WEBVTT

00:01.135 --> 00:21.135
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
‏.::  www.ZarFilm.com ::.

00:32.159 --> 00:35.000
تو این پرونده همه چیز اشتباه پیش رفت

00:35.080 --> 00:37.080
خب باشه. بریم سراغش

00:48.920 --> 00:50.720
تو داستان آنتا رودووا
سوالات زیادی هست

00:50.800 --> 00:53.120
که هیچکس جز من نمی‌تونه جواب بده

00:53.200 --> 00:57.120
خیلی چیزها خارج از فیلمبرداری اتفاق افتاد،
خارج از دوربین

00:57.840 --> 01:00.680
درباره این پرونده
هر کدوم از اعضای گروه نظر خودمون رو داریم

01:00.760 --> 01:05.200
ولی هدفمون این بود که
تو فیلم به حقایق موجود بچسبیم

01:06.720 --> 01:11.360
اینکه آخرش درباره این پرونده
چه فکری می‌کنید کاملاً به خودتون بستگی داره

01:11.440 --> 01:16.600
فقط فکر کنید آیا تحملش رو دارید،
تماشای خوشایندی نیست

01:21.320 --> 01:24.640
همه چیز از ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۴ شروع شد

01:43.800 --> 01:45.920
خط اضطراری پلیس پراگ. بفرمایید؟

01:46.000 --> 01:49.680
سلام. کاترینا
ییراسکووا، میشه فوراً بیاید به...

01:49.760 --> 01:53.920
-...پراگ لتنیانی، نپوموتسکی!
-نپوموتسکی؟

01:54.000 --> 01:59.040
آره! پراگ لتنیانی، نپوموتسکی،
اینجا دوستمون خودشو زخمی کرده

01:59.120 --> 02:01.600
و نپوموتسکی چند، کدوم شماره؟

02:01.680 --> 02:04.400
۷۴۹ - الان نمی‌دونم...

02:04.480 --> 02:08.400
-بیرونه یا خونه؟
-خونه. خونه!

02:08.479 --> 02:11.800
-کدوم طبقه؟
-دوم

02:11.880 --> 02:16.520
-اسم خانم چیه و چند سالشه؟
-آنتا رودووا و ۲۳ سالشه

02:17.640 --> 02:19.600
ارتباط برقرار می‌کنه؟ هوشیاره؟

02:19.680 --> 02:22.360
هوشیار نیست، ولی نگاه می‌کنه... نه!

02:23.760 --> 02:25.880
آنت... آنت...

02:25.960 --> 02:29.560
-یه سوال دیگه ازتون می‌پرسم...
-اون کبود شده...

02:29.640 --> 02:32.720
بگید بهم، دستش رو برید؟
یا کجا رو برید؟

02:32.800 --> 02:35.400
می‌خواست خودشو تو قلبش بزنه!

02:35.480 --> 02:40.240
و دوست پسرش رو زد، چون می‌خواست
چاقو رو ازش بگیره، چون می‌خواست خودشو بزنه

02:40.320 --> 02:44.240
همکارها دارن میان اونجا
و آمبولانس بهتون زنگ می‌زنه، باشه؟

02:44.320 --> 02:46.640
اونا دقیقاً بهتون میگن
چیکار باید بکنید، باشه؟

02:46.720 --> 02:47.680
آره...

02:48.840 --> 02:53.480
الان صدای اصلی رو شنیدیم

02:53.560 --> 02:56.280
وقتی کاترینا به پلیس زنگ زد

02:56.800 --> 03:01.000
من دکتر لیم کریگ هستم،
روانشناس جنایی از بریتانیا

03:03.480 --> 03:06.080
شاید باید برگردیم به اول شب

03:06.160 --> 03:12.160
وقتی از جمهوری دومینیکن
به وین پرواز کرد و بعد رفت پراگ

03:12.240 --> 03:15.720
یعنی شش ساعت قبل از اینکه
تو اون خونه تموم کنه

03:15.800 --> 03:19.200
-بله. اون شب اتفاقات زیادی افتاد
-بله

03:19.280 --> 03:22.520
من دکتر جی رادتکه هستم،
پزشک قانونی از ایالات متحده

03:22.600 --> 03:27.240
من راب پارکینسون هستم، دکترای
بیومکانیک دارم و تو کانادا زندگی می‌کنم

03:27.320 --> 03:31.920
من مارک دوو هستم،
متخصص سم‌شناسی. تو پاریس زندگی می‌کنم

03:33.080 --> 03:37.560
چاقو زدن به خود خیلی نادر است

03:37.640 --> 03:41.240
بین یک تا سه درصد
پس خیلی نادر است

03:41.320 --> 03:45.880
و حتی نادرتر اینه که
موقعش کس دیگه‌ای تو اتاق باشه

03:46.720 --> 03:49.960
...دوست پسر زخمی شده، چون می‌خواست چاقو رو ازش بگیره

03:50.040 --> 03:51.920
چون می‌خواست خودشو بزنه!

03:52.000 --> 03:55.360
امروز به پرونده تراژیک
آنتا رودووا می‌پردازیم

03:55.440 --> 03:58.960
که با نه زخم چاقو در
ناحیه چپ قفسه سینه پیدا شد

03:59.040 --> 04:00.840
که سه تاش به قلب خورد

04:02.560 --> 04:04.720
متاسفانه در اثر این جراحات

04:04.800 --> 04:08.000
روی کف آپارتمانی
در پراگ جمهوری چک جان باخت

04:08.080 --> 04:11.720
کارآگاهان مرگش رو
خودکشی اعلام کردند

04:11.800 --> 04:16.880
اون می‌خواست خودشو بزنه و دوست پسرش رو زد!

04:36.600 --> 04:41.560
آنتا با دوست پسرش
از تعطیلات جمهوری دومینیکن برمی‌گرده

04:42.880 --> 04:47.400
حدود نیمه شب آنتا
پیش دوستاش، کاترینا و احمد میره

04:47.480 --> 04:52.760
به بار کوکو،
جایی که می‌نوشن و کوکائین می‌کشن

04:56.040 --> 05:01.480
ساعت ۶:۲۰ آنتا، احمد و کاترینا
با تاکسی میرن آپارتمان احمد

05:03.680 --> 05:07.040
این یک ساعت قبل از
مرگ آنتا بود

05:10.040 --> 05:14.960
هر دو گفتن که آنتا ترسیده و پارانوئید به نظر می‌رسید

05:15.040 --> 05:19.760
و رفتارش
مضطرب و غیرقابل کنترل بود

05:23.040 --> 05:27.600
عادی نیست که
دو شاهد اینطور با هم توافق داشته باشن

05:29.120 --> 05:35.040
کاترینا و احمد تصمیم گرفتن
یه خط کوکائین دیگه بکشن

05:35.120 --> 05:38.200
آنتا باهاشون کوکائین نمی‌کشه

05:39.200 --> 05:42.520
بیا بکش، چرا ناز می‌کنی؟

05:42.600 --> 05:46.720
بعدش بلند میشن و میرن بخوابن

05:56.240 --> 06:00.160
جراحات بین ۶:۵۰ و ۷:۲۰ اتفاق میفته

06:26.520 --> 06:29.080
داری چیکار می‌کنی!

06:34.080 --> 06:35.760
تو دیوونه شدی، یا چی؟

06:35.840 --> 06:37.640
داری چیکار می‌کنی؟

06:45.120 --> 06:47.760
اینجا چه خبر شده لعنتی؟

06:53.640 --> 06:56.440
زنگ بزن آمبولانس!

06:56.520 --> 06:59.560
ساعت ۷:۲۴ کاترینا به آمبولانس زنگ می‌زنه

07:00.880 --> 07:04.720
سلام، کاترینا ییراسکووا.
میشه فوراً بیاید

07:04.800 --> 07:09.560
به پراگ لتنیانی، نپوموتسکی؟
اینجا دوستمون خودشو زخمی کرده

07:09.640 --> 07:11.800
[فریاد نامفهوم مرد،
گریه کاترینا]

07:11.880 --> 07:14.960
ساعت ۷:۳۵ پلیس می‌رسه محل

07:15.040 --> 07:16.640
یکی اینجاست

07:16.720 --> 07:20.920
اون پلیسه؟ بدید باهاش صحبت کنم

07:22.080 --> 07:25.120
- سلام
-آمبولانس. داریم میایم

07:25.200 --> 07:27.720
پس دختره بیهوشه؟

07:27.800 --> 07:31.800
هنوز کاملاً نه، ولی داره از دست میره

07:31.880 --> 07:35.520
-منظورتون چیه؟
-خب، چشماش چپ شده

07:35.600 --> 07:38.600
-و وقتی سیلی می‌زنید، واکنش نشون نمیده؟
-چرا، هنوز نشون میده

07:38.680 --> 07:42.080
-نگاه می‌کنه؟ سرشو می‌چرخونه؟
-هی، هی. آره. بد، ولی آره

07:42.160 --> 07:44.680
هی، هی. آره. بد، ولی خب

07:44.760 --> 07:47.280
ساعت ۷:۳۹ آمبولانس می‌رسه

07:48.680 --> 07:51.520
ساعت ۱۰:۳۷ آنتا مرده اعلام میشه

07:51.600 --> 07:54.200
اگرچه زمان دقیق مرگ
مشخص نیست

07:57.800 --> 08:00.480
اون دست، لطفاً

08:09.880 --> 08:13.680
طبق نظر پلیس، آنتا

08:13.760 --> 08:18.160
جراحات کشنده با چاقو رو
خودش وارد کرده

08:19.640 --> 08:25.320
اما مادرش معتقده که قتل بوده

08:54.440 --> 08:57.720
۲۰ سپتامبر ۲۰۱۴

08:59.120 --> 09:00.240
آماده‌اید؟

09:03.960 --> 09:08.320
سعی کن اون روز رو به یاد بیاری
اون روز داشتی چیکار می‌کردی؟

09:09.000 --> 09:12.840
اون روز رو تا آخر عمرم
هیچوقت یادم نمیره

09:12.920 --> 09:15.080
بدترین روز زندگیم بود

09:16.120 --> 09:18.560
اون روز رفته بودم جنگل قارچ بچینم

09:18.640 --> 09:20.840
با مامانم رفته بودم اونجا

09:21.840 --> 09:25.040
داشتیم دنبال قارچ می‌گشتیم که گوشیم زنگ خورد

09:25.920 --> 09:30.680
همسایمون زنگ زد که کجایی
پلیس دنبالت می‌گرده

09:34.080 --> 09:37.360
با خودم گفتم حتماً آنتا
بد پارک کرده

09:37.440 --> 09:40.840
احتمالاً می‌خوان ماشینشو
ببرن یا یه همچین چیزی

09:40.920 --> 09:43.720
گفتم ممنون، خودم بهشون زنگ می‌زنم

09:43.800 --> 09:47.200
ولی همسایه گفت: "نه، اونا
اینجا منتظرتن

09:47.280 --> 09:50.240
تو رو خدا همین الان بیا خونه"

09:51.360 --> 09:56.960
دو تا پلیس از کلادنو اومده بودن و گفتن
نمی‌دونن چی شده

09:57.040 --> 10:00.200
ولی یه اتفاقی واسه دخترم افتاده
اما همه چی درست میشه

10:00.280 --> 10:04.720
گفتن آروم باشم. من گفتم:
"چطوری آروم باشم؟ دخترم چش شده؟"

10:04.800 --> 10:08.080
یه کاغذ با یه شماره تلفن
دادن دستم

10:08.160 --> 10:11.680
گفتن باید به بیمارستان وینوهرادسکا
زنگ بزنم

10:11.760 --> 10:13.960
اونجا همه چیو بهم میگن

10:14.040 --> 10:20.000
دکتر پاژوت بهم گفت که
دخترم فوت کرده

10:20.080 --> 10:22.360
تو پزشکی قانونیه

10:34.120 --> 10:37.280
من گفتم: "تو رو خدا چی شده؟"

10:37.360 --> 10:42.320
اونم گفت که به خاطر مصرف بیش از حد
مواد مخدر و الکل مرده

10:42.400 --> 10:45.920
گفتم: "دختر من؟ اون که
اصلاً مشروب نمی‌خورد"

10:46.960 --> 10:49.600
بعدش از حال رفتم
آمبولانس خبر کردن

10:49.680 --> 10:53.600
ولی تو آسانسور به هوش اومدم،
خودمو جمع و جور کردم...

10:54.600 --> 10:56.240
گفتم من هیچ جا نمیرم

10:56.320 --> 11:01.680
باید اول بفهمم چی شده و
دخترم کجاست

11:01.760 --> 11:07.400
همون موقع دو تا پلیس دیگه از تهران اومدن،
گفتن از اداره جنایی هستن

11:07.480 --> 11:13.480
گفتن: "دخترتون با چند ضربه چاقو
خودکشی کرده"

11:18.400 --> 11:22.000
تو این پرونده چی طبیعیه؟

11:25.280 --> 11:29.560
از همون اول تحقیقات خیلی چیزا
نادیده گرفته شد

11:29.640 --> 11:32.240
که بعداً جبرانش خیلی سخته

11:32.320 --> 11:37.520
اینکه کس دیگه‌ای دست داشته یا نه،
واقعاً خودکشی بوده

11:37.600 --> 11:40.280
یا کسی تو خودکشیش
نقش داشته

11:40.360 --> 11:43.160
یا شاید اصلاً قتل بوده

11:44.160 --> 11:46.720
گزارش رسمی توضیحات

11:46.800 --> 11:52.480
بیستم سپتامبر ۲۰۱۴ ساعت ۱۱:۳۸
از کاترینا بازجویی شد

11:55.520 --> 11:59.560
کاترینا همونیه که خودشو
دوست آنتا می‌دونست

11:59.640 --> 12:05.240
دیروز ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۴ قرار بود
با آنتا رودووا

12:05.320 --> 12:08.160
بریم مرکز شهر یه کلابی چیزی
خوش بگذرونیم

12:08.240 --> 12:12.480
من به دوست پسرم احمد هم
خبر دادم

12:13.880 --> 12:19.160
اونم پیشنهاد داد بریم کلاب کوکو
تو خیابون کاپرووا پراگ ۱

12:19.880 --> 12:21.680
آقا احمد

12:23.400 --> 12:26.680
کسیه که ۹ ساله نمیذاره
خواب راحت داشته باشم

12:27.280 --> 12:32.120
من متاهلم و دو تا بچه دارم، با همسرم
تو آدرس محل سکونتم زندگی می‌کنم

12:33.440 --> 12:39.640
چهار ماه پیش به خاطر مشکلات زناشویی
رفتم پیش روانشناس

12:39.720 --> 12:43.960
به همین خاطر تو پراگ یه دوست دختر
به اسم کاترینا پیدا کردم

12:44.040 --> 12:46.040
حدوداً ۲۵ سالشه

12:46.120 --> 12:50.040
من یه آپارتمان تو لتنانی - نپوموتسکا
براشون خریدم

12:52.120 --> 12:55.640
یاکوب، مجرد، دوست پسر متوفی

12:56.840 --> 13:01.440
یاکوب دوست پسر دخترم بود که
باهاش رفته بود دومینیکن

13:01.520 --> 13:05.000
من یه دوست دختر دیگه دارم که
آنتا می‌دونست

13:05.080 --> 13:08.160
ولی با این حال ما با هم
رابطه داشتیم

13:09.240 --> 13:13.600
همینطور باید بگم که با آنتا هم
رابطه صمیمانه داشتیم

13:15.160 --> 13:19.520
از تعطیلات جمعه حدود ساعت ۷:۳۰
رسیدیم مونیخ

13:19.600 --> 13:23.760
بعد رفتیم وین، حدود ساعت ۱۰
اونجا بودیم

13:23.840 --> 13:25.960
از وین با اتوبوس رفتیم برنو

13:26.040 --> 13:30.160
من برنو پیاده شدم و آنتا
تنهایی رفت پراگ

13:30.240 --> 13:32.160
نصف شب رسید اونجا

13:32.240 --> 13:36.680
من با احمد از ساعت ۱۱ شب
تو کلاب بودیم

13:36.760 --> 13:40.000
با آنتا هماهنگ کرده بودم که
با تاکسی میاد

13:40.080 --> 13:42.720
چمدونشو میذاره تو ماشین من جلوی کلاب

13:42.800 --> 13:45.680
آنتا واقعاً یه موقعی بعد از
نصف شب رسید

13:45.760 --> 13:51.200
و شروع کرد با ما گپ زدن
می‌خندید ولی نمی‌رفت برقصه

13:52.240 --> 13:54.200
ظاهراً حالش خوب بود

14:10.160 --> 14:15.560
آنتا رودووا ۱۱ ژوئن ۱۹۹۱

14:15.640 --> 14:17.880
تو کلادنو جمهوری چک به دنیا اومد

14:18.640 --> 14:24.160
۲۳ سالش بود و مدیر یه نونوایی
تو پراگ بود

14:24.240 --> 14:27.520
به ظاهر یه زندگی معمولی داشت

14:29.000 --> 14:33.320
اصلاً عادی نیست که یهو به سر کسی
بزنه که

14:33.400 --> 14:37.800
به خودش آسیب بزنه یا حتی
خودکشی کنه

14:37.880 --> 14:41.520
خیلی غیرعادیه که همچین چیزی
یهویی اتفاق بیفته

14:42.520 --> 14:46.080
من مفصل با مادرش درباره
دوران بلوغش حرف زدم

14:46.680 --> 14:48.640
درباره بزرگ شدن آنتا

14:48.720 --> 14:53.280
یادتونه که بچه که بود، یا حتی بزرگسال که شد
به خودش آسیب می‌زد یا خودزنی می‌کرد؟

14:53.360 --> 14:56.240
خودش رو زخمی می‌کرد یا آسیب می‌رسوند؟

14:56.320 --> 15:01.280
نه، اتفاقاً. از خون بدش می‌اومد، از خشونت متنفر بود

15:01.360 --> 15:04.200
تو خانوادشون هیچکس

15:04.280 --> 15:08.120
مشکل روانی، افسردگی یا ناراحتی نداشت

15:08.200 --> 15:13.160
فقط وقتی سر درد داشت یا حالش خوب نبود
یه کم بداخلاق می‌شد

15:13.240 --> 15:16.560
حتی تو اون شرایط هم سعی می‌کرد خوب باشه

15:17.120 --> 15:20.840
کلی دوست داشت، نه فقط از مدرسه
بلکه از بیرون مدرسه هم

15:20.920 --> 15:24.760
با دوستاش می‌رفت کوه، خیلی می‌رفت فرانسه اسکی

15:24.840 --> 15:28.200
بین مردم خیلی محبوب بود

15:28.280 --> 15:31.720
خونه ما همیشه پر بود از
مهمون و دوستاش

15:31.800 --> 15:36.400
یه زندگی عادی داشت، ورزش می‌کرد
هر روز می‌رفت سر کار

15:36.480 --> 15:41.160
و این با داستان رسمی خودکشی
همخونی نداره

15:41.240 --> 15:44.480
خودکشی معمولاً با افسردگی همراهه

15:44.560 --> 15:48.960
می‌دونید آنتا از کی شروع کرد به مشروب خوردن؟

15:49.040 --> 15:50.800
اون هیچوقت زیاد نمی‌خورد

15:50.880 --> 15:55.280
البته یه گیلاس می‌خورد. ولی اینکه...

15:55.360 --> 15:58.160
من هیچوقت ندیدم خونه مشروب بخوره

15:58.240 --> 16:03.320
و چون از ۱۸ سالگی رانندگی می‌کرد

16:03.400 --> 16:07.680
بیشتر مهمونی‌ها با ماشین می‌رفت
پس نمی‌خورد

16:08.400 --> 16:11.000
پلیس دختر منو اینجوری توصیف کرد

16:11.080 --> 16:16.560
که انگار از نظر روانی مشکل داشته

16:17.280 --> 16:23.000
به خاطر عشق نافرجام خودکشی کرده و
کل زندگیش پر از مشکل بوده

16:23.080 --> 16:26.840
ولی ما فقط تعجب می‌کردیم چون
هیچکدوم از اینا حقیقت نداشت

16:26.920 --> 16:29.920
این خیلی برامون عجیب بود

16:30.000 --> 16:35.040
اگه حتی نصف این حرفا درست بود
می‌گفتیم باشه، یه جایی اشتباهی هست

16:35.120 --> 16:37.600
ولی واقعاً اینطوری نبود

16:37.680 --> 16:40.080
پس اونجا چه اتفاقی افتاد؟

16:43.600 --> 16:47.760
تو پرونده‌ها به سایکوز سمی اشاره شده

16:49.760 --> 16:53.440
هشت ساله دارم سعی می‌کنم بفهمم
ولی نمی‌فهمم

16:53.520 --> 16:59.240
سایکوز سمی یا روان‌پریشی ناشی از
مصرف مواد زمانی اتفاق می‌افته

16:59.760 --> 17:05.319
که کسی بیش از حد مصرف کنه

17:05.400 --> 17:09.280
مواد مخدر یا الکل

17:09.359 --> 17:12.680
این باعث مسمومیت مغز میشه

17:12.760 --> 17:15.880
که می‌تونه منجر بشه به

17:15.960 --> 17:19.240
توهم، هذیان و پارانویا

17:20.079 --> 17:22.920
بس کن، بهت میگم!

17:24.920 --> 17:29.160
سایکوز سمی می‌تونه زمانی اتفاق بیفته

17:29.240 --> 17:33.160
که فرد مقدار زیادی کوکائین مصرف کنه

17:33.240 --> 17:35.280
برای مدت طولانی

17:35.360 --> 17:39.760
اگه هر سانتیمتر از ده سانتیمتر مو رو
آنالیز کنیم

17:39.840 --> 17:43.880
در واقع ده ماه مصرف مواد رو
بررسی کردیم

17:43.960 --> 17:45.680
این کار اینجا انجام شد

17:45.760 --> 17:50.000
تو تمام قسمت‌های آنالیز شده
غلظت‌ها تقریباً یکسان بود

17:50.080 --> 17:52.840
این یعنی

17:52.920 --> 17:57.720
آنتا به طور منظم کوکائین مصرف می‌کرده

17:57.800 --> 18:01.240
اما غلظت‌ها خیلی کم بود

18:01.320 --> 18:04.080
پس خیلی کم مصرف می‌کرده

18:04.880 --> 18:08.560
ولی تشخیص روان‌پریشی رو
تو بیمارستان دادن

18:08.640 --> 18:10.160
که خیلی عجیبه

18:11.520 --> 18:17.520
اول تحقیقات من البته همه احتمالات رو
در نظر می‌گرفتم

18:17.600 --> 18:22.080
حتی این احتمال که دخترم
خودش رو کشته باشه

18:22.160 --> 18:27.800
وقتی گزارش سم‌شناسی رو گرفتم دستم
و فهمیدم

18:27.880 --> 18:32.800
که دخترم نه الکل تو بدنش بوده و
فقط یه مقدار خیلی کم کوکائین

18:32.880 --> 18:35.160
فهمیدم که چرت و پرته

18:35.240 --> 18:39.720
اونا فقط رو یه نظریه کار می‌کردن
اونم مسمومیت و روان‌پریشی بود

18:39.800 --> 18:43.360
و اصلاً نمی‌دونستن که دخترم
چقدر وحشتناک چاقو خورده

18:43.440 --> 18:45.480
این تازه از کالبدشکافی معلوم شد

18:45.560 --> 18:51.000
من نمی‌تونم درک کنم چطور دکتر نتونست
سه زخم کشنده به بطن راست قلب رو ببینه

18:51.080 --> 18:55.360
اینقدر بد چاقو خورده بود که
من نمی‌تونم درک کنم

18:56.400 --> 18:59.880
اگه روان‌پریشی سمی رو

19:00.560 --> 19:04.600
به عنوان علت مرگ آنتا رد کنیم

19:05.200 --> 19:08.680
باید دنبال دلیل دیگه‌ای باشیم

19:09.280 --> 19:15.440
برای نه زخم چاقو تو بدنش

19:29.280 --> 19:31.920
رو میز کلی پرونده می‌بینم

19:32.000 --> 19:35.880
دادستانی کل، دادگاه عالی پراگ ۴

19:35.960 --> 19:40.040
پلیس دو چهارده... خلاصه کلی پرونده اینجاست

19:40.960 --> 19:43.680
نامه‌ای خطاب به پلیس جمهوری چک

19:43.760 --> 19:45.760
اداره منطقه‌ای پلیس سه

19:45.840 --> 19:49.960
بخش جنایی عمومی
زنکلووا ۲۱۲/۷

19:50.040 --> 19:53.720
وقتی من اطلاعات می‌خواستم
اصلاً با من ارتباط برقرار نمی‌کردین

19:53.800 --> 19:58.480
بعد چهار ماه فقط گزارش‌هایی رو نشونم دادین
که کارشناس‌هایی نوشته بودن

19:58.560 --> 20:04.000
که خودتون انتخاب کرده بودین و بر اساس
ادعاهای شما و تحقیقات خودتون بود

20:04.080 --> 20:08.560
هنوز نمی‌دونم بقیه وسایل دخترم کجاست
که پلیس بهم تحویل نداد

20:08.640 --> 20:11.320
از جمله پاسپورتش

20:13.320 --> 20:16.080
جواب پلیس بعد پنج ماه:

20:16.160 --> 20:20.640
کارت بانکی رو فرستادیم بانک تجاری
و پاسپورت رو مطمئن نیستم

20:20.720 --> 20:25.320
دفترامون داره بازسازی میشه
یه کم شرایط جنگیه

20:25.400 --> 20:28.600
نمی‌تونم به وسایل دسترسی پیدا کنم
ببینم چیزی پیش ما هست یا نه

20:28.680 --> 20:32.480
یعنی حتی خود پلیسه هم نمی‌دونه
وسایل کجاست و چی پیش خودشه

20:33.240 --> 20:36.240
هنوز نمی‌دونم کی و چرا
چاقو رو از قلب دخترم درآورد

20:36.320 --> 20:39.960
یه بار چاقو تو اتاق خوابه، یه بار رو کابینت
یه بار رو زمین

20:40.040 --> 20:46.160
دفعه چهارم کاترینا میگه پلیس مستقیماً
بهش گفته از اتاق خواب بیارتش

20:46.240 --> 20:49.280
کاترینا به مادر خودشم دروغ گفت
که پشت تلفن به من گفت

20:49.360 --> 20:53.520
دخترم از بچگی بی‌ثبات بوده و
تحت درمان روانپزشکی بوده

20:53.600 --> 20:55.440
اینم دروغ بود

20:58.320 --> 21:01.840
اگه فقط یه سوال می‌تونستم از کاترینا بپرسم

21:01.920 --> 21:06.080
این می‌بود که: "کاترینا، چرا دروغ میگی؟"

21:06.160 --> 21:10.280
آنت! آنت! من اصلاً نمی‌دونم...

21:13.000 --> 21:15.520
اورژانس فقط زخم‌های سطحی
بدون خونریزی می‌بینه

21:15.600 --> 21:18.640
و توجه نمی‌کنن که ممکنه دخترم چاقو خورده باشه

21:18.720 --> 21:22.600
زخم‌های بدون خونریزی؟
این زخم بدون خونریزیه؟

21:22.680 --> 21:27.240
پلیس توضیح نداد چرا تو پرونده از قول اورژانس
نوشته شده "زخم‌های بدون خونریزی"

21:27.320 --> 21:29.920
کی اونو تمیز کرده؟

21:30.000 --> 21:33.360
وقتی کسی خودکشی می‌کنه که
خودش تمیز نمی‌کنه

21:33.440 --> 21:37.120
من هیچوقت همچین چیزی ندیده بودم

21:37.200 --> 21:42.120
گزارش رسمی دیگه‌ای میگه که
خط ۱۵۵ از ۱۵۸ پیام دریافت می‌کنه:

21:42.200 --> 21:44.480
بیهوشی عمیق، زخم چاقو در قلب

21:44.560 --> 21:46.680
-اورژانس
- صبح بخیر. مرکز عملیات

21:46.760 --> 21:50.240
به کمکتون نیاز داریم تو لتنانی
یه زن چاقو خورده بیهوشه

21:50.320 --> 21:53.960
ظاهراً خودش رو زده تو قلب
چشماش چپ شده

21:54.040 --> 21:56.640
وقتی به صورتش می‌زنید واکنش نشون نمیده؟

21:56.720 --> 22:00.400
چرا، هنوز واکنش نشون میده
ولی بد. محکم‌تر بزن لطفاً

22:00.480 --> 22:03.400
دکتر خودش به من گفت
نمی‌دونه اونجا چه اتفاقی افتاده

22:03.480 --> 22:05.840
فقط شنیده که داشتن مواد رو تمیز می‌کردن

22:05.920 --> 22:09.240
و برای خودشون هم عجیب بود که
آمبولانس خیلی دیر اومد

22:09.320 --> 22:11.400
و چند بار پیگیری کردن

22:11.480 --> 22:14.400
اگه داشتن مواد رو تمیز می‌کردن
پس حرف دکتر والاشک درسته

22:14.480 --> 22:18.600
که یه نفر دیگه از آپارتمان رفته بیرون

22:18.680 --> 22:21.920
هنوز هیچکس این اطلاعات رو بررسی نکرده

22:22.000 --> 22:27.440
و همینطور می‌تونم ادامه بدم
این فقط ۳ صفحه از ۱۵ صفحه بود

22:28.760 --> 22:33.120
اگه می‌تونستم یه سوال از احمد بپرسم
این می‌بود که

22:33.200 --> 22:35.680
چرا دخترم باید می‌مرد؟

22:35.760 --> 22:38.920
[فریاد مرد، بعد جیغ زن]
دیوونه شدی؟ داری چیکار می‌کنی؟

22:43.160 --> 22:46.120
به این نامه‌ها هیچکس جواب نداد

22:46.200 --> 22:49.000
هیچکس باهام در موردش حرف نزد

22:50.960 --> 22:53.520
از اول احساس می‌کنم تنهام

22:56.640 --> 22:59.360
ولی این راه منه، مبارزه منه

23:06.840 --> 23:08.800
بریم سراغ بقیه

23:08.880 --> 23:14.000
اولین بار اجازه دیدن پرونده رو
آخر جولای بهم دادن

23:14.080 --> 23:18.800
با اینکه پرونده ۱۷ آوریل ۲۰۱۵
بسته شده بود

23:18.880 --> 23:21.800
اونم فقط چون رسانه‌ها
علاقمند شده بودن به موضوع

23:21.880 --> 23:24.000
طبق گفته پلیس خودکشی کرد، طوری که

23:24.080 --> 23:26.600
که خودش نه ضربه چاقو به قفسه سینه‌اش زده

23:26.680 --> 23:28.880
این به هیچ وجه عادی نیست

23:28.960 --> 23:33.520
[گزارشگر] به گفته دوخا، بخش قتل باید
پرونده رو تحویل می‌گرفت. اما این اتفاق نیفتاد

23:33.600 --> 23:37.680
اگر مرگ مشکوک باشه
از اول به عنوان قتل تحقیق میشه

23:37.760 --> 23:41.240
و فقط وقتی همه احتمالات قتل رد بشه

23:41.320 --> 23:43.360
می‌تونن به عنوان خودکشی بررسیش کنن

23:43.440 --> 23:47.960
و کل این پرونده به نظر من اینطوریه
که پلیس جمهوری چک

23:48.040 --> 23:51.080
الان دقیقاً برعکس عمل کرده

23:51.160 --> 23:54.360
که می‌تونه کل پرونده رو

23:54.440 --> 23:58.920
برای همیشه محکوم به حل نشدن کنه

24:00.800 --> 24:03.400
پزشک قانونی پلیس، بولووکا

24:03.480 --> 24:06.360
بردنش برای کالبدشکافی خصوصی به بولووکا

24:06.440 --> 24:09.080
در تمام مدت اجازه دسترسی به من ندادن

24:09.160 --> 24:14.360
سه هفته صبر کردم تا تونستم
جنازه دخترم رو ببینم

24:16.040 --> 24:21.040
تعداد زخم‌های بریدگی روی دستش همخونی نداره
تو یه سند دو تا، تو یکی دیگه سه تا

24:21.120 --> 24:22.840
در رابطه با زخم‌های چاقو

24:22.920 --> 24:25.440
که به قفسه سینه نفوذ کرده
موارد زیر مشخص شد:

24:25.520 --> 24:29.880
خونریزی در حفره جنب چپ
کلاپس کامل

24:29.960 --> 24:34.360
عدم هوادهی ریه چپ
یعنی دیگه نمی‌تونسته نفس بکشه

24:34.440 --> 24:39.920
تغییرات شوک در کلیه‌ها، استفراغ در ریه‌ها
کبودی زیر پوستی

24:40.000 --> 24:44.680
این آسیب هم در زمان حیات
با ضربه کند ایجاد شده

24:44.760 --> 24:47.400
و این خودکشیه. عالیه

24:47.480 --> 24:50.720
روند پلیس بر اساس شکایت

24:50.800 --> 24:52.600
توسط دادستانی شهر هم بازبینی شد

24:52.680 --> 24:56.120
که اعتراض‌ها رو بی‌اساس اعلام کرد

24:56.200 --> 24:58.720
[مادر] واقعاً دارن مسخره می‌کنن

25:00.600 --> 25:04.280
اگه یه سوال داشتم که از دخترم بپرسم

25:04.360 --> 25:08.720
این بود که: "چرا با همچین آدمایی
معاشرت می‌کردی؟"

25:10.800 --> 25:14.920
میگن که توضیح داده شده، پس چرا...

25:15.440 --> 25:16.960
چی می‌خوان توضیح بدن؟

25:17.040 --> 25:20.760
این همون رویکردیه که میگم
خوشم نمیاد ازش

25:20.840 --> 25:24.360
که موضوع رو ساده می‌گیرن

25:25.760 --> 25:27.680
دست کم می‌گیرن

25:27.760 --> 25:34.560
و وقتی همچین مناقشه‌ای پیش میاد
که آیا اینطور بوده یا نه

25:34.640 --> 25:41.120
هیچکس هیچوقت نمی‌تونه توضیح بده
چون مدرک ملموس کافی نداره

25:42.280 --> 25:44.000
این قسمت بدشه

25:44.080 --> 25:50.680
به نظرم تحقیقات از اول دچار
سوگیری تأییدی بوده

25:50.760 --> 25:57.160
کارآگاه‌ها از اول به نظریه‌ای
چسبیده بودن که اونها رو برد به سمت

25:57.760 --> 26:01.400
مدارک اشتباهی که فقط نظریه
اولیه خودشون رو تأیید می‌کرد

26:01.480 --> 26:03.720
این اونها رو به بن‌بست رسوند

26:03.800 --> 26:06.840
تحقیق درباره خودکشی باید
برای رد کردن قتل باشه

26:06.920 --> 26:09.440
قتل رو بررسی می‌کنیم تا وقتی رد بشه

26:09.520 --> 26:12.120
اینجوری خودکشی رو ثابت می‌کنیم

26:12.200 --> 26:14.400
برام عجیبه که پرونده رو بستن

26:14.480 --> 26:18.440
بدون اینکه نتایج کالبدشکافی
خودکشی رو تأیید کنه

26:19.240 --> 26:20.600
بله...

26:20.680 --> 26:25.440
اینجا پلیس شکست خورد، اورژانس شکست خورد
دادستان شکست خورد

26:25.520 --> 26:27.640
همه کسایی که درگیر بودن

26:27.720 --> 26:30.360
ولی من می‌پرسم چرا. عمدیه؟

26:33.680 --> 26:38.480
درباره افرادی که در حل این پرونده
مشارکت داشتن

26:38.560 --> 26:43.240
باید بگیم تعدادشون زیاد بود
یعنی یه تیم از پلیس‌ها

26:43.320 --> 26:47.840
که روی این پرونده کار می‌کردن
و از متخصصان زیادی استفاده می‌کردن

26:47.920 --> 26:51.240
پزشک‌ها بودن، کارشناس‌ها
آزمایشگاه‌ها

26:51.320 --> 26:56.200
اگه بخوایم نتایج پلیس رو زیر سوال ببریم
کارشون رو

26:56.280 --> 26:59.800
باید کل سیستم شکست خورده باشه

26:59.880 --> 27:04.200
یه اشتباه کوچیک نمی‌تونه
به طور اساسی تأثیر بذاره

27:04.280 --> 27:06.360
روی نتیجه تحقیقات

27:09.480 --> 27:11.440
اینجا چه خبره لعنتی؟

27:11.520 --> 27:13.400
دیوونه شدی؟

27:29.640 --> 27:34.080
این عکس‌ها پشت سرم...
این فکر کنم از تعطیلات مصره

27:34.800 --> 27:39.480
و این از آخرین تعطیلات
در جمهوری دومینیکن

27:39.560 --> 27:44.280
همیشه یه نگاه مثبت و قشنگ
به همه چیز داشت

27:44.360 --> 27:45.840
خیلی دوست دارم یادش رو

27:45.920 --> 27:48.960
همیشه می‌بینم که می‌خنده
حال خوبی داره

27:49.040 --> 27:50.840
این خیلی دلم براش تنگ میشه

27:55.560 --> 28:00.360
تعریف کردن اتفاقی که افتاد برای کسی
واقعاً وحشتناکه

28:00.440 --> 28:06.880
و اصلاً حرف زدن درباره‌اش سخته
و زندگی شخصیم رو تحت تأثیر قرار داد

28:06.960 --> 28:09.200
نه فقط من، بلکه کل خانواده رو

28:09.280 --> 28:13.160
روی خواهرم تأثیر گذاشت، روی مادرم

28:13.240 --> 28:18.120
زندگی همه ما رو نابود کرد
می‌تونم بگم

28:22.720 --> 28:24.360
همسر سابقم وقتی درباره‌اش حرف زدیم

28:24.440 --> 28:30.120
بهم گفت که با توجه به شرایطی
که دور این پرونده هست

28:30.200 --> 28:35.240
خانواده خودش رو داره، بچه‌های دیگه داره
پس منطقاً می‌ترسه

28:35.320 --> 28:38.680
نگران امنیت خانواده و بچه‌هاشه

28:38.760 --> 28:41.320
پس خودش رو درگیر نکرد

28:46.960 --> 28:49.200
تو نمازخونه‌ای که آوردنش...

28:49.800 --> 28:52.960
اون نگاه... اون آنت نبود

28:55.920 --> 29:00.400
من از وحشت ۳۰ سال پیر شدم

29:01.120 --> 29:04.200
تا جایی که یادمه دستش رو گرفتم

29:04.280 --> 29:07.880
خیلی سرد بود، دستش رنگ پریده بود

29:07.960 --> 29:10.800
ناخن‌هاش شکسته بود

29:10.880 --> 29:15.000
و یادمه که گردنش اینجا...

29:15.520 --> 29:19.440
از کالبدشکافی کل گردنش بخیه شده بود

29:20.000 --> 29:24.480
و بعد مجبور شدم برم بیرون
و استفراغ کردم

29:24.560 --> 29:26.880
کی واقعاً عصبانیم کرد؟

29:26.960 --> 29:31.680
قطعاً دادستانی و کارآگاه اوشلیک

29:32.640 --> 29:36.920
آقای اوشلیک به من گفت:
"آه شما مادرشید؟ خب بفرمایید بشینید"

29:37.000 --> 29:40.880
اینجوری از من استقبال کرد
معلوم بود که از دیدنم خوشحال نیست

29:40.960 --> 29:45.120
"نگاه کنید، شما هم دیوونه میشید
و خودکشی می‌کنید"

29:45.200 --> 29:49.080
من نگاهش کردم و گفتم:
"ببخشید؟ دارید مسخره می‌کنید؟

29:49.160 --> 29:51.040
چطور جرأت می‌کنید؟"

29:51.120 --> 29:54.520
بهش نگاه می‌کردم
هیچی نمی‌فهمیدم، اصلاً

29:54.600 --> 29:56.760
چطور می‌تونه اینجوری با من حرف بزنه؟

29:56.840 --> 30:01.480
و بعد مؤدبانه گفتم "خداحافظ"
و اون گفت "به امان خدا"

30:03.720 --> 30:06.880
خب، این بود ملاقات با آقای اوشلیک

30:15.720 --> 30:18.600
برای اینکه مجبور نباشیم عکس‌های
دلخراش کالبدشکافی رو نشون بدیم

30:18.680 --> 30:21.080
یه نفر اینجا داریم که روش نشون می‌دیم

30:21.160 --> 30:23.520
می‌تونیم روند کالبدشکافی رو روی شما نشون بدیم؟
-بله

30:23.600 --> 30:26.320
لطفاً دراز بکشید با کف دست‌ها رو به بالا

30:27.600 --> 30:29.440
از دست چپ شروع می‌کنم

30:29.520 --> 30:32.720
اولین زخم در سمت داخلی مچ دست است

30:32.800 --> 30:36.320
عمیق است و غلاف تاندون را نمایان می‌کند

30:36.400 --> 30:39.520
کنار آن یک زخم یک سانتی‌متری کم‌عمق‌تر است

30:40.040 --> 30:44.680
کمی بالاتر دو زخم سطحی وجود دارد

30:44.760 --> 30:49.480
این‌ها به عضله یا بافت‌های نرم
نفوذ نمی‌کنند

30:50.360 --> 30:53.160
حالا می‌رسیم به استخوان ترقوه

30:53.240 --> 30:56.440
روی چپ یک زخم کم‌عمق هست

30:56.520 --> 31:01.040
و همچنین پنج زخم کم‌عمق در ربع
بالایی-میانی سینه چپ

31:01.120 --> 31:05.760
و سه زخم در قسمت بالای سینه

31:06.480 --> 31:08.680
هنوز نمی‌دانیم زخم‌ها چقدر عمیق هستند

31:08.760 --> 31:12.680
پس باید پریکارد را برش دهیم
و قلب را نمایان کنیم

31:12.760 --> 31:14.760
روی آن دو زخم می‌بینیم

31:15.400 --> 31:18.720
کوچکتر از یک سانتی‌متر
که به داخل نفوذ کرده‌اند

31:18.800 --> 31:22.680
از دیواره قلب عبور کرده
تا داخل بطن

31:22.760 --> 31:26.480
داخل پریکارد سه زخم جداگانه می‌بینیم

31:26.560 --> 31:29.760
که می‌تواند به این دلیل باشد که چاقو
هنگام بیرون کشیدن لغزیده

31:29.840 --> 31:32.160
و دوباره وارد پریکارد شده

31:32.240 --> 31:34.800
یا به خاطر پمپاژ قلب

31:34.880 --> 31:37.280
و فشار به چاقو قبل از خارج شدن
از قفسه سینه

31:37.360 --> 31:40.800
در حفره سینه چپ ۱.۲ لیتر خون بود

31:40.880 --> 31:43.240
ریه چپ فرو ریخته بود

31:46.240 --> 31:48.320
-حالتون خوبه؟
-بله

31:48.400 --> 31:50.920
-می‌تونم کمک کنم بلند شید؟
-بله

31:51.440 --> 31:53.400
-ممنون
-خواهش می‌کنم

32:01.440 --> 32:04.280
اسم من پتر کونچنی هست، خبرنگارم

32:04.360 --> 32:07.880
۱۰ ساله که روی پرونده مرگ آنتا رودووا
کار می‌کنم

32:09.640 --> 32:12.600
به اصطلاح یه لقمه خبرنگاری، چون فکر می‌کنم

32:12.680 --> 32:15.240
که همچین مورد خودکشی‌ای
هیچوقت اینجا نداشتیم

32:15.320 --> 32:19.680
و البته یادمه تیترها و سرخط‌های
نسبتاً مهمی که بود

32:19.760 --> 32:23.280
که در کل طیف رسانه‌ها
منتشر می‌شد

32:23.360 --> 32:26.080
این مسلماً موضوع بزرگی بود
که همه می‌خواستند بهش بپردازند

32:26.160 --> 32:31.120
همه می‌خواستند درباره‌اش بنویسند، چیز
بیشتری از اون دربیارن که بقیه ندارن

32:31.200 --> 32:35.000
خیلی از خبرنگارها وقتی شروع کردن
به کنار هم گذاشتن این اطلاعات

32:35.080 --> 32:39.600
می‌گفتن - آره، این یه موضوع بزرگه
پشتش یه داستان خیلی تاریک هست

32:39.680 --> 32:43.880
باید کشفش کنیم. باید درباره‌اش بنویسیم
و البته تضاد بین مادر و پلیس

32:43.960 --> 32:45.880
خانواده و سیستم

32:45.960 --> 32:47.880
از پسش برمیاید؟ آره؟

32:50.000 --> 32:53.000
خانم رودووا صد درصد مطمئن بود

32:53.080 --> 32:56.000
که دخترش این کار رو نمی‌کرد

32:56.080 --> 32:59.800
و من دلیلی نداشتم که بهش شک کنم
و تا امروز معتقدم

32:59.880 --> 33:03.840
که خانم رودووا دلیلی برای
خودکشی نداشت

33:03.920 --> 33:07.200
و حتی درباره اینکه از نظر فنی
امکان‌پذیر بوده یا نه صحبت نمی‌کنیم

33:07.280 --> 33:11.200
اون یه فصل کاملاً جداست. ما درباره
روانشناسی خانم رودووا صحبت می‌کنیم

33:11.280 --> 33:15.240
پس وقتی اومد به اون دفتر
در واقع از پشت میز

33:15.320 --> 33:20.280
به صورت کلامی امیدواری دادن
که سعی می‌کنیم پیدا کنیم

33:20.360 --> 33:24.680
فرد مسئول رو برای اینکه
چرا اینطوری تموم شد

33:28.880 --> 33:32.200
واقعاً خودمون شخصاً تحقیق می‌کردیم

33:32.280 --> 33:33.880
که چطور ممکنه و نظرات مختلف

33:33.960 --> 33:37.840
حتی با پروفسور اشتراوس درباره
بیومکانیک ملاقات کردم

33:37.920 --> 33:42.840
بعد با کارشناس‌های مختلف، پاتولوژیست‌ها
سم‌شناس‌ها دیدار کردیم

33:43.600 --> 33:47.440
خانم رودووا، یعنی مادر آنتا
خودش با من تماس گرفت

33:47.520 --> 33:52.920
و همراه با وکلای دیگه
شکایت‌هایی تنظیم کردیم

33:53.000 --> 33:56.080
و از دیدگاه حرفه‌ای خودمون
دلایلش رو توضیح دادیم

33:56.160 --> 34:00.280
پرونده من... فقط پرونده من
چند صد صفحه داره

34:00.360 --> 34:05.280
و الان فکر می‌کنم بیشتر از ۵۰۰ صفحه است
گزارش‌های کارشناسی، نظرات تخصصی

34:05.360 --> 34:09.239
تصمیمات مقامات قضایی
خیلی چیز توش هست

34:09.320 --> 34:10.880
پلیس خیلی چیزها رو نادیده گرفت

34:10.960 --> 34:13.800
اصلاً به مواد مخدر تو آپارتمان
توجه نکردن. چقدر اونجا بود؟

34:13.880 --> 34:18.120
نمونه‌ای از خون روی دیوارها و کف
برداشته نشد، خون مال کی بود؟

34:18.199 --> 34:23.040
سه نفر اونجا بودن یا چهار نفر؟
خون متعلق به کس دیگه‌ای هم هست؟

34:23.120 --> 34:29.000
این مسلماً شک و تردیدهای بیشتری
درباره اتفاقات محل ایجاد می‌کنه

34:31.360 --> 34:32.960
اون یکی پس از دیگری دادگاه‌ها رو می‌باخت

34:33.040 --> 34:35.880
احمد رو مجبور کرد بره دادگاه
تا درباره مواد مخدر توضیح بده

34:35.960 --> 34:40.040
با اورژانس هم که جسد بی‌جان رو
معاینه کرده بود صحبت کرد

34:40.120 --> 34:43.440
تا توضیح بدن چرا خیلی از اطلاعات لازم
رو نگفتن

34:43.520 --> 34:47.600
که مشخص می‌کرد علت مرگ چی بوده

34:48.159 --> 34:52.440
و انگار کم بود
بین آپارتمان و بیمارستان

34:52.520 --> 34:56.960
بیش از دو ساعت فاصله هست
یعنی کجا...

34:57.040 --> 35:00.240
جسد... کجا برده شده؟
چه کسی باهاش چیکار کرده؟

35:00.320 --> 35:03.080
ما بازسازی صحنه جرم می‌خواستیم
یا اینکه نشون داده بشه

35:03.160 --> 35:04.920
اونجا دقیقاً چه اتفاقی افتاده

35:05.000 --> 35:08.280
به ما گفتن آپارتمان فروخته شده
پس نمیشه این کار رو کرد

35:08.360 --> 35:11.840
ما درخواست گزارش کارشناسی
از حوزه بیومکانیک قانونی دادیم

35:11.920 --> 35:13.560
از پروفسور اشتراوس

35:13.640 --> 35:18.280
دادستان ارشد در پاسخ به شکایت من
رد کرد و گفت نیازی نیست

35:20.600 --> 35:22.520
ما خواستار تحویل پیراهنی بودیم
که زخم‌های چاقو روش بود

35:22.600 --> 35:25.400
گفتن بعد از پایان پرونده بهمون میدن
و وقتی تموم شد

35:25.480 --> 35:27.440
گفتن الان نمی‌تونن پیراهن رو پیدا کنن

35:27.520 --> 35:30.360
ما می‌خواستیم مدارک رو
برای بررسی خودمون داشته باشیم

35:30.440 --> 35:33.720
اونا اصلاً به این عادت ندارن
که کسی مدام در بزنه

35:33.800 --> 35:36.160
و بگه: "چرا این کار رو نکردید؟
چرا این سوال رو نپرسیدید؟

35:36.240 --> 35:38.400
شما حتی راننده‌های تاکسی رو پیدا نکردید؟

35:38.480 --> 35:40.880
نمی‌دونید اونجا دوربین هست؟
اونجا دوربین هست."

35:41.440 --> 35:42.840
آها.

35:43.920 --> 35:48.560
پلیس حتی از همسایه‌ها بازجویی نکرد
که بعداً وقتی صحبت کردن، گفتن

35:48.640 --> 35:51.600
که صدای دعوا شنیدن
که زبان خارجی شنیدن

35:51.680 --> 35:54.520
و این کاملاً با روایت احمد و کاترینا
در تضاد بود

35:54.600 --> 35:57.640
که می‌گفتن دور میز نشسته بودن
و صحبت می‌کردن...

35:57.720 --> 36:02.480
قطعاً حرفی از صحنه‌ای با داد و فریاد نزدن

36:02.560 --> 36:05.560
اونا ساعت سه، چهار صبح
از مهمونی‌ها برمی‌گشتن

36:05.640 --> 36:08.280
صبح‌های وحشی با سه نفر، صداش میومد

36:08.360 --> 36:11.040
سه نفر؟ یعنی دو زن و یک مرد؟

36:11.120 --> 36:12.640
آره
سکس هم؟

36:12.720 --> 36:14.120
آره

36:14.200 --> 36:16.680
پلیس هیچ کاری نمی‌کنه، چیزی دستشونه
که ما می‌تونیم استفاده کنیم

36:16.760 --> 36:20.040
و نمی‌خوان به ما بدن
و ما هم نمی‌تونیم ازش استفاده کنیم...

36:20.120 --> 36:23.080
انگار سنگ جلوی پامون می‌ندازن
و براشون اصلاً خوشایند نیست

36:23.160 --> 36:26.080
که ما با خانم رودووا مدام مزاحمشون میشیم

36:27.640 --> 36:32.040
اگر هیچ آزمایش یا مدرکی
انجام نشده

36:32.120 --> 36:38.680
حتماً دلیل خاصی داشته
چون اون مدرک اضافی بوده

36:40.360 --> 36:44.080
آره. و به همین دلیل لازم نبود
که اثرات خون جمع‌آوری بشه

36:44.160 --> 36:48.080
چون برای چی، درسته؟
من شخصاً به اون اثرات خون علاقه داشتم

36:48.160 --> 36:50.720
به اثرات خون اون علاقه داشتم
کجا بودن

36:52.000 --> 36:53.800
خب باشه، پس این...

36:57.000 --> 36:59.640
ما از پلیس جمهوری چک
سوال کردیم

36:59.720 --> 37:03.400
چرا همه نمونه‌های خون از صحنه جرم
برداشته و آزمایش نشد؟

37:03.480 --> 37:06.920
برای بعضی‌هاشون معلوم نیست
اثر خون مال کیه

37:07.640 --> 37:11.480
پاسخ: هیچ دلیل عینی برای برداشتن
هر اثر خونی وجود نداشت

37:11.560 --> 37:14.960
وقتی در محل فقط دو نفر
به طور عینی مجروح شده بودند

37:15.040 --> 37:17.080
اثرات خون هم
همونطور که در محل ثبت شدن

37:17.160 --> 37:20.960
با توالی وقایع و حرکت افراد
در آپارتمان مطابقت دارن

37:27.360 --> 37:30.240
اینطوریه که وقتی تصمیم می‌گیرید
چیزی رو به عنوان خودکشی بررسی کنید

37:30.320 --> 37:31.920
همونطوری بررسیش می‌کنید

37:32.000 --> 37:35.000
اگه بگید به عنوان قتل بررسی می‌کنید
اونطوری بررسی می‌کنید

37:35.080 --> 37:38.080
دقیقاً مثل اینکه بگید می‌خواید
به عنوان تصادف رانندگی بررسی کنید

37:38.160 --> 37:41.720
اگر در نظر بگیریم که پلیس
فقط یک فرضیه تحقیق رو دنبال می‌کنه

37:41.800 --> 37:46.560
که خودکشیه، پس کارشناسان حاضر
در واقع به این سوال پاسخ میدن:

37:46.640 --> 37:49.160
"ممکن بود اینطوری اتفاق بیفته؟"
خب آره ممکن بود

37:49.240 --> 37:53.280
گزارش‌های کارشناسی طوری کار می‌کردن
که هیچ شک عینی باقی نمونه

37:53.360 --> 37:57.040
اینا قرار بود قطعاً دهن
خانم رودووا رو ببندن. هیچی نپرسید

37:57.120 --> 38:01.520
این خودکشی بود. ما اینجا
گزارش کارشناسی داریم که اینو میگه

38:01.600 --> 38:07.640
داشتن بعضی نتیجه‌گیری‌های قطعی درباره
اینکه از نظر روانی از چه چیزهایی رنج می‌برد...

38:09.280 --> 38:13.920
وقتی نمی‌تونست حرف بزنه؟
من نمی‌تونم با این کنار بیام

38:14.680 --> 38:17.800
من یه دوست کارشناس
تصادفات رانندگی دارم

38:17.880 --> 38:20.640
و اون به من گفت که راحت می‌تونه
تصادف رو هرجایی جا بندازه

38:20.720 --> 38:23.400
۲ متر چپ یا راست طوری که
کاملاً قابل توجیه باشه

38:23.480 --> 38:28.240
۲ متر چپ یا راست یعنی اینکه ماشین
تو مسیر حرکت می‌کرده یا خلاف مسیر

38:28.320 --> 38:31.040
گزارش‌های کارشناسی دقیقاً اینطوری کار می‌کنن

38:32.800 --> 38:36.120
[کارگردان] چرا فکر می‌کنید به عنوان
خودکشی تحقیق شد؟

38:36.200 --> 38:38.560
باید از پلیس بپرسید

38:39.480 --> 38:43.480
به نظر من از اونجایی به عنوان
خودکشی شروع به تحقیق شد

38:43.560 --> 38:45.960
که تنها دو شاهدی که در محل بودن

38:46.040 --> 38:49.680
واقعه رو اینطور توصیف کردن
که خودکشی بود

38:50.880 --> 38:53.360
کی و بر چه اساسی در این پرونده تصمیم گرفته شد

38:53.440 --> 38:57.280
که کاترینا و احمد
به عنوان شاهد معرفی بشن؟

38:57.360 --> 38:59.440
پاسخ پلیس:

38:59.520 --> 39:05.680
نامبردگان گزارش‌دهنده عمل
قربانی بودن و آنچه حس کردن رو گفتن

39:05.760 --> 39:09.720
چون در محل هیچ شرایط مشکوکی
که نشون بده

39:09.800 --> 39:14.960
فرد دیگری در جراحات قربانی
دخیل بوده پیدا نشد، شاهد تلقی شدن

39:15.040 --> 39:18.400
شاهد کسی است که واقعیت مهم
برای رسیدگی کیفری رو

39:18.480 --> 39:22.600
خودش با حواسش درک کرده، به خاطر
سپرده و می‌تونه بازگو کنه

39:22.680 --> 39:24.800
که هر دو نفر نامبرده اینطور بودن

39:27.640 --> 39:31.680
در مورد اعتبار شهادت‌هاشون

39:31.760 --> 39:36.240
فاصله زیادی بین بازجویی‌ها
وجود داره

39:36.320 --> 39:38.920
از کاترینا

39:39.000 --> 39:42.960
تقریباً بلافاصله بعد از پیدا شدن
جسد آنتا بازجویی شد

39:43.560 --> 39:47.680
در حالی که از احمد
چهار روز بعد بازجویی شد

39:47.760 --> 39:50.760
دلیل این تاخیر مشخص نیست

39:50.840 --> 39:53.520
و به اندازه کافی توضیح داده نشده

39:54.800 --> 39:58.040
احمد رو برای معاینه بردن
چون دستش زخمی بود

39:58.120 --> 40:01.960
بعد به درخواست خودش
در کلینیک روانپزشکی بستری شد

40:02.040 --> 40:04.720
که چهار روز اونجا موند
بدون هیچ محدودیتی

40:04.800 --> 40:07.720
چون به هیچ چیز متهم نشده بود
پس موبایلش همراهش بود

40:07.800 --> 40:10.640
می‌تونست با هر کی می‌خواد
ارتباط برقرار کنه

40:11.360 --> 40:15.600
آپارتمان رو عکس گرفتن، مستند کردن
ولی مهر و موم نکردن، پس هر کسی می‌تونست بره تو

40:15.680 --> 40:19.600
یعنی از بیمارستان بوهنیتسه
اگه موبایل داشته، می‌تونه هر کسی رو بفرسته

40:19.680 --> 40:23.120
نه فقط برای تمیز کردن، بردن کوکائین
بلکه هر چیز دیگه‌ای

40:23.200 --> 40:25.400
چطور می‌تونستن کلیدها رو پیشش بذارن؟

40:25.480 --> 40:29.800
اگه با فرضیه خودکشی کار می‌کنید
چرا باید آپارتمان رو مهر و موم کنید؟

40:29.880 --> 40:35.680
اونجا قرار نبود جنایتی رخ داده باشه
طبق اون فرضیه اولیه تحقیق

40:35.760 --> 40:42.200
اینو اول گفتیم: اگه یه فرضیه‌ای
مثل خودکشی تعیین کنید؟

40:42.760 --> 40:48.320
البته، برای قتل عجیب می‌بود
ولی برای خودکشی به نظرم عجیب نمیاد

40:48.400 --> 40:53.680
من شخصاً این پرونده خاص رو
مرگ مشکوک طبقه‌بندی می‌کنم

40:53.760 --> 40:58.560
اینکه اون آقایی که اونجا بود
چند روز بعد بازجویی شد...

40:58.640 --> 41:02.200
البته این امکان هست که...
و نمیشه رد کرد...

41:02.280 --> 41:06.760
...اون دو نفر می‌تونستن با هم
هماهنگ کرده باشن. نمیشه رد کرد

41:06.840 --> 41:09.960
پس قطعاً از دید من

41:10.040 --> 41:12.920
اینجا تناقض‌های زیادی هست

41:13.000 --> 41:17.240
و تناقض‌ها در رسیدگی کیفری
باید برطرف بشن

41:17.320 --> 41:20.480
یا در مرحله مقدماتی
یا کیفری، یا در دادگاه

41:20.560 --> 41:24.960
یکی از چیزهای عجیب زیاد

41:25.040 --> 41:30.240
اینه که بار رو ترک کرد
و سعی کرد تماس بگیره

41:31.320 --> 41:34.240
آنتا در طول اون شب
از کوکو بار میره بیرون

41:34.320 --> 41:37.720
تاکسی می‌گیره
سوار تاکسی میشه، میره

41:37.800 --> 41:40.600
اول به دوستش آندری
زنگ می‌زنه

41:40.680 --> 41:44.920
ساعت دو صبح، یا نیمه شب، خیلی دیر
پس جواب نمیده

41:45.000 --> 41:47.320
و بعد به پلیس زنگ می‌زنه

41:51.680 --> 41:55.800
ولی تماس برقرار نشد
- و هنوز نمی‌دونیم چرا؟ تا امروز

41:58.440 --> 42:01.400
به نظر من فقط عجیبه
که وقتی کسی به پلیس زنگ می‌زنه

42:01.480 --> 42:05.000
و در خطره
و دو ساعت بعد مرده...

42:05.080 --> 42:07.520
...و ظاهراً خودکشی کرده؟

42:07.600 --> 42:11.520
من فکر می‌کنم کسی که می‌خواد
خودکشی کنه قطعاً به پلیس زنگ نمی‌زنه

42:14.480 --> 42:18.800
تردیدهایی که با تیم حقوقیش
ایجاد کرد رو همه جا منتشر می‌کرد

42:19.320 --> 42:22.400
می‌گفتن وزیر دادگستری هم
این پرونده رو روی میزش داشت

42:22.480 --> 42:26.680
باز. لعنتی، باید یه کاری بکنیم
این روی سیاست هم تأثیر گذاشت

42:28.640 --> 42:32.360
چون این پرونده عادی نیست
و سر و صدای زیادی به پا کرد

42:32.440 --> 42:37.760
و در نتیجه فشار شورای امنیت کشور
که پرونده به اونجا رسید...

42:37.840 --> 42:42.240
و اونجا هم سرشون رو تکون می‌دادن
که چطور همچین چیزی می‌تونه در چک اتفاق بیفته

42:42.880 --> 42:46.600
اون فشار بعد از دو سال باعث شد

42:46.680 --> 42:51.640
خانم براداچووا پرونده رو باز کنه
به خاطر اشتباهات

42:51.720 --> 42:58.640
پس امروز، ۲ ژوئن ۲۰۱۶
ساعت ۹:۵۳ دقیقه است

42:58.720 --> 43:01.280
و آزمایش تحقیقاتی رو شروع می‌کنم

43:01.360 --> 43:05.080
افرادی که امروز تحت
آزمایش تحقیقاتی قرار می‌گیرن...

43:05.160 --> 43:08.360
احمد مسلماً برای همه
ما خبرنگارها یه معمای بزرگه

43:08.440 --> 43:12.200
کی به جمهوری چک اومد
کی اینجا شروع به زندگی کرد، چون تابعیت داره

43:12.280 --> 43:14.760
آیا خانواده‌اش اینجا اومدن
منابع درآمدش از کجاست؟

43:14.840 --> 43:17.200
او هرگز درباره‌اش صحبت نکرد

43:17.280 --> 43:20.120
اینجا یک نکته مهم هست
که نادیده گرفته میشه

43:20.200 --> 43:25.280
چون خیلی و خیلی وقت پیشه
و اون این تئوریه که احمد...

43:25.360 --> 43:28.040
...همکار پلیس بود. خبرچین

43:30.320 --> 43:33.440
کوکو بار معروف بود به اینکه
اونجا مواد مخدر معامله می‌شد

43:33.520 --> 43:36.800
که اونجا رؤسای کارتل‌های
مواد مخدر جمع می‌شدن

43:36.880 --> 43:39.480
پس اینکه چرا پلیس پنهانش می‌کنه

43:39.560 --> 43:43.160
چرا پرونده رو اینقدر بی‌دقت بررسی کردن

43:43.240 --> 43:45.480
به این دلیل بود که از منبع خودشون محافظت کنن

43:45.560 --> 43:49.120
افرادی که امروز تحت
آزمایش تحقیقاتی قرار می‌گیرن...

43:49.200 --> 43:52.600
کاترینا دوستشه. از اون
دوست‌های اصلی از بچگی نیست

43:52.680 --> 43:55.480
از اون دوست‌هایی بود که
شاید دو سال پیش باهاش آشنا شد

43:55.560 --> 43:57.840
در مدرسه زبان
اونجا با هم آشنا شدن

43:57.920 --> 44:01.800
یه دوست پسر داشت. دوست پسر پولدار
یه خارجی که متأهل بود

44:01.880 --> 44:05.560
ولی خب نگهش می‌داشت
بهش آپارتمان، ماشین و غیره داد

44:05.640 --> 44:10.240
می‌بردش تعطیلات
در طول اون رابطه در لبنان بود

44:10.320 --> 44:14.400
و اونجا شد دومین زن مسلمان
تاجری به نام احمد

44:14.480 --> 44:18.200
خودش به اسلام گروید
برای اینکه بتونه با خودش ببردش لبنان

44:18.280 --> 44:22.320
و به خانواده‌اش معرفی کنه، باید
به عنوان همسر دوم معرفی می‌شد

44:22.400 --> 44:26.200
ولی دعوا می‌کردن. اون احتمالاً می‌خواست
که همسرش رو ترک کنه و با اون باشه

44:26.280 --> 44:31.040
که به خیانت اعتراف کنه، تمومش کنه
و اون موقع آنتا، اونطور که من فهمیدم

44:31.120 --> 44:33.040
از شهادت دوستانی که
در جریان بودن

44:33.120 --> 44:36.720
در اون رابطه نقش
سنگ صبور رو داشت

44:36.800 --> 44:40.240
آزمایش تحقیقاتی اینجا انجام میشه

44:40.320 --> 44:43.640
این اتاق جلسات در
طبقه پنجمه

44:43.720 --> 44:46.960
شرایط آزمایش تحقیقاتی رو
سعی کردیم شبیه کنیم

44:47.040 --> 44:49.680
به شرایط اون موقع در آپارتمان لتنانی

44:50.360 --> 44:55.280
ماکت چاقو، بعد لیوان‌ها
دستمال، متر

44:55.360 --> 44:57.000
و احتمالاً چیزهای دیگه

44:57.080 --> 45:00.360
اونجا که فاصله هست
مثل ورودی به اتاق خوابه

45:00.440 --> 45:02.120
این فضای اتاق نشیمنه

45:02.200 --> 45:06.560
اگر لازم باشه
در نشان‌دهنده ورودی به بالکنه

45:08.600 --> 45:12.880
من دو سال بعد وارد اون آپارتمان شدم
و اون آپارتمان فروخته نشده بود

45:12.960 --> 45:17.520
وقتی به پلیس اصرار کردیم
که بازسازی رو در اون آپارتمان انجام بده

45:17.600 --> 45:22.560
به ما اجازه داده نشد و اون آپارتمان
واقعاً تا ۲ سال بعد هم فروخته نشده بود

45:22.640 --> 45:28.000
من نمی‌فهمم به چه دلایلی این کار رو
در اتاق جلسات انجام دادن که کاملاً متفاوت بود

45:28.080 --> 45:30.960
پس رسیدید. بعدش چی شد؟

45:31.040 --> 45:33.920
اومدیم تو آپارتمان و نشستیم دور میز

45:34.000 --> 45:37.480
من اینجا نشستم
اینجا آنتا نشست و احمد اینجا نشست

45:37.560 --> 45:41.240
کاتکا اینجا، آنتا اینجا

45:41.320 --> 45:47.800
شروع کردیم به حرف زدن. اون می‌گفت
یکی می‌خواست اونجا بکشدش، تو دیسکوتک

45:47.880 --> 45:51.640
همش از یکی می‌ترسید اونجا
و نمی‌تونست توضیح بده چرا

45:51.720 --> 45:55.880
و بعد می‌گفت که من می‌خوام بکشمش

45:57.760 --> 46:00.920
این اواخر حالش خوب نبود

46:01.000 --> 46:05.840
چون عمدتاً درگیر اون دوست پسرش بود
که شش سال بود دوست دختر داشت

46:05.920 --> 46:08.920
آنتا قبلاً هم اینطوری رفتار کرده بود؟

46:09.000 --> 46:13.400
من خیلی نمی‌شناسمش

46:14.840 --> 46:19.600
اون موقع ما خط کوکائین کشیدیم
یا دو تا، من با کاتکا

46:19.680 --> 46:22.960
تقریباً اینطوری
یه خط بلند، فقط نازک

46:23.040 --> 46:26.160
تعارف کردم، آنتا گفت نه

46:26.240 --> 46:28.320
مصرف‌کننده منظمی هستید؟

46:28.400 --> 46:32.320
- چقدر مصرف می‌کنید؟
- هر ۱۵ روز یک بار در مهمونی

46:32.400 --> 46:36.320
اون دو نفر که تحت تأثیر
کوکائین و الکل بودن

46:36.400 --> 46:38.160
شاهدهای معتبری هستن

46:38.240 --> 46:40.280
هیچکس روی اونها گزارش نساخت

46:40.360 --> 46:44.720
گزارش روانشناسی فقط روی
دختر من که زنده نبود ساخته شد

46:44.800 --> 46:49.640
خیلی زیاد سیگار می‌کشید و مدام
وقتی اونجا راه می‌رفت، مدام اینجا می‌رفت

46:49.720 --> 46:53.440
من فکر می‌کنم داشت چک می‌کرد
ببینه من اینجا چاقو دارم یا نه

46:53.520 --> 46:55.680
تا جایی که یادمه
من رفتم دستشویی

46:55.760 --> 46:58.480
پس الان مثل اینکه
رفتم اون دستشویی

46:58.560 --> 47:01.840
احمد احتمالاً اینجا موند
یا خیلی نمی‌دونم

47:01.920 --> 47:06.120
-پس نشون بدید کجا رفتید
-اینطوری رفتم اون دستشویی

47:06.200 --> 47:08.600
شما دستشویی رفتید به چه دلیل؟

47:08.680 --> 47:09.720
خب، حالم بد بود

47:09.800 --> 47:11.040
ولی از چه نظر؟

47:11.120 --> 47:16.040
مثل از معده. یعنی برای استفراغ
ولی هنوز استفراغ نکرده بودم

47:17.560 --> 47:21.560
وقتی نیومد ببینه حالم چطوره
اون لحظه می‌دونم

47:21.640 --> 47:25.000
که تو آشپزخونه بود
ولی چیکار می‌کرد، نمی‌دونم

47:27.840 --> 47:29.280
اونجا چقدر موندید؟

47:29.360 --> 47:30.920
یه لحظه. همیشه فقط یه لحظه

47:31.000 --> 47:34.520
و وقتی برگشتم
آنتا روی صندلی من نشسته بود

47:34.600 --> 47:38.480
با هم حرف می‌زدن. یه کم گوش دادم
و بعد شنیدم

47:38.560 --> 47:41.280
که به احمد میگه:
"خب انجامش بده، من آماده‌ام

47:41.360 --> 47:43.440
من آماده‌ام، می‌تونی منو بکشی"

47:44.760 --> 47:48.480
بهش گفتم: "آنتا، برو استراحت کن
بخواب، یا می‌خوای به آندری زنگ بزنم

47:48.560 --> 47:52.640
یا می‌خوای تاکسی خبر کنم
اگه کرون نداری، من بهت میدم"

47:52.720 --> 47:55.200
و اون اینطوری کرد: "آره؟

47:56.400 --> 48:00.880
می‌خوای تاکسی بگیرم
آره، که برم بیرون

48:00.960 --> 48:07.440
که بیرون منو بکشن. می‌دونید چیه؟
من اینجا می‌شینم. بفرمایید

48:07.520 --> 48:10.240
همینجا منو بکشید. من بیرون نمیرم"

48:11.800 --> 48:14.200
- و چی باعثش شد؟
- نمی‌دونم. واقعاً نمی‌دونم

48:14.280 --> 48:16.920
من همه چیزی که اتفاق افتاد رو بهتون گفتم

48:21.400 --> 48:24.920
گفتم: "آنتا، آروم باش
برو بخواب، خیلی خسته‌ای"

48:25.000 --> 48:29.080
و من رفتم تو اون اتاق خواب
و احمد بلافاصله دنبالم اومد

48:29.160 --> 48:33.480
اینجا روبروی هم ایستاده بودیم
و اون بهم گفت که میره نوشیدنی بیاره

48:33.560 --> 48:38.280
من حتی فرصت نکردم دراز بکشم
یا چیزی، من اینجا ایستاده بودم

48:38.360 --> 48:42.960
در اون شهادت اصلی در سال
۲۰۱۴، وقتی پلیس شروع به تحقیق کرد

48:43.040 --> 48:45.800
کاترینا ادعا می‌کرد که
رفت بخوابه، که خوابیده بود

48:45.880 --> 48:48.600
که صدای آشپزخونه بیدارش کرد

48:48.680 --> 48:52.800
اینجا بعد از دو سال یه نسخه
دیگه یادش اومد و ادعا می‌کنه

48:52.880 --> 48:55.920
که الان با نسخه‌های
احمد هماهنگ شدن

48:56.000 --> 48:59.520
اونا فقط خداحافظی کردن
بهش گفتن: "خداحافظ، ما میریم بخوابیم"

48:59.600 --> 49:02.800
و اون بلافاصله شروع کرد به چاقو زدن به خودش

49:03.560 --> 49:07.800
با کسی سر میز نشستید
دو نفر میرن، میرن بخوابن

49:07.880 --> 49:13.520
و شما بلند میشید، از کشو یه چاقوی
آشپزخونه برمی‌دارید و شروع می‌کنید به چاقو زدن

49:16.520 --> 49:18.320
پس رفتم دنبال لیوان‌ها

49:18.400 --> 49:20.320
نگاه می‌کنم و می‌بینم آنتا اونجا

49:22.600 --> 49:25.600
داره یه کاری می‌کنه
که از دور نفهمیدم

49:26.320 --> 49:28.120
اینطوری می‌کنه

49:33.560 --> 49:36.720
[مادر] اون در واقع چاقویی بود
که باهاش میوه پوست می‌کنن

49:36.800 --> 49:41.840
یه چاقوی نارنجی کوچیک که اندازش تقریبا همینقدری بود

49:41.920 --> 49:43.880
فقط دندونه دار بود

49:44.800 --> 49:49.400
اگه کسی میخواست به خودش آسیب جدی بزنه، یعنی قصدش واقعا

49:49.480 --> 49:54.600
کشنده بود، احتمالا از چاقوی گوشت استفاده میکرد

49:54.680 --> 49:58.960
با این چاقو احتمالا مشکلات بیشتری برای خودتون درست میکنید تا اینکه

49:59.040 --> 50:03.760
از این چاقو استفاده کنید، این یکی خیلی بزرگتره

50:03.840 --> 50:07.120
تیغش خیلی پهن‌تره و دندونه‌دار بود

50:08.080 --> 50:12.320
با چاقوی دندونه‌دار یه جورایی میدونی که درد بیشتری داره

50:12.400 --> 50:17.760
اون برگشت، من میخواستم اینجوری بگیرمش، و رفت پشت میز

50:17.840 --> 50:20.760
و اینجا دیدم که هنوز داره...

50:20.840 --> 50:24.800
از حرف‌های کاترینا معلوم میشه که آنتا چاقو رو با دو دست گرفته بود

50:24.880 --> 50:27.520
احمد از پشت سعی میکرد جلوی چاقو زدنش رو بگیره

50:27.600 --> 50:31.080
وقتی رفت اونجا، شنیدم که داد میزنه: "نه، نه، نه، نه!"

50:31.160 --> 50:32.520
منم سریع دویدم اونجا

50:32.600 --> 50:36.440
ولی تو بازسازی صحنه در این مورد حرفی نزدن و یه چیز دیگه نشون میدن

50:36.520 --> 50:39.880
الان دیدم که آنتا چاقو رو با دست راستش گرفته

50:39.960 --> 50:43.240
و همش میچرخه و همش انگار ازش دور میشه

50:43.320 --> 50:47.240
و اون همش یه جوری... و همینجوری هی میچرخیدن

50:47.320 --> 50:50.960
شاید نمیخواست من بگیرمش

50:51.040 --> 50:53.160
یه لحظه بهم گفت که یه جوری گرفتش

50:53.240 --> 50:58.840
با هم اینجوری... اینجوری حرکت میکردیم

51:09.760 --> 51:13.080
- خب چطور بود؟
- خوب بود

51:13.160 --> 51:15.760
امروز دیگه میتونی کاری انجام بدی؟

51:15.840 --> 51:18.480
- بستگی داره چی باشه
- میخوای بری هوا بخوری؟ - نمیدونم

51:18.560 --> 51:20.840
- چی کمکت میکنه؟
- نمیدونم

51:21.720 --> 51:28.360
باز اونجا کلی چیز میبینم که هیچکس جوابشون رو به ما نداد

51:32.320 --> 51:35.880
تو بازجویی احمد

51:35.960 --> 51:42.400
من با توضیحش درباره چطور زخمی شدن دستش مشکل دارم

51:42.480 --> 51:47.560
چاقو رو اینجوری گرفت، با این دستش، و چاقو رو اینجوری برگردوند

51:48.720 --> 51:52.840
ضربه زد. میخواست دوباره اینجوری بزنه

51:52.920 --> 51:56.120
میخواستم چاقو رو ازش بگیرم

51:56.200 --> 52:00.840
و اینجا خوردم. اینجا و رفت اینور

52:00.920 --> 52:03.560
ولی از عکس‌های زخم معلومه

52:03.640 --> 52:08.680
که زخم روی پشت دست بزرگتره و کف دست کوچکتر

52:08.760 --> 52:12.400
که نشون میده از بیرون بهش ضربه زده شده

52:13.720 --> 52:19.280
برام عجیبه که موقع بازسازی هیچکس به این اشاره نکرد

52:20.480 --> 52:25.840
اگه سعی میکرد جلوشو بگیره، باید از این سمت بهش ضربه میخورد

52:26.720 --> 52:30.120
- این درست در میاد
- شما باید یادتون باشه

52:30.200 --> 52:35.520
که تو این حالت بهتون ضربه خورد یا اون یکی، مگه نه؟

52:36.400 --> 52:39.120
شما به من بگید

52:39.200 --> 52:42.360
- خب، یه تناقضی هست اینجا
- صد در صد

52:42.440 --> 52:46.720
با اینکه چاقو دندونه‌دار بود، همه زخم‌هاش

52:46.800 --> 52:48.680
بریدگی صاف داشتن

52:48.760 --> 52:51.960
تنها زخمی که با چاقوی دندونه‌دار ایجاد شده، همونیه که

52:52.040 --> 52:58.240
احمد روی دستش داشت. اون بریدگی با چاقوی دندونه‌دار همخونی داره

52:58.320 --> 53:00.400
من سرش داد زدم، ولی متوجه من شد

53:00.480 --> 53:04.440
اینو یادمه، و فوری اومد سمت من. از پیش اون

53:04.520 --> 53:07.680
میگه با چاقو اومد سمت من

53:10.800 --> 53:13.520
اونا بهترین دوستای هم بودن، درسته؟

53:13.600 --> 53:15.880
همه میگن اینطور بود، ولی اینطور نبود

53:27.120 --> 53:29.960
اینجا داریم با سرنوشت آدما بازی میکنیم

53:31.640 --> 53:36.000
اگه این خودکشی بوده باشه، اون دو نفری که

53:36.080 --> 53:41.920
تو اون اتاق باهاش بودن، همیشه عذاب میکشن چون مظنون خواهند موند

53:42.000 --> 53:45.360
تو بازسازی صحنه هیچ حالت دیگه‌ای نشون داده نشده

53:45.440 --> 53:48.120
مثلا اینکه ممکنه نشسته بوده باشه، یکی از پشت بهش چاقو زده باشه

53:48.200 --> 53:51.880
اینجوری شروع کرده باشه به چاقو زدن، اینطوری

53:52.720 --> 53:56.040
که شاید دو نفر بهش چاقو زده باشن، که شاید بعضی زخم‌ها بعد مرگ

53:56.120 --> 53:58.760
ایجاد شده باشن تا یه چیزی رو نشون بدن، چون اصلا حرفی

53:58.840 --> 54:03.720
از اون بریدگی‌های روی دست‌ها نیست. کی و تو چه موقعیتی ایجاد شدن

54:03.800 --> 54:06.320
اون روی سرش هم کبودی داشت

54:06.400 --> 54:10.200
پس یا یکی زده تو سرش یا کوبوندتش به دیوار

54:10.280 --> 54:12.880
ولی اون کبودی‌ها یه جوری باید ایجاد شده باشن

54:12.960 --> 54:18.360
ممکنه این حالت هم باشه که آنتا اول چاقو رو برداشته

54:19.080 --> 54:22.400
ولی برای دفاع از خودش

54:24.000 --> 54:27.600
اگه اون چاقو رو

54:27.680 --> 54:31.680
کسی که پشت آنتا بوده گرفته باشه

54:32.360 --> 54:36.800
در واقع همون حرکت رو انجام داده، یه حرکت مشابه تو سینه

54:36.880 --> 54:38.720
این هم یه احتماله

54:40.920 --> 54:44.000
اونوقت مسئله طول دست میشه

54:47.160 --> 54:49.600
با این دست تا کجا میتونید برسید

54:54.160 --> 54:56.640
طبق کالبدشکافی زخم‌ها اینجوری واردن

54:56.720 --> 55:01.240
هیچکس اینجوری خودشو نمیکشه. اون باید با دست راستش اینجوری میزد

55:01.320 --> 55:05.000
- ببین، اونجا یه موقعیتیه
- من باید اینجوری خودمو بزنم. نه از اونور

55:05.080 --> 55:08.600
- من دو مترم، تو چقدری؟
- یه هفتاد

55:08.680 --> 55:12.480
یعنی من میتونستم. احمد خیلی کوتاه‌تر بود

55:12.560 --> 55:16.200
فکر کنم یه شصت و هشت بود، از آنتا کوتاه‌تر بود

55:16.280 --> 55:18.360
برای من منطقی‌تره اگه نشسته بودی

55:18.440 --> 55:24.160
تازه تو یکی از ضربه‌های چاقو به قلب، چاقو چرخونده شده

55:24.240 --> 55:27.440
برای این کار نیاز به قدرت بدنی زیادیه، اونم برای کسی که

55:27.520 --> 55:31.840
هیچوقت این کارو نکرده، حتی چاقو زدن به گوشت رو

55:31.920 --> 55:33.240
یه سرباز آموزش دیده نیست

55:33.320 --> 55:38.400
به من گفتن این چرخوندن چاقو که باعث خونریزی میشه

55:38.480 --> 55:44.160
فقط سربازها بلدن یا کسایی که واقعاً برای این کارا آموزش دیدن

55:44.240 --> 55:49.920
یه آدم معمولی هیچوقت نمیتونه اینجوری چاقو رو تو قلب بچرخونه

55:50.480 --> 55:52.680
- خب سوال دیگه‌ای هست؟
- نه ندارم

55:52.760 --> 55:57.720
اونچه نشون داده شد، خوب توضیح میده که چطور اون زخم‌های چاقو روی سینه ایجاد شدن

55:57.800 --> 56:00.600
پس روشی که ابراهیم نشون داد که چطور زخمی شده

56:00.680 --> 56:02.200
- واقع‌بینانه است؟
- بله هست

56:02.280 --> 56:07.520
ساعت یازده و پنجاه و دو دقیقه، بازسازی صحنه امروز رو تموم میکنم

56:10.360 --> 56:12.720
ما مدارک فیزیکی زیادی نداریم

56:12.800 --> 56:17.120
به جز زخم‌ها و چاقویی که شناسایی شده

56:17.200 --> 56:21.680
این تو همچین پرونده‌ای شما رو متعجب نمیکنه؟

56:21.760 --> 56:26.040
من تعجب کردم که اطلاعات بیشتری نداشتیم

56:26.120 --> 56:30.760
یا اینکه کلیدها رو بهش برگردوندن، خونه رو دو روز قفل کردن

56:30.840 --> 56:33.120
و تحقیقات بیشتری نکردن

56:33.200 --> 56:37.880
کی دیگه ممکنه کلید داشته و معلوم نیست تو خونه چیکار کرده؟

56:37.960 --> 56:44.600
شاید آشفتگی بیشتر تو احمد دیده میشد تا آنتا

56:45.200 --> 56:49.560
مدت‌ها کوکائین مصرف میکرد و وقتی بهش دسترسی نداشت ممکنه آشفته شده باشه

56:49.640 --> 56:54.320
و نمیتونست با محرکی که لوب پیشونیش رو فعال میکرد، خودشو آروم کنه

56:54.400 --> 56:58.280
از اون آقا خون نگرفتن

56:58.360 --> 57:02.560
پس نمیدونیم تو خونش چقدر کوکائین داشته

57:02.640 --> 57:06.400
و در چه حالتی بوده

57:06.480 --> 57:11.160
این یه مشکل بزرگه. هیچوقت جوابی براش نخواهیم داشت

57:11.240 --> 57:14.600
از پلیس جمهوری چک میپرسیم چرا نمونه خون

57:14.680 --> 57:19.560
احمد و کاترینا گرفته نشد تا مشخص بشه چقدر تحت تاثیر مواد بودن

57:19.640 --> 57:23.320
جواب: اونها نه مظنون بودن نه قربانی

57:23.400 --> 57:27.440
و به عنوان شاهد طوری شهادت دادن که با وجود تاثیر مواد

57:27.520 --> 57:33.320
که به مصرفش اعتراف کردن، اتفاق رو به یاد میارن. پس دلیل قانونی نداشت

57:36.040 --> 57:39.200
دوستمون یهو

57:39.280 --> 57:42.240
چاقو رو برداشت و میخواست بزنه تو قلبش

57:42.320 --> 57:47.600
- زد؟
- نه نزد، ولی رو زمین افتاده

57:47.680 --> 57:50.520
چشماش یه جای دیگست و صدای عجیبی درمیاره

57:50.600 --> 57:53.320
- مثل خرخر؟
- آره، خرخر میکنه

57:53.400 --> 57:56.920
ما توافق کردیم که یه کالبدشکافی دوباره انجام بدیم

57:57.000 --> 58:02.200
اون خواست که من شخصاً تو کالبدشکافی دوم حضور داشته باشم

58:04.040 --> 58:07.240
بعد کالبدشکافی اول، یه کالبدشکافی دوم انجام شد

58:07.320 --> 58:09.560
کالبدشکافی دوم همیشه سخت‌تره

58:09.640 --> 58:12.520
چون با اندام‌ها و بدن دستکاری شده

58:12.600 --> 58:17.080
دکترها دوباره بدن رو باز کردن، اندام‌ها اونجا چیده شدن

58:17.160 --> 58:21.760
الان دقیقاً اون لحظه یادم میاد که یه دکتر به اون یکی نگاه کرد

58:21.840 --> 58:25.320
من اصلاً نمیدونستم چی شده، و اون گفت: "ببین...

58:25.400 --> 58:28.280
به نظرت طبیعیه؟ یه چیزی اینجا کمه"

58:28.360 --> 58:30.120
و من پرسیدم: "چی کمه؟"

58:30.200 --> 58:32.720
بعد از باز کردن بدن موقع کالبدشکافی دوم

58:32.800 --> 58:35.840
پزشک قانونی دوم متوجه شد که قلب نیست

58:40.160 --> 58:42.480
گفتم: "صبر کنید آقایون، ما به اون قلب نیاز داریم

58:42.560 --> 58:45.280
خیلی مهمه. طبیعیه که قلب اونجا نباشه؟"

58:45.360 --> 58:49.400
ما تقریباً نیم ساعت داشتیم درباره اینکه قلب کجاست حرف میزدیم

58:49.480 --> 58:53.040
نداشتیمش، در نتیجه نمیتونستیم، یا دکترها نمیتونستن دقیقاً تعیین کنن

58:53.120 --> 58:55.600
چاقو چطور وارد بدن شده. من فکر میکنم

58:55.680 --> 59:01.880
این در واقع عامل تعیین کننده کل پرونده بود

59:01.960 --> 59:06.040
وقتی بدون قلب یهو خیلی سخت میشد ثابت کرد

59:06.120 --> 59:08.080
که واقعاً کار یه نفر دیگه بوده

59:08.160 --> 59:10.040
یا خودکشی داوطلبانه بوده

59:10.720 --> 59:13.600
تو همچین لحظه‌ای احتمالاً

59:13.680 --> 59:17.120
شوکه میشدم

59:17.760 --> 59:21.760
معمولاً اندام‌ها رو برمیگردونن تو بدن

59:21.840 --> 59:24.840
درسته که بریده شدن، ولی میشه دوباره سرهمشون کرد

59:24.920 --> 59:29.000
ولی تو این مورد مهمترین قسمت گم شده بود

59:31.320 --> 59:34.400
ما از پلیس درباره قلب گمشده پرسیدیم

59:34.480 --> 59:39.560
آیا معموله که اندام‌ها، در این مورد قلب، موقع کالبدشکافی برداشته بشن؟

59:39.640 --> 59:43.280
روال معمول برای نگهداری اندام‌ها بعد کالبدشکافی چیه؟

59:43.840 --> 59:50.160
جواب: قلب برای آزمایش بیشتر تو بخش پزشکی قانونی موند

59:50.240 --> 59:55.000
که کالبدشکافی اول رو انجام داد. اگه بخش پزشکی قانونی درخواستش نکرده

59:55.080 --> 59:58.440
باید از خودشون پرسید چرا اینطور شد

59:58.520 --> 01:00:01.280
مثل بقیه بقایای انسانی باهاش رفتار شد

01:00:01.360 --> 01:00:04.680
قبلاً بهش میگفتن زباله بیولوژیکی

01:00:04.760 --> 01:00:06.400
یعنی انداختنش دور

01:00:18.520 --> 01:00:24.240
اگه کالبدشکافی دوم انجام نمیشد، فکر میکنم هیچوقت نمیفهمیدیم

01:00:29.760 --> 01:00:34.560
اینکه موقع کالبدشکافی دوم قلب رو پیدا نکردیم واقعاً غیرعادی بود

01:00:34.640 --> 01:00:38.840
ما رو شوکه کرد و تا حدی ارزیابی

01:00:38.920 --> 01:00:43.840
کل پرونده رو از نظر تشخیص قتل از خودکشی پیچیده کرد

01:00:47.360 --> 01:00:52.160
من یادم نمیاد که تو بخش ما کسی از تکنسین‌های کالبدشکافی

01:00:52.240 --> 01:00:58.120
فراموش کرده باشه یه اندام رو به بدن برگردونه. این واقعاً غیرقابل تصوره

01:01:01.400 --> 01:01:05.880
و با وجود پیگیری از همکارانی که کالبدشکافی رو انجام دادن

01:01:05.960 --> 01:01:10.200
قلب به ما تحویل داده نشد و نتونستیم بررسی کنیم

01:01:10.280 --> 01:01:13.000
چطور آسیب دیده

01:01:17.400 --> 01:01:19.440
چطور همچین چیزی ممکنه، آره

01:01:29.560 --> 01:01:32.000
مسلماً به نظر من خیلی غیرقابل باوره

01:01:32.080 --> 01:01:35.200
مسلماً روی من هم دقیقاً همون تاثیری رو داره که روی شما داره

01:01:35.280 --> 01:01:40.720
این یه تکه دیگه از پازله که نشون نمیده کسی این کارو کرده

01:01:40.800 --> 01:01:44.560
ولی نشون میده که اونطور که میگن نبوده، و این فرق بزرگیه

01:01:44.640 --> 01:01:48.120
که بگیم آیا تلاش میشه نشون بدن کی این کارو کرده

01:01:48.200 --> 01:01:53.080
یا رد کنن که اونطور که توضیح میدن اتفاق افتاده

01:01:54.040 --> 01:01:58.960
پلیس دوباره پرونده رو با این نتیجه بست که آنتا خودکشی کرده

01:01:59.040 --> 01:02:01.600
تحت تاثیر سایکوز سمی

01:02:02.760 --> 01:02:05.520
صبح بخیر، مرکز عملیات

01:02:05.600 --> 01:02:08.640
به کمکتون تو لتنانی نیاز داریم، یه زن چاقو خورده بیهوشه

01:02:08.720 --> 01:02:12.240
- ظاهراً به قلبش چاقو زده
- به قلبش چاقو زده؟ آدرس رو میگید؟

01:02:12.320 --> 01:02:17.160
نپوموتسکی ۷۴۹/۱۵، طبقه دوم

01:02:17.240 --> 01:02:21.000
خانم ییراسکووا گزارش داده و مجروح رودووا هست

01:02:21.680 --> 01:02:24.360
- رودووا؟
- ۲۳ ساله. بیهوش

01:02:24.440 --> 01:02:26.880
۲۳ ساله، بیهوش، چاقو خورده

01:02:45.400 --> 01:02:48.400
حالا میبرمتون به آپارتمان احمد

01:02:51.960 --> 01:02:56.200
آقای شتوچک یه کارآگاه عالیه، با تجربه، بازنشسته

01:02:56.280 --> 01:02:59.480
مصاحبه میکنه، درباره پرونده‌های زیادی نظر میده، مشاور هست

01:02:59.560 --> 01:03:02.440
برای تلویزیون چک روی فیلمنامه‌های جنایی کار میکنه

01:03:02.520 --> 01:03:05.880
پس از بازنشستگیش لذت میبره، یه سلبریتی تو حوزه جنایی شده

01:03:05.960 --> 01:03:07.520
همه اینو میدونیم

01:03:07.600 --> 01:03:11.880
درباره این پرونده، مرگ آنتا رودووا...

01:03:11.960 --> 01:03:17.080
من شنیدم... این همیشه خیلی بحث میشه...

01:03:17.160 --> 01:03:21.520
قتل میتونه شبیه خودکشی به نظر برسه

01:03:21.600 --> 01:03:25.360
برعکس، خودکشی میتونه شبیه قتل به نظر برسه

01:03:25.440 --> 01:03:28.960
ولی درباره این پرونده، فکر میکنم

01:03:29.920 --> 01:03:34.280
تصمیم درست بود، چون یه سری...

01:03:35.160 --> 01:03:39.520
چیزهایی هست که با خودکشی همخونی داره

01:03:40.400 --> 01:03:43.920
این آشپزخونه است، این میزیه که هر سه نفر اون شب سرنوشت‌ساز

01:03:44.000 --> 01:03:48.000
تا صبح اینجا نشستن، حرف زدن، آب خوردن، اینجا کوکائین مصرف کردن

01:03:48.080 --> 01:03:49.760
یعنی احمد و کاترینا

01:03:49.840 --> 01:03:52.600
اینجا لکه‌های خون بود، اینجا خون له شده بود

01:03:52.680 --> 01:03:57.200
اینجا هم خون بود، احتمالاً از دست‌های اون یا دست زخمی بود

01:03:57.280 --> 01:03:58.720
چون خون اینجا هم بود

01:03:58.800 --> 01:04:04.200
یا ممکنه مربوط به این باشه که وقتی مچش رو برید

01:04:04.280 --> 01:04:07.880
بگیم... من میگم که خودش برید

01:04:07.960 --> 01:04:11.000
میتونسته از خودش باشه و بعد از بالکن

01:04:11.080 --> 01:04:16.440
وقتی دید که اینجا هیچ اتفاقی نمیفته، خون جاری میشه

01:04:16.520 --> 01:04:23.120
ولی نه اونطور که انتظار داشت، برگشت به اتاق

01:04:23.800 --> 01:04:27.320
خودزنی معمولاً به راحتی قابل تشخیصه

01:04:27.400 --> 01:04:31.320
مثلاً زخم دورتر روی دست چپش

01:04:31.400 --> 01:04:34.000
سطحیه

01:04:37.000 --> 01:04:40.360
مثل بعضی از زخم‌های چاقو روی سینه

01:04:40.440 --> 01:04:43.360
اینا به اصطلاح "زخم‌های تردید" هستن

01:04:43.440 --> 01:04:47.400
فرد خودکشی کننده نمیدونه

01:04:47.480 --> 01:04:53.240
چقدر نیروی فیزیکی لازمه

01:04:53.320 --> 01:04:57.200
و نتیجه فقط زخم‌های سطحیه

01:04:57.280 --> 01:05:00.040
چون نیروی کافی وارد نکرده

01:05:02.440 --> 01:05:05.560
اگر این مرگ غیرداوطلبانه بود

01:05:05.640 --> 01:05:10.960
یعنی اگر احمد نقشی داشت، اون دختر مقاومت میکرد

01:05:11.040 --> 01:05:15.040
وقتی پای زندگی در میونه... آدرنالین میره بالا

01:05:15.120 --> 01:05:18.000
نیروی خیلی بیشتری به کار میره

01:05:18.080 --> 01:05:22.920
اون لیوان‌ها روی میز یا میفتادن

01:05:23.000 --> 01:05:26.280
یا واژگون میشدن

01:05:26.360 --> 01:05:30.440
صندلی‌ها واژگون میشدن، شکل دیگه‌ای میشد

01:05:31.000 --> 01:05:35.760
اینکه قتل چه شکلی میشد سواله، ولی یه آشوبی میشد

01:05:35.840 --> 01:05:40.080
که نمیشد اینقدر راحت کشتش، مخصوصاً با یه نفر

01:05:40.160 --> 01:05:43.120
واکنش طبیعی انسان دفاع کردنه

01:05:43.200 --> 01:05:47.320
ما زخم‌هایی که نشون دهنده این باشه پیدا نکردیم

01:05:49.240 --> 01:05:56.160
زخم‌های دفاعی شامل پارگی، بریدگی و حتی شکستگی هستن

01:05:57.080 --> 01:06:00.200
به طور تصادفی روی بازوها و ساعدها پخش میشن

01:06:00.280 --> 01:06:03.880
وقتی قربانی سعی میکنه از خودش در برابر حمله دفاع کنه

01:06:05.040 --> 01:06:06.840
در این مورد

01:06:10.360 --> 01:06:12.880
هیچ زخم دفاعی پیدا نشد

01:06:13.480 --> 01:06:17.400
یه سوال دیگه هم دارم. اینجا عکس‌های احمد رو داریم

01:06:17.480 --> 01:06:21.240
گفته با تیشرت و پابرهنه بوده. عجیب نیست که هر دو پاش...

01:06:21.320 --> 01:06:26.160
چون پاهاش تمیزه، در حالی که میبینیم اینجا درگیری بوده

01:06:26.240 --> 01:06:28.720
مشخصاً خون پخش شده

01:06:28.800 --> 01:06:34.120
از نظر تئوری باید روی پاهاش خون میبود، مثل رد پا

01:06:34.200 --> 01:06:40.200
ولی شاید پاهاش رو یه جایی تمیز کرده. اینجا هم باید دستش رو میشسته

01:06:40.280 --> 01:06:46.520
نمیتونن بذارن تو آپارتمان بایسته یا بشینه و خونریزی کنه

01:06:46.600 --> 01:06:50.600
پس به نظرتون مقدار خون در صحنه طبیعیه

01:06:52.120 --> 01:06:56.240
میشه انتظار داشت که خونریزی داخلی داشته

01:06:56.320 --> 01:06:58.760
تو حفره سینه

01:07:00.040 --> 01:07:02.320
این هم اتفاق میفته

01:07:02.400 --> 01:07:07.520
ولی میبینید که خون زیادی اونجا بوده

01:07:08.400 --> 01:07:11.120
پلیس انتخاب زیادی نداشت

01:07:11.200 --> 01:07:15.200
از این وضعیت، اینطور که به نظر میرسید

01:07:15.280 --> 01:07:18.440
نمیشد قتل درست کرد

01:07:26.360 --> 01:07:30.080
من همیشه یه قانون داشتم: وقتی شهادتی دارید

01:07:30.160 --> 01:07:35.480
همیشه باید اول و آخر اون شهادت رو حذف کنید

01:07:35.560 --> 01:07:40.120
و فقط وسطش رو بگیرید، چون همیشه متفاوته

01:07:40.200 --> 01:07:45.400
مخصوصاً تو این موارد احساسی، وقتی کسی چیزی رو گزارش میده

01:07:45.480 --> 01:07:50.200
و باید سریع توضیح بده. گاهی حتی یادش نمیاد

01:07:50.280 --> 01:07:52.120
و چیزهایی سر هم میکنه

01:07:52.200 --> 01:07:58.320
مهم اینه، نمیدونم دارید یا نه، ولی احتمالاً دارید. اون تماس اضطراری

01:07:58.400 --> 01:08:02.440
آره، ولی اون تو ضبط نیست. از طرف دیگه اون به نظر میاد

01:08:02.520 --> 01:08:06.440
مثل کسی که تازه وارد صحنه شده

01:08:06.520 --> 01:08:09.040
مشخصه که واقعاً نمیدونسته چه اتفاقی افتاده

01:08:09.120 --> 01:08:11.040
اینطور به نظر میاد. چون وقتی میپرسه:

01:08:11.120 --> 01:08:14.800
"خودش رو زد؟" پس نمیتونسته ضربه زدن رو ببینه. تو بازسازی

01:08:14.880 --> 01:08:18.359
که پلیس انجام داد چون مادر مجبورشون کرد

01:08:18.439 --> 01:08:23.520
اون میگه: "همه چیز رو دیدم، اینجوری نگهش داشت، رفت سمتش"

01:08:23.600 --> 01:08:27.439
پس شاید میخواسته کمکش کنه تو این فشار

01:08:27.520 --> 01:08:30.560
که ممکنه کار اون باشه، پس شاید تحت تاثیر قرار گرفته

01:08:30.640 --> 01:08:32.439
البته پرونده رسانه‌ای شده بود

01:08:32.520 --> 01:08:35.359
ولی شما میگید که باید تو قسمت وسط با هم همخونی داشته باشن

01:08:35.439 --> 01:08:37.240
آره

01:08:37.880 --> 01:08:40.840
فکر میکنم اون مجرم نیست

01:08:41.720 --> 01:08:43.600
سخته گفتنش

01:08:47.800 --> 01:08:49.800
ولی اون خودش رو نزد، نه؟

01:08:49.880 --> 01:08:52.040
نمیدونم

01:08:54.640 --> 01:08:58.200
قتل، خودکشی، مرگ مشکوک. تو همه این موارد

01:08:58.279 --> 01:09:01.800
باید همه چیز رو مثل تحقیقات قتل انجام داد

01:09:04.240 --> 01:09:08.720
و پلیسی که اول میرسه صحنه باید تصمیم بگیره

01:09:08.800 --> 01:09:13.760
باید اونقدر باتجربه باشه که بدونه این فراتر از

01:09:13.840 --> 01:09:18.720
توانایی‌ها و امکانات اونه و باید متخصص‌ها رو خبر کنه

01:09:18.800 --> 01:09:24.399
در این مورد از کنگرسووکا. تا اون موقع باید همه چیز محافظت بشه

01:09:24.479 --> 01:09:28.240
هیچکس جز این متخصص‌ها نباید وارد آپارتمان بشه

01:09:28.319 --> 01:09:31.800
فقط وقتی اونا بگن صحنه آماده است

01:09:33.399 --> 01:09:39.439
اون موقع بازپرس از بخش اول تحقیقات قتل میتونه بیاد داخل

01:09:41.560 --> 01:09:43.800
به نظر شما واقعاً میشه دوباره بازش کرد؟

01:09:43.880 --> 01:09:49.720
از نظر من میشه بازش کرد، ولی این کار وکیل نیست

01:09:49.800 --> 01:09:54.400
یعنی وکیل یه ابزاره، ولی کلید بازکردنش برای من گزارش‌های کارشناسیه

01:09:54.480 --> 01:09:57.000
مخصوصاً بیومکانیک، بحث درباره گزارش‌های کالبدشکافی

01:09:57.080 --> 01:10:01.280
درباره انجام کالبدشکافی. یعنی واقعاً آپارتمان یا آشپزخونه رو

01:10:01.360 --> 01:10:05.560
با همون ابعاد بسازیم، از یکی بخوایم دقیقاً

01:10:05.640 --> 01:10:10.040
همونطور که تو نسخه‌ها توصیف شده بازی کنه

01:10:10.120 --> 01:10:12.400
همونطور که توصیف کردن

01:10:14.760 --> 01:10:16.960
ما سه تا احمد داریم

01:10:17.560 --> 01:10:19.600
سه تا آنتا و سه تا کاترینا

01:10:20.760 --> 01:10:22.800
بیاید همونطور که تو بازسازی انجام دادن بازی کنیم

01:10:22.880 --> 01:10:27.720
و با تمام قدرت انجامش بدیم. نه اینکه ضربه اینطوری بره

01:10:27.800 --> 01:10:30.800
ما یه چاقوی کند تقلبی داریم

01:10:30.880 --> 01:10:33.880
یه چاقوی لاستیکی...

01:10:33.960 --> 01:10:36.400
مواظب باشید، یه چاقوی واقعی هم داریم

01:10:36.480 --> 01:10:38.600
خوبه
همینطوری امتحان کنید

01:10:38.680 --> 01:10:40.880
و یه چاقوی کشویی

01:10:40.960 --> 01:10:42.640
که میتونید به سینه ضربه بزنید

01:10:42.720 --> 01:10:46.200
هنوز درد داره ولی کسی آسیب نمیبینه

01:10:46.280 --> 01:10:49.200
الان از گزارش‌های پلیس میدونیم

01:10:49.280 --> 01:10:51.360
که بعضی چیزها موقع بازسازی حذف شدن

01:10:51.440 --> 01:10:53.280
در حالی که بقیه با جزئیات انجام شدن

01:10:53.360 --> 01:10:57.040
تفسیر بعضی‌هاشون خیلی سخته

01:10:57.120 --> 01:11:01.480
اول تا جای ممکن اطلاعات واقعی جمع میکنیم

01:11:01.560 --> 01:11:05.360
تا بفهمیم چه نیروهایی روی بدن اثر گذاشتن

01:11:05.440 --> 01:11:09.040
یا برعکس، از آثار زخم‌ها شروع میکنیم

01:11:09.120 --> 01:11:13.360
تا بفهمیم چه نیروهایی باعثشون شدن

01:11:20.960 --> 01:11:24.240
واقعیت اینه که تو یکی از معدود افرادی هستی که تو اون آپارتمان بودن

01:11:24.320 --> 01:11:27.320
پس میتونی بگی چه حسی بهت داد

01:11:27.400 --> 01:11:31.000
خب بریم قدم اول. میریم داخل؟

01:11:31.080 --> 01:11:32.920
بریم. راهرو.

01:11:40.880 --> 01:11:42.800
چیزی یادت میاد؟

01:11:42.880 --> 01:11:44.960
آره، یه کم

01:11:45.760 --> 01:11:48.040
بیشتر مور مورم میشه اینجا

01:11:49.680 --> 01:11:52.280
- سلام
- سلام

01:11:55.040 --> 01:11:56.640
- آنژکا ماتوشینسکا
- خوشوقتم

01:11:56.720 --> 01:11:58.120
من هم خودمو معرفی میکنم

01:11:58.200 --> 01:12:01.840
- به دل نگیرید
- بله، میفهمم

01:12:01.920 --> 01:12:03.920
- ببخشید
- اشکالی نداره

01:12:04.000 --> 01:12:08.160
- احتمالاً فهمیدی کی نقش کیو بازی میکنه
- آره، فهمیدم

01:12:10.280 --> 01:12:11.840
سلام، من آنا هستم

01:12:11.920 --> 01:12:14.160
جی رادتکه هستم، خوشبختم

01:12:14.240 --> 01:12:16.040
آنا هستم، خوشبختم

01:12:16.120 --> 01:12:19.600
میگن خودکشی کرده

01:12:19.680 --> 01:12:23.520
به خاطر سایکوز سمی

01:12:24.240 --> 01:12:29.600
که به خاطر مصرف بیش از حد مواد اتفاق میفته

01:12:29.680 --> 01:12:31.920
مثل الکل یا کوکائین

01:12:32.000 --> 01:12:35.280
غلظت کوکائین خیلی کم بوده

01:12:35.360 --> 01:12:40.280
در حدی نبوده که باعث سایکوز بشه

01:12:41.040 --> 01:12:43.880
تو فاز ترک هم نبوده

01:12:43.960 --> 01:12:48.960
چون تو بار کوکو یه کم کوکائین مصرف کرده بود

01:12:50.000 --> 01:12:55.320
از نظر سم شناسی نمیشه این اتفاق رو توضیح داد

01:12:55.880 --> 01:12:58.440
یه متخصص سم شناسی نمیتونه بگه

01:12:58.520 --> 01:13:03.200
که یه نفر بعد مصرف مواد خودکشی کرده

01:13:03.280 --> 01:13:05.800
اونم با چاقو

01:13:05.880 --> 01:13:07.600
همچین چیزی امکان نداره

01:13:08.520 --> 01:13:13.520
من باید بگم که نمیتونم این پرونده رو ببندم

01:13:14.040 --> 01:13:16.520
این هم وظیفه یه کارشناسه که بگه:

01:13:16.600 --> 01:13:20.720
آره، نه، یا نمیشه نتیجه‌گیری کرد

01:13:20.800 --> 01:13:26.600
از چت‌های واتساپ که پلیس نشونم داد

01:13:27.120 --> 01:13:33.800
معلومه که احمد خیلی کوک میزنه. واسه پرخاشگری تحت درمان روانپزشکیه

01:13:33.880 --> 01:13:38.760
چطور یه همچین آدم روانی میتونه تو این ماجرا

01:13:38.840 --> 01:13:41.840
به عنوان یه شاهد معتبر حساب بشه؟

01:13:41.920 --> 01:13:47.320
تو همه گزارش‌ها نوشته شده که احمد مشکل مواد داره

01:13:47.960 --> 01:13:50.200
و مشکلات روانی

01:13:50.280 --> 01:13:55.840
ما نمیدونیم موقع حادثه چی تو خونش بوده

01:13:55.920 --> 01:13:59.360
وقتی تحقیقات کامل نبوده

01:13:59.440 --> 01:14:03.920
نمیتونیم با قطعیت نتیجه‌گیری کنیم، همیشه شک باقی میمونه

01:14:05.160 --> 01:14:08.480
پس میتونیم با قطعیت سایکوز سمی رو رد کنیم؟

01:14:08.560 --> 01:14:10.600
منظورم رد کردن خودکشی نیست

01:14:10.680 --> 01:14:13.440
بلکه رد کردن خودکشی تحت تاثیر سایکوز سمی؟

01:14:13.520 --> 01:14:14.480
این سوال از هر دوی شماست

01:14:14.560 --> 01:14:17.480
سخته که قبول کنم

01:14:17.560 --> 01:14:20.320
سایکوز سمی اتفاق افتاده باشه

01:14:20.400 --> 01:14:23.520
هیچ مدرکی وجود نداره که آنتا

01:14:23.600 --> 01:14:28.720
اونقدر الکل، کوکائین یا مواد دیگه مصرف کرده باشه

01:14:28.800 --> 01:14:32.640
که باعث سایکوز سمی شده باشه

01:14:32.720 --> 01:14:37.920
و به همین خاطر، فکر میکنم نمیتونیم این نظریه رو قبول کنیم

01:14:38.000 --> 01:14:42.600
که علت مرگ خودکشی بوده

01:14:44.920 --> 01:14:50.240
به نظر من پلیس اینجا واقعاً اشتباهاتی کرده

01:14:50.320 --> 01:14:55.240
که دیگه نمیشه جبرانش کرد. مثل گربه‌ای که از دم گرفتنش

01:14:55.320 --> 01:14:57.120
و گربه در رفته

01:14:57.200 --> 01:15:01.600
احمد تحت فشار زیادی بود چون زنش فهمیده بود

01:15:01.680 --> 01:15:06.120
درباره رابطه‌ش و از طرف کاترینا هم تحت فشار بود

01:15:06.200 --> 01:15:11.200
و اون شب با هروبی، رفیق کرایچیر

01:15:11.280 --> 01:15:16.880
شام خورده بود و اونجا سر زنش دعواشون شده بود، بعدش رفته بود بار کوکو

01:15:16.960 --> 01:15:19.800
و واسه پرخاشگری تحت درمانه. اینا تو پرونده هست

01:15:26.560 --> 01:15:29.760
پس ما درباره‌ش میدونیم. و همینطور درباره کاترینا، که روانیه

01:15:29.840 --> 01:15:33.880
اینو دوستاش هم تو شهادتشون گفتن، رفتارش اینجوریه

01:15:33.960 --> 01:15:37.520
تو گزارش یوزف کلیما یه شهادتی هم بود

01:15:37.600 --> 01:15:40.880
که احمد ممکنه خبرچین پلیس باشه

01:15:40.960 --> 01:15:44.400
فکر میکنید این موضوع محتمله؟

01:15:46.440 --> 01:15:51.920
نمیشه رد کرد. سوال اینه که خبرچین پلیس یعنی چی

01:15:52.000 --> 01:15:57.080
این مال زمان رژیم قبل بود. ولی الان

01:15:57.160 --> 01:16:02.880
بیشتر یه خبرچین موقت حساب میشه، یعنی

01:16:04.160 --> 01:16:09.360
عکس احمد رو برمیدارم میرم بار کوکو

01:16:09.440 --> 01:16:14.440
و اگه همونجا نکشنت، شاید یکی بهت بگه:

01:16:15.160 --> 01:16:19.920
"آره، احمد، اون اینجا مواد میفروشه. نمیدونم."

01:16:20.000 --> 01:16:24.560
من اون موقع گفتم که این آدم خیلی با نفوذ و پولداره

01:16:24.640 --> 01:16:28.760
این پولا از کجا اومده؟ پلیس اصلاً این چیزا رو بررسی نکرد

01:16:28.840 --> 01:16:32.560
گذشته‌ش تو لبنان رو بررسی نکرد. پس ما نمیدونیم قبلاً کسی رو

01:16:32.640 --> 01:16:37.080
تو لبنان کشته یا نه. ما در واقع هیچی درباره‌ش نمیدونیم

01:16:37.160 --> 01:16:41.840
خانواده تصمیمشون رو گرفتن که قتل بوده

01:16:42.480 --> 01:16:45.000
و هیچکس نمیتونه خلافشو ثابت کنه

01:16:45.080 --> 01:16:50.800
پلیس میگه قتل نبوده و هیچکس نمیتونه خلافشو ثابت کنه

01:16:50.880 --> 01:16:54.520
ولی یه دختر جوون مرده

01:16:54.600 --> 01:16:58.760
و شاید یه قاتل هم این وسط باشه

01:16:58.840 --> 01:17:03.600
اگه صد در صد مطمئن بودین که خودکشی بوده، همونطور که پلیس میگه

01:17:03.680 --> 01:17:07.720
میتونستین تو روی مادر بگین؟

01:17:08.640 --> 01:17:11.960
اگه مدارک نشون میداد

01:17:12.040 --> 01:17:14.280
من بهتون میگفتم

01:17:14.360 --> 01:17:17.080
که به نظر من خودکشی بوده

01:17:24.840 --> 01:17:28.240
ما اینجا چند نفر داریم: آنتا، احمد، کاترینا

01:17:28.320 --> 01:17:32.040
و کارشناس‌های بیومکانیک و پزشکی قانونی

01:17:33.520 --> 01:17:38.720
تو آشپزخونه فقط آنتا میمونه. احمد و کاترینا میرن تو اتاق خواب

01:17:39.720 --> 01:17:42.640
ازتون میخوام چاقو رو دربیارین

01:17:42.720 --> 01:17:46.640
میدونست چاقو کجاست چون اولین بارش نبود که اومده بود اون خونه

01:17:46.720 --> 01:17:52.440
میگیرتش دستش و از احمد که از اتاق خواب برمیگرده آشپزخونه

01:17:53.000 --> 01:17:56.120
میخوام یه لیوان آب بریزه. میاد تو موقعیتی

01:17:56.200 --> 01:18:01.880
که آنتا با دست راستش میخواد سمت چپ سینه‌ش رو بزنه

01:18:02.480 --> 01:18:07.520
داد میزنه: "نه" و شروع میکنه با اون سر چاقو درگیر شدن

01:18:10.240 --> 01:18:13.800
هنوز داره خودشو میزنه، اون سعی میکنه چاقو رو بگیره

01:18:13.880 --> 01:18:16.880
یه لحظه - اینجوری، دستشو میزنه

01:18:18.120 --> 01:18:21.120
و اون هنوز داره برای گرفتن چاقو تلاش میکنه

01:18:21.200 --> 01:18:23.600
چقدر احتمال داره

01:18:23.680 --> 01:18:27.400
که یکی بتونه قلبشو سوراخ کنه

01:18:27.480 --> 01:18:31.480
در حالی که یکی از پشت داره سعی میکنه جلوشو بگیره؟

01:18:31.560 --> 01:18:34.960
- هر دو خم شدن
- اون لحظه خیلی تکون میخوره

01:18:35.040 --> 01:18:39.400
پس بیشتر زخم‌ها باید موقعی ایجاد شده باشن که تکون نمیخورده

01:18:40.200 --> 01:18:45.400
یکی از نظریه‌ها اینه که احمد چاقو رو میگیره و حمله میکنه

01:18:45.480 --> 01:18:47.760
به آنتا که نشسته. به آنتایی که هیچی نمیدونه

01:18:47.840 --> 01:18:50.960
یعنی چاقوی آشپزخونه رو برمیدارین، از پشت میرین سمتش

01:18:51.040 --> 01:18:55.240
و سعی میکنه سمت چپ رو بزنه. احتمالاً قلب رو

01:19:01.880 --> 01:19:06.440
سعی کنید بگیریدش. که نتونه دفاع کنه. و شما دفاع کنید

01:19:08.520 --> 01:19:10.840
دقیقاً، دقیقاً، دقیقاً

01:19:15.960 --> 01:19:20.520
ببینید چطور آنتا سعی میکنه با دستاش دفاع کنه

01:19:20.600 --> 01:19:26.200
اگه اینجوری اتفاق افتاده بود، باید زخم‌های بیشتری روی دست‌ها میدیدیم

01:19:26.280 --> 01:19:28.720
و اگه احمد چاقو رو نگه میداشت، معلوم نیست چطور

01:19:28.800 --> 01:19:31.560
دست راستش زخمی شده

01:19:31.640 --> 01:19:34.600
اگه دفاع میکرد، همونطور که الان دیدیم

01:19:34.680 --> 01:19:38.360
با دستاش خودشو میپوشوند و شاید سعی میکرد چاقو رو بگیره

01:19:38.440 --> 01:19:42.040
پس زخم‌ها باید پراکنده میبود

01:19:42.120 --> 01:19:47.640
و دست‌ها زخمی میشد وقتی سعی میکرد جلوی مهاجم رو بگیره

01:19:47.720 --> 01:19:49.000
اگه این اتفاق میفتاد

01:19:49.080 --> 01:19:51.920
که یه نفر، مثلاً کاترینا

01:19:52.000 --> 01:19:54.600
آنتا رو نگه میداشت، دست‌هاشو میگرفت که نتونه دفاع کنه

01:19:54.680 --> 01:19:57.360
فقط دست‌ها رو میگیری. اینجوری

01:20:12.640 --> 01:20:16.360
دقت کنید که الان احمد چاقو رو عمودی گرفته

01:20:17.640 --> 01:20:21.640
نه افقی. چون از جلو حمله میکنه

01:20:21.720 --> 01:20:25.560
الان چاقو بیشتر افقیه

01:20:25.640 --> 01:20:28.920
که با زخم همخونی داره. این یه نکته‌ست

01:20:29.000 --> 01:20:32.720
تو این حالت هر دو مهاجم باید پشتش باشن

01:20:33.880 --> 01:20:36.960
وقتی درباره سناریوهای دیگه حرف میزنیم

01:20:37.040 --> 01:20:40.840
زخم‌هایی که نشون بده دست‌هاش رو گرفتن نمیبینیم

01:20:40.920 --> 01:20:42.960
باید خیلی محکم میگرفتنش

01:20:43.040 --> 01:20:47.600
چون میبینید، سعی میکرد با خم کردن سر و بالا آوردن پاها دفاع کنه

01:20:47.680 --> 01:20:51.160
این یه واکنش طبیعیه

01:20:51.240 --> 01:20:55.960
سخته بگیم چی باعث کبودی پاش شده

01:20:56.040 --> 01:20:59.040
شاید موقع درگیری به میز یا صندلی خورده

01:20:59.120 --> 01:21:03.120
و پشت سرش موقع افتادن روی زمین زخمی شده

01:21:03.200 --> 01:21:07.080
اون گرفتش و گذاشتش زمین، پس نیفتاده

01:21:07.800 --> 01:21:11.200
میگیم "گذاشته"

01:21:11.880 --> 01:21:14.520
ولی شاید از ارتفاع کم افتاده

01:21:14.600 --> 01:21:19.720
تناقضی بین گفتن "گذاشته" و زخم سر نیست

01:21:20.360 --> 01:21:22.240
وقتی مچ دست یکی بریده شده

01:21:22.320 --> 01:21:27.720
اصلاً میتونه چاقو رو نگه داره و اینقدر محکم خودشو بزنه

01:21:27.800 --> 01:21:31.160
که چاقو از قفسه سینه رد بشه؟

01:21:31.240 --> 01:21:33.480
زخم‌ها نسبتاً سطحی بودن

01:21:33.560 --> 01:21:35.520
بالایی فقط پوست رو بریده بود

01:21:35.600 --> 01:21:39.640
و پایینی تاندون‌ها و رگ‌ها رو پاره نکرده بود

01:21:39.720 --> 01:21:41.920
پس دست هنوز میتونست کار کنه

01:21:42.000 --> 01:21:44.680
هرچند ممکن بود درد داشته باشه

01:21:44.760 --> 01:21:49.120
کی مچش رو برید؟ موقع درگیری وقتی باهاش میجنگید؟

01:21:49.200 --> 01:21:55.160
یا وقتی رفتن بخوابن؟ چون اون میگه یه دقیقه برگشت

01:21:55.240 --> 01:21:59.080
فقط رفت تو اتاق خواب و سریع برگشت

01:21:59.720 --> 01:22:02.320
یعنی دخترم نیم دقیقه تنها بود

01:22:02.400 --> 01:22:06.200
همیشه باید با احتیاط به شهادت‌ها نگاه کنیم

01:22:06.280 --> 01:22:09.240
ممکنه با واقعیت همخونی نداشته باشه

01:22:09.320 --> 01:22:11.680
نمیدونیم واقعاً ۳۰ ثانیه بوده

01:22:12.400 --> 01:22:15.280
۳۰ ثانیه زمان خیلی طولانی‌ایه

01:22:15.360 --> 01:22:18.760
بله، پس... ممکن بوده اتفاق بیفته؟ حتماً

01:22:18.840 --> 01:22:21.760
من نمیدونم کدوم زخم‌ها بعد مرگ بوده و کدوم نبوده

01:22:21.840 --> 01:22:24.080
هیچکس جواب این سوال رو به ما نداد

01:22:24.160 --> 01:22:29.040
من نمیدونم اول ضربه کشنده بوده بعد بقیه

01:22:29.120 --> 01:22:33.480
قلب آسیب زیادی رو تحمل میکنه چون عضو خیلی مهمیه

01:22:33.560 --> 01:22:39.320
وقتی چاقو فقط یه بطن قلب رو سوراخ کرده

01:22:39.400 --> 01:22:44.120
میتونسته خیلی بیشتر از وقتی هر دو بطن سوراخ میشد زنده بمونه

01:22:44.200 --> 01:22:47.120
ممکنه تا دو ساعت دیگه هم زنده مونده باشن؟

01:22:47.200 --> 01:22:50.160
زمان زیادیه، ولی قطعاً ممکنه

01:22:50.240 --> 01:22:54.280
کاملاً میتونم تصور کنم چطور اتفاق افتاده

01:22:54.360 --> 01:22:58.240
اگه نفر سوم طوری حمله کرده که خانم رودوا نتونه دفاع کنه

01:22:58.320 --> 01:23:00.520
اگه کنارش روی زمین زانو زده بودین

01:23:00.600 --> 01:23:03.680
و اون بیهوش بود

01:23:03.760 --> 01:23:07.040
میتونستین این زخم‌ها رو بهش بزنین

01:23:07.120 --> 01:23:11.120
ولی این هنوز زخم‌های افقی رو

01:23:11.200 --> 01:23:14.080
روی سمت داخلی ساعدش توضیح نمیده

01:23:14.160 --> 01:23:17.040
من میتونم این نظریه رو قبول کنم که یکی از سه تا

01:23:17.120 --> 01:23:19.520
زخم کشنده جزو اولین ضربه‌ها بوده

01:23:19.600 --> 01:23:22.720
که البته مهاجم نمیتونسته بدونه

01:23:22.800 --> 01:23:25.400
بعد میتونیم بحث کنیم چرا بقیه سطحی هستن

01:23:25.480 --> 01:23:27.840
احتمالاً بعد از ضربه کشنده

01:23:27.920 --> 01:23:31.080
اینکه کسی خواسته رد گم کنه، من نمیدونم

01:23:31.680 --> 01:23:36.280
اونا مینویسن زخم‌ها سطحی بودن و خونریزی نداشتن

01:23:36.360 --> 01:23:41.320
ولی وقتی به بلوز نگاه میکنم، نمیفهمم

01:23:41.880 --> 01:23:45.720
بلوز خیس خونه، پس به نظر میاد خون زیاده

01:23:45.800 --> 01:23:50.920
روی زمین حداکثر ۲۰ میلی‌لیتره، ولی پخش شده

01:23:51.000 --> 01:23:55.960
بیشتر داخل بدن خونریزی کرده، تو ناحیه ریه‌ها

01:23:56.040 --> 01:24:00.800
بیشتر خون هنوز تو بدنش بود، فقط نه تو رگ‌ها

01:24:01.440 --> 01:24:06.400
مشکل اصلی خون تو قفسه سینه‌ش بود

01:24:07.320 --> 01:24:10.280
اگه کاری میکردن، شاید زنده میموند

01:24:10.360 --> 01:24:12.720
چون یه بطن هنوز کار میکرد

01:24:12.800 --> 01:24:17.600
به هر حال زخم قلبی جدی بود و شانس زنده موندن کم بود

01:24:17.680 --> 01:24:20.560
ولی با درمان پزشکی مناسب بیشتر میشد

01:24:22.400 --> 01:24:25.600
تو بازسازی صحنه زخم‌های دفاعی ایجاد شد

01:24:25.680 --> 01:24:31.480
که اینجا واضح میبینیم، وقتی دنبال چاقو میگشت

01:24:31.560 --> 01:24:34.400
اینجا یه زخم دفاعی دیگه میبینیم

01:24:34.480 --> 01:24:38.360
که تو بازسازی ایجاد شد

01:24:38.440 --> 01:24:42.240
این زخم‌ها وقتی ایجاد میشن که کسی اینجوری دفاع میکنه

01:24:42.760 --> 01:24:46.880
در برابر حمله با چاقو از این جهت

01:24:46.960 --> 01:24:51.200
این تو بازسازی اتفاق افتاد، نه تو واقعیت

01:24:51.280 --> 01:24:55.040
نشونه‌های زیادی هست که خودزنی بوده

01:24:55.120 --> 01:24:59.560
ولی چون اطلاعات کمی داریم

01:25:00.200 --> 01:25:03.280
نمیتونم قتل رو رد کنم

01:25:04.040 --> 01:25:07.920
نمیدونیم خون روی بالکن مال کی بوده

01:25:08.000 --> 01:25:11.600
روی میز یا کابینت آشپزخونه

01:25:11.680 --> 01:25:13.920
مطمئن نیستیم. بررسی نشد

01:25:14.000 --> 01:25:18.560
قلب هم گم شد و موقع کالبدشکافی مجدد در دسترس نبود

01:25:18.640 --> 01:25:22.200
یه سری اشتباهات پشت سر هم بود

01:25:22.280 --> 01:25:26.160
تو پزشکی قانونی هیچوقت نمیتونیم صد در صد مطمئن باشیم

01:25:26.240 --> 01:25:29.480
همیشه یه چیزی از یه چیز دیگه محتمل‌تره

01:25:29.560 --> 01:25:34.200
تو این مورد خاص، خودزنی محتمل‌تره

01:25:34.280 --> 01:25:36.800
مگه اینکه یکی اعتراف کنه

01:25:36.880 --> 01:25:40.040
یا توضیح بهتری بده

01:25:40.120 --> 01:25:43.120
یا آزمایش‌های بیشتری روی نمونه‌ها انجام بشه

01:25:43.200 --> 01:25:48.000
یا مثلاً معلوم بشه که زیر ناخن‌هاش دی‌ان‌ای غریبه بوده...

01:25:48.080 --> 01:25:53.480
همچین چیزایی میتونه نظر منو عوض کنه

01:25:56.680 --> 01:25:59.240
و چرا این نمونه‌ها گرفته نشد؟

01:26:01.400 --> 01:26:06.920
در واقع نتیجه‌گیری کارشناس‌ها اینه که از نظر بیومکانیک

01:26:07.000 --> 01:26:10.080
و از نظر پاتولوژی

01:26:10.160 --> 01:26:13.560
این امکان هست که دخترم خودش این کارو کرده باشه

01:26:13.640 --> 01:26:20.040
از نظر روانشناسی و سم‌شناسی، سایکوز سمی کاملاً رد شده

01:26:21.080 --> 01:26:26.480
دخترم کاملاً سالم بود. واسه همینه که همه ما رو شوکه کرد

01:26:26.560 --> 01:26:30.440
اونجا چه اتفاقی افتاده؟ ولی همه موافقن که

01:26:30.520 --> 01:26:36.520
روند پلیس اشتباه بوده و به خاطر همینه که نمی‌دونیم چی شده

01:26:38.280 --> 01:26:42.200
اشتباه پیش میاد، اونا هم آدمن، طبیعتاً

01:26:42.280 --> 01:26:48.280
آدمن و مهم اینه که اشتباهات کوچیک باشن. نه اینقدر بزرگ

01:26:48.360 --> 01:26:50.600
نه تو مسائل اساسی

01:26:52.240 --> 01:26:55.320
و اینجا به نظر من اشتباهات تو مسائل اساسی بود

01:26:55.400 --> 01:27:01.080
مخصوصاً اینکه کسی روش کار کرد که بلد نبود

01:27:03.880 --> 01:27:06.400
شما اشتباه کردین. اشتباهتون این بود که...

01:27:06.480 --> 01:27:10.360
و به خاطر همینه که ما امروز نمی‌تونیم حقیقت رو بفهمیم

01:27:10.440 --> 01:27:15.240
من اصلاً نمی‌فهمم چطور همه اینا اینجوری پیش رفت

01:27:16.040 --> 01:27:21.240
من نمی‌تونم بگم خودکشی بوده یا قتل

01:27:21.760 --> 01:27:23.560
پس کی می‌تونه بگه؟

01:27:24.320 --> 01:27:26.720
می‌ترسم هیچکس نتونه

01:27:28.280 --> 01:27:31.600
پلیس معمولاً عذرخواهی نمی‌کنه

01:27:31.680 --> 01:27:35.600
ولی به نظر من این نقص‌ها تقصیر پلیسه

01:27:47.760 --> 01:27:51.120
اسم من میروسلاو کروتینا هست، من وکیلم

01:27:54.000 --> 01:27:56.200
اگه بخوام درباره گزارش‌های جدید کارشناسی نظر بدم

01:27:56.280 --> 01:27:59.920
که توسط متخصصین خارجی تهیه شده

01:28:00.000 --> 01:28:05.160
گزارش روانشناسی تناقض ایجاد می‌کنه و نشون میده

01:28:05.240 --> 01:28:09.400
که مسمومیت آنتا

01:28:09.480 --> 01:28:13.480
خیلی بعیده که دلیل مرگش باشه

01:28:14.840 --> 01:28:18.080
کاری که الان داریم می‌کنیم برای اینه که فراموش نشه

01:28:18.160 --> 01:28:22.240
و اگه امروز خیلی‌ها با نتیجه موافق نیستن

01:28:22.320 --> 01:28:26.680
پس در واقع ما به رسانه‌ها نیاز داریم

01:28:26.760 --> 01:28:31.320
تا نشون بدن که اشتباهات میتونن رخ بدن، چه عمدی چه غیرعمدی

01:28:31.400 --> 01:28:34.680
و این باعث میشه مردم فکر کنن، و ممکنه

01:28:34.760 --> 01:28:39.320
که اطلاعات جدیدی از طریق پوشش رسانه‌ای پیدا بشه

01:28:39.400 --> 01:28:43.560
و هر منبع اطلاعاتی که باعث بشه خانم رودوا

01:28:43.640 --> 01:28:46.720
یه روزی جوابش رو بگیره

01:28:46.800 --> 01:28:49.880
من فکر می‌کنم اون سایکوز داشت

01:28:49.960 --> 01:28:52.280
مگه آدم با نفوذیه یا چی؟

01:28:52.360 --> 01:28:55.120
هیچکس نمی‌دونه تو لبنان چیکار می‌کرد

01:28:55.200 --> 01:28:59.320
و الان فرار کرده، اونجاست و ما هیچ راهی نداریم

01:28:59.400 --> 01:29:04.040
که استردادش کنیم، و به پنج سال حبس محکوم شده

01:29:06.920 --> 01:29:11.840
من مادری رو نمی‌شناسم که با مرگ بچه‌ش کنار اومده باشه

01:29:13.320 --> 01:29:17.960
هیچوقت نمی‌پذیرن که بچه‌شون تصمیم گرفته یا تو موقعیتی قرار گرفته

01:29:18.040 --> 01:29:21.600
که خودش رو کشته یا باعث مرگ خودش شده

01:29:21.680 --> 01:29:25.200
اینجوریه که ما به بچه‌هامون اعتماد داریم و ازشون محافظت می‌کنیم

01:29:25.280 --> 01:29:30.040
ولی وقتی به شرایط عینی اطراف نگاه می‌کنید

01:29:30.120 --> 01:29:36.200
می‌دونیم که مادر ممکنه تصور اشتباهی از دخترش داشته باشه

01:29:37.320 --> 01:29:39.120
این قطعیه

01:29:41.560 --> 01:29:46.760
مشترک مورد نظر در دسترس نیست. لطفاً بعداً تماس بگیرید

01:29:46.840 --> 01:29:51.080
مشترک مورد نظر در دسترس نیست. بعداً تماس بگیرید

01:29:51.160 --> 01:29:55.160
یاکوب دوست پسر دخترم بود که باهاش دومینیکن بود

01:29:56.840 --> 01:29:59.600
چرا هیچکس نمی‌خواد درباره آنتا حرف بزنه؟

01:30:00.360 --> 01:30:05.080
چرا پنج بار با دوستاش تماس گرفتیم و هیچکدوم نیومدن؟

01:30:05.960 --> 01:30:08.520
با پدر آنتا تماس گرفتیم و باهامون ملاقات کرد

01:30:08.600 --> 01:30:12.280
ما درباره فیلم بهش گفتیم و حتی یک کلمه هم نگفت

01:30:14.600 --> 01:30:20.120
چرا پلیس‌ها نمی‌خوان حرف بزنن؟ هیچکس نمی‌خواد درباره آنتا حرف بزنه

01:30:20.200 --> 01:30:22.000
فقط مادرش

01:30:22.520 --> 01:30:26.600
با یاکوب، دوست پسر سابق آنتا، قرار ملاقات داشتیم

01:30:26.680 --> 01:30:31.480
یک ساعت قبل از قرار با هم حرف زدیم ولی نیومد سر قرار

01:30:31.560 --> 01:30:36.360
بعدش شماره‌ش رو عوض کرد و از روی زمین غیب شد

01:30:37.080 --> 01:30:40.480
از دفتر ثبت شرکت‌ها و کسب و کار ناپدید شد

01:30:40.560 --> 01:30:45.240
سه تا آدرسی که قرار بود اونجا زندگی کنه رو گشتیم. هیچ جا نیست

01:30:48.000 --> 01:30:50.040
نمی‌دونم چرا. مردم می‌ترسن؟

01:30:50.120 --> 01:30:54.520
از پلیس می‌ترسن؟ می‌ترسن که آنتا واقعاً خودکشی کرده باشه؟

01:30:54.600 --> 01:30:58.760
و نمی‌خوان مادرش رو ناراحت کنن؟ می‌ترسن که یکی کشته باشدش

01:30:58.840 --> 01:31:02.520
و در نتیجه از مافیا می‌ترسن؟ نمی‌دونم

01:31:03.120 --> 01:31:09.600
تنها چیزی که می‌دونم اینه که هیچکس نمی‌خواد جلوی دوربین بیاد و حرف بزنه

01:31:31.120 --> 01:31:35.280
بیست و چهارم دسامبر ۲۰۲۳ هست

01:31:36.160 --> 01:31:39.120
و از همین درها

01:31:39.200 --> 01:31:43.240
احمد اومد داخل که ورزش کنه

01:31:44.800 --> 01:31:47.920
تو آلبرت دیدمش، چون اومد پیشم

01:31:48.000 --> 01:31:52.520
پرسید میرم صندوق و من برگشتم و مستقیم تو صورتش نگاه کردم

01:31:52.600 --> 01:31:56.760
پس الان داریم تصمیم می‌گیریم چیکار کنیم

01:32:00.520 --> 01:32:02.480
اوناهاش، احمده

01:32:13.720 --> 01:32:16.760
ببخشید، شما احمد هستید؟

01:32:18.640 --> 01:32:20.560
چرا می‌پرسید؟

01:32:20.640 --> 01:32:22.480
من شما رو از یه پرونده یادمه

01:32:22.560 --> 01:32:25.640
- ببخشید؟ شما کی هستید؟
- ما فیلمسازیم

01:32:26.280 --> 01:32:30.000
- فیلمساز؟
- ما فیلمسازیم

01:32:30.080 --> 01:32:31.760
داریم یه پرونده رو فیلم می‌کنیم

01:32:31.840 --> 01:32:34.600
میشه با هم یه قهوه بخوریم؟

01:32:36.320 --> 01:32:38.480
- نه
- فقط قهوه. می‌شینیم

01:32:38.560 --> 01:32:39.840
فقط همین، باور کنید

01:32:39.920 --> 01:32:42.080
این بهترین اتفاقیه که امروز براتون می‌تونه بیفته

01:32:42.160 --> 01:32:47.120
ما فیلمسازیم. داریم فیلمی درباره آنتا رودووا می‌سازیم

01:32:47.200 --> 01:32:50.560
حتماً وقتی گفتیم مستندساز هستیم فهمیدید

01:32:50.640 --> 01:32:56.040
من دیگه انداختمش پشت سرم

01:32:56.120 --> 01:33:02.840
یه دختر جونش رو گرفت، جلوی چشمای من مُرد

01:33:02.920 --> 01:33:07.880
جلوی چشمای من خودکشی کرد

01:33:07.960 --> 01:33:13.360
خیلی اذیت می‌کنه. وقتی یادم میاد و همش بهش فکر می‌کنم

01:33:14.120 --> 01:33:17.480
من بعدش از همه این چیزا دور شدم

01:33:18.240 --> 01:33:20.200
بچه‌هام رو هم اذیت کرد

01:33:20.280 --> 01:33:23.920
من... این زندگیم رو نابود کرد

01:33:25.400 --> 01:33:30.440
هزار بار گفتم. پلیس سه بار تحقیق کرد

01:33:32.920 --> 01:33:35.080
به نظرتون چرا آنتا مُرد؟

01:33:35.160 --> 01:33:38.320
نمی‌دونم. نمی‌دونم

01:33:39.120 --> 01:33:41.640
با کاترینا در تماس نیستید؟

01:33:41.720 --> 01:33:47.400
نه. من ۵ سال نبودم. تو لبنان به خاطر...

01:33:48.240 --> 01:33:52.280
مادرم مریض بود. بعدش کووید

01:33:52.360 --> 01:33:54.320
بعد برگشتم اینجا

01:33:54.400 --> 01:33:58.000
بچه‌هام اینجان

01:33:58.560 --> 01:34:03.160
هر کاری شما بکنید، علیه من خواهد بود

01:34:03.240 --> 01:34:05.280
چون من یه خارجی‌ام

01:34:06.600 --> 01:34:11.920
اگه من این کار رو علیه شما می‌کردم و هیچ مدرکی نداشتم

01:34:12.560 --> 01:34:15.200
چطور می‌تونستم پیش خودم توجیهش کنم؟

01:34:17.360 --> 01:34:18.560
باشه

01:34:18.640 --> 01:34:20.800
حتماً فکراتون رو بکنید

01:34:22.200 --> 01:34:26.200
من خیلی خوشحال میشم اگه بتونیم با هم صحبت کنیم

01:34:26.280 --> 01:34:29.240
باشه. فکر می‌کنم

01:34:29.320 --> 01:34:32.880
میشه راه تماس باهاتون داشته باشیم؟

01:34:32.960 --> 01:34:39.360
فعلاً نه، ولی اگه اجازه بدید، بعداً تماس می‌گیرم

01:34:40.120 --> 01:34:42.480
- ممنون
- خبرتون می‌کنم

01:34:45.280 --> 01:34:47.320
خب، چی میشه گفت، دیگه

01:34:48.240 --> 01:34:53.080
ما بیشتر از این نمی‌تونستیم بکنیم. به نظر من یکی اینجوری می‌خواست

01:34:53.160 --> 01:34:55.320
هر کی هر جور می‌خواد برداشت کنه

01:34:55.400 --> 01:34:58.320
این همه چیزیه که من می‌تونم بگم

01:35:06.200 --> 01:35:10.360
مهلت قانونی هنوز ۱۰ سال دیگه هست، پس هنوز ۱۰ سال وقت دارم

01:35:10.440 --> 01:35:15.880
که اگه پلیس کاری نمی‌کنه و نخواهد کرد، خودم تحقیق کنم

01:35:16.680 --> 01:35:18.520
پس هنوز ۱۰ سال دارم

01:35:19.200 --> 01:35:22.320
یعنی... زندگیش رو برنمی‌گردونه

01:35:22.880 --> 01:35:25.240
ولی من حقیقت رو می‌فهمیدم

01:35:26.000 --> 01:35:28.760
برام راحت‌تر می‌شد

01:35:28.840 --> 01:35:32.000
زندگیش رو که دیگه برنمی‌گردونه

01:35:32.080 --> 01:35:34.600
دیگه هیچ کاری نمیشه کرد

01:35:34.680 --> 01:35:37.720
ولی من می‌تونستم بهتر زندگی کنم

01:35:39.080 --> 01:35:40.600
یعنی با آرامش

01:35:45.440 --> 01:35:48.760
نگاه کردن به قبر بچه خودت

01:35:48.840 --> 01:35:52.160
بدترین چیزیه که ممکنه باشه

01:35:52.240 --> 01:35:56.240
من همش به این فکر می‌کنم که اونجا چی شد

01:35:56.800 --> 01:35:59.800
نه ساله دارم تئوری می‌سازم که چرا این اتفاق افتاد

01:35:59.880 --> 01:36:03.600
من دخترم رو دوست داشتم. تنها دخترم بود

01:36:03.680 --> 01:36:06.600
و زندگی بااین موضوع واقعاً سخته

01:36:08.560 --> 01:36:10.360
خیلی لعنتی سخته

01:37:23.040 --> 01:37:25.600
پس بیاید دوباره بازش کنیم

01:37:25.624 --> 01:37:37.624
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام زرفيلم ::..
.:: Telegram: @zarfilmz ::.
.:: Instagram: @ZarFilm_Com ::.

01:37:37.648 --> 01:37:49.648
زرفيلم
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.ZarFilm.com ::.
