اینه که مردم خیلی مشتاق

01:29:24.476 --> 01:29:25.518
فانتزی‌هاشون هستن

01:29:29.522 --> 01:29:34.736
نمی‌خوان قبول کنن که
این داستان چقدر پیش پا افتاده‌ست

01:29:36.321 --> 01:29:41.826
اینکه چارلی اصلا یک مغز متفکر نبود

01:29:43.870 --> 01:29:45.789
،توی توهمات پارانوئیدش

01:29:46.456 --> 01:29:49.167
...توی محاسبات اشتباهش

01:29:51.461 --> 01:29:52.671
...فقط

01:29:53.672 --> 01:29:55.674
اشتباه پشت اشتباه بود

01:29:59.094 --> 01:30:02.639
ای کاش چیزی که الان من از
...ذهنیت مجرمانه

01:30:04.015 --> 01:30:05.558
می‌دونم رو می‌دونستید

01:30:08.520 --> 01:30:10.230
مردم عاشق نظریه‌های توطئه هستن

01:30:12.774 --> 01:30:14.025
آره، همینطوره

01:30:16.486 --> 01:30:19.030
اون‌ها می‌خوان ماجرا پیچیده‌تر از
،چیزی که هست باشه

01:30:19.114 --> 01:30:23.284
و جدا کردن مردم از اون
فانتزی‌ها خیلی سخته

01:30:31.251 --> 01:30:32.085
!خب

01:30:33.336 --> 01:30:35.755
شما ذره‌ای شرافت دارید؟

01:30:36.256 --> 01:30:40.176
چارلی، ما شرافت زیاد داریم -
خیلی‌خب، اصلا احترامی دارید؟ -

01:30:40.260 --> 01:30:41.553
برای تو، چارلی؟

01:30:42.220 --> 01:30:46.474
نمی‌تونی ازم بخوای بهت احترام بذارم -
من الان یه فیلم قشنگ برات درست کردم -

01:30:47.016 --> 01:30:51.187
این چه معنی‌ای برات داره؟ -
باعث میشه مردم تو رو ببینن -

01:30:51.271 --> 01:30:53.690
...پس هنوز من رو فقط

01:30:53.773 --> 01:30:57.235
کسی که می‌خوای توی ذهنت باشم می‌بینی؟

01:30:57.318 --> 01:31:00.029
--چارلی، وقتی نه نفر رو بکشی -
وقتی من نه نفر رو بکشم؟ -

01:31:00.113 --> 01:31:01.114
دیگه راه برگشتی نیست

01:31:01.197 --> 01:31:03.366
من هیچ‌وقت بابت کشتن
نه نفر محکوم نشدم

01:31:04.909 --> 01:31:06.661
به خاطر تو نبود، اون‌ها می‌مردن؟

01:31:06.745 --> 01:31:10.540
منظورت چیه؟ اگه من نبودم
دنیا الان اینجا نبود

01:31:10.623 --> 01:31:12.917
اگه من نبودم، همه‌تون از بین رفته بودین

01:31:14.882 --> 01:31:19.882
مترجم: سجاد علیزاده

01:31:22.010 --> 01:31:27.432
♪ مردم میگن من آدم خوبی نیستم ♪

01:31:30.518 --> 01:31:36.399
♪ ولی هیچ‌وقت هیچ‌وقت نمیگن ♪

01:31:38.568 --> 01:31:41.404
♪ چرا دنیاشون اینقدر به هم ریخته‌ست ♪

01:31:41.518 --> 01:31:46.518
www.Doostihaa.com
