WEBVTT

00:00.480 --> 00:03.080
‫[این مستند به بررسی
‫وقایع غم‌انگیز 11 سپتامبر 2001 می‌پردازد.]

00:03.080 --> 00:06.080
‫[این مستند شامل تصاویر گرافیکی،
‫مصاحبه‌های احساسی، توصیفاتی از خشونت...]

00:06.120 --> 00:09.200
‫[ویرانی و تلفات جانی است که
‫ممکن است برای برخی از بینندگان آزاردهنده باشد.]

00:09.240 --> 00:12.640
‫[این محتوا منعکس‌کننده‌ی تأثیر عمیق
‫بر افرادی است که به‌طور مستقیم درگیر بودند...]

00:12.640 --> 00:15.040
‫[و تأثیرات ماندگار آن بر بازماندگان،
‫خانواده‌ها و جوامع را منعکس می‌کند.]

00:23.400 --> 00:28.400
وبسایت دوستی ها تقدیم میکند

00:28.640 --> 00:31.560
‫[مرگ سوار بر اسب می‌تازد]
‫[حمله‌ی 1000 هواپیما]

01:12.560 --> 01:20.560
‫[11 سپتامبر]
‫[روزی که جهان از حرکت ایستاد]

01:55.160 --> 01:57.240
‫مثل روزهای دیگر شروع شد.

01:58.520 --> 02:01.040
‫خورشید بر فراز نیویورک طلوع کرد،

02:01.040 --> 02:03.400
‫و اولین نورش را
‫روی شهر پرجنب‌وجوشی انداخت.

02:04.040 --> 02:06.680
‫شهری با 9 میلیون نفر جمعیت
‫که روال زندگی مردمانش...

02:06.680 --> 02:08.840
‫مانند نفس کشیدن در هم تنیده شده است.

02:12.600 --> 02:14.960
‫جهان با جریان زندگی زنده بود.

02:15.320 --> 02:17.200
‫والدین با عجله بچه‌هایشان را
‫برای مدرسه آماده می‌کردند،

02:17.200 --> 02:20.240
‫کارمندان به سمت
‫ساختمان‌های بلند در حرکت بودند،

02:20.240 --> 02:25.640
‫مسافران روی صندلی‌هایشان
‫می‌نشستند، کمربندهای خود را

02:25.640 --> 02:27.880
‫برای پروازهایی که آن‌ها را
‫به آن سوی کشور می‌برد، می‌بستند.

02:29.960 --> 02:33.240
‫اینجا مردم در تابلوفرش شهری که هرگز
‫از حرکت بازنمی‌ایستاد،

02:33.560 --> 02:36.880
‫رؤیاها و آینده‌ی خود را
‫گرد هم می‌آوردند.

02:47.480 --> 02:49.560
‫همان‌طور که نور صبح
‫ساختمان‌ها و خیابان‌ها را

02:49.560 --> 02:52.600
‫با رنگ‌های گرم رنگ‌آمیزی می‌کرد،
‫زندگی‌ها در سایه‌ی برج‌های نمادین نیویورک...

02:52.600 --> 02:56.760
‫که یادآور ارتفاعاتی است که آدمی می‌توانست
‫به آن برسد، تلاقی می‌کردند.

02:58.200 --> 03:01.480
‫در زیر آن‌ها،
‫شریان‌های شهر با انرژی می‌تپند،

03:01.720 --> 03:04.720
‫موزائیکی پرجنب‌وجوش از زبان‌ها،
‫فرهنگ‌ها و داستان‌هایی که با هم

03:04.720 --> 03:08.720
‫در تاروپود مکانی مورد تحسین در سراسر جهان
‫تنیده شده‌اند.

03:11.880 --> 03:13.840
‫اما این یک روز عادی نبود.

03:14.360 --> 03:18.480
‫در یک لحظه، این ریتم شکسته می‌شود
‫و همه‌چیز تغییر می‌کند.

03:19.400 --> 03:23.360
‫این داستان آن روزِ نیویورک
‫و زندگی‌هایی است که در پی آن

03:23.360 --> 03:24.800
‫برای همیشه تغییر کردند.

03:30.520 --> 03:34.480
‫ساعت 8 صبحه در سالزبری، کارولینای شمالی،
‫7 صبحه در شیکاگو، 5 صبحه در...

03:34.480 --> 03:36.600
‫شهرستان کالاوراس کالیفرنیا
‫و اخبار اینجا...

03:36.600 --> 03:39.560
‫در 11 سپتامبر روز سه‌شنبه در حال ساخته.

03:39.560 --> 03:43.760
‫برای دومین بار در دو هفته‌ی گذشته، آمریکا یک هواپیمای جاسوسی بدون سرنشین را بر فراز عراق از دست داد.

03:43.760 --> 03:45.640
‫مطمئناً برات ظاهر جدیدیه.

03:45.640 --> 03:46.760
‫قصدت چیه؟

03:47.120 --> 03:48.200
‫قصدم چیه؟

03:48.200 --> 03:53.000
‫جمهوری دموکراتیک کنگو، سه سال،
‫دو‌ونیم میلیون تلفات.

03:53.560 --> 03:55.160
‫گفتیم بهتره که بدونید.

04:01.800 --> 04:05.800
‫می‌خوایم اون‌چه که می‌دونیم رو بهتون بگیم،
‫ولی همین الان گزارشی به دستمون رسیده.

04:05.800 --> 04:11.080
‫اون کاملاً شگفت‌انگیزترین مردی بود که
‫آمریکا تا حالا ساخته بود.

04:11.200 --> 04:13.760
‫خیلی‌خب. مجبورم حرف‌تون رو قطع کنم.

04:14.120 --> 04:15.360
‫ریچارد هک، خیلی ازت ممنونم.

04:15.360 --> 04:16.680
‫خیلی ممنونیم.
‫اسم کتاب «هیوز»ـه.

04:16.680 --> 04:20.280
‫الان پخش زنده صورت می‌گیره
‫و می‌خوایم تصویر مرکز تجارت جهانی رو

04:20.280 --> 04:23.720
‫بهتون نشون بدیم، تصویر رو داریم؟

04:24.000 --> 04:25.240
‫نه، نداریم.

04:26.320 --> 04:28.000
‫ولی داستان شوکه‌کننده‌ای براتون داریم.

04:28.000 --> 04:29.640
‫به‌زودی برمی‌گردیم.

04:29.640 --> 04:31.200
‫امروز در ان‌بی‌سی
‫در خدمت‌تون هستیم.

04:38.240 --> 04:40.160
‫امریکن 11، بوستون.

04:43.960 --> 04:47.880
‫امریکن 11، امریکن در فرکانس،
‫صدام رو داری؟

04:53.200 --> 04:54.720
‫آدام هستم.

04:54.960 --> 04:55.560
‫اینجا بوستونه.

04:55.560 --> 04:57.600
‫به امریکن گفتم 20 درجه به سمت چپ بچرخه
‫و می‌خواستم فرمان صعود بدم.

04:57.600 --> 04:59.240
‫الان جوابم رو نمی‌ده.

04:59.520 --> 05:01.040
‫به نظر میاد داره به سمت راست می‌پیچه.

05:01.040 --> 05:02.360
‫آره، 20 درجه به راست چرخید.

05:02.360 --> 05:06.680
‫- اوه، باشه.
‫- و فکر کنم داره به 29 می‌رسه.

05:07.520 --> 05:11.200
‫[ساعت 8:19 صبح: بتی اونگ، مهماندار هواپیمای
‫پرواز 11 امریکن ایرلاینز از بوستون به لس آنجلس،]

05:11.240 --> 05:14.840
‫[با عوامل رزرو امریکن ایرلاینز در دفتر رزرو
‫جنوب شرقی در «کاری» کارولینای شمالی صحبت می‌کند.]

05:14.880 --> 05:17.680
‫شماره 3 در عقب،
‫کابین خلبان جواب نمیده.

05:17.680 --> 05:19.720
‫فردی در درجۀ تجاری چاقو خورده.

05:20.160 --> 05:23.120
‫و فکر کنم گاز اشک‌آور زدن که
‫نمی‌تونیم نفس بکشیم.

05:23.120 --> 05:23.840
‫نمی‌دونم.

05:23.840 --> 05:25.120
‫فکر کنم دارن ما رو می‌دزدن.

05:25.120 --> 05:26.640
‫کدوم پرواز هستین؟

05:26.960 --> 05:27.960
‫پرواز 12.

05:29.040 --> 05:30.600
‫و کدوم صندلی هستید؟

05:33.960 --> 05:35.200
‫خانم، اونجایید؟

05:36.520 --> 05:37.520
‫بله.

05:37.920 --> 05:40.000
‫کدوم صندلی هستید؟

05:42.600 --> 05:44.240
‫خانم، کدوم صندلی هستید؟

05:45.040 --> 05:46.520
‫تازه بوستون رو ترک کردیم.

05:46.520 --> 05:47.600
‫توی هواییم.

05:47.600 --> 05:51.400
‫قراره بریم لس آنجلس.
‫و کابین خلبان گوشی رو جواب نمیده.

05:51.400 --> 05:52.960
‫باشه، ولی شما روی کدوم صندلی نشستید؟

05:52.960 --> 05:54.440
‫شماره‌ی صندلی‌تون چنده؟

05:55.080 --> 05:56.960
‫من الان روی صندلی تاشو نشستم.

05:56.960 --> 05:58.520
‫- باشه.
‫- شماره‌ی 3آر.

05:59.480 --> 06:01.200
‫خیلی‌خب، شما مهماندار هستید؟

06:05.240 --> 06:08.120
‫عذر می‌خوام، گفتید که
‫مهماندار هواپیما هستید؟

06:09.360 --> 06:10.000
‫الو؟

06:10.000 --> 06:11.960
‫بله، اسم‌تون چیه؟

06:12.400 --> 06:13.640
‫باید بلندتر صحبت کنید.

06:13.640 --> 06:14.440
‫صداتون رو نمی‌شنوم.

06:14.440 --> 06:16.000
‫حتماً، اسم‌تون چیه؟

06:16.280 --> 06:17.920
‫باشه، من بتی اونگ هستم.

06:18.120 --> 06:20.440
‫شماره‌ی 3 پرواز 11 هستم.

06:20.760 --> 06:21.760
‫باشه.

06:23.360 --> 06:26.160
‫و کابین خلبان
‫گوشی رو جواب نمیده.

06:26.840 --> 06:29.000
‫و یکی در درجۀ تجاری چاقو خورده.

06:29.000 --> 06:31.160
‫و ما نمی‌تونیم در درجۀ تجاری نفس بکشیم.

06:31.160 --> 06:32.760
‫یکی گاز اشک‌آور یا همچین چیزی زده.

06:32.880 --> 06:35.960
‫شماره 1 و شماره 5 ما چاقو خورده.

06:38.000 --> 06:41.640
‫کسی می‌تونه به کابین خلبان بره؟

06:43.760 --> 06:45.360
‫حتی نمی‌تونیم به کابین خلبان بریم.

06:45.360 --> 06:46.920
‫نمی‌دونیم کی اونجاست.

06:47.240 --> 06:48.600
‫هنوز پشت خطید؟

06:48.600 --> 06:50.120
‫آره، هنوز پشت خطیم.

06:50.120 --> 06:51.120
‫باشه.

06:51.120 --> 06:53.040
‫منم قطع نمی‌کنم.

06:53.040 --> 06:54.080
‫باشه.

06:54.120 --> 06:56.880
‫با کس دیگه‌‌ای تماس نگرفتید؟

06:57.440 --> 06:58.440
‫نه.

06:58.600 --> 07:01.680
‫یکی داره به تیم پزشکی زنگ می‌زنه
‫و ما نمی‌تونیم...

07:01.720 --> 07:04.000
‫[ساعت 8:21 صبح، یک متخصصِ
‫عملیات خطوط هوایی آمریکایی، نیدیا گونزالس،]

07:04.040 --> 07:06.240
‫[مکالمه‌اش با بتی اونگ را که خدمه
‫و خلبان چاقو خورده‌اند را نقل می‌کند.]

07:06.280 --> 07:09.320
‫خط اضطراری امریکن ایرلاینز،
‫موقعیت اضطراری‌تون رو اعلام کنید.

07:09.680 --> 07:11.560
‫سلام، از «نیتد امریکن ایرلاینز»
‫تماس گرفتیم.

07:11.560 --> 07:13.920
‫تماسی رو زیر نظر دارم که در اون پرواز 11،

07:13.920 --> 07:16.920
‫مهماندار هواپیما به نمایندگان‌مون
‫اطلاع میده که

07:16.920 --> 07:19.200
‫خلبان، تمامی افراد چاقو خوردن.

07:19.200 --> 07:21.040
‫30-مانا، 0-4-7-6.

07:21.080 --> 07:23.360
‫[8:24 صبح، یک کنترلگر اف‌اِی‌اِی بوستون
‫صدای رباینده‌ی امریکن 11 را می‌شنود.]

07:23.400 --> 07:25.560
‫آیا امریکن 11 تلاش داره تماس بگیره؟

07:25.720 --> 07:29.880
‫رفیق، ما چند تا هواپیما داریم.

07:30.160 --> 07:32.040
‫اگه سروساکت بمونید، چیزی‌تون نمی‌شه.

07:32.040 --> 07:33.320
‫داریم به سمت فرودگاه حرکت می‌کنیم.

07:34.160 --> 07:36.520
‫15-7-4-0 داره به سمت همپتون میره.

07:37.040 --> 07:39.080
‫و چه کسی باهام تماس گرفته؟

07:45.480 --> 07:47.400
‫امریکن 11، سعی دارید ارتباط برقرار کنید؟

07:47.760 --> 07:48.880
‫بی‌حرکت.

07:48.880 --> 07:50.480
‫همه‌چی درست می‌شه.

07:51.160 --> 07:55.200
‫اگه اون سعی کنه کاری انجام بده،
‫به خودش و هواپیما آسیب می‌زنه.

07:55.560 --> 07:56.760
‫فقط ساکت بمونید.

07:56.800 --> 07:59.400
‫[8:37 صبح، یک کنترل‌کننده‌ی ترافیک هوایی
‫به نام جوزف کوپر به فرماندهی دفاعِ...]

07:59.400 --> 08:02.000
‫[هوافضای آمریکای شمالی در مورد
‫مظنون بودن به ربایش امریکن 11 هشدار می‌دهد.]

08:02.120 --> 08:03.760
‫سلام، بوستون سنتر، تی‌ام‌یو.

08:03.760 --> 08:05.200
‫یه مشکلی داریم.

08:05.200 --> 08:07.720
‫یه هواپیمای ربوده‌شده داریم که
‫داره به سمتِ...

08:07.720 --> 08:12.160
‫نیویورک میره و ازتون می‌خوایم که...
‫به یکی نیاز داریم که چند تا اف16

08:12.160 --> 08:13.280
‫یا یه چیزی بفرسته.

08:13.280 --> 08:14.400
‫کمک‌مون کنید.

08:14.440 --> 08:19.320
‫[فیلم 11 سپتامبر جولز نادت]

08:20.840 --> 08:22.080
‫اوه لعنتی!

08:27.320 --> 08:29.000
‫اوه لعنتی!

08:32.120 --> 08:33.120
‫لعنتی!

08:43.880 --> 08:46.440
‫«برج کندی» گزارش میده...
‫جدی می‌گی؟

08:46.600 --> 08:49.280
‫برج کندی گزارش میده که در مرکز تجارت جهانی

08:49.800 --> 08:52.000
‫آتش‌سوزی شده.

08:53.840 --> 08:56.840
‫و در همین منطقه
‫هواپیما رو گم کردیم.

08:57.720 --> 09:00.080
‫اوه، لعنتی!

09:00.120 --> 09:01.320
‫[فیلم 11 سپتامبر جاشوا گود]

09:01.360 --> 09:03.880
‫اوه، لعنتی!

09:10.520 --> 09:11.520
‫اوه، خدای من!

09:11.520 --> 09:12.600
‫اوه، لعنتی!

09:14.280 --> 09:16.320
‫اوه، خدای من!

09:16.520 --> 09:17.320
‫اوه، لعنتی!

09:17.320 --> 09:18.640
‫اوه، خدای من!

09:19.200 --> 09:21.360
‫- اوه، لعنتی!
‫- اوه خدای من!

09:30.000 --> 09:32.600
‫مشخصه پخش زنده‌ای که
‫شاهدش هستید...

09:32.600 --> 09:34.560
‫صحنه‌ی خیلی ناراحت‌کننده‌ای است.

09:34.560 --> 09:36.120
‫اینجا مرکز تجارت جهانی است.

09:36.400 --> 09:40.560
‫به نظر می‌رسد هواپیمایی
‫به مرکز تجارت جهانی در نیویورک برخورد کرده است.

09:52.080 --> 09:55.360
‫8:46 صبح، پنج هواپیمارُبا عمداً...

09:55.360 --> 09:59.240
‫پرواز شماره‌ی 11 امریکن ایرلاینز را
‫به برج شمالی مرکز تجارت جهانی می‌کوبند.

10:05.280 --> 10:07.360
‫غافل از اینکه چه اتفاقی در شرف وقوع بود،

10:07.360 --> 10:09.840
‫100 فرد بی‌گناه در کنفرانس رستورانِ...

10:09.840 --> 10:12.880
‫«پنجره‌هایی به جهان»
‫واقع در بالای برج شمالی شرکت کرده بودند.

10:14.240 --> 10:17.000
‫در میان آن‌ها کریستوفر هانلی 31 ساله بود

10:17.000 --> 10:19.240
‫که یکی از اولین تماس‌های ثبت‌شده را

10:19.240 --> 10:22.040
‫با اورژانس 911 در آن روز برقرار کرد.

10:22.680 --> 10:26.920
‫آره، سلام.

10:27.160 --> 10:30.200
‫من طبقه‌ی 106 مرکز تجارت جهانی هستم.

10:30.200 --> 10:31.480
‫انفجار شده.

10:31.480 --> 10:32.840
‫طبقه‌ی 106؟

10:32.960 --> 10:33.960
‫آره.

10:34.360 --> 10:35.760
‫طبقه‌ی 106، باشه.

10:36.280 --> 10:39.880
‫همه‌جا دوده و اوضاع خیلی بده.

10:40.200 --> 10:41.720
‫نمی‌تونیم از پله‌ها بریم پایین.

10:41.720 --> 10:42.440
‫خیلی‌خب.

10:42.440 --> 10:44.120
‫حدود 100 نفر این بالاییم.

10:44.120 --> 10:45.400
‫اونجا رو ترک نکنید، باشه؟

10:45.400 --> 10:48.160
‫توی ساختمون
‫آتیش‌سوزی یا انفجار شده.

10:48.280 --> 10:50.320
‫خیلی‌خب، می‌خوام
‫همون‌جایی که هستید بمونید.

10:50.320 --> 10:51.800
‫- آره.
‫- خیلی‌خب، ما اونجاییم.

10:51.800 --> 10:52.760
‫داریم میایم پیش‌تون.

10:52.760 --> 10:55.600
‫داره از پنجره‌ها دود میاد بیرون...

10:55.600 --> 10:57.080
‫باشه، ما داریم میایم.

10:57.080 --> 10:58.280
‫منتظر بمونید.

10:58.280 --> 10:59.440
‫باشه، منتظر بمونید.

10:59.440 --> 11:00.400
‫ما داریم میایم.

11:00.400 --> 11:01.880
‫باشه، خواهش می‌کنم عجله کنید.

11:05.080 --> 11:08.000
‫بدون هیچ تهدید قبلی
‫یا هشدار اطلاعات امنیتی دولتی،

11:08.000 --> 11:11.160
‫حمله‌ی تروریستی غیرمنتظره بود،
‫بنابراین...

11:11.160 --> 11:13.600
‫اتفاق نظر در خارج و داخل بر این بود که

11:13.600 --> 11:17.480
‫انفجار غیرقابل توضیحی
‫برج شمالی را لرزانده است.

11:19.360 --> 11:22.200
‫حقیقت وحشیانه این بود که
‫پرواز شماره‌ی 11 امریکن ایرلاینز،

11:22.200 --> 11:25.760
‫در حالی که با سرعت بیش از
‫460 مایل بر ساعت حرکت می‌کرد،

11:25.760 --> 11:27.760
‫به نمای شمالی ساختمان برخورد کرد

11:27.760 --> 11:30.560
‫و شکافی فاجعه‌بار در برج مرکز تجارت جهانی

11:30.560 --> 11:34.280
‫بین طبقات 93 و 99 ایجاد کرد.

11:37.160 --> 11:39.920
‫مسیر پرواز 11 درست به
‫مرکز برج شمالی رسید

11:39.920 --> 11:42.280
‫و در طی این فرآیند...

11:42.280 --> 11:44.160
‫از میان سه راه‌پله عبور کرد.

11:45.680 --> 11:49.040
‫بالاتر از نقطه‌ی برخورد در طبقه‌ی 93،

11:49.040 --> 11:51.360
‫مسیر هر فرد
‫به ایمنی تخریب شد.

11:52.800 --> 11:58.560
‫واقعیت این است که
‫جان 1344 نفر در خطر مرگ بود.

11:59.720 --> 12:02.400
‫مخازن هواپیما پس از برخورد با برج شمالی،

12:02.400 --> 12:04.440
‫با 90هزار لیتر سوخت جت فوران کردند

12:04.440 --> 12:09.200
‫و آتش جدیدی را شعله‌ور کردند
‫که باعث شد فضای داخلی ساختمان نورانی شود.

12:11.120 --> 12:14.200
‫لوازم اداری شعله‌های آتش را
‫شعله‌ور می‌ساخت و جهنمی از گرمای شدید،

12:14.200 --> 12:17.640
‫دود خفه‌کننده و آتش شدید ایجاد شده بود

12:17.640 --> 12:21.840
‫که محیط را برای زندگی انسان
‫زیست‌ناپذیر می‌کرد.

12:23.400 --> 12:26.360
‫علاوه‌بر وحشت، چاه‌های آسانسور
‫که اکنون آسیب دیده‌اند،

12:26.360 --> 12:28.720
‫مجرای مرگباری را برای سوخت جت محترق
‫ایجاد می‌کنند

12:28.720 --> 12:30.600
‫که از طریق طبقات ساختمان

12:30.600 --> 12:32.880
‫به سمت لابی ورودی شعله‌ور می‌شود.

12:34.840 --> 12:37.480
‫تخمین زده می‌شود 8هزار نفری که
‫می‌توانستند

12:37.480 --> 12:39.760
‫از طبقات زیر نقطه‌ی برخورد
‫طبقه‌ی 93 تخلیه شوند،

12:39.760 --> 12:43.480
‫با یک سناریوی آشفته
‫و ترسناک روبه‌رو شدند.

12:45.160 --> 12:47.000
‫برج‌های مرکز تجارت جهانی
‫به گونه‌ای طراحی نشده بودند

12:47.000 --> 12:49.280
‫که امکان تخلیه
‫در مقیاس بزرگ را داشته باشند.

12:51.360 --> 12:53.360
‫هر یک از برج‌های دوقلو

12:53.360 --> 12:56.680
‫تنها به سه راه‌پله‌ی باریکِ
‫منتهی به طبقۀ همکف مجهز بودند.

12:58.120 --> 13:00.400
‫هنگامی که هواپیما برخورد کرد،

13:00.400 --> 13:03.480
‫نیروی برخورد آن باعث شد
‫سازه‌ها جابه‌جا شوند، درها...

13:03.480 --> 13:07.680
‫در چارچوب‌شان گیر کنند و راه‌پله‌ها
‫با آوار دیوارهای متلاشی‌شده مسدود شوند.

13:09.600 --> 13:12.040
‫این باعث شد ده‌ها نفر،

13:12.040 --> 13:15.800
‫به‌ویژه افرادی که در طبقات نزدیکِ
‫مناطق ضربه‌دیده هستند،

13:15.800 --> 13:17.320
‫در وضعیت ناامیدکننده‌ای گرفتار شوند.

13:18.720 --> 13:22.480
‫با نابودی راه‌های فرار،
‫شعله‌های شدید آتش،

13:22.480 --> 13:26.240
‫گرمای خفه‌کننده و
‫و دود غلیظ سیاه شرایط غیرقابل تحملی را

13:26.240 --> 13:27.680
‫در داخل برج شمالی ایجاد کرد.

13:30.840 --> 13:33.400
‫در تلاشی دلخراش
‫برای فرار از جهنم،

13:33.600 --> 13:36.000
‫تخمین زده می‌شود که بین 100 تا 200 نفر

13:36.000 --> 13:38.760
‫به‌جای تسلیم شدن در برابر شعله‌های آتشی که

13:38.760 --> 13:41.120
‫ساختمان را در بر گرفته بود،
‫ترجیح دادند بپرند و تن به مرگ دهند.

13:41.920 --> 13:46.120
‫الیوت، آیا مدرکی مبنی‌بر
‫بیرون آوردن افراد

13:46.120 --> 13:48.240
‫از ساختمون دیدی؟

13:48.400 --> 13:52.320
‫شما می‌گید وسایل نقلیۀ اضطراری
‫به‌عنوان تلفات انسانی نگران‌کننده هستند.

13:55.880 --> 13:59.240
‫اوه خدای من، همین الان
‫یه هواپیمای دیگه برخورد کرد.

14:03.400 --> 14:04.880
‫خدای من، مارک.

14:05.880 --> 14:06.920
‫اون یکی ساختمونه.

14:06.920 --> 14:07.960
‫این تروریسته.

14:08.000 --> 14:09.680
‫این تروریسته، داداش.

14:10.600 --> 14:12.160
‫این تروریست لعنتیه.

14:25.640 --> 14:28.400
‫اکنون معلوم شد که تصادفی نبود.

14:29.080 --> 14:31.400
‫در ابتدا، پس از حمله
‫به برج شمالی،

14:31.680 --> 14:34.080
‫به کارگران، کارکنان
‫و بازدیدکنندگان برج جنوبی

14:34.080 --> 14:36.200
‫گفته شد که در همان‌جا بمانند.

14:36.760 --> 14:39.760
‫بعد از برخورد دوم، تخلیه‌ی دسته‌جمعی

14:39.760 --> 14:44.720
‫در برج جنوبی، زیر منطقه‌ی برخورد
‫طبقات 77 تا 85 آغاز شد.

14:46.480 --> 14:47.720
‫سردرگمی حاکم شد.

14:47.960 --> 14:49.520
‫با اینکه یکی از راه‌پله‌های برج جنوبی...

14:49.520 --> 14:51.600
‫به دلیل برخورد هواپیما در فاصله‌ای
‫از خط مرکزی عمودی به ساختمان،

14:51.600 --> 14:53.280
‫آسیبی ندیده بود

14:53.280 --> 14:55.720
‫و بنابراین می‌توانست مسیر امنی باشد،

14:55.720 --> 14:58.200
‫پر از دود سیاه خفه‌کننده‌ای بود

14:58.200 --> 15:01.240
‫که باعث شد عده‌ی زیادی به ‌اشتباه

15:01.240 --> 15:05.360
‫برای نجاتی که هرگز محقق نشد
‫به سمت پشت‌بام بروند.

15:08.920 --> 15:12.320
‫به‌طرز غم‌انگیزی، مردم
‫به دستورالعمل‌های داده‌شده

15:12.320 --> 15:15.320
‫توسط اپراتورهای تلفن 9-1-1
‫و اطلاعیه‌های گسترده‌ی قبلی ساختمان

15:15.320 --> 15:17.520
‫برای ماندن در محل توجه کردند.

15:21.040 --> 15:23.040
‫[ملیسا هرینگتون هیوز در طی سفر کاری
‫در طبقۀ 101 برج شمالی بود]

15:23.040 --> 15:25.040
‫[و پس از برخورد پرواز 11 به ساختمان
‫به همسرش، شان، تماس گرفت.]

15:25.120 --> 15:26.320
‫شان، منم.

15:26.320 --> 15:29.440
‫خواستم بهت بگم دوستت دارم
‫و توی یه ساختمونی...

15:29.440 --> 15:30.680
‫توی نیویورک گیر افتادم.

15:31.640 --> 15:33.760
‫یه هواپیما به ساختمون
‫برخورد کرد و به بمب منفجر شد.

15:33.760 --> 15:36.920
‫نمی‌دونم ولی خیلی دود زیاده
‫و فقط خواستم بدونی که ...

15:36.920 --> 15:38.080
‫من همیشه دوستت دارم.

15:38.800 --> 15:41.520
‫برای کسانی که به‌اندازۀ کافی
‫خوش‌شانس بودند که در زیر مناطق برخورد

15:41.520 --> 15:45.440
‫به برج‌های دوقلو قرار بگیرند،
‫فرار یک تجربه‌ی وحشتناک بود.

15:48.440 --> 15:52.280
‫آن‌ها از میان سقف‌های فروریخته،
‫دیوارهای ویران‌شده و آب‌هایی که

15:52.280 --> 15:54.520
‫از لوله‌های شکسته بیرون می‌زد عبور کردند.

15:55.040 --> 15:57.960
‫آتش‌سوزی‌ و دود غلیظ و خفه‌کننده
‫مسیر آن‌ها را مسدود کرده،

15:57.960 --> 16:01.200
‫دید را کاهش و خطر را افزایش داده بود.

16:02.720 --> 16:05.800
‫برای کسانی که
‫در بالای منطقه‌ی اصابت گیر افتاده بودند،

16:05.800 --> 16:08.360
‫شرایط وخیم بود
‫و به‌مراتب وخیم‌تر می‌شد.

16:08.840 --> 16:10.960
‫پنجره‌های نفوذناپذیر مرکز تجارت جهانی

16:11.160 --> 16:14.880
‫که برای باز شدن طراحی نشده بودند،
‫باعث شدند کسی به هوای آزاد دسترسی پیدا نکند.

16:15.520 --> 16:17.240
‫برخی از شیشه‌ها
‫بر اثر شدت برخورد هواپیما...

16:17.240 --> 16:19.880
‫شکسته شدند، درحالی‌که
‫برخی دیگر توسط حاضرینی که عاجزانه

16:19.880 --> 16:23.200
‫به دنبال رهایی از دود پیشرو
‫و گرمای شدید بودند...

16:23.200 --> 16:24.400
‫شکسته شدند.

16:33.400 --> 16:35.920
‫یکی از آزاردهنده‌ترین تصاویر 11 سپتامبر،

16:35.920 --> 16:39.600
‫تصویر مردی در حال سقوط است
‫که توسط ریچارد درو گرفته شده است.

16:39.600 --> 16:42.800
‫این عکس مردی ناشناس را نشان می‌دهد

16:42.800 --> 16:45.000
‫که گمان می‌رود از برج شمالی...

16:45.000 --> 16:49.760
‫به‌مانند تیری آرام در حال سقوط است.

16:50.000 --> 16:52.480
‫اگرچه او سرنوشت خود را انتخاب نکرد،
‫اما این تصویر

16:52.480 --> 16:56.120
‫حاکی از پذیرش بی‌سروصداست
‫که آدمی را دعوت به تأمل در کرامت انسانی

16:56.120 --> 16:59.880
‫و انعطاف‌پذیری
‫در برابر انتخاب‌های غیرقابل تصور می‌کند.

17:00.400 --> 17:04.040
‫اگرچه تلاش‌ها برای شناسایی او
‫بی‌نتیجه ماند،

17:04.040 --> 17:06.680
‫این عکس به نمادی از تراژدی فردی
‫در میان از دست دادن جمعی تبدیل شده است

17:06.680 --> 17:11.160
‫و لحظه‌ای از لطف را
‫در میان هرج‌ومرج ثبت می‌کند.

17:11.840 --> 17:15.080
‫در ابتدا بحث‌برانگیز بود،
‫اما به‌عنوان یادآوری قدرتمند...

17:15.080 --> 17:17.040
‫از هزینه‌های انسانی آن روز باقی می‌ماند.

17:33.320 --> 17:36.920
‫برج‌های دوقلو پس از اتمام
‫در سال 1973،

17:36.920 --> 17:38.920
‫برای مدت کوتاهی
‫عنوان بلندترین ساختمان‌های جهان را

17:38.920 --> 17:40.800
‫به خودشان اختصاص دادند

17:40.800 --> 17:45.240
‫و تا حملات تروریستی سال 2001،
‫در بین پنج برج بلند باقی ماندند.

17:45.880 --> 17:49.080
‫فروریختن آن‌ها
‫جامعۀ مهندسی را حیرت‌زده کرد،

17:49.080 --> 17:51.800
‫زیرا آتش‌سوزی هرگز
‫باعث فروریختن آسمان‌خراشی نشده بود

17:51.800 --> 17:55.640
‫و برج‌ها به‌گونه‌ای طراحی شده بودند که
‫در برابر ضربه‌ی هواپیما مقاومت کنند.

18:00.760 --> 18:03.280
‫جان اسکیلینگ، مهندس سازه اصلی
‫مرکز تجارت جهانی،

18:03.280 --> 18:05.880
‫پس از بمب‌گذاری سال 1993

18:05.880 --> 18:08.400
‫همچین سناریویی را حدس زده بود.

18:08.920 --> 18:11.120
‫وی خاطرنشان کرد که
‫با تأمل در مورد عواقب احتمالی سقوط هواپیما،

18:11.120 --> 18:14.800
‫تحلیل ما نشان داده که بزرگ‌ترین مشکل...

18:14.800 --> 18:16.600
‫این است که تمام سوخت هواپیما

18:16.600 --> 18:19.560
‫به داخل ساختمان ریخته می‌شود.

18:19.560 --> 18:21.760
‫آتش‌سوزی وحشتناکی رخ خواهد داد،

18:21.760 --> 18:25.680
‫بسیاری از مردم کشته می‌شوند،
‫اما ساختار ساختمان پابرجا خواهد ماند.

18:27.480 --> 18:31.240
‫متأسفانه هشت سال بعد
‫ثابت شد که فرضیات او نادرست بوده است.

18:31.760 --> 18:33.960
‫اثرات مخرب
‫یک هواپیمای مسافربری سریع‌السیر...

18:33.960 --> 18:36.600
‫یا آتش‌سوزی‌های شدید در مقیاس بزرگ را که

18:36.600 --> 18:39.480
‫هزاران گالن سوخت هوانوردی ایجاد می‌کند،

18:39.480 --> 18:42.000
‫در محاسبات او لحاظ نشده بود.

18:42.480 --> 18:45.960
‫هیچ طرحی برای همچین
‫شرایط خارق‌العاده‌ای مهیا نشده بود.

18:52.960 --> 18:55.280
‫فکر نمی‌کنم کسی انتظار داشت
‫این ساختمون حتی بعد از...

18:55.280 --> 18:58.400
‫آسیب‌های سازه‌ای
‫در بالا فرو بریزه.

18:58.400 --> 19:01.520
‫همون‌طور که جوراب
‫پای شما رو احاطه کرده،

19:01.520 --> 19:03.360
‫این ساختمون‌ها
‫توسط فولاد پیچیده شده بودند.

19:03.360 --> 19:06.360
‫سازه‌های جانبی فولادی
‫این طبقات رو پشتیبانی نمی‌کردن.

19:06.360 --> 19:10.320
‫این طبقات توسط پینیون‌ها که بین هر طبقه
‫یکی قرار داشت، نگه داشته می‌شدن.

19:10.720 --> 19:12.760
‫و بنابراین وقتی دو طبقه‌ی اول فروریختن،

19:12.760 --> 19:15.920
‫وزنش به‌اندازه‌ای بود که

19:15.920 --> 19:19.760
‫تموم پینیون‌ها و هر طبقه

19:19.760 --> 19:22.000
‫مستقیم به پایین فروریخت.

19:22.000 --> 19:25.920
‫جک تالیارسیو، فیلم‌بردار خبری،
‫لحظه‌ی سقوط...

19:25.920 --> 19:27.360
‫اولین برج را ثبت کرد.

20:24.120 --> 20:26.800
‫تماشاگران عظیم جهانی در شوک

20:26.800 --> 20:29.680
‫به تماشای تخریب برج‌های دوقلو نشستند
‫و فروریختن آن‌ها

20:29.680 --> 20:31.800
‫به‌صورت زنده از تلویزیون و رادیو پخش شد.

20:34.840 --> 20:37.120
‫هنگامی که غرش کَرکننده‌ی
‫برج‌های در حال سقوط فروکش کرد،

20:37.120 --> 20:41.040
‫ابرهای متراکم از گچ و بتن پودرشده‌ی
‫خاکستری-سفید

20:41.040 --> 20:43.680
‫در خیابان‌های منهتن موج می‌زد.

20:44.040 --> 20:46.720
‫در ابتدا بسیاری بر این باور بودند که
‫انفجار یا ضربه‌ی جدید

20:46.720 --> 20:50.520
‫باعث ایجاد دود و آوارهایی شده است
‫که برج جنوبی را تیره کرده است.

20:50.720 --> 20:54.880
‫ولی با پاک شدن گردوخاک توسط باد،
‫واقعیت تلخ نمایان شد.

20:55.160 --> 20:57.520
‫ساختار برج از بین رفته بود.

21:01.720 --> 21:04.120
‫این ویدئو توسط برادران نادت
‫از داخل برج شمالی

21:04.120 --> 21:07.440
‫هنگام سقوط برج جنوبی گرفته شده است.

21:29.800 --> 21:32.440
‫راه‌پله‌های گچ‌کاری‌شده‌ی برج شمالی
‫که بر اثر ضربه از بین رفته بودند،

21:32.440 --> 21:37.800
‫باعث شدند هیچ‌کس
‫از بالای طبقات 93 تا 99 قادر به فرار نباشد.

21:39.040 --> 21:41.120
‫گرچه دود شعله‌های آتش بخشی از داستان را

21:41.120 --> 21:43.680
‫از بیرون بازگو می‌کرد،
‫تماس‌های دلخراش از درون

21:43.680 --> 21:47.320
‫واقعیت نامحسوسی را آشکار می‌کرد،

21:47.320 --> 21:50.640
‫پنجره‌ای اساسی به اندوه و شجاعت کسانی که
‫در داخل به دام افتاده بودند.

21:50.760 --> 21:51.840
‫مامان... منم، استفان.

21:51.840 --> 21:54.840
‫هواپیما... ساختمونی که
‫داخلشم با یه هواپیما...

21:54.840 --> 22:00.200
‫برخورد کرده و الان... فکر کنم حالم خوب باشه،
‫الان در امانم ولی دود زیاده.

22:00.440 --> 22:03.840
‫فقط خواستم بگم
‫خیلی دوستت دارم و...

22:04.320 --> 22:06.600
‫وقتی شرایط امن شد
‫بهت زنگ می‌زنم.

22:06.600 --> 22:07.440
‫باشه، مامان؟

22:07.440 --> 22:08.520
‫خداحافظ.

22:09.440 --> 22:14.640
‫[آخرین تماس استفان مالدری 33 ساله
‫به مادرش، آن.]

22:14.800 --> 22:17.760
‫شیمی، طاقت بیار.

22:20.000 --> 22:21.920
‫فقط با حوله آروم نفس بکش.

22:21.920 --> 22:23.440
‫داری با حوله نفس می‎‌کشی؟

22:24.120 --> 22:25.120
‫همه‌چی روبه‌راهه.

22:25.640 --> 22:28.080
‫همه حالشون خوبه. همه کاملاً آرومن.
‫همه‌چی درست می‌شه.

22:28.080 --> 22:29.320
‫فقط باید خون‌سردیت رو حفظ کنی.

22:29.320 --> 22:30.360
‫اینجا همه آرومن.

22:30.360 --> 22:31.440
‫بهت قول میدم.

22:32.680 --> 22:35.120
‫دخترهات حتی نمی‌دونن
‫چون مدرسه‌ان.

22:35.280 --> 22:37.040
‫والدین اینجان، اونا خیلی آرومن.

22:38.160 --> 22:39.760
‫فقط سرت رو بالا نگه دار.

22:40.920 --> 22:42.240
‫باشه؟ کنار پنجره دود می‌بینی؟

22:42.240 --> 22:43.600
‫آتش‌نشان‌ها...
‫نمی‌تونی ببینی؟

22:43.600 --> 22:45.040
‫کنار پنجره دود می‌بینیم؟

22:45.040 --> 22:46.480
‫آتش‌نشان‌ها می‌خوان بدونن.

22:47.320 --> 22:49.560
‫کنار پنجره دودی نیست.

22:49.560 --> 22:52.320
‫خوب گوش کنید. به‌عنوان آخرین راه‌حل

22:52.320 --> 22:54.840
‫پنجره رو تا حد امکان
‫کوچیک بشکنید تا هوا وارد بشه.

22:55.200 --> 22:56.800
‫باشه؟ صدام رو داری؟

22:56.800 --> 22:57.480
‫آره.

22:57.480 --> 22:58.160
‫خیلی‌خب، چطور؟

22:58.160 --> 22:59.560
‫گفتن به‌عنوان آخرین راه‌حل، باید...

22:59.560 --> 23:02.000
‫یه‌کم پنجره رو باز کنیم
‫تا هوا وارد بشه.

23:02.000 --> 23:04.640
‫می‌تونید پنجره رو باز کنید
‫یا باید بشکنیدش؟

23:05.120 --> 23:06.000
‫هان؟

23:06.000 --> 23:07.040
‫باید بشکنیمش.

23:07.040 --> 23:08.680
‫- آره؟
‫- پنجره رو بشکن.

23:09.120 --> 23:12.040
‫خیلی‌خب... شیمی، شیمی، پنجره رو بشکن.

23:12.040 --> 23:15.960
‫تا جایی که ممکنه کوچیک،
‫فقط یه‌کم...

23:15.960 --> 23:19.840
‫اگه دارید هوا کم میارید،
‫باید این کار رو کنیم.

23:20.040 --> 23:21.040
‫باشه؟

23:21.040 --> 23:24.040
‫[شیمی دی بیگلیسون 42 ساله
‫پنج طبقه بالای منطقه‌ی برخورد بود.]

23:24.080 --> 23:29.680
‫[این آخرین تماسش به خانواده و دوستش
‫دیوید لنگر بود که برای خدمات آمبولانس داوطلب شده بود.]

23:31.960 --> 23:34.560
‫- دود هست، خیلی شدیده،
‫- دو برج 105.

23:34.560 --> 23:35.480
‫خیلی‌خب، همون‎جا بمونید.

23:35.480 --> 23:36.960
‫هرچه سریع‌تر
‫خودمون رو بهتون می‌رسونیم.

23:36.960 --> 23:39.800
‫هی همین رو می‌گید ولی دود خیلی شدیده...
‫نمی‌تونم نفس بکشم.

23:39.800 --> 23:41.240
‫این تموم کاریه که می‌تونیم بکنیم.

23:42.400 --> 23:43.760
‫کجایید؟ کدوم طبقه هستید؟

23:43.760 --> 23:44.440
‫داریم میایم اونجا.

23:44.440 --> 23:46.520
‫این‌طور به نظر نمیاد، رفیق.

23:46.520 --> 23:47.440
‫من بچه‌های کوچیک دارم.

23:47.440 --> 23:48.560
‫درک می‌کنم، قربان.

23:48.560 --> 23:50.280
‫اینجا خیلی آدم زیاده.

23:50.280 --> 23:51.360
‫متوجهم.

23:51.640 --> 23:54.800
‫می‌دونم توی ساختمون آدم زیاده
‫ولی ما طبقه‌ی بالاییم.

23:54.800 --> 23:55.560
‫دود بلند می‌شه.

23:55.560 --> 23:56.560
‫قشنگ می‌شه دید.

23:56.560 --> 23:57.360
‫ما روی زمینیم.

23:57.360 --> 23:58.440
‫کنار پنجره‌ایم.

24:00.320 --> 24:02.360
‫بجنبید دیگه، به‌زور دارم نفس می‌کشم...

24:02.360 --> 24:03.440
‫نمی‌تونم ببینم.

24:04.520 --> 24:05.520
‫باشه.

24:05.960 --> 24:07.240
‫فقط سعی کن طاقت بیاری.

24:07.240 --> 24:08.040
‫نمی‌خوام هوایی که داری رو هدر بدی.

24:08.040 --> 24:09.760
‫گفتنش برای تو آسونه.

24:09.760 --> 24:11.520
‫تو توی یه ساختمون مجهز به تهویه‌ی هوایی.

24:19.280 --> 24:20.600
‫شرایط خیلی بده.

24:20.600 --> 24:22.320
‫سیاهه. خشکه.

24:23.720 --> 24:24.600
‫ما جوونیم.

24:24.600 --> 24:25.680
‫واسه مُردن آماده نیستیم.

24:25.680 --> 24:26.760
‫درک می‌کنم.

24:30.760 --> 24:31.560
‫الو؟

24:31.560 --> 24:32.640
‫الو!

24:33.120 --> 24:36.240
‫به مرکز مالی مشرفیم.

24:36.720 --> 24:38.880
‫سه نفریم، دو پنجره‌ی شکسته.

25:06.000 --> 25:08.960
‫ساعت 11 صبح، شهردار رودالف جولیانی

25:08.960 --> 25:11.600
‫دستور تخلیه‌ی منهتن جنوبی،
‫جنوب خیابان کانال را داد

25:11.600 --> 25:15.920
‫که بیش از یک میلیون نفر از ساکنان،
‫کارگران و گردشگران را تحت تأثیر قرار داد.

25:16.520 --> 25:18.760
‫در عین حال، تلاش‌های نجات
‫در محل مرکز تجارت جهانی

25:18.760 --> 25:21.200
‫در جست‌وجویی ناامیدانه

25:21.200 --> 25:22.520
‫برای بازماندگان ادامه یافت.

25:22.640 --> 25:26.720
‫بابت افرادی که از دست دادیم خیلی ناراحتم،
‫با یه عده‌شون 15 دقیقه قبل از اینکه...

25:26.720 --> 25:28.520
‫از دست‌شون بدیم صحبت کردم.

25:30.480 --> 25:32.160
‫و شهر دووم میاره.

25:32.160 --> 25:33.280
‫ما این رو پشت‌سر می‌ذاریم.

25:33.280 --> 25:35.560
‫قراره دوران خیلی خیلی سختی باشه.

25:35.760 --> 25:39.280
‫به نظرم زمانی که بفهمیم
‫چه کسانی رو از دست دادیم

25:39.280 --> 25:40.880
‫درد واقعی رو احساس می‌کنیم.

25:41.120 --> 25:44.400
‫ولی الان باید روی این تمرکز کنیم
‫که شهر این اتفاق رو پشت‌سر بذاره

25:44.400 --> 25:47.040
‫و دووم بیاره و به‌خاطرش قوی‌تر بشه.

25:50.760 --> 25:52.920
‫توصیف احساسی که نیویورک امروز داره

25:52.920 --> 25:55.160
‫با کلمات بسیار سخت است.

25:55.360 --> 25:56.760
‫نیویورک در شوکه.

25:56.760 --> 26:00.800
‫یکی از معروف‌ترین بناهای دیدنی آن
‫ویران شده،

26:00.800 --> 26:03.960
‫هزاران نفر کشته شده‌اند
‫و آمریکا در محاصره است.

26:17.360 --> 26:20.200
‫احساس وحشت کردم، چون
‫آدم نمی‌دونه چی قراره پیش بیاد.

26:20.200 --> 26:23.400
‫اونا هی می‌گفتن که
‫یه هواپیمای دیگه داره میاد و...

26:23.400 --> 26:25.240
‫و همه‌اش سروصدا بود و...

26:25.240 --> 26:27.680
‫مردم داشتن گریه می‌کردن
‫و از پنجره بیرون می‌پریدن.

26:27.800 --> 26:30.480
‫دست تکون می‌دادن، انگار که
‫سعی داشتن بگن کمکم کنید.

26:30.480 --> 26:31.640
‫می‌شد دست‌هاشون رو دید.

26:31.640 --> 26:35.960
‫و بعد مردی رو دیدیم که پرید و اون...
‫همه داشتن می‌پریدن.

26:35.960 --> 26:36.840
‫باورنکردنی بود.

26:36.840 --> 26:40.760
‫قبلش در خیابون ششم ایستاده بودم

26:40.760 --> 26:42.840
‫و داشتم شعله‌هایی که از مرکز تجاری
‫بیرون می‌اومدن رو...

26:42.840 --> 26:44.880
‫تماشا می‌کردم و دیدم که فروریخت

26:44.880 --> 26:48.440
‫و این وحشتناک‌ترین چیزی بود که
‫تا حالا توی عمرم دیدم.

26:48.440 --> 26:50.960
‫باورنکردنیه. فکر نمی‌کردم
‫همچین چیزی اتفاق بیفته،

26:51.120 --> 26:52.320
‫خصوصاً در نیویورک.

26:52.720 --> 26:55.040
‫این آدم رو متعجب می‌کنه که
‫جامعۀ اطلاعاتی ما

26:55.040 --> 26:57.480
‫داره چی‌کار می‌کنه که
‫اجازه داده همچین اتفاقی بیفته.

26:57.480 --> 26:58.560
‫چطور ممکنه این اتفاق بیفته؟

26:58.560 --> 27:00.040
‫این اتفاق جهانیه.

27:00.040 --> 27:01.040
‫فقط شهر نیست.

27:01.040 --> 27:02.120
‫در سراسر دنیاست.

27:02.120 --> 27:05.280
‫قراره... فکر نکنم دیگه چیزی
‫مثل قبلش بشه.

27:07.000 --> 27:10.600
‫قبل از 11 سپتامبر 2001، ایالات متحده

27:10.600 --> 27:13.280
‫به‌طور رسمی درگیر هیچ جنگی نبود.

27:14.920 --> 27:17.960
‫گروه‌ افراطی،
‫القاعده و اسامه بن لادن

27:17.960 --> 27:22.720
‫تا حد زیادی برای عموم مردم ناآشنا بودند
‫و داعش هنوز ظهور نکرده بود.

27:24.640 --> 27:26.600
‫وقایع آن روز لحظه‌ی مهمی را

27:26.600 --> 27:29.240
‫در تاریخ رقم زد،
‫یک شکاف روشن...

27:29.240 --> 27:31.720
‫بین جهانِ قبل از حملات

27:31.720 --> 27:34.320
‫و واقعیت تغییریافته‌ی پس از آن.

27:43.760 --> 27:47.520
‫شوک و ویرانی 11 سپتامبر 2001

27:47.520 --> 27:51.560
‫بسیار فراتر از پیامد فوری بود

27:51.560 --> 27:55.920
‫و تأثیر عمیق و ماندگاری بر زندگی آمریکایی
‫و آگاهی جهانی بر جای گذاشت.

27:58.520 --> 28:02.160
‫حمله به خاک ایالات متحده در مقیاس بزرگ
‫که زمانی غیرقابل تصور به نظر می‌رسد،

28:02.160 --> 28:05.800
‫به یک واقعیت تلخ جدید بدل شد.

28:06.080 --> 28:10.040
‫احتمال غیرقابل تصور حملات آینده
‫که به‌طور بالقوه شامل تسلیحات بیولوژیکی...

28:10.040 --> 28:14.800
‫یا هسته‌ای می‌شود،
‫به یک ترس رایج و مدام تبدیل شد.

28:22.200 --> 28:25.200
‫این احساس آسیب‌پذیری و عدم اطمینان

28:25.200 --> 28:27.840
‫نه تنها در نیویورک موج می‌زد،
‫بلکه در سراسر کشور...

28:27.840 --> 28:29.600
‫و جهان طنین‌انداز شده بود.

28:34.720 --> 28:38.240
‫[آرنولد لیم]

28:39.360 --> 28:41.840
‫[الی وای چالو]

28:42.360 --> 28:43.760
‫[گمشده]

28:48.400 --> 28:51.880
‫[این خواهرمه. اسمش گابریلا وایزمن هست.
‫33 سالشه و قدش حدود 163 سانتی‌متره...]

28:51.920 --> 28:55.920
‫[و موهای قهوه‌ای با هایلایت قرمز داره.
‫از 9 صبح سه‌شنبه به بعد ازش خبر نداریم.]

28:55.960 --> 28:59.960
‫[بعد از انفجار اولیه، در طبقه‌ی 106
‫برج اول قرار داشت. دود زیادی اطراف خودش می‌دید...]

29:00.080 --> 29:04.080
‫[و گفت نفس کشیدن خیلی سخته.
‫همراه همکارش به اسم کلارا هرناندز بود...]

29:04.080 --> 29:09.080
‫[لطفاً اگه کسی گابی یا کلارا رو دیده یا
‫چیزی ازشون می‌دونه، باهامون تماس بگیره.]

29:09.600 --> 29:11.600
‫[ممنونیم امدادگران!]

29:11.640 --> 29:15.560
‫[شجاعت‌تان الهام‌بخش است]

29:15.560 --> 29:19.680
‫[کار برای عدالت و صلح جهانی]

29:22.640 --> 29:25.720
‫وقتی سر میز شام می‌شینیم،
‫یه صندلی خالیه.

29:25.920 --> 29:28.520
‫وقتی تعطیلات دور هم جمع می‌شیم،
‫یه صندلی خالیه.

29:28.800 --> 29:29.920
‫نمی‌تونیم فراموش کنیم.

29:30.120 --> 29:31.000
‫پایانی وجود نداره.

29:31.000 --> 29:32.120
‫پایانی وجود نداره.

29:33.440 --> 29:38.200
‫به این فکر می‌کنم که
‫باید پایین رو نگاه کنم و ببینم که...

29:38.200 --> 29:41.360
‫این دیگه اینجا نیست، اون دیگه اینجا نیست.

29:41.360 --> 29:45.040
‫بقیه فکر می‌کنن مشکلی نیست
‫و اشکالی نداره و می‌تونیم فراموش کنیم و...

29:45.040 --> 29:46.120
‫ما نمی‌تونیم فراموش کنیم.

29:47.080 --> 29:49.200
‫آتش‌نشانان سازمان آتش‌نشانی نیویورک

29:49.200 --> 29:51.280
‫دقایقی پس از برخورد اولین هواپیما
‫به برج شمالی،

29:51.280 --> 29:53.480
‫با سرعت راهی مرکز تجارت جهانی شدند.

29:54.160 --> 29:56.320
‫رئیس جوزف فایفر
‫و افرادش به‌همراه گردان یک

29:56.320 --> 29:58.200
‫از اولین کسانی بودند
‫که در صحنه حضور داشتند.

29:58.200 --> 30:03.520
‫تازه توی اداره مشغول به کار شدم
‫و به‌دلایلی صبح زود بود

30:03.520 --> 30:05.480
‫و یکی تلویزیون روشن کرده بود
‫و داشت اخبار می‌دید

30:05.480 --> 30:08.480
‫و یهو همه‌چی زنده از تلویزیون پخش شد.

30:09.400 --> 30:12.080
‫ما جلسه گذاشتیم و...

30:12.080 --> 30:16.880
‫حدود 8:30 صبح از طرف سازمان مدیریت بحران فدرال
‫برای پاسخ عازم شدم.

30:17.280 --> 30:19.480
‫در ابتدا تیم بر نجات و تخلیه‌ی

30:19.480 --> 30:22.840
‫ساکنان ساختمان متمرکز شد
‫و این شامل اعزام آتش‌نشانان

30:22.840 --> 30:25.160
‫برای کمک به افرادی بود که در آسانسورها

30:25.160 --> 30:27.880
‫و مکان‌های دیگر محبوس شده بودند،
‫به‌علاوه‌ی اطمینان حاصل کردن

30:27.880 --> 30:30.360
‫از اینکه تمامی طبقات به‌طور کامل
‫تخلیه شده‌اند.

30:32.040 --> 30:34.760
‫بسیاری از کسانی که تخلیه شدند
‫بعداً اظهار نظر کردند که...

30:34.760 --> 30:37.160
‫شهامت این آتش‌نشانان بی‌اندازه بود.

30:37.800 --> 30:40.480
‫حالت چهره‌شان
‫نشان از عزم راسخ داشت.

30:41.360 --> 30:42.760
‫آن‌ها از خطرات پیش‌رو آگاه بودند،

30:42.760 --> 30:47.040
‫اما بدون توجه به امنیت و سلامت خود،

30:47.040 --> 30:49.000
‫ساعت‌ها ادامه دادند.

30:52.560 --> 30:55.880
‫مشکلات در ارتباطات رادیویی نیز
‫باعث بروز معضلات بیشتری شد،

30:55.880 --> 31:00.120
‫زیرا فرماندهان ارتباط‌شان را با بسیاری از
‫آتش‌نشانان داخل ساختمان از دست دادند.

31:02.720 --> 31:04.640
‫هم‌زمان با انتشار اخبار حملات،

31:04.640 --> 31:08.120
‫بسیاری از آتش‌نشانانی که
‫شیفت نبودند، مشتاق در محل حاضر شدند

31:08.120 --> 31:11.520
‫اما بی‌سیم همراهشان نبود.

31:12.720 --> 31:16.440
‫در نتیجه، آتش‌نشانان
‫در گزارش پیشروی و موقعیت مکانی خود

31:16.440 --> 31:18.800
‫با مشکل مواجه شدند و قادر به

31:18.800 --> 31:22.680
‫شنیدن دستورات تخلیه نبودند
‫که گاهی عواقب غم‌انگیزی به همراه داشت.

31:26.440 --> 31:29.480
‫اوریو پالمر یکی از آتش‌نشانان شجاعی بود که

31:29.480 --> 31:32.560
‫جان خود را در تلاش برای
‫نجات دیگران از دست داد.

31:32.920 --> 31:35.240
‫بدون توجه به امنیت خودش،
‫ساعت 9:03 صبح

31:35.240 --> 31:40.920
‫با عجله از برج شمالی به سمت جنوب رفت.
‫در راه‌پله‌ها

31:40.920 --> 31:43.680
‫متوجه شد که عده‌ای از آتش‌نشانان
‫نتوانستند با یکدیگر...

31:43.680 --> 31:46.280
‫ارتباط برقرار کنند، بنابراین سریعاً
‫برای رفع مشکل گیرنده‌های رادیویی

31:46.280 --> 31:48.080
‫دست‎به‌کار شد.

31:49.000 --> 31:53.160
‫اگرچه اکثر آسانسورها
‫از کار افتاده بودند،

31:53.280 --> 31:55.640
‫پالمر خودش یکی از آن‌ها را تعمیر کرد

31:55.640 --> 31:57.640
‫و آن را به طبقۀ 41 برد،

31:57.640 --> 32:01.800
‫یعنی در نیمه‌ی راه تا منطقه‌ی ضربه‌ای که
‫بین طبقات 77 تا 85 امتداد داشت.

32:03.080 --> 32:06.320
‫گردان هفتم در طبقه‌ی 40
‫برج دو صحبت می‌کنه.

32:06.320 --> 32:09.160
‫یه آسانسور رو تا طبقه‌ی 40 راه انداختیم.

32:09.160 --> 32:11.360
‫توسط یکی از اعضای
‫واحد نردبان‌دار 15.

32:11.840 --> 32:15.320
‫او که با پای پیاده کوهنوردی می‌کرد،
‫مرد بسیار ورزیده‌ای بود، بنابراین توانست

32:15.320 --> 32:17.200
‫خود را به جایی برساند
‫که دیگران نمی‌توانستند.

32:18.320 --> 32:21.240
‫او 12 طبقه را طی 10 دقیقه بالا رفت،
‫درحالی‌که تمام تجهیزات ایمنی خود

32:21.240 --> 32:25.440
‫که وزنی بین 22 تا 27 کیلوگرم داشت را
‫پوشیده بود.

32:28.360 --> 32:30.800
‫کسانی که آن‌قدر خوش‌شانس بودند
‫که توانستند از برخورد اولیه...

32:30.800 --> 32:33.000
‫در طبقه‌ی 78 جان سالم به در ببرند،

32:33.000 --> 32:35.600
‫امیدوار بودند که
‫با آسانسور به ایمنی نسبیِ...

32:35.600 --> 32:38.600
‫طبقه‌ی 41 برسند، اما آسانسور کار نکرد.

32:40.240 --> 32:44.400
‫پالمر دست‌به‌کار بعیدی زد
‫و برای نجات آن‌ها به طبقه‌ی 78 رسید.

32:44.920 --> 32:48.520
‫ما طبقه‌ی 43 هستیم، راه‌پله‌ی بی.

32:49.080 --> 32:51.080
‫باید خودمون رو
‫تا کدوم طبقه برسونیم، اوریو؟

32:51.080 --> 32:54.000
‫من تا 55 رسیدم،
‫باید پیاده بریم.

32:54.000 --> 32:57.840
‫الان طبقه‌ی 69 هستم،
‫ولی به آسانسوری نیاز داریم که به طبقات بالا بره.

32:59.440 --> 33:04.000
‫دیوارهای راه‌پله‌ی بی
‫بین طبقات 73 و 74 آسیب دیده.

33:04.000 --> 33:06.040
‫دیوارها شکستن، پس مراقب باشید.

33:07.040 --> 33:11.280
‫مشخص است که او در جدالی با زمان است
‫و اکسیژن و انرژی خود را حفظ می‌کند.

33:13.720 --> 33:17.880
‫او متوجه شد که راه‌پله‌ی جنوبی
‫تا منطقه‌ی ضربه و فراتر از آن امن است.

33:18.760 --> 33:22.200
‫برای صدها نفری که آنجا گیر افتاده بودند،
‫این راه‌پله یک مسیر فرار بود.

33:22.200 --> 33:24.520
‫الان توی کدوم راه‌پله هستی؟

33:25.040 --> 33:27.080
‫راه‌پله‌ی جنوبی، برج جنوبی.

33:29.800 --> 33:32.600
‫دو آتش‌نشان خارج از مناطق
‫آتش‌سوزی شدید قرار دارن،

33:32.800 --> 33:35.320
‫باید بتونیم با دو شلنگ آتش‌نشانی
‫خاموشش کنیم.

33:35.320 --> 33:37.360
‫گزارش بدید. طبقه‌ی 78.

33:37.480 --> 33:39.360
‫تعداد 45-10 کد تلفات غیرنظامی.

33:40.280 --> 33:41.680
‫طبقه‌ی 78؟

33:42.560 --> 33:43.560
‫10-4.

33:43.800 --> 33:46.240
‫افراد غیرنظامی متعدد،
‫اینجا به موتور نیاز داریم.

33:46.720 --> 33:48.200
‫باشه 4-10، داریم میایم.

33:50.480 --> 33:53.880
‫پس از همچین تلاش‌های قهرمانانه‌ای
‫از سوی او، به‎طرز غم‌انگیزی

33:53.880 --> 33:55.800
‫ضربه‌ی تصادف به‌حدی قوی بود

33:55.800 --> 34:00.200
‫که برج جنوبی فروریخت
‫و او و بسیاری دیگر کشته شدند.

34:05.840 --> 34:08.240
‫فقط می‌تونم بهتون بگم که

34:08.240 --> 34:10.600
‫فکر کنید اعضای خانواده‌ی خودتونن.

34:10.880 --> 34:13.160
‫تک‌تک آتش‌نشان‌های اینجا
‫برادران ما هستن.

34:13.160 --> 34:15.400
‫تک‌تک افسران پلیس اینجا
‫برادران ما هستن.

34:15.400 --> 34:16.520
‫و غیرنظامیانی که اینجان

34:16.520 --> 34:18.200
‫مردمی هستن که قسم خوردیم
‫ازشون محافظت کنیم.

34:18.200 --> 34:20.200
‫این وظیفه‌مونه، کاریه که انجام می‌دیم.

34:20.320 --> 34:22.160
‫و تا اونجایی که به من مربوط می‌شه،

34:22.160 --> 34:24.400
‫من تک‌تک افراد اونجا رو
‫خانواده‌ی خودم می‌دونم

34:24.400 --> 34:26.280
‫و هر آتش‌نشانی هم باشه
‫همین کار رو می‌کنه.

34:26.440 --> 34:28.560
‫وظیفه‌ی ما اینه که بریم داخل
‫و هر کاری که می‌تونیم انجام بدیم.

34:28.800 --> 34:30.120
‫بهشون می‌گیم استراحت کنن.

34:30.240 --> 34:31.480
‫اونا استراحت می‌کنن.

34:31.480 --> 34:32.960
‫بهشون می‌گیم بشینن.

34:33.080 --> 34:35.200
‫افرادی داریم که اونجا صف کشیدن،

34:35.200 --> 34:37.480
‫هزاران آتش‌نشان
‫و افسران آتش‌نشانی

34:37.480 --> 34:40.240
‫به‌همراه افسران پلیس اونجا صف کشیدن
‫و منتظر فرصتی برای وارد شدنن.

34:40.240 --> 34:42.040
‫ما باید جلوشون رو بگیریم چون

34:42.040 --> 34:44.160
‫نمی‌خوایم شرایطی ایجاد کنیم که

34:44.160 --> 34:46.840
‫به‌دلیل نقص‌های ساختاری و غیره،

34:46.840 --> 34:49.040
‫اونا بیشتر در معرض خطر قرار بگیرن و شاید

34:49.040 --> 34:52.160
‫در طول روند عملیات نجات
‫فرد دیگه‌ای رو در معرض خطر قرار بدیم.

34:52.160 --> 34:53.960
‫الان بزرگ‌ترین ترس‌مون اینه.

34:55.360 --> 34:57.840
‫داوطلبان به‌سرعت برای کمک
‫و عملیات نجات...

34:57.840 --> 34:59.800
‫به نقطه صفر سطح سرازیر شدند.

35:01.520 --> 35:05.040
‫در مرکز همایش جیکوب یاویتس،
‫هزاران نفر حاضر شدند

35:05.040 --> 35:06.760
‫و نزد مقامات ثبت‌نام کردند.

35:07.640 --> 35:09.640
‫پروژه‌های ساخت‌وساز
‫در اطراف شهر متوقف شد

35:09.640 --> 35:13.360
‫زیرا کارگردان کار خود را ترک کردند
‫تا در نقطه صفر سطح کمک کنند.

35:14.680 --> 35:20.280
‫حجم آوار...
‫در واقع ما داشتیم سعی می‌کردیم

35:20.280 --> 35:24.600
‫یه ماشین آتش‌نشانی
‫که توی خیابون دفن شده بود رو بیرون بیاریم.

35:24.880 --> 35:27.320
‫واقعاً فکر کردم دیروز می‌میرم.

35:27.320 --> 35:28.920
‫فکر کردم الانه که نفسم بند بیاد.

35:28.920 --> 35:30.040
‫داشتم به رفتن فکر می‌کردم.

35:30.520 --> 35:32.880
‫و بعد این افراد رو دیدم که

35:32.880 --> 35:34.360
‫قرار بود در شیفت‌های...

35:34.360 --> 35:36.760
‫یک ساعت و نیمه کار کنن و دیدم که...

35:36.760 --> 35:38.720
‫از کار دست نمی‌کشن
‫چون نمی‌خواستن تسلیم بشن.

35:40.280 --> 35:42.960
‫و من با خودم گفتم این افراد...

35:42.960 --> 35:44.920
‫دارن می‌مونن
‫و اونا نیاز به مراقبت پزشکی دارن.

35:44.920 --> 35:46.640
‫منظورم این افسران پلیس و آتش‌نشانانه

35:46.640 --> 35:51.400
‫و اگه اونا بتونن بمونن، منم می‌تونم.

35:51.400 --> 35:54.360
‫دسته‌دسته آتش‌نشان

35:54.360 --> 35:57.560
‫و مجموعه خدمات فوریت‌های پزشکی
‫و کارگران شهری...

35:57.560 --> 36:01.000
‫و کارگران اداره‌ی حمل‌ونقل شهری
‫و افراد ورایزن

36:01.000 --> 36:02.200
‫و خیلی‌های دیگه از نفس افتاده بودن

36:02.200 --> 36:06.680
‫ولی ساعت‌ها سخت تلاش می‌کردن

36:06.680 --> 36:09.040
‫تا افراد رو تخلیه کنن

36:09.040 --> 36:12.680
‫و هرکسی که ممکنه هنوز
‫زنده باشه رو پیدا کنن.

36:12.680 --> 36:14.280
‫فکر کنم اونا تلفنی با یه آقایی در تماس بودن

36:14.280 --> 36:18.200
‫که داخل ماشین دفن شده بود

36:18.200 --> 36:19.120
‫و اونا سعی داشتن نجاتش بدن.

36:19.120 --> 36:21.240
‫به حفاری ادامه دادیم
‫و همین‌طور که داشتیم...

36:21.240 --> 36:24.440
‫حفاری می‌کردیم، انفجار بزرگی رخ داد.

36:24.440 --> 36:27.680
‫و در عرض ده دقیقه، به حفاری ادامه دادیم

36:27.680 --> 36:29.240
‫و اونا شروع به بیرون آوردن همه کردن.

36:29.240 --> 36:31.560
‫باور کنید بعد اینکه وارد شدیم
‫همچنان ادامه دادیم.

36:31.560 --> 36:32.800
‫این‌طور به نظر نمی‌رسید.

36:33.080 --> 36:35.360
‫انگاری همه‌چی از بین رفته بود،
‫همه‌چی نابود شده بود.

36:35.360 --> 36:36.720
‫ولی ما همچنان ادامه دادیم.

36:36.720 --> 36:37.800
‫باید این افراد رو ببینید.

36:37.800 --> 36:40.040
‫دیگه چیزی به اسم
‫یک قهرمان وجود نداره.

36:43.000 --> 36:45.000
‫تلاش‌ها و عملیات نجات برای ایمن‌سازی

36:45.000 --> 36:46.760
‫محل برج‌های دوقلو در پی حوادث 11 سپتامبر

36:46.760 --> 36:50.480
‫شامل آهنگران،
‫مهندسان سازه، کارگران آزبست،

36:50.480 --> 36:55.840
‫سازندگان دیگ بخار، نجاران، کارگران سیمان،

36:55.840 --> 37:01.120
‫مدیران ساخت و ساز، برق‌کاران، عایق‌کاران،
‫ماشین‌کاران، لوله‌کش‌ها و کارگران تأسیسات

37:01.120 --> 37:03.280
‫و سایر حرفه‌ها بود.

37:03.880 --> 37:07.800
‫400 سگ کار نیز
‫برای یافتن بازماندگان به‌کار گرفته شدند.

37:08.200 --> 37:10.760
‫حضور آن‌ها در این زمانِ پر از غم و اندوه،

37:10.760 --> 37:13.680
‫امید و بهبودی را به ارمغان آورد

37:13.680 --> 37:16.440
‫و نشان‌دهنده‌ی پیوند عمیق
‫بین انسان‌ها و حیوانات بود.

37:16.640 --> 37:19.080
‫این سگ‌های شجاع
‫و مربیان‌شان همچنان...

37:19.080 --> 37:21.120
‫نماد تاب‌آوری و همدلی هستند.

37:26.640 --> 37:29.120
‫روز بعد از حمله، رودی جولیانی، شهردار وقت،

37:29.120 --> 37:31.600
‫به خبرنگاران گفت که آن‌ها
‫از طرف کسانی که

37:31.600 --> 37:34.080
‫در خرابه‌ها گرفتار شده‌اند،
‫تماس‌های تلفنی دریافت می‌کردند.

37:34.280 --> 37:35.920
‫اما امید زیادی برای اکثر آن‌ها وجود نداشت.

37:35.920 --> 37:40.040
‫کنگره به‌سرعت یک برنامه‌ی
‫جبران خسارت گسترده را

37:40.040 --> 37:42.880
‫پس از این واقعه تصویب کرد
‫تا به قربانیان و خانواده‌هایِ...

37:42.880 --> 37:45.240
‫قربانیان حملات 11 سپتامبر
‫غرامت پرداخت شود

37:45.240 --> 37:48.000
‫و همچنین مبالغ زیادی
‫از سوی مردم جمع‌آوری شد.

37:50.800 --> 37:52.960
‫آمریکایی‌ها امشب سؤالات زیادی دارن.

37:54.360 --> 37:57.960
‫آمریکایی‌ها می‌پرسن:
‫«کی به کشورمون حمله کرد؟"

37:59.360 --> 38:02.280
‫شواهدی که جمع‌آوری کردیم

38:02.280 --> 38:06.680
‫همگی به مجموعه‌ای از
‫سازمان‌های تروریستی وابسته

38:06.680 --> 38:07.760
‫به نام القاعده اشاره داره.

38:09.960 --> 38:11.880
‫پیام ما به اونا روشنه.

38:11.880 --> 38:14.200
‫هرچقدر هم طول بکشه، آمریکا...

38:14.200 --> 38:17.240
‫پیداتون می‌کنه
‫و عدالت رو در حقتون اجرا می‌کنه.

38:28.800 --> 38:32.320
‫با تکیه بر شعار پوپولیستیِ
‫قدرت در اتحاد است،

38:32.760 --> 38:34.960
‫آمریکایی‌ها عزم خود را
‫جزم کردند تا در برابرِ

38:34.960 --> 38:39.040
‫این حمله‌ی بی‌سابقه و ویرانگر
‫به میهن‌شان مقاوم باشند.

38:43.800 --> 38:46.360
‫رئیس‌جمهور بوش
‫و دولت فدرال حمایت گسترده‌ای

38:46.360 --> 38:49.080
‫از واکنش خود به این حملات

38:49.080 --> 38:51.200
‫و نیاز آشکار به انتقام یافتند.

38:55.160 --> 38:57.960
‫نزدیک به سه‌هزار نفر در نیویورک، ویرجینیا

38:57.960 --> 39:00.240
‫و پنسیلوانیا در 11 سپتامبر

39:00.240 --> 39:04.320
‫پس از ربودن هواپیماها به‌عنوان سلاح
‫توسط تروریست‌هایی که توسط اسامه بن لادن

39:04.320 --> 39:05.840
‫سازماندهی شده بودند،
‫جان خود را از دست دادند.

39:13.520 --> 39:17.120
‫با گذشت سال‌ها، حتی با وجود اینکه
‫کشور و جهان در حال تغییر هستند،

39:17.120 --> 39:20.360
‫درد و رنج همچنان شانه‌به‌شانه‌‌ی
‫یادبود کسانی که

39:20.360 --> 39:23.120
‫عزیزانشان را از دست دادند
‫و بازماندگانی که دچارِ

39:23.120 --> 39:26.320
‫آسیب‌های جسمی شده‌اند
‫با به‌دلیل این حوادث وحشتناک

39:26.320 --> 39:28.760
‫تغییرات دائمی در زندگی‌شان به وجود آمده،
‫همراه است.

39:33.440 --> 39:34.960
‫من استن هوندا هستم.

39:35.160 --> 39:37.680
‫من قبلاً عکاس خبرگزاری فرانسه بودم

39:37.680 --> 39:41.960
‫و در حمله‌ی مرکز تجارت 11 سپتامبر
‫داشتم اینجا عکس‌برداری می‌کردم.

39:42.120 --> 39:43.760
‫اون روز صبح یکی دیگه از...

39:43.760 --> 39:47.400
‫عکاس‌های خبرگزاری فرانسه باهام تماس گرفت

39:47.600 --> 39:49.600
‫و اون داشت اخبار صبح زود رو تماشا می‌کرد

39:49.600 --> 39:52.160
‫و بهم گفت که یه هواپیما
‫به مرکز تجارت جهانی برخورد کرده.

39:52.360 --> 39:56.040
‫من نزدیک متروی شماره 6
‫زندگی می‌کنم و فکر کنم

39:56.040 --> 40:00.640
‫سوار آخرین مترویی بودم که
‫به ایستگاه پل بروکلین سیتی‌هال می‌رفت.

40:00.640 --> 40:03.360
‫ما در فولتون
‫درست در نزدیکی برادوی بودیم

40:03.360 --> 40:06.520
‫و فکر کنم همین اطراف داشتم از...

40:06.520 --> 40:09.480
‫فرار مردم از محل مرکز تجاری
‫و همچنین از...

40:09.480 --> 40:13.480
‫فروریختن برج اول عکس‌برداری می‌کردم.

40:13.720 --> 40:15.920
‫می‌شد ابری از گرد و غبار

40:15.920 --> 40:20.680
‫و آوار و دود رو دید که
‫داشت از بین ساختمون‌ها

40:20.680 --> 40:23.240
‫در خیابون‌ها و جایی که
‫من ایستاده بودم بیرون می‌اومد،

40:23.240 --> 40:24.480
‫واسه همین خیلی ترسناک بود.

40:24.480 --> 40:28.800
‫فکر کنم بعد از فرو ریختن برج اول
‫از ساختمون خارج شدم

40:28.800 --> 40:31.840
‫و به این سمت اومدم
‫و کل منطقه...

40:31.840 --> 40:34.160
‫با غبار سفید و خاکستری پوشیده شده بود،

40:34.160 --> 40:36.360
‫بنابراین واقعاً این‌طور
‫به نظر می‌رسید که برف اومده.

40:36.360 --> 40:40.240
‫پیاده‌روها، مردم، وسایل نقلیه، ماشین‌ها

40:40.240 --> 40:42.680
‫و همه‌چی از این غبار
‫پوشیده شده بود.

40:42.960 --> 40:45.080
‫عکس مارسی بوردرز رو گرفتم،

40:45.520 --> 40:48.200
‫اون در واقع وارد لابی ساختمونی شد که

40:48.200 --> 40:50.720
‫من بعد از فروریختن برج اول...

40:50.720 --> 40:52.920
‫واردش شدم.

40:52.920 --> 40:55.080
‫سلام، من مارسی بوردرز هستم.

40:55.200 --> 40:56.800
‫اهل بایونِ نیوجرسی هستم.

40:57.360 --> 41:01.840
‫من با کار کردن
‫در برج شمالی طبقه‌ی 81 معروف شدم.

41:02.160 --> 41:05.120
‫عکس من در سراسر جهان
‫به‌عنوان ملکه‌ی غبار شناخته شده.

41:05.120 --> 41:07.800
‫صبح 11 سپتامبر، سرپرستم فکر کرد

41:07.800 --> 41:10.000
‫یه هواپیمای جت کوچیک...

41:10.000 --> 41:14.320
‫بهمون اصابت کرده، ولی اون موقع
‫اصلاً نمی‌دونستیم جریان از چه قراره.

41:14.880 --> 41:20.320
‫من هول کردم و اونا بهم گفتن که بشینم

41:20.320 --> 41:24.160
‫و بهم گفتن آروم باشم و نفس عمیق بکشم،
‫ولی جوری که...

41:24.160 --> 41:28.000
‫ساختمون داشت می‌لرزید...
‫من نتونستم اونجا بشینم.

41:28.000 --> 41:29.560
‫می‌دونید؟ صدای جیغ مردم رو می‌شنیدم

41:29.560 --> 41:32.360
‫که فریاد می‌زدن از پنجره‌ها فاصله بگیرید.

41:32.360 --> 41:38.400
‫مردم زخمی شده بودن، افرادی رو دیدم که
‫اشیا داخل بدن‌شون رفته بود، جمجمه‌هاشون سوخته بود.

41:38.400 --> 41:41.320
‫در مقایسه با چیزی که
‫من پشت‌سر گذاشتم باورنکردنی بود.

41:41.320 --> 41:42.760
‫راه‌پله‌ی من سالم بود.

41:43.000 --> 41:47.080
‫همون موقع صدای آتش‌نشان‌ها رو شنیدم
‫که داد می‌زدن فرار کنید و عقب رو نگاه نکنید.

41:47.320 --> 41:49.440
‫من داشتم از این...

41:49.440 --> 41:53.360
‫ابری از غبار
‫که داشت تعقیبم می‌کرد فرار می‌کردم

41:53.360 --> 41:58.680
‫و بهم رسید و روی دست‌هام
‫و زانوهام ریخته شد.

41:58.680 --> 42:01.960
‫هر دفعه که نفس می‌کشیدم،
‫دهنم پر از خاک می‌شد.

42:01.960 --> 42:03.040
‫داشتم خفه می‌شدم.

42:03.280 --> 42:05.680
‫نمی‌تونستم دستم رو
‫جلوی صورتم ببینم.

42:06.040 --> 42:10.240
‫فقط با صدای بلند
‫به خودم می‌گفتم که نمی‌خوام بمیرم،

42:10.240 --> 42:11.600
‫من نمی‌خوام بمیرم.

42:12.080 --> 42:16.680
‫و یه غریبه، خوب یادمه که
‫می‌گفت تی‌شرت تنش نیست.

42:18.760 --> 42:24.120
‫و اون من رو گرفت
‫و با وجود تموم اتفاقاتی که داشت می‌افتاد

42:24.120 --> 42:25.360
‫من ازش می‌ترسیدم.

42:25.640 --> 42:28.520
‫ازش می‌پرسیدم می‌خوای چی‌کار کنی؟

42:28.520 --> 42:29.440
‫داری من رو کجا می‌بری؟

42:29.440 --> 42:30.520
‫می‌خوای چی‌کار کنی؟

42:30.680 --> 42:32.640
‫و اون می‌گفت می‌برمت یه جای امن.

42:32.920 --> 42:35.360
‫گمونم اون عکس
‫همون‌جا گرفته شد

42:36.280 --> 42:39.800
‫و همه‌جا من رو
‫به اسم بانوی غبار می‌شناسن.

42:39.800 --> 42:43.480
‫ما به آتش‌سوزی‌های بزرگ ساختمانی
‫و فجایعی مثلِ...

42:43.480 --> 42:47.400
‫سقوط هواپیما عادت کردیم،
‫ولی این انگار...

42:47.400 --> 42:50.400
‫فراتر از چیزی بود که در عمرمون دیدیم.

42:50.400 --> 42:54.440
‫واقعاً باعث افتخاره که
‫عکس‌ها در موزه‌ی اونجاست.

42:54.440 --> 42:56.280
‫دو تصویر موریسی

42:56.280 --> 42:59.880
‫و اِد توجه رسانه‌ها رو
‫به خودشون جلب کردن.

42:59.880 --> 43:02.040
‫من خیلی شگفت‌زده شدم و فکر کنم

43:02.040 --> 43:05.080
‫بعد از مدتی فهمیدم که اونا

43:05.080 --> 43:07.360
‫عکس‌‍‌های مردم هستن و فکر کنم

43:07.360 --> 43:10.920
‫خیلی‌ها بتونن
‫با این دو نفر همزادپنداری کنن،

43:10.920 --> 43:13.880
‫منظورم تقلاییه که اونا برای جون سالم به در بردن
‫از اون روز پشت‌سر گذاشتن.

43:14.040 --> 43:16.000
‫فکر کنم احتمالاً این یکی از دلایلیه که

43:16.000 --> 43:20.440
‫خود تصاویر کاملاً شناخته شدن

43:20.440 --> 43:22.880
‫و خیلی مورد استفاده قرار گرفتن.

43:29.960 --> 43:31.960
‫محل حملات نیویورک

43:31.960 --> 43:34.200
‫اکنون «مرکز تجارت جهانی یک» است

43:34.200 --> 43:36.400
‫که بلندترین ساختمان
‫در نیم‌کرۀ غربی به‌شمار می‌آید.

43:40.240 --> 43:42.240
‫طرح‌های بازسازی مرکز تجارت جهانی

43:42.240 --> 43:45.080
‫در ژوئیه 2002 تحت هدایتِ

43:45.080 --> 43:47.280
‫شرکت توسعه‌ی منهتن جنوبی آغاز شد.

43:48.120 --> 43:50.760
‫این فرآیند با بحث‌هایی میان مردم،

43:50.760 --> 43:53.720
‫معماران و رهبران سیاسی
‫درباره‌ی اینکه مرکز تجارت جهانی...

43:53.720 --> 43:55.920
‫باید نماینده‌ی چه چیزی باشد، همراه بود.

43:57.480 --> 44:02.360
‫با توجه به اهمیت بالایی که این پروژه داشت،
‫باید کاملاً درست و متناسب انجام می‌شد.

44:07.600 --> 44:11.640
‫این سازه‌ی الهام‌بخش
‫که در سال 2014 تکمیل شد،

44:11.640 --> 44:16.240
‫به‌عنوان نمادی قوی از تاب‌آوری در برابر
‫تراژدی‌های غیرقابل تصور شناخته می‌شود.

44:28.240 --> 44:31.520
‫در اطراف جایی که زمانی
‫برج‌های دوقلو قرار داشتند،

44:31.520 --> 44:34.800
‫دو استخر بزرگ یادبود قرار دارد
‫که دور آن را تابلوهای برنزی گرفته است

44:34.800 --> 44:38.520
‫و روی آن اسامی تمام کسانی که در حملات
‫جان خود را از دست داده‌اند حک شده است.

44:48.560 --> 44:51.760
‫در همان نزدیکی، درخت بازمانده
‫که یک درخت گلابی زینتی است

44:51.760 --> 44:54.840
‫که به‌طرز معجزه‌آسایی از ویرانی‌های نقطه صفر سطح
‫جان سالم به در برده است،

44:55.200 --> 44:58.360
‫به‌عنوان گواهی زنده
‫بر قدرت و بهبودی شکوفا می‌شود.

45:01.440 --> 45:04.040
‫هر سال، نهال‌هایی از این درخت
‫توسط یادبود 11 سپتامبر

45:04.040 --> 45:06.760
‫به جوامعی که خود دچار فاجعه شده‌اند،

45:06.760 --> 45:10.680
‫هدیه داده می‌شود تا امید و تاب‌آوری
‫در مناطق مختلف گسترش یابد.

45:24.160 --> 45:26.520
‫برای کسانی که این حادثه را تجربه کرده‌اند،

45:26.520 --> 45:28.800
‫یادِ آن صبح سه‌شنبه همچنان زنده است.

45:33.600 --> 45:35.960
‫مردم دقیقاً به یاد دارند
‫که موقع پخش اخبارِ...

45:35.960 --> 45:39.280
‫برخورد هواپیما به یکی از
‫برج‌های دوقلو کجا بودند.

45:39.800 --> 45:42.000
‫این یک لحظه‌ی تعیین‌کننده بود
‫که آمریکایی‌ها را

45:42.000 --> 45:45.880
‫به یکدیگر نزدیک‌تر کرد، زیرا همسایگان
‫به‌مانند خانواده عمل کردند

45:45.880 --> 45:50.640
‫و برای کمک به آسیب‌دیدگان این فاجعه،
‫زمان، پول و دارایی خود را اهدا کردند.

46:02.680 --> 46:04.760
‫حتی پس از گذشت این سال‌ها،

46:04.760 --> 46:07.520
‫حوادث 11 سپتامبر همچنان در دل‌های ما
‫حک شده است

46:07.520 --> 46:09.920
‫و یادآور شکنندگی زندگی...

46:09.920 --> 46:12.000
‫و قدرت پایدار روح انسانی است.

46:12.040 --> 46:17.000
www.Doostihaa.com
