WEBVTT

00:10.000 --> 00:20.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
‏ .::   www.ZarFilm.CoM  ::.

00:21.675 --> 00:25.750
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام زرفيلم ::..
.:: telegram: @zarfilmz ::.
.:: instagram: @ZarFilm_Com ::.

00:28.362 --> 00:31.723
<i>چهاردهم سپتامبر 1600، سکيگاهارا</i>

00:31.449 --> 00:34.000
<i>(در آستانه نبرد)</i>

01:08.861 --> 01:12.406
هرچند کار کوچکي باشد
اما اين خدا آن به خاطر ميسپارد

01:12.907 --> 01:16.118
...بنام انقلاب کهن شاهزاده اُ-آمانو

01:16.452 --> 01:17.369
.همينطوره

01:17.536 --> 01:20.498
پدر، آيا شاهزاده اينجا جنگيده بود؟
در سکيگاهارا؟

01:21.707 --> 01:24.043
جنگ با يک سد راه از اين مسير آغاز شد

01:25.086 --> 01:28.714
در آنسو، تپه موموکوباري واقع است
.بخاطر هلوهاي توزيعي شاهزاده چنين نامگذاري شد

01:31.175 --> 01:33.844
باد و کولاک بدنمو به لرزه انداخته

01:34.095 --> 01:36.806
ميتونم حسش کنم

01:36.931 --> 01:38.599
اين هوا رحم نداره

01:38.724 --> 01:39.683
!هيچ رحمي

01:39.809 --> 01:41.268
.هيچ رحمي

01:56.075 --> 01:59.954
هر روزه نيروهاي بيشتري دارن اعزام ميشن
از جايي به دوري ساتسوما

02:00.454 --> 02:03.207
فقط هزار نفر، اما به شدت خشمگين

02:05.126 --> 02:08.021
ارتش اونا در شرق 100.000 نفرن
و ما، در غرب 80.000 نفريم

02:08.629 --> 02:12.216
که هنوز نصفمون در تپه ها هستن
و از جايي امن با احتياط همچيز رو زير نظر گرفتن

02:12.925 --> 02:16.887
اين نبرد عدالت و ناعدالتيه
...ما نميتونيم شکست بخوريم

02:25.896 --> 02:27.898
<i>،نويسنده اين داستان از گذشته ي خود ميگه</i>

02:28.065 --> 02:32.653
<i>به عنوان يک کودک، در معبدي واقع در اومي </i>

02:32.945 --> 02:36.907
<i>در تابستاني گرم
از پله هاي سنگي بالا ميرفت</i>

02:37.324 --> 02:39.535
<i>جزئيات رو عارض نميشم</i>

02:39.660 --> 02:43.873
هيديوشي درست همينجا نشسته بود
درست جايي که من اکنون نشسته ام

02:44.373 --> 02:47.126
و لباس شکار شاهين خود را برتن داشت

02:49.044 --> 02:51.046
چند وقتِ پيش آقاي کايواره؟

02:51.380 --> 02:54.884
نزديک سيصد و پنجاه سال پيش

02:55.551 --> 02:58.053
يک روز تابستاني بسيار گرم بود

02:58.387 --> 03:02.725
در چنين روزي درست مثل امروز
عرق چشمانت رو ميسوزوند

03:03.017 --> 03:06.312
<i>،هنگامي که درگير نوشتن راجب نبرد سکيگاهارا بودم</i>

03:06.437 --> 03:08.939
<i>،سخنان باور نکردني اين مرد خنده دار يا محزون</i>

03:09.064 --> 03:12.484
<i>،که لحظات دوران کودکي من را شکل داده بودند</i>

03:12.610 --> 03:18.240
<i>درون سرم زمزمه شدن
مثل يه رويا تو خواب نيمروز</i>

03:18.616 --> 03:22.119
<i>:هنري ميلر يکبار يک چيزي شبيه اين رو گفت</i>

03:22.286 --> 03:26.498
<i>"اگر راجب چيزي فکر ميکني، همين حالا، راجب همون بنويس”</i>

03:26.665 --> 03:29.585
<i>...و اين همان کاري بود که من با اين داستان انجام دادم</i>

03:35.466 --> 03:39.637
<i>درحواشي سال 1572، هيديوشي فرمانرواي سرزمين اومي بود</i>

03:39.762 --> 03:43.015
<i>،چراکه به عنوان يکي از ژنرالهاي نوبوناگا اودا
.پس از مرگش سرزمين پهناوري به او اعطا شد</i>

03:43.140 --> 03:45.809
<i>ايشيدا ميتسوناري، هنگامي که بچه بود در معبد ساکيچي صدا زده ميشد</i>

03:45.935 --> 03:51.565
<i>اينکه وي در آن زمان دانشجو و يا خادم آن معبد بوده، آشکار نيست</i>

03:51.857 --> 03:54.235
<i>هيديوشي هم در آن زمان، براي شکار شاهين در آنجا حضور داشت</i>

03:54.485 --> 03:58.030
<i>او به علت شکار بسيار تشنه گشته بود
و ورودش به آن معبد بدون هماهنگي بود</i>

04:01.075 --> 04:04.203
<i>نوشته هاي تاريخي حاکي از آنند
:که اولين فنجان چاي</i>

04:04.328 --> 04:08.624
<i>”با آبي گرم، سه چهارم فنجان بزرگي را پر کرده بود”.</i>

04:08.749 --> 04:12.127
<i>او چاي را سر کشيد و آن را با لبهايش مزه مزه کرد</i>

04:12.253 --> 04:16.006
<i>سپس او با رضايت دلگرم کننده اي
دستور داد تا يک فنجان ديگر نيز نزد او بياورند</i>

04:20.469 --> 04:25.140
<i>،اينبار چاي گرم تر بود
و حدودا نصف مقدار قبلي</i>

04:35.484 --> 04:38.696
بسيار هم عالي.. بيشتر برام بيار

04:44.451 --> 04:49.290
<i>سومين فنجان تقريبا خالي بود
و به طرز سوزنده اي جوش</i>

04:59.049 --> 05:02.094
پسر، اسم تو چيه؟

05:02.344 --> 05:05.472
ساکيچي، از دهکده ايشيدا
واقع در قلمروء شما. آقا

05:05.597 --> 05:09.893
،اگر به تو سرزميني اعطاء کنم
که به اندازه 100 بشکه برنج ارزش داشته باشه چه ميکني؟

05:10.436 --> 05:13.731
ترجيح ميدم خراج بگيرم
و برم به سوي برداشت

05:13.856 --> 05:16.775
ني هاي واقع در ساحل درياچه بيوا

05:16.900 --> 05:17.651
چه مقدار؟

05:17.776 --> 05:20.779
ساکيچي، سر به سر اعليحضرت نذار

05:20.904 --> 05:24.950
راهب! من از اين پسر خوشم اومد
با خودم ميبرمش

05:25.784 --> 05:28.537
<i>...شانزده سال بعد</i>

05:31.999 --> 05:34.585
<i>1588 - قلعه اوساکا</i>

05:39.798 --> 05:40.549
ساکيچي

05:40.674 --> 05:41.467
ارباب؟

05:41.592 --> 05:45.637
،وقتي کندن اين خندق سه گانه تموم شد
.قصد دارم تو فوشيمي يک قلعه بسازم

05:45.888 --> 05:48.140
بساز و نابود کن
چرخه قدرت همينه

05:48.265 --> 05:50.476
فهميدي؟ بعد از اين نوبت فوشيميه

05:50.601 --> 05:51.769
و اونوقت؟

05:52.019 --> 05:54.480
خودت چي فکر ميکني؟
.قطعا ميريم تا مينگ رو نابود ميکنيم
(.مينگ سلسله آن هنگام چين ميباشد)

05:54.605 --> 05:56.857
چوسان و تمدنش
جلوي راه مارو در ژاپن ميگيره

05:57.024 --> 06:00.778
،بعد از اينکه 66 ايالات ژاپن رو متحد کردم
.ميرم تا چوسان رو تصرف کنم

06:01.445 --> 06:03.155
.جنگ هيچوقت تموم نميشه

06:03.322 --> 06:06.700
تموم نميشه تا وقتي همشون رو تحت سلطه بگيرم

06:23.008 --> 06:25.761
<i>...هفت سال بعد</i>

06:25.969 --> 06:27.388
راهروي مرکزي کجاست؟

06:28.013 --> 06:30.933
<i>عمارت نو بناي ايه ياسو توکوگاوا، فوشيما، 1595</i>

06:31.225 --> 06:32.768
راهروي مرکزي کجاست؟

06:34.144 --> 06:36.021
!لطفا ارباب

06:36.146 --> 06:38.774
.کفشهاي سفرتون رو دربياريد

06:39.233 --> 06:40.901
اون رو بايد بندازي روي پشتت

06:41.985 --> 06:43.320
جناب ماسانابو

06:44.238 --> 06:46.865
اگر دنبال دايميو در اين عمارت ميگردي
.همونيه که جامه سفر بر تن داره
(داي‌ميو: اربابان/زمين‌داران بزرگ دوران)

06:51.829 --> 06:54.039
!عاليجناب

06:54.790 --> 06:56.375
!اون جامه براي جاده هست مناسب جلسه نيست

06:56.500 --> 06:59.545
همه دايميو هاي اين سرزمين
بخاطر حمله به چوسان ورشکسته شدن

06:59.670 --> 07:03.298
ما به سختي از پس مخارج انتقال به اين عمارت برآمديم
لباس رسمي لازم نيست

07:03.507 --> 07:05.050
!اما بتمسخر بهتون ميگن روستايي

07:05.175 --> 07:09.221
اعليحضرت ميخوان به ميتسوناري نشون بدن
که چه سختي هايي کشيدن تا به اينجا رسيدن

07:09.346 --> 07:10.806
دهنتو ببند. نائوماسا

07:10.973 --> 07:15.102
.بهرحال بخوام هم نميتونم عوضش کنم
اونا نميتونن صندق لباسهام رو پيدا کنن

07:17.020 --> 07:19.356
<i>قلعه فوشيمي</i>

07:20.482 --> 07:25.988
،بتازگي جدال و کشمکشي ميان تايکو
.و برادرزاده اش، هيدتسوگو نايب السلطنه پيشين رخ داده است
(تايکو لقب هيديوشي تويوتومي)

07:26.155 --> 07:29.324
،سوم جولاي، عليرغم هزينه اي که براي جنگ با چوسان به ايشان پرداخته شد

07:29.324 --> 07:34.371
ايشان از امپراطور
درخواست 3,000 طلا و نقره رو کرد

07:34.955 --> 07:37.040
!که اين خيلي سنگينه

07:37.166 --> 07:40.252
،درسته که لباس رسمي اجباري نيست
!اما اين خيلي اهانت آميزه

07:40.461 --> 07:43.255
تمام عمارات بخاطر حمله به چوسان ورشکسته شدن

07:43.380 --> 07:45.424
!به ايه ياسو نگاه کن، اصلا خجالت سرش ميشه؟

07:45.549 --> 07:47.759
.اون با کلي عجله به اينجا آمده
از اينکارش هم قصد داشته

07:47.926 --> 07:49.052
.من که شک دارم

07:49.887 --> 07:52.556
اون ميخواد نشون بده چقدر دردسر کشيده
که به اينجا برسه

07:52.681 --> 07:57.019
...و درآخر هيدتسوگو پست رسمي خود يعني رهبري ارتش را ترک گفت

07:57.352 --> 07:59.438
و به ظاهر رفت به کوهستان کويا و يک راهب شد

07:59.646 --> 08:03.275
اما پس از اندي علائمي از شورش ايشان در آنجا به چشم خورد

08:03.367 --> 08:09.198
براي همين، اعليحضرت فوکوشيما دستورداد
.تا آن کوهستان درمحاصره درآيد
(بعد بدنيا آمدن فرزند تايکو، هيدميتسو از نايبي عزل شد و قيام کرد)

08:09.198 --> 08:12.200
.درنهايت نايب السلطنه پيشين، از تايکو دستور هاراکيري گرفت و شورش تمام شد

08:12.701 --> 08:18.332
اکنون، شرم اين عمل خيانت آميز ايشان
،دامن زن و بچه و تمامي نوکرها و خدمتکاران وي را نيز گرفته

08:18.916 --> 08:23.837
.که فردا ميبايستي دسته جمعي همشون گردن زده بشن

08:24.796 --> 08:29.635
من بخاطر شنيدن خبر شورش
بسرعت از اِدو به اينجا هجوم آوردم

08:30.260 --> 08:32.304
...جزئيات رو نميدونم، اما

08:32.429 --> 08:36.558
،با سه سال جنگي که ايشان هدايت کرد
ما هيچ نتيجه اي از حملمون به چوسان نگرفتيم

08:37.434 --> 08:40.020
،براي نشون دادن قدرت و وقار تايکو

08:40.270 --> 08:43.357
،و کنارزدن هر مانع که ممکنه درآينده دامن نايب تني ايشان، هيديوري را بگيرد

08:43.607 --> 08:49.279
باوردارم ميبايستي تمام نسل اين شورشيان ريشه کن بشه

09:09.424 --> 09:11.051
خيلي خوبه، هيديوري

09:25.732 --> 09:28.360
ميتونم درخواستي از اعليحضرت داشته باشم؟

09:28.485 --> 09:29.611
اون ميشنوه

09:30.153 --> 09:34.783
شاهدخت کوما از عمارت موگامي
.فردا اعدام ميشه

09:34.908 --> 09:35.617
اعدام ميشه؟

09:35.742 --> 09:38.662
اون راه زيادي رو براي خدمتگزاري به نايب السلطنه پيشين طي کرده بود

09:38.870 --> 09:40.956
اما وقتي رسيد اون مرده بود

09:41.081 --> 09:44.626
،ميتوني همونطور که از گرفتن جان خواهر عاليجناب ايکِدا گذشتي

09:44.751 --> 09:46.795
زندگي اون رو هم نجات بدي؟

09:46.920 --> 09:52.843
ساکيچي، اولين باري که همو ديديم يادته؟
در يک فنجان بزرگ برام چاي آوردي؟

09:53.468 --> 09:57.556
.تو اون رو نوشيدي و دستور دادي يکي ديگه نزدت بيارم

09:57.681 --> 10:01.018
فنجان دوم نصف اولي بود
...و سومي کمتر

10:01.143 --> 10:03.645
و به شدت داغ بود

10:04.354 --> 10:06.481
نتونستم به افکارم نظم بدم

10:07.149 --> 10:11.361
بايد اين بچه رو ادب کنم
يا به خدمتگزار خودم تبديلش کنم

10:13.822 --> 10:16.325
.زندگي يه نفر ناگهان وارد يه تغيير اساسي ميشه

10:16.617 --> 10:18.368
کوما رو ولش کن

10:18.785 --> 10:21.496
مرد پيرش اون رو داد به نايب السلطنه

10:21.622 --> 10:23.665
با بي شرمي خواست بهش نزديک بشه

10:23.790 --> 10:25.667
چرا نبايد مجازات بشه؟

10:26.585 --> 10:29.338
.تو خيلي خوبي، هيديوري

10:33.884 --> 10:35.344
راهو باز کن

10:52.778 --> 10:55.155
<i>ساحل رودخانه سانجو، کيوتو</i>

10:58.575 --> 11:01.745
امروز ميخوام از يک مقام عالي رتبه بودن استعفا بدم

11:01.912 --> 11:05.248
بخاطر وضعيتت
يا صرفا يه دليل مسخره و احمقانه؟

11:05.374 --> 11:08.502
چشم چپ من تقريبا به کلي کور شده
راستيه هم کم کم داره تار ميشه

11:08.919 --> 11:13.090
...يه درد علاج ناپذير
چرا بايد دامن تورو بگيره؟

11:13.256 --> 11:16.301
،من شايد کنار بکشم
.اما قلبم هميشه با تو ميمونه

11:38.699 --> 11:43.328
يه دستور ظالمانه، که به اعدام
بيوه ها و بچه ها ختم ميشه

11:43.495 --> 11:45.400
اصلا شد کسي رو بعنوان عضو خانواده دوستبداره؟

11:45.622 --> 11:48.834
بلند مرتبگي اون داره زير سوال ميره-
قبل از اينکه حرف بزني فکر کن، گيوبو-

11:48.959 --> 11:50.752
.اين چيزيه که تو فکر ميکني

12:02.180 --> 12:05.058
کوما حتي نرسيد تا يکبار نايب السلطنه پيشين رو ملاقات کنه
فقط 14 سال داشت

12:05.851 --> 12:08.603
چرا بايد مجازات بشه؟

12:22.159 --> 12:25.662
<i>گر نجات يافتم، کلماتم قادر نخواهند بود
.اين دنياي ظالمانه را وصف کنند</i>

12:25.871 --> 12:30.375
<i>هيچ چيز اندوهناک تر از تکه تکه شدن
.اينجا کنار آبهاي اين رودخانه نيست</i>

12:38.425 --> 12:42.304
!ميتسوناري، تو قول دادي
چرا راجب نجات دادن کوما بهم دروغ گفتي؟

12:42.429 --> 12:44.055
من گفتم تمام تلاشمو ميکنم-

12:44.181 --> 12:45.056
منو مسخره کردي؟

12:45.182 --> 12:47.100
.خشمت بهت خدمتي نميکنه

12:49.686 --> 12:51.188
آيا معموران عالي رتبه هيديوشي

12:51.313 --> 12:52.898
اجازه به اتفاق افتادن چنين دستور ظالمانه اي ميدن؟

12:53.190 --> 12:54.065
!بکشيدشون

12:54.191 --> 12:55.192
!ارباب

12:58.528 --> 13:00.697
آروم باش
وقارتو حفظ کن

13:08.038 --> 13:09.539
!خدمتکاران کوما دارن ميجنگن

13:12.542 --> 13:15.128
تو اصلا رحمي هم داري؟

13:15.295 --> 13:19.674
جنگيدن با زنا و بچه ها؟
تو اسم خاندان ايشيدا رو لکه دار کردي

13:19.800 --> 13:20.634
ولش کن

13:29.226 --> 13:31.394
فکر کنم اون ساکون شيما بود

13:51.248 --> 13:52.374
وايسا

13:52.499 --> 13:56.294
!هي! گفتم وايسا

13:57.796 --> 13:59.798
وايسا! برگرد اينجا

14:01.091 --> 14:02.467
هيچکس به اون دست نزنه

14:14.604 --> 14:16.147
کافيه

14:16.356 --> 14:17.399
پيش من نمير

14:20.819 --> 14:22.571
سوکزا، يه رداء بيار

14:22.821 --> 14:26.324
لطفا به زخمي ها رسيدگي کن

14:27.284 --> 14:29.286
گيوبو، مراقب بقيه باش

14:29.452 --> 14:30.495
خواهم بود

15:33.308 --> 15:34.684
تو چي ميخواي؟

15:35.477 --> 15:37.646
من به عمارت تويوتومي خدمت ميکنم-
تو چي ميخواي؟-

15:39.147 --> 15:42.692
من باور دارم تو ساکون هستي
که سابقا به عمارت سوتسويي خدمت ميکردي

15:42.817 --> 15:46.321
من طي سالهاي پيشين
آسمان و زمين رو زير و رو کردم تا پيدات کنم

15:50.325 --> 15:51.534
.سپاس

16:11.262 --> 16:12.555
من به خدمتت احتياج دارم

16:12.722 --> 16:14.766
ميدوني من داشتم چيکار ميکردم؟

16:15.058 --> 16:16.059
تامشيگيري؟

16:16.184 --> 16:18.103
خونم بجوش اومد، براي همين داشتم تصور ميکردم که

16:18.395 --> 16:20.939
اونا افراد هيديوشي هستن که دارم نصفشون ميکنم

16:21.064 --> 16:22.899
و حالا تو از من ميخواي تا بهت خدمت کنم؟

16:23.024 --> 16:23.775
.من نميکنم

16:23.900 --> 16:24.943
چي؟

16:28.905 --> 16:30.991
اين منم که دارم استخدامت ميکنم

16:32.867 --> 16:36.287
تو ميخواي من براي تو کار کنم؟

16:36.413 --> 16:39.791
اعليحضرت تايکو به زودي
قلعه ساواياما رو به من اعطا ميکنه

16:39.916 --> 16:43.628
ارزش عمارات من از 40.000 به 190.000 افزايش پيدا ميکنه
نصفشو ميدم بهت

16:43.753 --> 16:46.089
هيچوقت نشنيدم يه سامورايي
عمارات اربابشو بگيره

16:46.256 --> 16:49.175
اين قيمتي عادلانه و نه دور از انتظار
براي استخدام کردن بهترين هاست

16:49.300 --> 16:51.094
تو شرافتمند ترين سامورايي دوران هستي

16:51.970 --> 16:53.221
علاقه اي ندارم

16:56.433 --> 17:01.146
اگر نميخواي به من خدمت کني
پس، لااقل مثل يه برادر به من مشورت بده

17:01.479 --> 17:04.107
اگر نه مثل برادر، پس مثل يه دوست با ارزش بهم اين لطف رو بکن

17:19.873 --> 17:20.832
.ارباب

17:20.957 --> 17:24.169
تو اصلا پير نشدي، ميوزن

17:24.669 --> 17:26.504
.بايد بخاطر دعاهام باشه

17:26.963 --> 17:30.008
.براي من هم دعا کن
محتاج اون سرزندگي جوانيم هستم

17:32.844 --> 17:34.095
همراهتون؟

17:34.220 --> 17:36.389
اسمش ميتسوناريه
يه آدم عجيب

17:36.848 --> 17:38.767
يه آدم عجيب به اسم ميتسوناري ايشيدا؟

17:38.892 --> 17:40.393
.برام چيزي بيار بنوشم

17:40.935 --> 17:42.270
از تشنگي مردم

17:51.404 --> 17:54.115
من از تايکو بدم مياد. به تو هم خدمت نميکنم

17:54.282 --> 17:57.077
چرا؟ بهم بگو

17:57.243 --> 17:58.411
چيز قشنگي نميشنوي

17:58.536 --> 17:59.662
.گوش ميدم

17:59.829 --> 18:03.374
بي حيايي و خصوصه شهوتراني اون
تو اين سرزمين نظير نداره

18:07.629 --> 18:10.632
اون دخترهاي استادش نوبوناگا رو
معشوقه هاي هخودش کرد

18:11.049 --> 18:13.968
اون حتي با معشوقه هاي خود اودا اينکارو کرد

18:14.511 --> 18:16.721
.و زن و بچه هاش

18:16.846 --> 18:21.601
با يکم شکست نفسي
خودشو کوچک ميکنه و دخترهاي اشراف رو تحسين ميکنه تا به سمتش بيان

18:21.768 --> 18:25.230
اون حتي به دختر جنگجويانش هم
نظر داره

18:25.355 --> 18:29.150
اون ملاحظه اعضاء خاندان استادش هم ميکنه
تا با رضايتشون در راس اشراف قرار بگيره

18:29.859 --> 18:33.238
با اين حال هنوز، همسرش بانو نيي نيي پيششه

18:33.530 --> 18:38.201
چراکه به سختي پاچه خواريشو ميکنه
.و ميگه زنه زنهاست

18:41.955 --> 18:46.459
هيديوشي، پسرش هيديوري رو بعنوان نايب خود قبول داره
و اونارو ميخواد تا به موقعيت برسوننش

18:46.668 --> 18:49.337
براي همين نايب السلطنه پيشين رو کنار زد

18:49.504 --> 18:52.000
و برادرزادش وقتي خواست براي حفظ نيابتش شورش کنه
با يک فوت خاموشش کرد

18:52.006 --> 18:53.049
غير از اينه؟

18:58.346 --> 19:02.267
تا اونجايي که ميدونم
برادرزادش هيچوقت قصد شورش نداشت

19:08.857 --> 19:12.902
تو و بانو يودو هردو از اومي هستيد
نيستيد؟

19:13.194 --> 19:15.446
.ما هردو نزديک درياچه بيوا بدنيا آمديم

19:15.613 --> 19:18.783
شايعاتي هست که ميگه اينا همه نقشه تو بوده

19:19.242 --> 19:22.954
،بعضيا هم ميگن بانو يودو اون رو طراحي کرده
و هيديوشي انجامش داده

19:23.079 --> 19:24.956
بعضيا حتي بدترشو ميگن

19:25.081 --> 19:26.291
مثلا؟

19:27.917 --> 19:32.422
مثلا اينکه من پدر هيديوري هستم

19:37.260 --> 19:42.056
<i>هنگامي که، هيديوشي و بانو نيي نيي باهم بودن</i>

19:42.182 --> 19:47.478
<i>مثل يه قشر عادي باهم جر و بحث ميکردن
و به همديگه جوک ميگفتن</i>

19:47.854 --> 19:50.690
<i>اونم با يه لهجه غليظ از منطقه اوواري</i>

19:50.815 --> 19:53.443
<i>،اما اين فقط بانو نيي نيي بود که هميشه </i>

19:53.568 --> 19:58.198
<i>بعنوان قدرتمندترين مهره سياسي تويوتومي، به مسائل اهميت ميداد و ميترسيد</i>

19:58.740 --> 20:00.200
<i>ترس از نبرد سکيگاهارا که ممکن بود اتفاق بيوفته</i>

20:00.325 --> 20:05.038
<i>،شايد اگر بطور محرمانه به رهبران خاندانها ميسپرد تا ايه ياسو کشته بشه</i>

20:05.163 --> 20:07.624
<i>.ممکن بود تاريخ ژاپن دگرگون بشه</i>

20:08.333 --> 20:10.793
<i>اما درواقع، عکسش اتفاق افتاد</i>

20:11.044 --> 20:12.378
<i>چرا؟</i>

20:18.468 --> 20:21.221
<i>،سردسته معشوقه هاي هيديوشي
...بانو يودو که پدرمادرش توسط</i>

20:21.387 --> 20:24.724
<i>،هيديوشي نابود شدن
زاده سرزمين اومي بود</i>

20:25.225 --> 20:28.228
<i>يعني همونجا که ميتسوناري و گيوبو زاده شدن</i>

20:43.368 --> 20:44.953
از اون اسب بزرگ پياده شو، اومي

20:45.870 --> 20:47.956
من يه آدم اصيل از اوواري هستم

20:48.081 --> 20:51.292
لعنت به من اگر هيچوقت به يه روستايي
نااصيل از اومي باز روي خوش نشون دادم

20:51.501 --> 20:52.752
چرا ميخواي نجاتشون بدي؟

20:52.919 --> 20:55.088
.هرچي باشن براي برقراري عدالت ميجنگن

20:55.213 --> 20:57.715
آيا اين اعدام امروز ناعدالتي نبود؟

21:00.218 --> 21:03.304
چرا به اون آدم ستمگر وفاداري؟

21:05.306 --> 21:07.016
.چون اون ستمگر من رو ساخت

21:07.000 --> 21:09.560
دليل ميشه ولش نکني؟-
...من ميبايستي واري عدالتي بشم-

21:09.560 --> 21:12.605
که روزي در قلب اون بوده و به ژاپن بخشيده

21:13.314 --> 21:18.027
اگر اينطور نباشه اون عدالت براي هميشه از بين ميره

21:20.113 --> 21:21.572
...وقتي که اعليحضرت بميره

21:21.698 --> 21:24.993
جنگ بزرگي شکل ميگيره تا يکي جاشو بگيره

21:25.285 --> 21:29.163
اونوقت زمانيه که ما بايد
پرچم عدالت رو بالا بگيريم

21:29.664 --> 21:30.999
يکم دير نشده؟

21:31.124 --> 21:33.376
.اين بخاطر جهل اعليحضرت بوده

21:33.668 --> 21:37.380
،که بجاي اينکه ايه ياسو رو نابود کنه
باهاش متحد شده

21:37.547 --> 21:40.049
هيچوقت شرافت براش اهميتي نداشت

21:42.176 --> 21:44.387
اون براي سيزده سال سلطنت کرد

21:44.554 --> 21:48.099
و قلمروئي رو ساخت که تمام برپايه برقراري بساط هوي و هوسش بود

21:50.435 --> 21:55.523
اما بعد از مرگش من ميراثش رو براي برقراري عدالت واقعي برميدارم

21:56.316 --> 21:59.527
وقتي دنيا با ادماي هوسباز پر شده
اينکار بيهودست

21:59.652 --> 22:01.612
تا تنهايي دربرابرشون بجنگي

22:03.281 --> 22:07.910
زندگي من حتي اندازه يه شعر
دو فو" يا "دو مو" هم نميارزه"

22:08.036 --> 22:09.954
اما 15.000 ميگيرم

22:10.079 --> 22:13.041
بعنوان يه دوست باارزش 20.000 بگير

22:14.167 --> 22:15.835
وقتي ازش سواري گرفتي ولش کن

22:15.960 --> 22:17.086
<i> ولش کنم؟</i>

22:17.754 --> 22:21.049
.يه اسب بي سواره خودش به خونه برميگرده

22:22.091 --> 22:23.968
معرفت و خرد يه اسب پير

22:53.956 --> 22:57.543
<i>عمارت ميتسوناري، فوشيمي</i>

23:09.055 --> 23:11.224
منو نگهداشتي تا بازيچه تو بشم؟-
.نه-

23:11.349 --> 23:12.308
پس چرا از جونم گذشتي

23:12.433 --> 23:14.519
.شجاعتت منو تحت تاثير قرارداد

23:33.871 --> 23:36.207
بقيه زنده موندن؟

23:36.374 --> 23:39.919
دوستت به سختي مجروح شده بود
.سپردمش دست دکتر

23:40.044 --> 23:43.548
اون زن زنده ميمونه
.مگر بخاطر نوميدي خودشو بکشه

23:43.673 --> 23:45.800
من يا خواهرم هيچوقت خودکشي نميکنيم

23:46.342 --> 23:48.302
.ميتونم ترتيب برگشتتو بدم

23:48.428 --> 23:50.680
به کجا؟-
هيچ خانواده اي نداري؟-

23:50.805 --> 23:52.056
.من فقط خواهرمو دارم

23:52.223 --> 23:54.517
.فقط اينکه به فکر انتقام نباش

23:54.684 --> 23:57.603
.تمام دنيا بي عدالتيه. انتقام خنده داره

24:02.233 --> 24:03.192
تو متعلق به کجايي؟

24:03.609 --> 24:04.610
.ايگا

24:05.069 --> 24:06.612
.يک نينجاي ايگا

24:06.737 --> 24:10.366
.پدر من در ايگا بدنيا اومد
.و به ارباب تاکِدا خدمت ميکرد

24:10.908 --> 24:12.952
.اما عمارت تمام اربابهايي که بهشون خدمت ميکرديم نابود شدن

24:13.119 --> 24:18.624
،بعد از مرگ اون
ما زائراني شديم که تو خيابون اجرا ميکرديم

24:18.791 --> 24:19.834
تو و خواهرت؟

24:19.959 --> 24:21.335
همچنين مادرم

24:22.628 --> 24:24.922
.اون کنار رودخانه مرد

24:27.758 --> 24:30.803
...هر سه شما به کوما خدمت ميکردين

24:31.137 --> 24:33.473
.بعنوان سگ خدمتکارشون فرستاده شديم-
سگ؟-

24:33.598 --> 24:35.391
اين چيزي بود که مادرم بهشون گفت؛

24:36.058 --> 24:42.148
ما ميتونيم جاسوسي کنيم، تحريک کنيم، تحت نظر بگيريم، بدام بندازيم"
"شايعه پخش کنيم. هرکاري

24:42.356 --> 24:44.108
"مارو بعنوان سگ خودت بپذير"

24:44.233 --> 24:45.568
آيا به من خدمت ميکني؟

24:45.693 --> 24:47.111
ممکنه بدشانسي بيارم

24:47.236 --> 24:49.614
.ميخوام اين دنياي بي عدالت رو عوض کنم

24:49.739 --> 24:51.824
پشت اسم و پرچم
<i>داي ايچي داي من داي کيچي</i>

24:52.116 --> 24:53.242
<i>داي ايچي داي من؟</i>

24:53.367 --> 24:56.621
يه سامورايي رو استخدام کردم
که تمام خصوصياتي که من ندارم رو داره

24:56.787 --> 24:58.789
و، يه شعار و يه نشان جديد براي خودم طراحي کردم

25:00.791 --> 25:06.214
اگر يکي خودشو وقف همه کنه
همه پيشرفت ميکنن

25:08.508 --> 25:11.886
تو جونت رو براي خانوادت به خطر انداختي

25:13.763 --> 25:14.972
من به ياري دادن تو نياز دارم

25:26.025 --> 25:27.902
پس منو به عنوان يه سگ درنظر بگير

25:28.986 --> 25:31.447
نه يه زن و نه يه انسان، هيچکدوم

25:32.073 --> 25:35.785
بذار آزادانه پرسه بزنم
بخاطر اعتمادت بهم جبرانت ميکنم

25:38.871 --> 25:41.624
<i>عمارت ياماتو ياگيو</i>

25:41.749 --> 25:44.502
ميدوني راه داشتن يک زندگي دراز و سالم چيه؟-

25:44.752 --> 25:48.506
راه خاندانهاي شيما و ياگيو هردو
در عمارت ياماتو ريشه داره

25:48.673 --> 25:50.132
اونا با کمک کردن به يکديگر رشد کردن

25:50.258 --> 25:51.968
.اينکه شمشيرزن با پزشکي زوج شه-

25:52.093 --> 25:53.636
شايد سرزمين درآخر دو تکه بشه

25:53.928 --> 25:56.055
و ايه ياسو و ميتسوناري به جنگ هم برن

25:56.597 --> 25:57.974
اونوقت چگونه ميشه امرار معاش کرد؟

25:58.099 --> 26:00.810
،کسي که موفق به شکست ديگري بشه

26:00.935 --> 26:04.480
ميبايستي خاندانهاي کمک کننده هردوجناه رو تامين کنه

26:04.689 --> 26:07.692
.من تصميم گرفتم به ميتسوناري کمک کنم

26:08.192 --> 26:11.320
اگر اينطوره، منم دو فرزندم رو به ايه ياسو ميدم

26:16.158 --> 26:17.201
.پدر

26:21.205 --> 26:22.748
.من به خدمت کسي دراومدم

26:23.040 --> 26:26.294
هانانو، ما به سمت عمارت ميتسوناري ايشيدا
در فوشيمي حرکت ميکنيم

26:26.877 --> 26:29.922
من فکر ميکردم تو در کيوتو
درگير خانم بازي هستي

26:30.256 --> 26:32.049
شدم يه مشاور که 20.000 ارزش داره

26:32.425 --> 26:34.302
اين مبلغ فقط از پس يک دايميوي سخاوتمند برمياد

26:35.094 --> 26:37.138
اونجا ميتوني به تمرين طبابت بپردازي

26:37.513 --> 26:40.141
پس بار بعدي که همو ميبينيم در ميدان جنگه؟

26:40.266 --> 26:41.934
ممکنه برعليه ديگري شمشير بکشيم

26:42.143 --> 26:44.645
<i>سه سال بعد
فوشيمي، 1598.</i>

27:00.286 --> 27:03.414
تو به يک مقر بازرسي
در معبدي واقع در کيوتو رفتي

27:03.539 --> 27:04.290
.رفتم

27:04.457 --> 27:06.000
و با اين تکه بامبو دستوراتت رو صادر کردي

27:06.125 --> 27:06.876
.کردم

27:07.001 --> 27:08.669
.اما چوب رو انداختي

27:09.545 --> 27:13.591
و ايه ياسو اون رو برداشت
و دوباره داد دستت

27:14.634 --> 27:15.843
و تو چيکار کردي؟

27:15.968 --> 27:16.761
.هيچي

27:16.886 --> 27:21.140
،تو روي درهم کشيدي
.چرخيدي و قدم زنان دور شدي

27:21.265 --> 27:23.059
.ايه ياسو هم چيزي نگفت

27:23.225 --> 27:24.894
.تو درست مثل يک بچه ميموني

27:25.519 --> 27:27.188
تو اين تکه بامبو رو از کجا آوردي؟

27:27.521 --> 27:28.731
.يکي از خدمتگزاران ايه ياسو

27:28.856 --> 27:33.527
ساکون، من انقدر ماهر نيستم که به
روي کسي که ازش بدم مياد لبخند بزنم

27:33.986 --> 27:38.574
.اما ديگران اين اخم رو بي خطر نميپندارن

27:38.866 --> 27:44.080
اين رو به چشم يک گستاخي به قدرتمندترين
مردي که به تايکو خدمت ميکنه ميبينند

27:44.205 --> 27:45.247
اين به ضررت تموم شد

27:45.373 --> 27:46.916
.من ميتونم توضيح بدم

27:48.209 --> 27:49.293
ادامه بده

27:49.710 --> 27:54.423
حتي اگر تايکو ناتوان بشه
اون آدم بدذات همچنان براي امپراطور هدايا ميفرسته

27:54.590 --> 27:58.469
ميخواد دو قو و ده تکه طلا
براي اون بفرسته

27:58.761 --> 28:00.971
با بانو نيي نيي هم خوب گرم گرفته

28:01.347 --> 28:02.890
.که اينطور

28:03.349 --> 28:06.811
،اما من دارم
راجب يه چيز خيلي ساده حرف ميزنم

28:07.311 --> 28:10.147
،وقتي يکي چوبت رو از زمين برميداره

28:10.439 --> 28:13.401
.لبخند بزن و ازش قدرداني کن

28:14.443 --> 28:16.570
.حتي اگر اون فرد ايه ياسو بود

28:16.696 --> 28:17.863
.اين براي من غير قابل قبوله

28:19.448 --> 28:23.077
<i>در اون شب، ماسانوبو به خوابگاه
ايه ياسو رفت</i>

28:23.202 --> 28:25.830
<i>تا درمورد قضيه آن تکه بامبو
با وي صحبت کنه و بفهمه حقيقته يا خير</i>

28:25.955 --> 28:31.877
<i>جالب اينکه، اون دو مرد هميشه در اون خوابگاه
.راجب توطئه هاي خود بحث ميکردن</i>

28:42.054 --> 28:45.683
اون مرد جوانتر خواستار کشته شدن
.ميتسوناري بود

28:45.808 --> 28:47.768
چطور جلوش رو گرفتي؟

28:47.893 --> 28:53.566
.بهش گفتم زمانش بايد فرا برسه
.قتل و کشتار ميبايستي خدمتي به توکوگاوا بکنه

28:53.733 --> 28:56.652
اما اصلا قضيه تکه بامبو حقيقت داشت؟

28:56.777 --> 28:59.113
اگر حقيقت داشته باشه چي فکر ميکني؟

28:59.280 --> 29:01.532
اينکه اون بايد بميره-
کي؟-

29:01.657 --> 29:03.617
بعد از مرگ هيديوشي-
چقدر بعد؟-

29:03.743 --> 29:06.829
وقتي که خواست بانو يودو و فرزندش
رو به جايگاه برسونه

29:06.954 --> 29:08.956
.اين کافي نيست

29:09.290 --> 29:13.627
اول بايد برچسب شورشي به اون بخوره
تا بعد بتونيم بکشيمش

29:13.753 --> 29:16.505
.اينبار رو تو بردي

29:16.881 --> 29:18.215
.ماسانوبو

29:18.340 --> 29:23.012
<i>ماسانوبو هميشه ميذاشت
.ايه ياسو دست آخر رو ببره</i>

29:23.137 --> 29:27.516
<i>آن دو بيشتر به مانند دو شُرکان توطئه چي بودند
.تا ارباب و خدمتگزار</i>

29:27.641 --> 29:31.729
<i>درآن شب آنان پيش بيني هاي لازم را کردند
،که اگر قرارباشه جنگي رخ بده</i>

29:31.854 --> 29:37.109
<i>کي ممکنه طرف ميتسوناري رو بگيره
.و کي طرف ايه ياسو رو</i>

29:37.401 --> 29:41.906
مگه چند تن از افرادي رو که، از زمان جواني
...به هيديوشي خدمت ميکردن رو

29:42.031 --> 29:47.661
ميتونيم متقاعد کنيم که موقع جنگ به سمت ما بيان..؟

29:49.330 --> 29:51.832
...تا افراد عمارت تويوتومي رو به دو قسمت بدل کنيم

29:52.249 --> 29:54.001
از چه کسي بايد شروع کنيم؟

29:54.502 --> 29:56.837
از عاليجناب هيدئاکي کوباياکاوا

29:57.046 --> 29:59.048
قراره حکم اون فردا اعلام بشه

30:00.007 --> 30:05.262
،ما داريم به سمت زماني حرکت ميکنيم
که به افرادي در نقش هاي مختلف نياز پيدا خواهيم کرد

30:06.639 --> 30:13.187
يه احمق بعنوان يه احمق مورد استفاده قرار ميگيره
و يه مرد وحشي در کارهاي وحشيانه

30:14.063 --> 30:18.901
وقتي که نبرد داشت به سمت پيروز ميرفت
تو تنهايي به ميان موجي از دشمنان فراري يورش بردي

30:19.902 --> 30:24.281
اون يکي از فرماندگان ارشد بود
ممکن بود اگر دستگير ميشد بکلي نابود بشيم

30:24.740 --> 30:29.620
چقدر عجيب، نيروهاي ما
تقريبا داشتن تو اولسان نابود شدن

30:29.745 --> 30:31.831
اين شجاعت عاليجناب کوباياکاوا ستودنيه

30:31.956 --> 30:33.791
.جريان نبرد بکلي تغيير کرد

30:33.916 --> 30:38.671
اين براي يک فرمانده ارشد تويوتومي
در هر شرايطي غيرقابل قبوله

30:38.796 --> 30:43.300
اون به ميان دشمنان يورش برد
و تمام 13 سرباز، از نيروهاي دشمن رو کشت

30:43.425 --> 30:46.804
اين ارزش اندکي احترام رو داره

30:46.971 --> 30:48.722
!همشون داشتن فرار ميکردن

30:49.306 --> 30:52.685
اون يه دشمن درحال فرار رو از پشت زد
حرکتي شرم آور براي يک جنگجو

30:52.810 --> 30:53.853
تو، هيدئاکي

30:56.021 --> 30:59.984
تو ارزش فرماندگي ارشد رو نداري

31:00.734 --> 31:03.863
اون 520.000 در چيکوزن براي تو زياديه

31:04.113 --> 31:08.534
اون لعنتي زياديه
تو فقط به قدر 150.000 تا در اچيزن ميارزي

31:51.076 --> 31:56.665
وقتي بانو نيي نيي خبر اين شجاعتت
در اولسان رو شنيد چي گفت؟

31:57.082 --> 32:02.296
عمه، بهم گفت، کارت خوب بود

32:04.423 --> 32:07.509
.اعليحضرت هم از شنيدن اين خبر خوشحال شد

32:07.635 --> 32:13.641
اما يکي، بهش توصيه کرد که دادن پاداش به تو
...ممکنه خوب نباشه

32:13.974 --> 32:15.351
براي نايب السلطنه هيديوري

32:15.476 --> 32:17.353
اون "يکي"، بانو يودو بود؟

32:17.686 --> 32:20.356
و بنظرت کي به اون نزديک شده و تحريکش کرده؟

32:21.023 --> 32:22.358
ميتسوناري

32:30.908 --> 32:34.578
تو بايد براي الان، اين تنزل رتبه رو قبول کني
بهترين کاريه که ميتوني بکني

32:35.537 --> 32:41.251
اما براي الان، حرکت ناگهاني اي نکن
چراکه شورا ممکنه متوجهت بشه

32:41.460 --> 32:45.673
چند تا ادم بي ارزش رو بفرست تو اچيزن
يک يا دو نفر رو

32:46.006 --> 32:50.260
تا اموالت رو کم کم برگردونن

32:53.138 --> 32:56.684
.به خودت يکم زمان بده

32:56.809 --> 32:59.353
.و بقيه چيزا رو به من بسپار

32:59.561 --> 33:00.938
فهميدي؟

33:07.194 --> 33:11.240
براستي که خون يک "بوگيشا" در رگ داري

33:11.365 --> 33:12.282
<i>بوگيشا؟</i>

33:12.408 --> 33:16.036
کسيه که
از طريقت جنگاوري پيروي ميکنه

33:20.040 --> 33:25.587
اين گورو هست، پسر رئيس خاندان ياگيو

33:25.754 --> 33:28.298
و مونِنوري، برادر کوچکترش

33:32.553 --> 33:37.474
.عمارت ياگيو طي اين سالها سقوط کرده

33:37.725 --> 33:41.812
بقاي خاندانشون، بر روي شانه هاي اين دو هست

33:49.695 --> 33:52.990
گورو! مونِنوري! کارتون درسته

33:55.242 --> 33:57.703
.من هم شايد به خدمت چنين افرادي نياز پيدا کنم

33:57.828 --> 34:00.497
هرکدوم رو که دوست داري بردار

34:00.622 --> 34:01.999
اين مثل خريدن چيزي ميمونه؟

34:02.124 --> 34:04.209
بوگيشا ها خريدني هستن

34:05.377 --> 34:10.340
.گورو، از الان به بعد به عاليجناب کوباياکاوا خدمت کن
!تمام تلاشتو بکار بگير

34:14.094 --> 34:16.764
<i>عمارت جديد مائدا توشي ايه، فوشيمي</i>

34:23.020 --> 34:24.897
!عاليجناب آسانو. عاليجناب آسانو

34:25.314 --> 34:26.440
اونارو به خط کن

34:26.648 --> 34:27.691
!همتون بشينيد

34:30.319 --> 34:31.820
!عاليجناب گنيو. عاليجناب گنيو

34:31.945 --> 34:33.280
اينجا چه خبره؟

34:35.991 --> 34:37.618
هنوز وقت خوردن غذا نشده

34:37.993 --> 34:40.662
بعد از جلسه بايد بخوريد

34:40.788 --> 34:43.123
اين فقط يه خوراک مختصره

34:49.671 --> 34:51.131
فقط يه خوراک مختصر

34:57.137 --> 34:59.932
!چي؟ اونا کجان
سوگند نامه ها

35:00.349 --> 35:01.016
سوگند نامه ها کجان

35:01.141 --> 35:02.684
ببخشيد، مسئوليت اون با من بود

35:05.687 --> 35:08.816
.اين کافي نيست برو بازم بيار

35:08.941 --> 35:10.859
فهميديد يا نه؟ دوباره تکرار ميکنم

35:10.984 --> 35:14.696
شما حق شکستن هيچ قانوني که اعليحضرت تايکو
تا به کنون وصف کردن رو نداريد

35:14.822 --> 35:17.199
ما برعليه يکديگر نميجنگيم
به نيروهاي خصوصيمون سازمان نميبخشيم

35:17.324 --> 35:19.368
بخاطر دلايل شخصي به خونه برنميگرديم

35:19.493 --> 35:24.540
و به اعليحضرت هيديوري خدمت ميکنيم
.همانطور که به پدرش کرديم

35:24.665 --> 35:26.208
.اينا پنج سوگندنامه هستن

35:30.838 --> 35:31.713
تو خنديدي؟

35:32.673 --> 35:33.882
.من؟ نه

35:34.007 --> 35:34.883
.تو خنديدي

35:35.008 --> 35:36.426
.تاحدود زيادي مطمئنم که نه

35:37.386 --> 35:41.390
با سوگندها برو به کتابخانه
.و با مهر امضائشون کن

35:41.557 --> 35:44.017
.از مجلس آدرسشو بگير

35:44.143 --> 35:46.770
بايد اسم خودمون رو امضاء کنيم؟-
!بله همينطوره-

35:46.895 --> 35:48.188
.شايد بشه فقط يک ضربدر کشيد

36:02.911 --> 36:04.288
.بسيار خب

36:08.417 --> 36:09.960
.بسيار خب

36:13.589 --> 36:16.425
.تو سوگندنامه ها رو جمع کردي

36:17.259 --> 36:18.510
اما خودت چي؟

36:20.679 --> 36:24.183
.مال من براي شخص اعليحضرت تايکو فرستاده ميشه

36:24.308 --> 36:25.517
...اما تايکو

36:25.642 --> 36:28.896
.درسته. اون ممکنه يه روز از ما جدا بشه

36:29.021 --> 36:32.858
،براي همين، سوگند عاليجناب مائدا و من

36:32.983 --> 36:38.822
مستقيما بر روي تابوت والامقام تايکو
.قرارميگيره

36:38.947 --> 36:40.532
اما کي اونارو برسي ميکنه؟

36:40.657 --> 36:43.202
.ميتسوناري، قبل کلامت فکر کن

36:43.952 --> 36:45.078
.من فکر کردم، آقا

36:45.204 --> 36:46.079
!نه نکردي

36:46.747 --> 36:49.875
.جناب توکوگاوا تا اينجا خيلي درمقابل توهينات خودشو کنترل کرد

36:50.167 --> 36:54.169
اما من بجاي ايشون با شنيدن توهينات
!صبرم بريد

36:52.336 --> 36:54.546
کافيه. تنهامون بذار

37:08.310 --> 37:09.603
آفرين

37:13.607 --> 37:16.068
<i>چند روز بعد
در کيوتو</i>

37:16.443 --> 37:18.153
خواهر
هاتسومه

37:18.278 --> 37:20.280
مردابي که امشب نينجاها درآنجا باهم ملاقات ميکنن کجاست؟

37:20.405 --> 37:22.658
.خرابه هاي جونجي

37:24.159 --> 37:24.993
تو چي؟ ميري؟

37:25.118 --> 37:27.329
نه، کار ديگه اي دارم

37:27.788 --> 37:28.664
که اينطور

37:55.649 --> 37:57.901
آخ! بسه، تسليمم

37:58.026 --> 38:00.904
‌ديداره شينوبي ها تو مرداب براي رقابت نيست
ابله

38:01.196 --> 38:02.739
تو هاتسومه از ناباريي؟

38:02.864 --> 38:05.075
و تو؟
گوش قرمز از اوئدا

38:05.200 --> 38:05.909
نميشناسم

38:06.034 --> 38:10.080
گوشاي من خاصن
اگه بخوام ميتونم کوچکترين صدايي از فرسنگ ها دورتر بشنوم

38:10.205 --> 38:12.916
خيلي خوب ميتونستم صداي اومدنت کنار جاده بشنوم

38:15.043 --> 38:17.087
تو داداش ميميسکه اي هموني که با پدر کارميکنه ؟

38:17.212 --> 38:18.588
بعضيا منو اينطوري صدا ميکنن

38:18.714 --> 38:23.427
من به سرزميناي شماليه داته و اوئه سوگي سفر کردم
ولي سرماي بيش از حدي داشت

38:23.593 --> 38:26.305
گوشاي من در سرما بلااستفاده ميشن

38:26.430 --> 38:27.764
نميخواد وراجي کني

38:27.889 --> 38:30.100
اربابت کيه؟
حدس بزن

38:33.145 --> 38:35.480
ديشب آشوبي در قلعه شهر فوشيمي بود

38:35.939 --> 38:40.777
...ايه ياسو دوتا اسب رام نشده رو آزاد کرد تا افرادش به دنبال

38:41.611 --> 38:43.697
طنين صداي سُم اسبها برن و اونهارو بگيرند

38:43.947 --> 38:48.327
وقتي تنها شد افراد تودو به عمارت ايه ياسو هجوم بردن تا ازش محافظت کنند

38:48.452 --> 38:52.998
فقط تودو نبود ايکدا، هوسوکاوا و فوکوشيما هم همين کار کردن

38:53.123 --> 38:54.833
يک محک زيرکانه و نمايشي عالي از وفاداري

38:54.958 --> 38:56.710
تايکو ممکنه ديگه مرده باشه

38:56.835 --> 38:58.795
اون هنوز نمرده

38:58.920 --> 39:01.381
ايه ياسو ميخواست امتحان کنه و ببينه چه کسي ميتونه متحدش باشه

39:01.506 --> 39:03.050
ازاد کردن اسبا کار ايه ياسو نبود

39:03.175 --> 39:04.301
اين واقعيت داره مار سفيد؟

39:04.426 --> 39:08.347
ايه ياسو نميخواد قبول کنه برنده شدن دست اخر به طول عمر بستگي داره

39:08.472 --> 39:11.558
ولي ايه ياسو خيلي صبور بود
هيديوشي به وضوح ادم فرومايه اي بود

39:11.683 --> 39:15.228
هي شماها! اين اخرين باريه که اينجا ميايم

39:15.354 --> 39:18.398
اما اين راه و رسم ما ايگاهاس

39:18.523 --> 39:21.318
ايه ياسو تمايلات شديدي به حکم فرمايي بر نينجاها داره

39:21.443 --> 39:24.738
اون هرکسي رو که به ديگران خدمت ميکرده رو به قتل ميرسوند

39:25.697 --> 39:26.948
خيلي مختصر مفيد

39:41.421 --> 39:42.297
اين چيه؟

39:42.422 --> 39:43.632
جيره بنديه براي جنگ

39:43.757 --> 39:44.466
هان؟

39:44.591 --> 39:47.886
ساقه هاي گياه تارو ميبافن و آخر سر توي سوپ ميسو قرارميدن تا اروم پخته بشه

39:48.011 --> 39:51.306
ما لهش ميکنيم و تو يکم اب مخلوطش ميکنيم درنهايت ميريزيمش توي سوپ

39:58.772 --> 40:03.985
درست همونطور که فکر کردي، فرمانروا ديشب پيش ايه ياسو بود

40:04.611 --> 40:05.654
اينم از ليست

40:05.987 --> 40:09.366
فرماندارانش ديگه بازنشسته شدن
خودم صبح بهش تحويل ميدم

40:15.497 --> 40:18.333
ميدونستي توي قصر يه جشن درحال برگذاريه؟

40:19.000 --> 40:19.960
يه جشن؟

40:22.087 --> 40:24.965
اين شمشير براي يه زن سنگين نيست؟

40:25.090 --> 40:26.633
منو يه زن فرض نکن

40:27.217 --> 40:28.218
يه سگ، هاه؟

40:29.094 --> 40:31.304
تانتو ي تو زيادم کوتاه نيست

40:31.596 --> 40:34.099
شاهکاريه از ياماتوي شمشير ساز

40:34.307 --> 40:35.767
کيو ميخواي باهاش نصف کني؟

40:36.143 --> 40:38.311
شايد ايه ياسو، ولي بستگي داره

40:54.035 --> 40:57.247
همگي ساکت لطفا

40:58.540 --> 40:59.916
...عاليجناب آرزوي اين رو داره که

41:00.041 --> 41:01.042
ساکت لطفا

41:01.168 --> 41:03.128
...همه ي ما باهم خوب کنار بيايم

41:03.295 --> 41:05.297
اين واقعيته تويوميه

41:09.134 --> 41:10.802
تروخدا درست رفتار کنيد

41:10.927 --> 41:13.597
راهب لعنتي ، يه چيزي ميخوام بهت نشون بدم

41:13.722 --> 41:14.973
سرتو بده

41:15.098 --> 41:17.476
تو ديگه عقلتو از دست دادي

41:20.312 --> 41:21.813
خواهش ميکنم دست برداريد

41:21.980 --> 41:23.440
لطفا بنشين

41:24.566 --> 41:25.775
اول، بنشينيد

41:25.901 --> 41:27.277
اقاي ساکون

41:33.909 --> 41:35.952
جناب توکوگاوا اومدند

41:49.341 --> 41:53.470
چطور جرعت ميکنيد منو فريب بديد

41:56.515 --> 41:59.267
شماها پيش من قسم خورديد که باهم درگير نشيد

41:59.559 --> 42:02.312
نکنه فراموشش کردين؟

42:04.898 --> 42:08.818
من ديگه به عاليجناب چي ميتونم بگم؟

42:10.904 --> 42:15.325
خيلي خب
همه ي شما از اين به بعد دشمن من به حساب مياين

42:15.450 --> 42:17.827
ملازمان، دروازه هارو ببنديد

42:21.331 --> 42:24.709
نميزارم هيچکدوم از شما زنده از اينجا بيرون بره

42:27.170 --> 42:29.381
سرورم، من اشتباه کردم

42:30.006 --> 42:34.386
من پشيمونم بهتون التماس ميکنم، عفوم کنيد

42:34.511 --> 42:36.555
عفو کنيد

42:43.311 --> 42:46.856
تا زماني که شما فهم و درکشو داريد

42:46.982 --> 42:50.777
.منم خيلي خوب درک ميکنم چه احساسي داريد

42:55.490 --> 42:56.700
ساکيچي

42:59.160 --> 43:00.579
شنيدي؟

43:03.707 --> 43:08.753
کي ميدونست که توکوگاوا انقدر وفادار باشه

43:10.714 --> 43:14.926
الان خيالم راحته که هيديوري امن ميمونه

43:15.885 --> 43:18.847
درست نيست، ساکيچي؟

43:19.598 --> 43:26.313
تا زماني که من زنده ام، ايه ياسو نميتونه جايگزين هيديوري بشه

43:27.897 --> 43:29.608
خيالتون راحت باشه

43:45.540 --> 43:49.002
<i>هجدهم آگوست سال 1598
تايکوي بلند مرتبه، هيديوشي درگذشت</i>

43:58.511 --> 44:00.347
همگي ، گوش کنيد

44:02.891 --> 44:08.104
مرگ اعليحضرت تايکو، بايد مطلقا به عنوان يه راز باقي بمونه

44:09.814 --> 44:12.108
اما فرماندگان بايد بدونن

44:12.233 --> 44:14.527
اگه دشمنانمون بفمن

44:14.736 --> 44:20.283
نيروهاي ما در چوسان به رهبري کاتو کيوماسا و جناب کونيشي دسخوش اختلاف ميشن

44:20.450 --> 44:24.454
تا زماني که نيروهامون برگردن، اين بايد به عنوان يه راز نگه داري بشه

44:24.579 --> 44:27.916
در قلب هر مردي که اينجا حضور داره نه اشخاص ديگه

44:28.083 --> 44:29.334
حتي عاليجناب توکوگاوا؟

44:29.459 --> 44:30.960
ما بايد تسليم اراده بشيم

44:32.128 --> 44:35.840
عاليجناب توکوگاوا بايد جانشين هيديوري جوان بشه

44:35.965 --> 44:37.550
اگه بهش نگيم ممکن به مشکل بخوريم

44:37.676 --> 44:40.136
نشنيدي چي گفتم، جناب آسانو

44:41.346 --> 44:43.598
اراده همه چيزه

44:49.437 --> 44:50.480
جسدشون چي پس؟

44:50.605 --> 44:55.193
همونطور که توافق کرديم، بايد مثل يه راز حفظش کنيم

44:56.027 --> 44:58.655
بانو نيي نيي در کيوتو اقامت دارن

45:04.828 --> 45:06.538
همه چيز آمادس؟

45:07.414 --> 45:08.331
بله ، قربان

45:08.456 --> 45:11.543
تو و راهب کوزان بايد جسدو حمل کنيد و ببريد پيش اون

45:12.669 --> 45:13.878
چشم

45:14.838 --> 45:18.883
خب حالا مراسم رو آغاز کنيد

45:32.814 --> 45:36.276
<i>ميتسوناري فکر ميکرد مرد نگون بختيه</i>

45:36.401 --> 45:41.322
<i>هيديوشي ايالات متاخصم رو مطيع خود کرد</i>

45:41.448 --> 45:45.744
<i> اما هنوز براي هيديوري، پسري که باقي گذاشته بود آينده مشخصي وجود نداشت</i>

45:45.869 --> 45:50.665
<i>مراسم تشيع خلوت و غم انگيز برگزار شد</i>

45:57.338 --> 46:00.049
همش بخاطر ايه ياسوعه

46:00.175 --> 46:03.678
<i>گرچه، مراسم مورد توجه نيروهاي مستقر در خارج از کشور هم بود </i>

46:03.845 --> 46:07.432
<i>کي ميتونست ميتسوناريو بخاطر همچين احساسي سرزنش کنه؟</i>

46:12.854 --> 46:16.900
<i>در اواخر آن سال</i>

46:17.025 --> 46:20.737
<i>و به ملاقات ارامگاه هيديوشي در کيوتو رفت</i>

46:20.904 --> 46:24.282
<i>براي ديدن بانو نيي نيي کسي که به عنوان مادر قبول داشت</i>

46:25.074 --> 46:26.951
عاليجناب توکوگاوا،  همونطور که ميدونيد

46:27.076 --> 46:31.623
کيوماسا در پنج سالگي يتيم شد و ما بزرگش کرديم

46:31.748 --> 46:34.709
و مدرکي رسمي مبني بر عضو خانواده تويوتومي شدن امضا کرد

46:34.834 --> 46:39.297
براي همين بجز علاقه اي که به والاحضرت داشت
اون رو پدرش هم ميدونست

46:39.422 --> 46:43.218
والاحضرت و من هردو از اين موضوع بخوبي آگاه بوديم

46:44.052 --> 46:45.220
ولي، ميتسوناري

46:45.345 --> 46:46.346
اون حرومزاده-

46:46.471 --> 46:49.140
با اينکه از خانوادش نبود اما
از يک تپه يک کوه ساخت و تورو تحقيرت کرد

46:49.265 --> 46:52.602
،موقع بازگشتم، وقتي به چوسان رسيدم

46:53.353 --> 46:55.396
،تصميم گرفتم اين رو بزارم تو اولويت

46:55.522 --> 47:01.069
که ميتسوناري رو با يک ضربه از فراز سرزمين هاي ژاپن پايين بيارم
و به خاک و خون بکشمش

47:01.277 --> 47:02.320
ولي ناگاماسا

47:02.487 --> 47:04.030
اوه، نکنه ناگاماسا جلوت رو گرفته؟

47:04.155 --> 47:07.200
،اگر مشکلي درست ميکردي ممکن بود يک خائن شناخته بشي

47:07.325 --> 47:09.953
.اونم درست زمان سوگواري براي عاليجناب

47:10.495 --> 47:11.996
.تو خيلي خوب تاب آوردي

47:12.330 --> 47:15.333
ولي ايشون هنوزم از غم‌ و اندوهشون رها نشدن

47:15.583 --> 47:19.379
عاليجناب توکوگاوا، شما بايد خوب سرزنششون کنيد

47:19.504 --> 47:22.090
يه سامورايي طبيعتا کينه عميقي داره

47:22.674 --> 47:25.885
کيوماسا کاتو
يکي از بهترين سامورايي هاي ژاپنه

47:29.347 --> 47:33.560
به سواي کينه شخصي، نبايد باعث دردسرش بشيم

47:33.685 --> 47:36.729
ميتسوناريو فراموش کن

47:38.356 --> 47:40.733
کيوماسا، شيرفهم شدي؟

47:40.859 --> 47:42.569
ديگه هيچ چيزي نميتونه جلوي منو بگيره

47:43.695 --> 47:46.906
مرد نيستم اگر بخاطر سرکوفت زدناي عاليجناب توکوگاوا عقب بکشم

47:47.073 --> 47:50.785
کيوماسا... کيوماسا

47:51.911 --> 47:54.789
بسيج ارتش و جنگ کردن رو فراموش کن
تو بايد ازش شکايت کني

47:55.790 --> 47:58.126
يه محاکمه نامه براي من بيار

47:58.585 --> 48:00.461
براي عزل ميتسوناري؟

48:00.587 --> 48:03.965
درسته، ولي بايد عليه يوکيناگا کونيشي باشه

48:04.090 --> 48:07.218
فرمانده سردمدار چوسان
کسيه که بايد باهاش مخالفت کني

48:07.427 --> 48:10.638
خيلي عالي، همونطور که انتظار ميرفت ازتون

48:11.556 --> 48:16.519
تو اينطور فکر نميکني کيوماسا؟
همشو بسپار به عاليجناب توکوگاوا

48:17.687 --> 48:21.482
<i>فوشيمي ، عمارت کيوماسا کاتو</i>

48:31.993 --> 48:33.870
ناگاماسا، يه مهمون داريم

48:33.995 --> 48:36.748
که از زمان جنگ تو چوسان تاحالا باهم حرف نزدين

48:37.165 --> 48:41.169
ماسانوري پيش از بقيه ارتششو برگردوند
اگر کينه و کدورتي اي درکار باشه ازجانب ماسانوريه

48:45.006 --> 48:47.008
بياين کلاه خودها رو بفروشيم

48:48.509 --> 48:51.346
جدي ميگي؟ واقعا داري جدي ميگي؟

48:51.471 --> 48:52.555
ميخوام همينکارو کنم

48:52.805 --> 48:56.559
شوخي ميکني؟ اون يه شاهکاره

48:56.684 --> 48:58.311
اين لعنتيو بگير

48:58.686 --> 49:01.731
خب! گروه هفت نفر دوباره پيش هم برگشته

49:02.357 --> 49:04.400
هيچ مشکلي با اين نداري؟
ناگاماسا

49:10.740 --> 49:13.076
ممنونم، ماسانوري

49:14.911 --> 49:16.621
خيلي خب

49:17.413 --> 49:20.333
برنامه چيه؟
منو در جريان گذاشتن

49:20.458 --> 49:23.127
اين واضحه که عاليحناب ايه ياسو از ما خوشش مياد

49:23.252 --> 49:26.965
خب، بجاي حمله به ميتسوناري و خرابکردن نظم شهر

49:27.090 --> 49:29.634
ما بايد يه محاکمه نامه مشترک ارائه بديم

49:29.759 --> 49:32.261
اِتچو پيش نويس با تو-
خيلي خب-

49:32.387 --> 49:34.764
ما قراره يه ليستي از اون و افراد شرور حزبش درست کنيم

49:34.889 --> 49:38.142
تو فقط اون به يه محاکمه رسمي تبديل کن

49:38.267 --> 49:39.477
مگه نه، کيوماسا؟

49:39.602 --> 49:42.063
اول از همه کونيشي و پسر ميتسوناريو

49:42.188 --> 49:47.151
اينا همش تقصير اون ميتسوناريه
که با يه مشت دروغ پيش اون پيرمرد رفت

49:47.276 --> 49:48.653
درسته

49:48.778 --> 49:50.989
بخاطر تهمتاي اونه که ما اينهمه زجر ميکشيم

49:57.620 --> 49:59.288
پس قراره همچين اتفاقي بيوفته

49:59.831 --> 50:00.707
يه نقشه، سرورم؟

50:00.832 --> 50:03.543
حکم اونارو با مشت و لگد پس ميدم

50:10.842 --> 50:15.722
اتفاق مهمي افتاده؟
يه جلسه ي شورا اونم تو اين ساعت؟

50:16.848 --> 50:19.809
يه محاکمه نامه برعليه کونيشي به دستمون رسيده

50:20.059 --> 50:22.145
محاکمه نامه؟
براي چي؟

50:22.270 --> 50:26.065
بخاطر اشتباهات و خطاهاي کيوماسا و ناگاماسا در چوسان

50:27.650 --> 50:30.236
کونيشي يوکيناگا از کيوماسا شکايت کرده؟

50:30.361 --> 50:31.571
بله، درسته

50:32.572 --> 50:36.451
در اين مورد بايد چه کاري بکنيم؟

50:37.035 --> 50:40.121
اتفاقا منم يه محاکمه نامه به دستم رسيده

50:41.080 --> 50:44.125
کاتو کيوماسا هم از کونيشي يوکيناگا شکايت کرده

50:45.209 --> 50:48.796
اين دو فرمانده تو چوسانم باهم ديگه اختلاف نظر داشتن

50:48.921 --> 50:51.132
.قراره خيلي ناخوشايند بشه

50:55.428 --> 50:57.472
داري دنبال محاکمه نامه ميگردي؟

50:58.431 --> 51:03.311
اي داد، براي مشاوره به بستر جناب مائدا رفته بودن

51:04.562 --> 51:05.980
يجايي همون ورا جا گذاشتمش

51:06.105 --> 51:09.484
خواهش ميکنم يکم صبر کنيد
ميرم پيداش کنم

51:11.277 --> 51:14.989
پس بياين اول محاکمه کيوماسا رو برسي کنيم

51:20.161 --> 51:23.539
بجنب سريع برو محاکمه نامه رو از عمارت هوسوکاوا بيار

51:23.664 --> 51:24.499
محاکمه نامه؟

51:24.749 --> 51:29.712
اما شما گفتيد تا فردا صبر ميکنيد

51:30.671 --> 51:32.381
برام مهم نيست يه کاغذ خاليم شده بيار

51:33.174 --> 51:35.676
فقط امضاشون کن

51:35.802 --> 51:37.553
بقيشو خودم انجام ميدم

51:37.678 --> 51:40.223
وگرنه ميتسوناري ما رو ميگيره به مشت لگد

51:41.265 --> 51:42.058
نائوماسا

51:42.183 --> 51:42.934
بله

51:43.059 --> 51:44.060
بدو

51:44.477 --> 51:45.103
بدو

51:45.269 --> 51:48.272
<i>در اصل برنده ي اين نبرد ميتسوناري بود</i>

51:48.397 --> 51:51.109
<i>ايه ياسو با تعجب سکوت کرد</i>

51:51.234 --> 51:53.820
<i>اما کيوماسا و گروه هفت نفر خشمگين شدند</i>

51:58.866 --> 52:00.952
!بهش نشون ميديم

52:01.077 --> 52:05.623
خونشو به اتيش ميکشيم و
به نيزه ميکشيمش

52:22.682 --> 52:24.433
دنبالشون بريد

52:24.559 --> 52:26.185
نيزه هارو برداريد

52:26.477 --> 52:27.603
جوخه تفنگدارا

52:28.271 --> 52:32.191
کيوماسا فقط خزعبلات ميگه
اون هيچ وقت نميتونه به من برسه

52:32.483 --> 52:34.068
ساکون، باورت ميشه؟

52:34.235 --> 52:35.361
سرورم، سرورم

52:35.486 --> 52:38.698
اونها اماده به جنگن
نبرد شروع شده

52:53.963 --> 52:55.756
اي احمقا

53:03.472 --> 53:06.267
عاليجناب مائدا کاري که درست بود انجام داد

53:06.392 --> 53:08.978
تا وقتي ايشون سلامت باشن گروه هفت نفر دستش به شما نميرسه

53:09.103 --> 53:10.396
ايه ياسو هنوزم ساکته؟

53:10.521 --> 53:11.939
ايشون درحال يادگيري مراسم چاي هستن

53:13.065 --> 53:14.567
فکر ميکردم خوششون نياد

53:14.692 --> 53:16.110
نينجاهاي ايگا دارن بهشون اموزش ميدن

53:16.235 --> 53:19.947
ايشون دارن يکي يکي اربابان دعوت ميکنن
تا نظرشون جلب کنن

53:20.072 --> 53:21.449
مگه نينجاهام چايي درست ميکنن؟

53:21.574 --> 53:23.409
اگه بخواين ميتونم بهتون ياد بدم

53:23.534 --> 53:24.577
کي اول اومد؟

53:24.702 --> 53:25.703
شيمازوي راهب

53:25.828 --> 53:27.705
اون طرف ايه ياسو رو نخواهد گرفت

53:27.872 --> 53:30.666
ايشون داشتن از دلاوري هاي عاليجناب شيمازو در چوسان تمجيد ميکردن

53:30.791 --> 53:32.667
داشتي دزدکي گوش ميکردي؟

53:32.793 --> 53:36.130
به يه نينجاي ديگه هم رشوه دادم که اونجا
به عنوان نگهبان براي عاليجناب ايه ياسو کار بکنن

53:39.425 --> 53:41.969
اگه بخاطر شيمازو نبود

53:42.136 --> 53:46.682
ممکن بود شکست سختي در چوسان بخوريم

53:47.475 --> 53:52.688
و ده ها هزار نفر قرباني بشن

54:00.529 --> 54:04.325
بزاريد بجاي علاحضرت ايه ياسو که ديگه با ما نيستن

54:06.327 --> 54:07.828
قدرداني کنم

54:10.206 --> 54:11.415
چطوره؟

54:12.375 --> 54:13.542
خيلي خوب

54:18.005 --> 54:21.133
بخاطر خدماتتون بهتون پاداشي ميدم

54:21.259 --> 54:22.551
پاداش بخاطر خدمات؟

54:22.677 --> 54:23.386
.درواقع

54:23.511 --> 54:26.430
وصيت نامه ميگه پاداشها
،فقط وقتي اعطا ميشن

54:26.555 --> 54:29.016
که نايب السلطنه هيديوري بالغ بشن

54:29.141 --> 54:31.102
ايه ياسو داره مثل يه تايکو رفتار ميکنه

54:31.227 --> 54:32.436
اين ديوونگيه

54:33.562 --> 54:34.897
چيکار ميخوايد بکنيد؟

54:36.565 --> 54:37.650
ميزنمش

54:38.067 --> 54:42.780
تصميم شيمازو براي ترک و عقب نشيني از چوسان فوق العاده بود

54:43.030 --> 54:45.783
شما پيشنهادي براي شوراي بزرگان نداريد؟

54:45.908 --> 54:47.410
به شيمازو پاداشي اعطا بشه؟

54:47.535 --> 54:49.370
.منم در همين فکر بودم

54:49.495 --> 54:53.040
.زمين هاي تويوتومي در بين قلمروي ساتسوما واقع شدن

54:53.165 --> 54:55.334
.اين ممکنه باعث تصديع خاطر شيمازو بشه

54:55.459 --> 54:57.962
.ميشه اون زمينهارو به عنوان پاداش بهشون اعطا کرد

54:58.210 --> 55:01.505
تو و شيمازو
باهمديگه قبل از اين ارتباطي نداشتين؟

55:01.632 --> 55:05.011
،ده سال پيش
زماني که اعليحضرت تايکو درشرف فتح شيمازو بود

55:05.136 --> 55:07.179
زماني که آنها در محاصره بودند

55:07.305 --> 55:11.018
خواهر زاده راهب گرفته و به عنوان گروگان به اوساکا فرستاده شد

55:11.392 --> 55:15.855
اما تو اعليحضرت رو متقاعد کردي که اجازه بده
اون به ساتسوما برگرده

55:16.772 --> 55:21.027
و اين خودش يه نقطه ضعفه
تو براي چيزي که براي خودت مهم بود اينهمه راهو طي کردي

55:21.152 --> 55:23.112
چيزي که خودم ميخواستم اشتباه بود؟

55:23.279 --> 55:28.200
تو فکر ميکردي که اين ابراز محبتت ممکنه
متقابل باشه و برات جبران بشه

55:29.285 --> 55:34.457
تو ممکنه بيش از حد پاک باشي
تا بتوني فرمانده فرماندهان بشي

55:38.044 --> 55:40.421
اما ايشون به آينده خيلي دورتري فکر ميکنن

55:40.546 --> 55:42.923
همون چيزايي که تو هميشه به من ميگي

55:43.382 --> 55:45.426
تو هم همه ي اين راه طي ميکني

55:46.590 --> 55:49.590
درخواستي براي بازگشت ندارم
من يه سگ نجات يافتم

55:51.015 --> 55:54.268
ايه ياسو از هرکسي که به ملاقاتش رفت تقاضاي برگشت کرد نکرد؟

55:54.393 --> 55:59.482
آره. اون الان مثل يه جن ظاهر ميشه و
روي مخ دايميوهاي متحدش تو فوشيمي راه ميره

55:59.732 --> 56:01.484
اون مشخصا قلب يه گرگ رو داره

56:01.600 --> 56:02.315
قلب يه گرگ؟

56:02.440 --> 56:06.540
ضرب المثليه براي افرادي که
قلب يک گرگ و طبيعت يک سگ رو دارن

56:06.947 --> 56:09.950
ميتونه بينهايت ظالم و رقت انگيز باشه

56:10.451 --> 56:12.495
ايده اي نداري، ساکون؟

56:13.621 --> 56:16.165
از ايه ياسو چشم پوشي کنيم و فرمانده ها ها رو از هم جداکنيم

56:16.290 --> 56:17.291
چطوري؟

56:18.292 --> 56:24.632
عاليجناب هيديوري بايد ظرف مدت 50 روز از مرگ عليحضرت از اوساکا حرکت کنن

56:24.757 --> 56:29.678
شورا تصميم گرفته تاريخ مرگ رو 29 فبريه سال ديگه اعلام کنن

56:29.804 --> 56:32.348
روز بعد از اون تاريخ ميشه آپريل

56:32.473 --> 56:35.051
.اما تا اون زمان ايه ياسو به ملاقات همه ي فرمانده ها رفته

56:36.143 --> 56:40.272
پنجاه روز از تاريخ واقعي که آگوست بود گذشته

56:40.398 --> 56:41.649
با اصرار مطرحش کنيم؟

56:41.774 --> 56:47.071
چرا فکر ميکني رفتن به اوساکل موجب
جدايي ايه ياسو ساما از فرمانده ها ميشه؟

56:47.190 --> 56:51.320
اگه هيديوري به اوساکا بره
فرمانده ها هم به دنبالش ميرن

56:51.575 --> 56:54.787
ايه ياسو بخاطر اين وصيت اعليحضرت تايکو نميتونن تکون بخورن؛

56:54.912 --> 57:00.543
يک: ايه ياسو بايد به عنوان جانشين هيديوري بر حکومت فوشيمي نظارت داشته باشه

57:00.709 --> 57:06.799
دو: مائدا بايد به عنوان مشاور هيديوري تو قلعه اوساکا بمونه

57:10.928 --> 57:14.473
<i>ژانويه سال 1599</i>

57:14.807 --> 57:17.726
پس از اين اقامت گاه اصلي ايشون بايد در اوساکا باشه

57:18.436 --> 57:21.355
و کي حرکت ميکنن؟

57:21.480 --> 57:22.857
در روز دهم

57:23.149 --> 57:25.693
سه روز از الان تا اوساکا؟

57:25.985 --> 57:28.612
خيلي زوده، نميتونيم اماده بشيم

57:30.197 --> 57:34.201
بنابراين، اگه امروز مجبور ميشديم به جنگ بريم

57:34.452 --> 57:39.707
تو از اينکه براش اماده نبودي شاکي ميشدي؟

57:46.422 --> 57:49.049
علاحضرت، اتفاقي افتاده؟

57:50.759 --> 57:52.428
فعلا

57:53.804 --> 57:56.599
قلعه ي فوشيمي رو بدست اوردم

58:00.227 --> 58:02.605
قلعه ي چشم گيريه

58:04.565 --> 58:06.609
ولي يروزي ميسوزه و به خاکستر تبديل ميشه

58:12.239 --> 58:13.782
باز سنگين تر شدين

58:26.253 --> 58:27.254
مارِ سفيد

58:28.630 --> 58:30.630
کي قراره به بستر من بياد

58:30.966 --> 58:33.135
امشب نه، سرورم

58:33.302 --> 58:34.136
نه؟

58:34.260 --> 58:37.130
نبضتون به طرز نگران کننده اي غيرعادي ميزنه

58:38.057 --> 58:41.602
شما حتما بخاطر دست و پنجه با تويوتومي استرس گرفتين

58:41.727 --> 58:43.979
بخاطر همين يکيو ميخوام

58:44.271 --> 58:46.690
يه زن الان ميتونه زندگيتونو کوتاه کنه

58:46.857 --> 58:50.110
مطمئنيد که مذاکرات چاي به جايي نشت نميکنه؟

58:50.236 --> 58:53.364
ما به شدت مواظبيم
ولي بازم امنيت ميبريم بالا

58:53.489 --> 58:58.702
شما خيلي دقيقين
چه در اجراي قوانين يا حرمسرا

58:59.203 --> 59:01.038
درمورد مراسم چاي ميدوني

59:01.830 --> 59:05.543
حتي بعضي اوقات دلم ميخواد افکارتو در رابطه با حکومت بشنوم

59:06.835 --> 59:11.215
ولي مار سفيد زياد خوب نيست

59:11.507 --> 59:14.134
پس يه اسم مناسب به من بدين

59:15.511 --> 59:17.221
نظر تو چيه، ميتسو؟

59:18.055 --> 59:22.101
مار سفيد منو گهگاهي ياد آچا ميندازن

59:22.810 --> 59:23.769
آچا؟

59:25.563 --> 59:30.025
اون با بچه اي که از من باردار بود در جنگ سال 1584 بهم پيوست

59:30.401 --> 59:32.611
و همراه بچه مرد

59:33.028 --> 59:35.114
هممم، اسمتو آچا ميزارم

59:43.205 --> 59:44.039
گوش قرمز

59:44.164 --> 59:45.165
چي شده، مار سفيد؟

59:45.291 --> 59:46.875
از الان به بعد منو آچا صدا بزن

59:47.001 --> 59:48.752
خيلي خب، آچا

59:52.423 --> 59:54.592
تو مکالمات مراسم چاي به هاتسومه گزارش کردي

59:54.758 --> 59:56.760
نه اصلا

01:00:01.223 --> 01:00:04.310
هيوگو و شما هميشه باهميد

01:00:04.560 --> 01:00:07.730
ما حتي درکنارهم شمشير ميزنيم و ميميريم

01:00:11.317 --> 01:00:14.320
هاتسومه، ايه ياسو چيکار کرد؟

01:00:15.904 --> 01:00:18.824
اون حتي نيومد تا افرادشو براي راهپيمايي تا اوساکا بفرسته

01:00:18.949 --> 01:00:22.244
همه ي جزئياتو به گيوبو گزارش بده

01:00:22.369 --> 01:00:23.078
چشم

01:00:24.872 --> 01:00:27.833
سلامتيشون رو هم برسي کن

01:00:32.630 --> 01:00:33.672
کي برميگردي؟

01:00:38.927 --> 01:00:41.764
پنج روز ديگه در اوساکا ميبينمتون

01:00:41.889 --> 01:00:43.515
سالم برگرد

01:00:48.479 --> 01:00:49.688
چي انقدر خنده داره؟

01:00:51.815 --> 01:00:54.318
بنظر ميرسه براي شما اهميت داره

01:00:55.110 --> 01:00:56.904
يه سگ سزاوار اين نيست

01:01:16.882 --> 01:01:18.384
اتفاقي افتاده؟

01:01:18.884 --> 01:01:19.635
نه

01:01:26.934 --> 01:01:30.145
اسم تو هاتسومس
ديگه خودتو سگ صدا نکن

01:01:31.063 --> 01:01:33.607
براي من، تو زن بي ارزشي نيستي

01:01:37.111 --> 01:01:40.114
من يه همسر و پنج تا بچه دارم

01:01:40.906 --> 01:01:45.285
.نميتونم به وافاداري اونها خيانت کنم و يه معشوقه داشته باشم

01:01:45.703 --> 01:01:50.290
ولي تو رو بيشتر از هرکس ديگه اي دوست دارم

01:01:53.669 --> 01:01:56.797
خيلي درمورد عشق و عدالت فکر کردم

01:01:57.170 --> 01:02:00.509
ولي کاري از دستم برنمياد که انجام بدم
اين يه خصلته که منو عداب ميده

01:02:08.976 --> 01:02:13.689
<i>دا ايچي داي من داي کيچي</i>
،اگر يکي خودش رو وقف همه کنه

01:02:13.856 --> 01:02:17.067
دنيا شکوفا ميشه
و قلب ها غني تر

01:02:17.192 --> 01:02:21.864
وقتي اين اتفاق بيوفته من اسم و خانه‌مو رها ميکنم

01:02:22.406 --> 01:02:26.368
و براي ديدن کشور و افراد ديگه سفر ميکنم

01:02:27.327 --> 01:02:28.537
هاتسومه

01:02:29.788 --> 01:02:31.206
با من همراه ميشي؟

01:02:31.331 --> 01:02:32.708
من هميشه اماده خدمت به شمام

01:02:32.875 --> 01:02:34.042
نه

01:02:36.336 --> 01:02:38.213
تو عشق مني

01:02:46.013 --> 01:02:47.389
تو اوساکا منتظرتم

01:03:02.738 --> 01:03:06.283
<i>قلمروء اوتاني
اِچيزن</i>

01:03:06.510 --> 01:04:11.260
داره برف ميباره
در هارو ببندم؟

01:03:09.995 --> 01:03:12.122
چند نفر عليرغم مخالفت با دستور موندن

01:03:12.831 --> 01:03:16.877
...اون هفت نفر و کيوماسا و 10 نفر ديگه که شامل داته ماسامونه هم ميشه

01:03:17.002 --> 01:03:21.632
.که در فوشيمي موند تا وفاداريشو به ايه ياسو ثابت کنه

01:03:21.840 --> 01:03:23.342
يکم زياده

01:03:25.844 --> 01:03:28.847
ايه ياسو درحال پخش شايعات هست که اوساکارو براي جنگ اماده کنه

01:03:29.056 --> 01:03:33.685
اون يه قاصد به سربازانش فرستاد تا با ارايش و نظم از ادو برگردن

01:03:35.395 --> 01:03:39.483
.فوشيمي و اوساکا براي نبردي که نزديکه درحال مهاربندي هستن

01:03:39.608 --> 01:03:42.736
.جنگ به اين راحتيا شروع نميشه
اين يه ترفند هوشمندانست

01:03:42.861 --> 01:03:45.864
درحال حاضر ميتسوناري ميخواد تا شما در اوساکا بهش ملحق بشيد

01:03:45.989 --> 01:03:48.283
.البته اگه وضعيتتون وخيم تر نشده

01:03:48.408 --> 01:03:53.205
کمي بينايي دارم
ولي پاهام ديگه کاملا بلااستفاده شدن

01:03:53.372 --> 01:03:55.207
.بنظر ميرسه درد داريد

01:03:56.208 --> 01:03:57.501
از کجا فهميدي

01:03:58.330 --> 01:04:02.580
ما زناي ايگا ميتوجه درد ديگران ميشيم
.ولي دردهاي خودمون رو هيچوقت احساس نميکنيم

01:04:14.101 --> 01:04:16.770
سرما درد منو تسکين ميده

01:04:20.107 --> 01:04:22.818
به ميتسوناري بگو سريعا اِچيزن رو ترک ميکنم

01:04:23.610 --> 01:04:25.028
باعث خوشحالي ايشونه

01:04:26.154 --> 01:04:29.157
عاشق ميتسوناري شدي؟

01:04:29.741 --> 01:04:31.994
نه، هرگز

01:04:43.171 --> 01:04:44.381
بزار کمکت کنم

01:05:51.615 --> 01:05:52.783
تکون بخور تا بميري

01:05:52.950 --> 01:05:54.326
بهر حال ميميرم

01:05:54.451 --> 01:05:57.955
تو از رو حساب خواهرخواندگي به دختري کمک کردي
که عاقبت سرت رو به باد داد

01:05:58.246 --> 01:05:59.706
حواس پرتيه هوشمندانه ايه

01:05:59.831 --> 01:06:00.958
مار سفيد برنامه ريزيش کرده؟

01:06:01.083 --> 01:06:04.127
متاسفم اگه تورو نکشم
سر خودم به باد ميره

01:06:39.371 --> 01:06:42.124
<i>سه مارس 1599، فرمانروا توشي مائدا درگذشت</i>

01:06:45.752 --> 01:06:47.629
جوخه تفنگداران

01:06:49.089 --> 01:06:50.257
عجله کنيد

01:06:51.174 --> 01:06:52.801
<i>عمارت ميتسوناري در اوساکا</i>

01:06:52.968 --> 01:06:55.053
ما از گروه هفت نفر فهميديم که

01:06:55.178 --> 01:06:58.557
برنامه ريزي کردن در شب هنگام براي چهار روز حمله کنن

01:06:58.807 --> 01:07:01.309
خيلي زود بعد از مرگ مائدا

01:07:02.060 --> 01:07:02.978
!کيوماساي لعنتي

01:07:03.103 --> 01:07:05.105
من خودم حساب کيوماسارو با نيزم کف دستش ميزارم

01:07:05.230 --> 01:07:08.230
ما متحدهم داريم-
اما فقط 200 نفر اينجان-

01:07:08.358 --> 01:07:10.110
شما بايد هرچه زودتر از اينجا بريد

01:07:10.402 --> 01:07:14.740
اگه ايشون الان اينجارو ترک کنن ايه ياسو به قلعه ي اوساکا نفوذ ميکنه و اونجارو به تسخير خودش درمياره

01:07:14.865 --> 01:07:18.785
ايه ياسو خواستار حکومت کردنه
براي اين کار، اون بايد يه شورش راه بندازه

01:07:18.910 --> 01:07:22.831
.اگر بهش قدرت بدي چهره ي واقعيه خودشو نشون ميده

01:07:22.956 --> 01:07:25.667
.بهتره که شما به ساواياما عقب نشيني کنيد

01:07:26.126 --> 01:07:28.336
دشمن واقعيه ما کيوماسا نيست

01:07:31.965 --> 01:07:33.050
چيکار ميخوايد بکنيد؟

01:07:33.800 --> 01:07:36.011
.هاتسومه هنوز برنگشته

01:07:36.845 --> 01:07:38.972
...اونم مثل يه سگ مرده ي ديگه

01:07:39.473 --> 01:07:42.184
ساکون، مواظب حرف زدنت باش

01:07:42.309 --> 01:07:44.186
شما ميتونيد ارزش خاصي بخاطر سوگواري براي يه سرباز قائل بشيد

01:07:44.352 --> 01:07:46.480
ولي نبايد در عمل نشونش بدين

01:07:49.816 --> 01:07:53.361
حق باتوعه ساکون، ميريم

01:07:53.820 --> 01:07:55.197
پس صبر کن

01:07:56.740 --> 01:07:58.366
قبل از اينکه بريم، اول بايد يکيو ملاقات کنم

01:07:58.492 --> 01:07:59.367
چه کسي؟

01:08:00.410 --> 01:08:03.371
مردي که ايه ياسو ازش نفرت داره

01:08:07.417 --> 01:08:09.753
...نيروهاي هوساکاوا از فوشيمي رسيدند و

01:08:09.878 --> 01:08:12.547
در شمال اوساکا اردوگاه برپاکردند

01:08:12.714 --> 01:08:15.675
سرورم، يه شبه ديگه هم ممکنه خيلي دير بشه

01:08:21.932 --> 01:08:23.683
ميتسوناري فرار کرد

01:08:24.184 --> 01:08:25.519
نميزاريم به ساواياما برسه

01:08:25.644 --> 01:08:27.562
به فوشيمي فشار وارد ميکنيم

01:08:27.771 --> 01:08:28.772
ماسانوري

01:08:29.231 --> 01:08:31.733
با نيروهاي آسانو گرد هم بيايد و بعدا به من ملحق شيد

01:08:31.858 --> 01:08:34.111
همه ي افتخاراتو براي خودت برنداريا، کيوماسا

01:08:38.949 --> 01:08:40.992
<i>اگر ميخواي يک مرد رو ببيني
به آيزو بيا</i>

01:08:41.118 --> 01:08:46.039
<i>اين يه جمله معروفه که تو شهر قلعه اي آيزو گفته ميشد
جايي که جزو املاک يوئسوگي محسوب ميشد</i>

01:08:46.540 --> 01:08:48.959
<i>،اينکه چه کساني اين جمله رو ميخواندن</i>

01:08:49.084 --> 01:08:52.087
<i>،ارتش يوئسوگي که توسط آخرين کنشين سازماده داده شدن</i>

01:08:52.212 --> 01:08:55.465
<i>،يا مشاور اون، جناب نائوئه</i>

01:08:56.133 --> 01:08:59.052
<i>معلوم نيست و اهميتي نداره. درهرحال
مردم اون رو يک جلوه زشت ميپنداشتن</i>

01:08:59.261 --> 01:09:02.097
<i>،ايه ياسو کسي که دويست ارباب رو از پيش سجده به خود ميديد</i>

01:09:02.222 --> 01:09:06.059
<i>اما از ارتش يوئسوگي در آيزو چيز متفاوتي رو انتظار داشت</i>

01:09:06.226 --> 01:09:08.228
<i>بخصوص بخاطر سنت و رسم و رسومشون</i>

01:09:08.353 --> 01:09:12.274
<i>و اين مرد، جناب نائوئه
.از تمام انتظاراتشون باخبر بود</i>

01:09:12.691 --> 01:09:17.028
اينجا قلعه اوساکا و فوشيمي
درياچه بيوا و قلعه ساواياما هست

01:09:17.779 --> 01:09:18.822
...پس، اين هست

01:09:21.241 --> 01:09:22.200
.کوه فوجي

01:09:23.869 --> 01:09:24.786
ادو.

01:09:25.996 --> 01:09:27.038
آژدها هم داته هست

01:09:27.414 --> 01:09:30.542
و اين عمارت من، آيزو هست

01:09:32.085 --> 01:09:33.253
تصميمتو گرفتي؟

01:09:33.378 --> 01:09:34.337
.گفتم

01:09:35.088 --> 01:09:36.381
کيوماسا چيکار ميکنه؟

01:09:36.506 --> 01:09:40.093
گروه هفت نفر به خوابگاه من
شبانه در سيزدهم حمله ميکنه

01:09:40.260 --> 01:09:43.096
تو بايد به ساواياما پناه ببري

01:09:43.263 --> 01:09:44.222
.موافقم

01:09:44.347 --> 01:09:47.809
يعني ما از اين به بعد ميتونيم روي يه نقشه توافق کنيم؟

01:09:48.101 --> 01:09:50.395
.تو بتازگي در آيزو مستقر شدي

01:09:51.104 --> 01:09:53.231
.هنوز چيزهايي هست که لازمه بهشون سازمان داده بشه

01:09:53.356 --> 01:09:56.610
از اين هم براي عذرخواهي بخاطر برگشتن عاليجناب يوئسوگي به خانه استفاده کن

01:09:56.776 --> 01:09:59.821
من عاليجناب قدرتمند ساتاکه
رو هم به اتحاد دعوت خواهم کرد

01:09:59.946 --> 01:10:02.741
به محض برگشتت، بسياري قلعه
در سراسر آيزو بنا کن

01:10:02.866 --> 01:10:05.952
جنگجويان خودت رو استخدام کن و ارتشت رو بساز

01:10:06.077 --> 01:10:10.749
،وقتي ايه ياسو متوجه تهديد شرق بشه
از عاليجناب هيديوري درخواست اعلام جنگ ميکنه

01:10:10.916 --> 01:10:14.127
و با متحدينش به شرق ميره تا
با يوئسوگي مبارزه کنه

01:10:14.586 --> 01:10:16.838
.من به اوساکا برميگردم

01:10:16.963 --> 01:10:20.550
اونهايي که به تويوتومي وفادارن رو جمع کن
و اونجوري ما از دوطرف ميتونيم بهشون ضربه بزنيم

01:10:20.675 --> 01:10:21.509
.ما هم موافقيم

01:10:21.635 --> 01:10:25.180
اين نبرد ممکنه به عظيم ترين جنگ در
تاريخ ژاپن بدل بشه

01:10:25.430 --> 01:10:27.974
هيچ چيز نميتونه بيشتر از اين
.براي يک مرد رضايت بخش باشه

01:10:29.643 --> 01:10:30.518
!بگيرش

01:10:34.689 --> 01:10:36.024
.ممکنه بيشتر از اونا اينجا باشن

01:10:36.650 --> 01:10:37.359
.برو

01:10:40.528 --> 01:10:42.572
ارباب! اين منم. گوش قرمز

01:10:42.989 --> 01:10:46.034
من به تو خدمت ميکردم، يادت اومد؟ گوش قرمزم
خواهش ميکنم ترحم نشون بده

01:10:46.201 --> 01:10:49.079
گوش قرمز از يوئدا
.خيلي پير شدي

01:10:49.204 --> 01:10:51.164
نينجاها دوبرابر زودتر از بقيه سنشون بالا ميره

01:10:51.539 --> 01:10:52.374
خواهش ميکنم. رحم داشته باش

01:10:53.083 --> 01:10:54.876
من هيچوقت تورو نميکشم

01:10:55.043 --> 01:10:59.130
من از اينکه سگ توکوگاوا باشم خسته شدم
لطفا به من اجازه بده دوباره به تو خدمت کنم

01:10:59.297 --> 01:11:01.049
.من همه کاري ميکنم-
!جناب نائوئه-

01:11:02.092 --> 01:11:03.385
آسيب نديدي؟

01:11:04.052 --> 01:11:06.429
اين نينجا يه زماني خدمتکار من بود

01:11:06.721 --> 01:11:09.391
.اگر اتفاقي افتاد اون رو ميفرستم

01:11:18.441 --> 01:11:21.111
ما اسبها رو توي قلعه رها ميکنيم
تا رم کنن

01:11:21.444 --> 01:11:23.113
...طي اون زمان، تاتا

01:11:23.321 --> 01:11:26.324
نينجاهاي تو از توي اين کوچه
مراقب عاليجناب ميتسوناري خواهند بود

01:11:26.449 --> 01:11:28.743
ساکون، هيوگو، همه، گوش کنيد

01:11:30.704 --> 01:11:33.290
کي از اينکه من الان بميرم از همه بيشتر بدش مياد؟

01:11:35.292 --> 01:11:36.668
ايه ياسو

01:11:36.793 --> 01:11:37.794
تو چي فکر ميکني؟

01:11:38.295 --> 01:11:40.255
.بسيار جالبه. قربان

01:11:40.422 --> 01:11:41.923
پس توام قبول داري؟

01:11:42.048 --> 01:11:45.093
.بله. من کاملا تحت تاثير قرارگرفتم

01:11:45.302 --> 01:11:48.054
<i>عمارت توکوگاوا، فوشيمي</i>

01:11:48.388 --> 01:11:51.808
ارباب ما خوابه
براي همين تو بايد با من صحبت کني

01:11:51.933 --> 01:11:55.353
اسم تو هوندا ماسانوبو هست؟
.من هيچوقت تورو جايي ملاقات نکردم

01:11:55.520 --> 01:11:59.774
.چقدر بانزاکت تشريف داريد، قربان
اما من شمارو به خوبي ميشناسم

01:11:59.899 --> 01:12:03.278
وقتي ايشان نيست من نماينده فرمانروا
در قلعه هستم

01:12:03.403 --> 01:12:06.364
.مراقب حرفات باش، ماسانوبو

01:12:06.531 --> 01:12:07.282
حرفام؟

01:12:07.407 --> 01:12:09.367
منظورت از "فرمانروا" چي بود؟

01:12:09.868 --> 01:12:12.579
م-منظورم فرمانرواي اين عمارت
ايه ياسو توکوگاوا بود

01:12:12.704 --> 01:12:15.999
بي نظمي در گفتار به بي نظمي در دنيا
منجر ميشه پس خوب گوش کن؛

01:12:16.499 --> 01:12:20.295
لقب "فرمانروا" به معني کسيه که
بعد از اعليحضرت نوبوناگا اودا حکمراني ميکنه

01:12:20.420 --> 01:12:25.884
.بعد از نوبوناگا، اعليحضرت تايکو(هيديوشي)، و فرزندشون "فرمانروا" نامبرده ميشه

01:12:27.594 --> 01:12:30.388
يعني ابلهان ميکاوا از اين موضوع آگاه نيستن؟

01:12:30.513 --> 01:12:33.099
خب "فرمانروا" در کانتو ميشه عاليجناب ايه ياسو

01:12:33.767 --> 01:12:36.978
اگر اينطوره پس در کانتو روباه يک لقبه و القابداران يک روباه؟

01:12:37.145 --> 01:12:40.565
چراکه بازرگانان کانتو در اوساکا ايه ياسو رو
.يک روباه پير خطاب ميکنن

01:12:40.690 --> 01:12:42.609
پس در کانتو هم اون نبايد روباه پير شمرده بشه؟

01:12:42.734 --> 01:12:45.945
!چ-چ-چ چي چي چي؟-
.پوزش ميطلبم-

01:12:46.112 --> 01:12:47.322
عاليجناب ميتسوناري

01:12:49.949 --> 01:12:51.951
بذار من به حرفات گوش کنم

01:12:52.285 --> 01:12:55.330
من توسط کيوماسا و هفت تا احمق در تعقيبم

01:12:55.455 --> 01:12:59.125
من هيچجايي رو ندارم که برم
تقاضا دارم از عمارتتون به عنوان يه سرپناه استفاده کنم

01:12:59.292 --> 01:13:04.464
بايد بخاطر اين تقاضا ازتون خواهش ميکردم
اما بي عقلي کردم و بجاش بهتون توهين کردم

01:13:06.674 --> 01:13:08.968
کيوماسا به زودي مياد
تا دنبال ميتسوناري رو از ما بگيره

01:13:09.094 --> 01:13:11.346
.من که وضع دشواري نميبينم

01:13:11.471 --> 01:13:13.306
چرا همين الان اون رو نکشيم؟

01:13:13.431 --> 01:13:15.975
اينکار اربابمون رو فرمانرواي اين قلمروء نميکنه

01:13:16.101 --> 01:13:18.103
فرض کن ميتسوناري آزاد بشه

01:13:18.228 --> 01:13:21.189
قطعا ساير اربابها ميان تا حمايتش کنن

01:13:21.314 --> 01:13:24.025
نائوماسا، اين يه قماره

01:13:24.317 --> 01:13:27.362
کي ميتونه بدون شرط بندي همچيز رو از آن خود کنه؟

01:13:27.695 --> 01:13:29.739
آچا، تو چي فکر ميکني؟

01:13:29.864 --> 01:13:33.118
قمار خوبه، تا وقتي يک راه ثابت
براي پيروزي محسوب شه

01:13:33.243 --> 01:13:34.994
راهي که من گفتم قطعيه و قمار هم نيست

01:13:35.120 --> 01:13:37.247
يه قمار واقعي قماريه که با قاطعيت انجام بشه، ماسانوبو

01:13:37.372 --> 01:13:39.541
...اين قمار زندگي منه

01:13:39.707 --> 01:13:43.795
جايگاهم، قلمروئم
.مردمم، همچيم

01:13:45.046 --> 01:13:47.549
.اگر ببازم همچيز از دست ميره

01:13:47.841 --> 01:13:53.054
فقط وقتي ترتيب همچيز رو دادم و ازشون اطميمان حاصل کردم
ميتونم مرگ رو درآغوش بگيرم

01:13:54.097 --> 01:13:55.306
من برنده ميشم

01:13:55.432 --> 01:13:57.016
.درمقابل ميتسوناري

01:13:57.183 --> 01:14:01.688
آره. من ميتسوناري رو انتخاب کردم

01:14:02.105 --> 01:14:06.860
من بهش کلي اضطراب دادم و تحملش کردم
.تا سزاوار رقابت با من بشه

01:14:07.235 --> 01:14:08.903
.من اون رو ساختم

01:14:10.947 --> 01:14:14.159
،هنوز وقتي قضيه اون تکه بابمو به يادم مياد

01:14:14.784 --> 01:14:17.036
.خونم سخت بجوش مياد

01:14:29.924 --> 01:14:35.180
فردا صبح
از اون مراقبت کنيد و تا ساواياما همراهيش کنيد

01:14:37.348 --> 01:14:39.142
.تو اينجا پنهان ميشي. ميتسوناري

01:14:47.317 --> 01:14:51.362
همونطور که همتون ميدونيد، من از شما چيزي نميخوام

01:14:52.572 --> 01:14:58.369
فقط کاري رو کردم که فکر ميکنم
،براي نايب السلطنه هيديوري بهتره

01:14:58.870 --> 01:15:00.538
.در اوساکا

01:15:05.585 --> 01:15:10.548
،کيوماسا
.من خيلي راجب واکنشم به اين قضيه و پناه دادن به ميتسوناري فکر کردم

01:15:13.760 --> 01:15:16.471
،آيا بهتره ميتسوناري رو تحويل بدم

01:15:17.096 --> 01:15:20.433
يا اون رو از تو دور نگهدارم؟
.باتمام وجودم راجب اين فکر کردم

01:15:20.934 --> 01:15:24.145
اصلا هيچکدوم از شما فکر کرديد بهترين کار چيه؟

01:15:24.354 --> 01:15:27.899
قبل از اينکه اينطوري اون رو تعقيب کنين اصلا راجبش برسي دقيقي کردين؟

01:15:36.783 --> 01:15:42.664
من از شما درخواست دارم
به زودي به کيوشو در جنوب بريد

01:15:43.623 --> 01:15:47.961
من قول ميدم نه تنها سرزمينمو دراختيارت قرارميدم
،بلکه تمام کيوشو رو هم

01:15:48.086 --> 01:15:52.549
به سرزمينهاي شما بدل ميکنم، عاليجناب توکوگاوا

01:15:52.966 --> 01:15:55.009
<i>...ميتسوناري فرارکرد</i>

01:15:55.134 --> 01:15:57.595
<i>.و اين چيزي نبود که اون مرد انتظارش رو داشت</i>

01:15:57.720 --> 01:16:00.807
<i>وقتي ميتسوناري ديد ايه ياسو
،اون رو به گروه هفت نفر تسليم نکرد</i>

01:16:00.932 --> 01:16:05.687
<i>.اون فکر ميکرد زهر اژدها جلوي زهر مار رو گرفت</i>

01:16:05.812 --> 01:16:08.147
<i>.و از اين بابت خيلي احساس رضايت ميکرد</i>

01:16:08.648 --> 01:16:12.026
.من دارم با اون مرد زير يک سقف ميخوابم

01:16:13.611 --> 01:16:16.531
چه شب بامروتيه

01:16:18.575 --> 01:16:20.201
سرگرم کننده، درواقع

01:16:23.997 --> 01:16:25.206
.هاتسومه

01:16:26.165 --> 01:16:27.458
.بجنب

01:16:30.837 --> 01:16:34.007
<i>شمال درياچه بيوا، بهار 1600</i>

01:16:46.436 --> 01:16:50.023
اگر همه اين بي بتيه ها رو يکجا بخري
ارزونتر حساب ميکنم

01:16:50.273 --> 01:16:53.234
اگر ميخواي يک پکيج رو به من بفروشي
بهتره افراد بهتري رو بياري

01:16:53.359 --> 01:16:55.445
اونا از دفعه قبل بهترن

01:16:55.570 --> 01:16:57.113
من بچه ها رو لازم ندارم

01:16:57.488 --> 01:16:58.781
.سه تا دختر

01:17:00.992 --> 01:17:02.118
بازشون کن

01:17:02.827 --> 01:17:06.039
باشه باشه. عجوزه خسيس

01:17:06.581 --> 01:17:07.582
زودتر تن لشتون رو حرکت بدين

01:17:25.683 --> 01:17:28.186
<i>جنوب درياچه بيوا
.قلعه ساواياما</i>

01:18:05.264 --> 01:18:08.726
ايه ياسو ديروز با يوئسوگي
.اعلام جنگ کرد

01:18:08.851 --> 01:18:11.312
اون طي چند روز آينده به شرق ميرسه

01:18:11.938 --> 01:18:14.607
.تو و نينجاهات برين به شرق جايي که اون ميره

01:18:15.775 --> 01:18:20.822
وقتي جوانه اي بيش نيست قيچيش کن
از سرزمينت که گذشت بهش حمله کن

01:18:21.155 --> 01:18:22.115
تو بايد تصميمتو بگيري

01:18:22.281 --> 01:18:25.284
من گفتم فقط وقتي اتفاقي افتاد
دست به شمشيرم ميبرم

01:18:26.077 --> 01:18:28.329
وقتي تمام دنيا برپايه خواستهاي شخصيه

01:18:28.454 --> 01:18:31.958
تو گفتي تنهايي به مبارزش رفتن بي فايدست

01:18:32.125 --> 01:18:35.294
.الان فرارکردن ديوانگيه

01:18:35.795 --> 01:18:38.589
.يه مرد بايد برخلاف جريان آب حرکت کنه تا به پيروزي برسه

01:18:38.756 --> 01:18:40.633
!اما اينکار منصفانه نيست

01:18:42.593 --> 01:18:45.763
.به هر حال اگر ببازيم عدالت از بين ميره

01:18:45.888 --> 01:18:46.639
.ساکون

01:18:50.143 --> 01:18:55.314
ما بايد سرزمين رو به دو قسمت تقسيم کنيم
.و رو در رو به جنگي تمام عيار و عادلانه بريم

01:19:01.654 --> 01:19:04.157
<i>.دوازدهم جولاي</i>

01:19:06.993 --> 01:19:08.327
.مرسي از مهمان نوازيتون

01:19:11.330 --> 01:19:15.001
.ساير اربابها با ايه ياسو دارن پيشروي ميکنن

01:19:16.210 --> 01:19:17.879
.بقيه هم از حاشيه

01:19:18.963 --> 01:19:22.300
اگر خانواده هاي اونا در اوساکا نگهداشته بشن
ممکنه ميلشون به شرکت تو جنگ از بين بره؟

01:19:23.384 --> 01:19:27.472
حتي ايه ياسو هم به مشکل ميخوره
اگر يوئسوگي از شمال بهش ضربه بزنه

01:19:27.722 --> 01:19:29.223
.و ما هم از غرب

01:19:29.390 --> 01:19:31.893
همبستگي نيروهاي ما ترتيب باقيش رو ميده

01:19:32.018 --> 01:19:36.606
موفقيت ما در پيوستن افراد خاندان موري به ماست

01:19:36.856 --> 01:19:40.067
موري ارشد هيچ تمايلي به جانبگيري
خاندانش نداره

01:19:40.568 --> 01:19:44.781
،قائم مقام اون عاليجناب کيکاوا و من
که مشاور اون محسوب ميشم جانبگيريشون رو مشخص ميکنيم

01:19:44.947 --> 01:19:47.241
.اتحاد با خاندان موري رو به من بسپار

01:19:47.533 --> 01:19:51.913
اما، موري تروموتو (موري ارشد) مجاني حرکتي نميکنه

01:19:52.747 --> 01:19:55.416
پس لطفا به من يک بذر براي کاشتن بده؛

01:19:56.417 --> 01:19:59.921
قول بده اگر قبول کرد، اون رو
رئيس شوراي جونيي ميکني

01:20:00.046 --> 01:20:01.923
اونجوري موري باز با توکوگاوا متحد ميشه

01:20:02.089 --> 01:20:05.426
!کاري که گفت رو بکن
ما درکنار نيروهاي موري ميجنگيم

01:20:05.551 --> 01:20:09.639
.و موري به يکي از پايه هاي تويوتومي بدل ميشه
تو بايد باهاش مذاکره کني

01:20:14.310 --> 01:20:15.478
.جناب اِکي

01:20:18.815 --> 01:20:20.691
.همچيز رو به تو ميسپارم

01:20:26.322 --> 01:20:27.448
.نوبوکاتسو

01:20:27.573 --> 01:20:28.241
.ارباب

01:20:36.123 --> 01:20:37.208
.بنشين

01:20:45.299 --> 01:20:46.884
.ما ايه ياسو رو مجازات ميکنيم

01:20:47.969 --> 01:20:50.221
.و سرزمين تويوتومي رو حفظ ميکنيم

01:20:50.805 --> 01:20:53.975
.من از تمام شما خواهش ميکنم که زندگيتون رو در اين مسير قراربديد

01:20:54.642 --> 01:20:56.269
...حالا، تنها چيزي که هست

01:20:56.561 --> 01:20:58.604
.بايد سريع باشيد

01:20:59.355 --> 01:21:00.648
هيوگو؛ ماي

01:21:01.315 --> 01:21:02.441
.در اچيگو افراد رو براي قيام حاضر کن

01:21:02.608 --> 01:21:03.651
.بسيار خب قربان

01:21:03.818 --> 01:21:04.652
.سوکِزا

01:21:04.777 --> 01:21:09.490
به عمارت خاندانهاي موري، اوکيتا، و اودا
چندتن قاصد بفرست تا حاضر شن

01:21:09.615 --> 01:21:11.701
اونايي که توي اوساکا هستن
بايد منتظر دستورات ساکون بمونن

01:21:11.826 --> 01:21:14.245
نيروهاي مجهز و آماده به جنگ
ميبايستي بسرعت به اومي فرستاده بشن

01:21:14.370 --> 01:21:18.374
تا جلوي افرادي که در غرب
ميخوان به ايه ياسو ملحق بشن رو سرکوب کنن

01:21:18.499 --> 01:21:22.461
.کيوماسا که توي کيوشو گير افتاده
.هدف شما ساير شش خاندانن از پيش با ايه ياسو متحد شدن

01:21:22.837 --> 01:21:24.922
.براي باقيش لازم نيست از نيروها استفاده کرد

01:21:25.089 --> 01:21:28.383
خانودشون در اوساکا بنوعي گروگانن
وادارشون ميکنم متحدم شن يا لااقل طرف ايه ياسو نرن

01:21:30.553 --> 01:21:34.932
ساکون، امروز اينجارو به اوساکا ترک کن
.برو سراغ ماموران عالي رتبه دولتي تا انجامش بدن

01:21:35.182 --> 01:21:36.559
نامه جنگ چطور؟

01:21:37.018 --> 01:21:39.228
.تمام طول شب رو صرف نوشتنش کردم

01:21:41.772 --> 01:21:45.693
.اينو بگير. وقتي رسيدي بده به ماموران عالي دولت تا امضاء کنن

01:21:45.860 --> 01:21:48.487
.سپس، به سرعت بفرستش براي ايه ياسو

01:21:48.738 --> 01:21:52.700
<i>خوابگاه خانواده رئساي خاندانها در اوساکا
.دورتادور قلعه قرار داشته</i>

01:21:52.825 --> 01:21:55.661
<i>،و اونجا مثل گروگانهايي ميمونن
که با هر اختلاف درخطر ميوفتن</i>

01:21:55.828 --> 01:22:01.416
<i>،وقتي خبر جنگ به اونجا رسيد
خانواده هاي وحشت زده مقاومت کردن و آشوبي بپا شد</i>

01:22:01.834 --> 01:22:07.548
<i>در اون شب، ميتسوناري و افرادش که درحال عزيمت
به پايين رودخانه يودا بودن</i>

01:22:08.633 --> 01:22:12.428
<i>از روي کشتي، با صحنه آتش گرفتن
خوابگاه هوسوکاوا روبرو شدن</i>

01:22:12.637 --> 01:22:14.805
<i>و شبانگاه وارد اوساکا شدن</i>

01:22:14.931 --> 01:22:17.308
.ساکون، ما به مجلس شورا ميريم

01:22:17.433 --> 01:22:18.267
.تا بعد

01:22:18.392 --> 01:22:19.143
.از سر راه بريد کنار

01:22:19.602 --> 01:22:20.853
.عجله کنيد

01:22:22.146 --> 01:22:24.815
<i>شانزدهم جولاي</i>

01:22:40.748 --> 01:22:42.333
.اعضاء هيئت رو پيدا کن

01:22:42.458 --> 01:22:44.001
.هردوي اونا به خانه رفتن

01:22:44.126 --> 01:22:45.336
تو چنين شب مهمي؟

01:22:45.461 --> 01:22:46.629
.بهشون ميگم برگردن

01:22:55.513 --> 01:22:58.474
همسر و خانواده کيوماسا به چند قايق
.پناه برده و فرارکردن

01:22:58.641 --> 01:23:02.770
.همينطور همسر ناگاماسا و مادرش پيدا نيستن

01:23:03.020 --> 01:23:05.189
.ازينکه اونا رفتن آرامش خاطر پيدا کردم

01:23:05.648 --> 01:23:09.235
تو روي متحد کردن ديگران خيلي سختگيري
اما با دشمنانت ملايم

01:23:11.278 --> 01:23:14.365
قضاوات فردي معتقد بعدالت وتقوي خود
فقط دشمنان بيشتري رو بوجود مياره

01:23:15.408 --> 01:23:16.617
.از اين آگاه باش

01:23:17.076 --> 01:23:18.285
.آگاهم

01:23:19.495 --> 01:23:20.871
.اينجا بمون

01:23:31.674 --> 01:23:36.000
،خانواده هوسوکاوا مقاومت کردن
.اقدام به سپوکو کردن خوابگاهشون رو به آتش کشيدن

01:23:36.679 --> 01:23:40.266
،بانو گراسيا هم که زير بار سپوکو نرفت
توسط بزرگ خانواده خودش کشته شد

01:23:41.517 --> 01:23:44.937
.اين نتيجه اي نبود که انتظارشو داشتم

01:23:45.438 --> 01:23:49.275
.من شمارو فراخواندم چراکه شما مجريان قانونيد

01:23:49.734 --> 01:23:52.069
.ما نيروهاي گشت رو افزايش ميديم تا خانواده هاي فراري رو بگيرن

01:23:52.194 --> 01:23:53.029
.عکسشو انجام بده

01:23:53.154 --> 01:23:53.779
برعکس؟

01:23:53.904 --> 01:23:58.034
به زور گرفتن اونا دور از شرافت بود
.و فقط بانو گراسيا هاي بيشتري رو بوجود مياره

01:23:58.200 --> 01:24:01.454
و اين مشکله برخورد با اربابهايي رو که دارن
.با يوئسوگي ميجنگن فقط بزرگتر ميکنه

01:24:01.579 --> 01:24:03.914
.بايد بسرعت تمومش کنيم

01:24:04.081 --> 01:24:07.501
تو کسي بودي که به ما اصرار کردي
!تا اونارو گروگان بگيريم

01:24:07.626 --> 01:24:09.503
!الان فهميدم که حماقت کردم

01:24:15.051 --> 01:24:17.178
...پس دارم اشتباهاتم رو تصحيح ميکنم

01:24:17.762 --> 01:24:21.057
.براي همين از شما چنين درخواستي رو دارم

01:24:22.808 --> 01:24:24.143
...اگر اصرارداري انجامش بدم

01:24:24.310 --> 01:24:25.352
.انجامش بده

01:24:35.321 --> 01:24:37.865
نبرد براي حکومت
...تازه شروع شده

01:24:55.591 --> 01:24:58.094
<i>بيستم آگوست</i>

01:25:02.848 --> 01:25:05.559
همه منتظرن ببينن چي پيش مياد

01:25:05.851 --> 01:25:11.398
ايه ياسو هنوز تو شرقه
.اگر برگرده معلوم نيست چه تعدادي به سمتش تغيير جهت ميدن

01:25:11.524 --> 01:25:14.235
براي کي مهمه؟ ميدان نبرد کجاست؟

01:25:15.069 --> 01:25:18.114
.ميتسوناري قلعه اوگاکي رو بتصرف درآورده

01:25:18.572 --> 01:25:23.285
اون از روي قلعه از سر سراشيبي
.روبروي خط مقدم شرق قرارداره

01:25:23.494 --> 01:25:26.288
.جايي که قلعه فوکوميشا واقع شده

01:25:26.413 --> 01:25:28.499
.ايه ياسو به قلعه اوگاکي حمله ميکنه

01:25:28.624 --> 01:25:31.168
اون تو زمين خوبه
.نه تو تصرف قلعه ها

01:25:32.294 --> 01:25:34.839
براي محاصره به سه برابر نيروي بيشتر نسبت
نيروهاي داخل قلعه نيازه

01:25:34.964 --> 01:25:36.298
چطور اينو ميدوني؟

01:25:36.423 --> 01:25:37.842
.دانش يک نينجا

01:25:39.218 --> 01:25:41.679
خب اگه راست ميگي، ايه ياسو کجا مبارزه ميکنه؟

01:25:41.804 --> 01:25:44.265
ميان تقاطع اين دو جاده

01:25:44.849 --> 01:25:46.350
.در سکيگاهارا

01:25:48.602 --> 01:25:51.188
<i>کيوتو
اقامتگاه بانو نيي نيي</i>

01:25:53.858 --> 01:25:55.192
چرا چهرت تو همه؟

01:25:55.317 --> 01:25:57.862
.من فوشيمي رو با ميتسوناري به آتش کشيدم

01:25:57.987 --> 01:25:59.155
.فراموشش کن

01:25:59.280 --> 01:26:02.658
اگر غرب تو رو در محاصره قرارداد
تو بايد با اون بري

01:26:02.783 --> 01:26:06.453
آيا ايه ياسو با من خوشحال نيست؟
.جواب هيچکدوم از نامه هام رو نداده

01:26:06.579 --> 01:26:09.665
معلومه. اون بايد ميتسوناري رو فريب بده

01:26:09.832 --> 01:26:11.709
.اون حتي از نامه هاي من استقبالي نکرد

01:26:11.834 --> 01:26:16.213
مشاوران تو
.خانوادشون رو به عنوان وثيقه فرستاده

01:26:17.006 --> 01:26:22.219
اما کي گوش ميده؟
آهان! لابد کورودا ناگاماسا

01:26:22.678 --> 01:26:25.055
.آره. براش يه نامه مينويسم

01:26:26.265 --> 01:26:29.643
.اونطوري ناگاماسا به پاي عاليجناب ايه ياسو ميوفته

01:26:29.768 --> 01:26:31.145
.نگران نباش

01:26:31.478 --> 01:26:34.106
فقط جوري تظاهر کن که
.انگار طرف غرب هستي

01:26:38.611 --> 01:26:41.322
.اين دختريه که من به فرزندي قبولش کردم
خودتو معرفي کن به آقا

01:26:42.781 --> 01:26:44.366
.اسم من تاتسو هست

01:26:46.285 --> 01:26:48.662
.اون جوان ترين دختر ميتسوناريه

01:26:51.290 --> 01:26:55.211
بانو نيي نيي از
.بچه هاي ميتسوناري مراقبت ميکنه

01:26:55.628 --> 01:26:58.172
اين براي آينده خاندانش بهتره
.اگر که ميتسوناري نابود بشه

01:26:58.297 --> 01:27:02.009
البته، اگر خونش ادامه پيدا کنه
.براي هممون بهتره

01:27:02.635 --> 01:27:04.511
<i>اوگاکي، 7 سپتامبر</i>

01:27:13.020 --> 01:27:16.565
نيروهاي موري جوان و کيکاوا به تعداد 20.000 تن
.از جاده خليج کوچک دارن پيشروي ميکنن

01:27:16.690 --> 01:27:19.735
،همچنين 1.800 تن از جناب اِکي
و 6.600 از چوسوکابه

01:27:19.860 --> 01:27:21.737
و 1.500 نفر از خاندانهاي فرعي

01:27:21.862 --> 01:27:24.240
...دارن به اينجا ميرسن که وقتي با افرادي که

01:27:24.365 --> 01:27:27.409
.اينجا داريم ترکيب ميشن به 30.000 ميرسن

01:27:27.534 --> 01:27:30.329
افراد اونا درجمع از 60.000 نفر تشکيل شده

01:27:30.454 --> 01:27:34.541
ما دراصل 40.000 نفر هستيم
.که 35.000 نفرمون تو کوهستانها گير افتادن

01:27:34.667 --> 01:27:37.586
.ما اگر الان بجنگيم شکست ميخوريم

01:27:37.711 --> 01:27:40.256
ميتسوناري هميشه يک پله عقبتره
اون حرکتي نميکنه

01:27:40.381 --> 01:27:42.174
.تا وقتي اعليحضرتش فرابرسه

01:27:42.716 --> 01:27:43.634
و عقله اوساکا؟

01:27:43.759 --> 01:27:48.222
بانو يودو وحشت زده شده
و موري ارشد رو اونجا نگهداشته

01:27:48.347 --> 01:27:51.725
نيروهاي موري جوان دارن
از کوهستان نانگو بالا ميرن

01:28:04.697 --> 01:28:07.491
آقاي کيکاوا. آقاي کيکاوا

01:28:09.451 --> 01:28:13.163
لطفا بذاريد قبل از حمله يک مجلس نظردهي
در اوگاکي برگزار کنيم. ازتون خواهش ميکنم

01:28:14.039 --> 01:28:15.291
آقاي کيکاوا

01:28:23.465 --> 01:28:24.842
از سر راه بريد کنار

01:28:28.470 --> 01:28:32.599
جناب اِکي، اونا دارن به سمت
!کوهستان نانگو ميرن

01:28:32.725 --> 01:28:35.185
اون روباه خاکستري هيچ به حرفام گوش نکرد

01:28:35.311 --> 01:28:37.104
ازتون خواهش ميکنم وارد قلعه اوگاکي بشيد

01:28:37.229 --> 01:28:39.023
.اون اگر بخواد از اونجا بره يعني ميره

01:28:39.440 --> 01:28:40.774
.بذار بره

01:28:40.899 --> 01:28:42.985
اما ما امشب بايد تو مجلس نظردهي جنگ حضور پيدا کنيم

01:28:43.360 --> 01:28:44.820
.از موري ارشد درخواست کن تا بياد

01:28:44.945 --> 01:28:48.115
ما قاصدي پشت قاصد به اوساکا
ارسال کرديم

01:28:51.368 --> 01:28:56.081
<i>ارتش آکاساکا-اوکاياما و اوگاکي هردو
.هنوز بي تحرک مانده بودن</i>

01:28:56.206 --> 01:28:58.792
<i>نه ايه ياسو اي به اونجا آمد
.و نه دود اسلحه اي بلند شد</i>

01:28:58.959 --> 01:29:02.963
<i>باران روزي چندين بار ميباريد
.و شبها بسيار سرد ميشدند</i>

01:29:04.548 --> 01:29:07.134
.شرق منتظر رسيدن ايه ياسو هست

01:29:07.885 --> 01:29:11.221
<i>...ميتسوناري هم، منتظر رسيدن عاليجناب موري</i>

01:29:11.347 --> 01:29:14.433
<i>.فرمانده غرب بود</i>

01:29:14.558 --> 01:29:17.936
<i>طبعا ميتسوناري چندين بار به سراغ
.اون در اوساکا فرستاد</i>

01:29:18.062 --> 01:29:22.649
<i>.بعضن در راه کشته ميشدن
،و بعضيا هم که به مقصد ميرسيدن</i>

01:29:23.734 --> 01:29:28.155
<i>موري ارشد بهشون نزديک ميشد
.و به يک دسته کوچک دستور حرکت ميداد</i>

01:29:28.280 --> 01:29:32.743
<i>اما درحقيقت کساني به وي توصيه کرده بودن
...که بهترين کار بي حرکت ماندن هست</i>

01:29:32.868 --> 01:29:36.872
<i>چراکه ممکن بود هرکسي که با ايه ياسو
،بطريقي ارتباط داشته</i>

01:29:36.997 --> 01:29:41.710
<i>به هنگام خالي ديدن اوساکا از نيروهاش
به فکر به خطر انداختن موقعيتش در اونجا بشه</i>

01:29:51.178 --> 01:29:53.013
.من دارم يه تقاضا به اوساکا ميفرستم

01:29:53.138 --> 01:29:55.182
.اونارو حسابشون نکن

01:29:55.307 --> 01:29:58.602
اگر قلب تمام جنرالها
از درون باهم متحد بشه

01:29:58.727 --> 01:30:00.854
ممکنه موري ارشد
.ارتشش رو به کمک ما بفرسته

01:30:01.188 --> 01:30:05.317
اما اون فقط به فکر سرزمينهاي خودشه
.بدون اينکه عاقبت اين کشور رو درنظر بگيره

01:30:06.443 --> 01:30:08.570
.پسر اون هم همينطوريه
.همينطور روباه خاکستري

01:30:08.695 --> 01:30:10.906
.اگر اينطور باشه اونا خيلي ابلهن

01:30:11.407 --> 01:30:14.076
اونا يه سرزمين کوچيک رو درنظر گرفتن
.اينجا ژاپنه

01:30:14.493 --> 01:30:17.913
و اگر غرب ببازه ايه ياسو سرزمين
.هاي موري رو هم مصادره ميکنه

01:30:18.038 --> 01:30:21.667
ما ديگه سرزميني نداريم که بخوايم براي تشويق
.به خاندانهاي شرق اهدا کنيم

01:30:24.628 --> 01:30:27.673
<i>.درهرحال اين نامه به اوساکا نرسيد</i>

01:30:32.219 --> 01:30:33.178
.عجله کن

01:30:35.139 --> 01:30:35.931
.بجنب

01:30:37.224 --> 01:30:38.434
شما کي هستين؟

01:30:38.559 --> 01:30:39.601
!رحم کن

01:30:39.726 --> 01:30:40.936
!شما دزدهاي ميدان جنگيد

01:30:42.312 --> 01:30:44.106
صبر کن، صبر کن

01:30:51.697 --> 01:30:54.408
<i>چهاردهم سپتامبر
در آستانه نبرد</i>

01:30:56.535 --> 01:30:58.495
.قلعه اوگاکي در اون سمته

01:30:58.620 --> 01:30:59.997
اونجا؟-
.همونجا-

01:31:00.122 --> 01:31:01.665
.نه از اين سمته-
کدوم سمت؟-

01:31:01.790 --> 01:31:03.667
اين يا اون کدومش؟-

01:31:04.084 --> 01:31:07.212
نيروها بطور روزانه دارن کم کم
.از ساتسوما به اينجا ميرسن

01:31:07.963 --> 01:31:10.174
تعدادنيروهاي شرق به 100.000 رسيده
.و ما 80.000 نفر هستيم

01:31:10.299 --> 01:31:13.510
و هنوز نصف اونها در کوهستان
.از مکاني امن همچيز رو تحت نظر گرفتن

01:31:14.386 --> 01:31:18.599
.اين نبرد عدالت و ناعدالتيه
.ما نبايد شکست بخوريم

01:31:32.613 --> 01:31:35.949
گيوبو، تو نميخواي وارد قلعه اوگاکي بشي؟

01:31:36.074 --> 01:31:37.618
.ايه ياسو قرارنيست به قلعه حمله کنه

01:31:37.743 --> 01:31:39.953
.اون نميتونه اِدو رو براحتي ترک کنه

01:31:40.412 --> 01:31:42.456
اگر اينکارو بکنه، يوئسوگي به اِدو حمله ميکنه

01:31:42.581 --> 01:31:45.125
شايد ميدونه تو انتظارشو نداري
.و از پيش اونجارو مخفيانه ترک کرده

01:31:45.250 --> 01:31:46.627
.اين غيرمنطقيه

01:31:47.794 --> 01:31:49.129
.تو هيچ تغييري نکردي

01:31:53.675 --> 01:31:55.177
.اعليحضرت داره مياد

01:31:55.302 --> 01:31:57.471
.آوردن پسر ايه ياسو هيچ استفاده اي نداره

01:31:57.596 --> 01:31:58.514
.نااميد نشو

01:31:58.639 --> 01:32:02.142
ارباب. من فکر کنم همين 30.000 سربازي
که الان باخود داريم کفايت کنه

01:32:02.935 --> 01:32:04.019
.خوب گفتي

01:32:16.073 --> 01:32:21.203
.جنرالهاي خط مقدم الان اينجان

01:32:21.328 --> 01:32:22.329
.منو بياريد بيرون

01:32:22.454 --> 01:32:23.997
.به راه رفتن ادامه بديد

01:32:36.093 --> 01:32:38.679
اين يه انجيره پدر. همون چيزي که دوست داري

01:32:42.099 --> 01:32:46.728
به لطف پدرخواندت که آوردت اينجا
.تو داري بخوبي بالغ ميشي

01:32:48.522 --> 01:32:51.233
،فکرِ برادر بزرگترت هيدِتادا رو بکن

01:32:51.692 --> 01:32:53.026
که توي کوهستان گير افتاده

01:32:54.653 --> 01:32:59.908
و داره با 35.000 نفر با
.ارتش سانادا مبارزه ميکنه

01:33:02.286 --> 01:33:03.412
از ميتسوناري چه خبر؟

01:33:03.537 --> 01:33:05.747
.اون هنوز متوجه اومدن شما نشده

01:33:07.499 --> 01:33:09.084
...چقدر سر به هواست

01:33:09.293 --> 01:33:11.753
<i>.کوهستان ماتسوئو، جنوب سکيگاهارا</i>

01:33:31.148 --> 01:33:33.650
<i>اردوگاه خط مقدم شرق
.آکاساکا-اوکاياما</i>

01:33:37.070 --> 01:33:39.990
من هيچوقت با کلاهخودم از اسب نيوفتادم

01:33:44.369 --> 01:33:48.999
زود باشيد پرچماي جنگ رو بالا ببريد

01:33:55.964 --> 01:33:58.342
قلعه ي اوگاکي درست روبرومه

01:34:05.891 --> 01:34:06.850
ايه ياسو کجاس؟

01:34:07.017 --> 01:34:08.727
اون تازه وارده آکاساکا اوکوياما شده

01:34:08.852 --> 01:34:10.062
مطمئني؟

01:34:10.187 --> 01:34:14.066
تو گفتي اون ادو رو از ترس اوئه سوگي ترک نميکنه

01:34:15.525 --> 01:34:17.152
شورا جنگ درحال شکل گيريه

01:34:17.277 --> 01:34:20.072
من بهشون روحيه ميدم

01:34:20.322 --> 01:34:22.074
نوبوکاتسو، به 500 نفر احتياج دارم

01:34:22.199 --> 01:34:24.326
پياده نظام

01:34:24.451 --> 01:34:25.911
ما تغيير مسير ميديم

01:34:26.411 --> 01:34:27.913
جوخه تفنگداران ايشيدا

01:34:29.039 --> 01:34:30.582
عجله کنيد

01:34:32.167 --> 01:34:34.086
رو به جلو

01:34:36.880 --> 01:34:39.925
کوباياکاوا يه اردوگاه در کوهستان ماتسو برپاکرده

01:34:40.425 --> 01:34:41.843
تو چي فکر ميکني ناگاماسا؟

01:34:41.968 --> 01:34:46.306
من باور دارم اون طرف شماس و همچنين مشاورانش

01:34:46.450 --> 01:34:50.140
و ماهم موافقت کرديم
اعضاي خانوادشون رو به عنوان گروگان گذاشتن

01:34:50.268 --> 01:34:52.646
من بهترين شمشيرزنمون رو به عنوان مراقبشون فرستادم

01:34:52.771 --> 01:34:56.817
،تا اگه به جبهه ي ميتسوناري بپيونده
کوباياکاوا رو به قتل برسونه

01:35:08.036 --> 01:35:10.664
ايناهاش، بالاخره شروع شد

01:35:11.248 --> 01:35:13.333
جنگ تو رودخونه کوئيسه بالاخره شروع شد

01:35:13.458 --> 01:35:14.918
ناهارمو بياريد اينجا

01:35:18.255 --> 01:35:20.340
کشته نشيدا

01:35:20.465 --> 01:35:23.176
اوه، نه، نه، نه، نه

01:35:24.136 --> 01:35:25.345
نابودمون کردن که

01:35:30.809 --> 01:35:32.686
بعد از علامت اسمشون، لباشون هم قرمز کنيد

01:35:37.524 --> 01:35:40.652
نينجاي جناب نائوئه به تازگي وارد اوئه سوگي شدن

01:35:44.531 --> 01:35:45.741
گوش قرمز؟

01:35:46.867 --> 01:35:48.410
بيا تو برجک توضيح بده

01:35:49.286 --> 01:35:53.081
اتفاقي براي نينجامون پيش اومده؟

01:35:53.373 --> 01:35:56.376
...درحين برگزاري شوراي جنگ در کانتو ايگاها

01:35:56.543 --> 01:35:57.377
مردن؟

01:35:57.502 --> 01:35:59.421
بدناشون پيداشده

01:36:01.465 --> 01:36:02.924
درمورد هاتسومه خبري نداري؟

01:36:03.091 --> 01:36:04.718
هيچي

01:36:14.310 --> 01:36:19.480
جناب نائوئه گفتن
"ما محاصره شده بوديم و مجبور شديم دست از تعقيب ايه ياسو بکشيم"

01:36:19.941 --> 01:36:22.652
و براي مقابله با موگامي به شمال ميريم

01:36:22.778 --> 01:36:24.738
شما بايد دنبال ايه ياسو بريد

01:36:24.863 --> 01:36:28.825
بهش مقابله کنيد و موقعيتتون رو گزارش کنيد

01:36:31.328 --> 01:36:33.997
گوش قرمز برو اينارو از اردوگاه هاي شرقي بگير

01:36:34.122 --> 01:36:38.668
ايه ياسو داره مدارکي دال بر اينکه اعليحضرت به ما خيانت کرده پخش ميکنه

01:36:39.294 --> 01:36:41.922
حتي هم قطارانتون کمکش کردن، سرورم

01:36:42.047 --> 01:36:44.508
کي ميتونست همه ي اينارو حدس بزنه؟

01:36:45.801 --> 01:36:48.011
نيروهاي مستقر درشرق خيلي کمن

01:36:48.970 --> 01:36:52.349
ايه ياسو نيروهاي مستقلي به سمت کوهستان اعزام کرده؟

01:36:52.516 --> 01:36:54.893
،هيدتادا همراه صدرالعظم هوندا

01:36:55.018 --> 01:36:58.063
و 35 هزار نفر اعزام شدن

01:36:58.188 --> 01:37:00.607
ماسايوکي سانادا هم که همونجاست

01:37:00.732 --> 01:37:03.735
اون 35 هزار نفر توي زمين هاي سانادا گيرافتادن

01:37:03.860 --> 01:37:05.570
چه خبر خوبيه، ساکون

01:37:06.404 --> 01:37:08.156
فشار شديدي روي ايه ياسو هست

01:37:08.740 --> 01:37:13.411
گوش قرمز، از الان به بعد تو چشم و گوش ارتش مايي

01:37:13.703 --> 01:37:14.454
بله

01:37:14.579 --> 01:37:16.581
چرا منتظرمونديم

01:37:16.790 --> 01:37:18.750
،منطقي ترين حرکت اينه که
به سرعت به سمت قلعه اوگاکي هجوم ببريم

01:37:18.875 --> 01:37:22.379
و سر ايشيدا ميتسوناري و اوکيتا هيده ايه رو بدست بياريم

01:37:22.546 --> 01:37:24.256
دارم بهت ميگم که محاصره کردنشون بي ملاحظگيه

01:37:24.381 --> 01:37:27.592
مامورگشت کورودا موندو هستم، گزارش آوردم

01:37:27.759 --> 01:37:29.636
بيا داخل موندو

01:37:33.348 --> 01:37:34.015
گزارشتو بگو

01:37:34.140 --> 01:37:35.475
گزارش ميکنم

01:37:37.352 --> 01:37:38.311
گزارش کن ديگه

01:37:38.436 --> 01:37:39.813
گزارش ميکنم

01:37:40.146 --> 01:37:44.484
نيروهاي مستقر در غرب به حدود 18 هزار نفر ميرسند

01:37:44.609 --> 01:37:46.278
گزارش هاي ديگه ميگن 15 هزارتان

01:37:46.403 --> 01:37:47.112
خودتو جمع جور کن

01:37:47.779 --> 01:37:51.199
موندو، عجله اي بين نيروهاي اوکيتا هيده ايه نديدي؟

01:37:51.366 --> 01:37:52.033
بله ديدم

01:37:52.158 --> 01:37:52.909
خب نظرت چيه؟

01:37:53.034 --> 01:37:54.369
دارن اردوگاهشون رو دوباره برپاميکنن

01:37:54.494 --> 01:37:56.121
براي نبرد آماده نميشن؟

01:37:56.246 --> 01:37:58.123
تحرکاتشون از بعد از ظهر شروع شده

01:37:58.248 --> 01:38:00.333
زمان کافي براي به نبرد رفتن در طلوع خورشيد رو ندارن

01:38:00.458 --> 01:38:01.751
ممکنه يه هجوم شبانه داشته باشن؟

01:38:01.877 --> 01:38:04.838
تحرکاتشون به صورت متداوله

01:38:05.881 --> 01:38:07.173
خوب گفتي موندو

01:38:07.299 --> 01:38:09.426
در بالاي کوه هاي غرب هم اردوگاه زدن

01:38:09.593 --> 01:38:12.470
اينطور که بنظر ميرسه حتي براي پايين اومدن و پيداکردن آب هم ميترسن

01:38:12.596 --> 01:38:15.098
حقا که بيشتر شبيه عروسکن تا جنگجو

01:38:15.223 --> 01:38:17.851
اونا نيروهاي مستقر در ميدانشون رو به قدري کم کردن

01:38:17.976 --> 01:38:19.686
که به 18 هزار نفر رسيده

01:38:19.810 --> 01:38:23.060
مستحق يه پاداشي
خيلي خوب گزارش دادي

01:38:28.820 --> 01:38:29.863
موندو

01:38:31.156 --> 01:38:32.032
اينو بخور

01:38:32.449 --> 01:38:33.700
ممنونم سرورم

01:38:34.200 --> 01:38:35.869
خيلي خب تصميممو گرفتم

01:38:36.328 --> 01:38:38.997
فردا اينجارو ترک ميکنيم و
به سمت غرب پيش روي ميکنيم

01:38:39.164 --> 01:38:40.874
بله سرورم

01:38:43.668 --> 01:38:45.378
ما موقعيت فرمانرواهارو ميدونيم

01:38:45.879 --> 01:38:48.256
کسي تاحالا خدمتکاراي اردوگاه ايه ياسو رو ديده؟

01:38:48.381 --> 01:38:50.592
اونا تازه حصار برپا کردن

01:38:50.717 --> 01:38:51.718
خندق هم کندن؟

01:38:51.843 --> 01:38:52.928
نه سرورم

01:38:53.219 --> 01:38:54.262
خيلي خب

01:38:56.848 --> 01:38:57.933
اين يه اردوگاهه موقته

01:38:58.558 --> 01:39:00.602
بدون شک اونا از غرب هجوم ميارن

01:39:01.186 --> 01:39:05.607
احتمالا اونا تعدادي سرباز براي مراقبت از قلعه اوگاکي ميزارن

01:39:05.732 --> 01:39:08.944
بايد قبل از اينکه اونا موضع بگيرن قلعرو ترک کنيم

01:39:10.236 --> 01:39:11.780
بيايد به سکيگاهارا بريم

01:39:11.905 --> 01:39:15.116
ايه ياسو اينکارو ميکنه تا ما گمراه بشيم

01:39:17.577 --> 01:39:20.080
شما چه پيشنهادي ميکنيد، جناب راهب

01:39:20.413 --> 01:39:22.916
يه هجوم شبانه به اردوگاه اصليشون

01:39:23.083 --> 01:39:24.668
ارتش من رهبريشون ميکنه

01:39:24.793 --> 01:39:27.337
يه تهاجم براي ابله هايي که تحت فرمان ماهستن

01:39:27.462 --> 01:39:31.091
تنها استراتژي موندن درکنارِ متحديني بزدله

01:39:31.758 --> 01:39:35.011
اگه ما اول حمله کنيم هيچکس نميتونه به ما خيانت کنه

01:39:35.136 --> 01:39:38.348
اگه تو شب بهشون حمله کنيم مضحکه ي تاريخ ميشيم

01:39:40.809 --> 01:39:42.352
ما به سکيگاهارا ميريم

01:39:42.477 --> 01:39:44.354
ميخواي اين قلعه رو ترک کني؟

01:39:44.646 --> 01:39:46.189
اين دقيقا همون چيزيه که ايه ياسو ميخواد

01:39:46.314 --> 01:39:48.483
ساکت شو! بزار ببينيم چي ميگه

01:39:48.608 --> 01:39:51.486
ولي، ما منجنيقارو با روغناي داغ اماده کرديم

01:39:51.611 --> 01:39:53.029
اين نقشه ي منه

01:39:53.154 --> 01:39:55.949
تو کوهستان ساسو موضع ميگيريم و هدايتشون ميکنيم

01:39:56.074 --> 01:39:58.952
شيمازو هم از پشت سر ما به دنبال کونيشي ميره

01:39:59.077 --> 01:40:02.122
عاليجناب اوکيتا، با لشکرتون اينجا ساکن بشيد

01:40:02.580 --> 01:40:04.124
جنوب تنما هم اردوگاه بزنيد

01:40:04.249 --> 01:40:06.501
با حضور نيروهامون تو سکيگاهارا

01:40:06.668 --> 01:40:08.461
بدون موري هم ميتونيم پيروز بشيم

01:40:08.586 --> 01:40:09.796
ايه ياسو چي؟

01:40:09.921 --> 01:40:13.299
اون باهمون پرچم بوداي خودش که زندگي کرده خواهد مرد

01:40:13.425 --> 01:40:17.804
اون در تپه هاي موکوباري اردو ميزنه، همونطور که پرنسس آمانو اينکارو در

01:40:17.929 --> 01:40:19.347
هزار سال پيش کرد

01:40:21.390 --> 01:40:23.740
،چراغ هارو خاموش کنيد صداتونم درنياد و

01:40:23.977 --> 01:40:26.187
پوزه بند اسبارو بزاريد تا سرصدا نکنن

01:40:32.485 --> 01:40:34.029
هيجان زده تر از آن هستم که بخوابم

01:40:34.154 --> 01:40:35.822
يه سبد هورا؟

01:40:36.156 --> 01:40:38.199
اولين سبد بعد از 18 سال

01:40:42.662 --> 01:40:45.874
نو تاريخچه ي اين سبدُ ميدوني؟

01:40:46.332 --> 01:40:50.211
اينکه چرا يک سامورايي با يک سبد هورا بر پشتش به مبارزه ميپردازه؟

01:40:50.336 --> 01:40:52.047
براي اينکه مردانگيش رو نشون بده؟

01:40:52.172 --> 01:40:56.885
برگرفته از کتابي، هورا پس از شکل گرفتن يک جنين طراحي شد

01:40:58.678 --> 01:41:01.056
،که وقتي هشت هفته تا زايمانش باقي مانده بود

01:41:02.348 --> 01:41:05.060
از تو رحم مادر مسموم شد

01:41:06.019 --> 01:41:11.357
بدين ترتيب، ساختار سبدهاي هورايي متداعي "رحم محافظ مادر" هست
که بر پشت مبارز قرارميگيره

01:41:11.524 --> 01:41:16.446
مرگ و زندگي چيزهايي هستن که اتفاق افتادنشون قطعيه

01:41:16.571 --> 01:41:19.783
اخرين باري که يکي از اين سبدها درست کرديد چه اتفاقي افتاده بود؟

01:41:19.908 --> 01:41:22.494
به نوبوناگا اودا در هونوجي خيانت شده بود

01:41:24.245 --> 01:41:27.582
،من فقط با تعداد کمي از افرادم تو ساکاي بودم که

01:41:29.918 --> 01:41:35.632
به طرف کوه هاي ايگاها فرار کردم و داشتم براي هاراکيري آماده ميشدم

01:41:36.091 --> 01:41:39.636
قبل از اينکه خودمو بکشم
تصميم گرفتم يک سبد هورا بسازم

01:41:39.761 --> 01:41:42.472
<i>روستاي ياماناکا، اردوگاه اوتاني گيوبو</i>

01:41:50.688 --> 01:41:51.523
گشنته؟

01:41:51.648 --> 01:41:55.693
اره ممنون، از ديشب تاحالا چيزي نخوردم

01:41:56.194 --> 01:41:58.613
فرنيه واريگايو
يادته؟

01:41:58.738 --> 01:42:02.367
جزو موردعلاقه هاي اعليحضرته، مگه ميشه يادم بره

01:42:03.827 --> 01:42:06.037
توهم اونمقع منو نجات دادي

01:42:06.996 --> 01:42:08.873
اعليحضرت بي منطق بود

01:42:09.499 --> 01:42:13.711
هيچکس با سنگ چاقو تيز کن نميره شکار

01:42:13.837 --> 01:42:16.047
هنوزم، يه خدمت کار نميتونه از اربابش سرپيچي کنه

01:42:16.172 --> 01:42:19.717
و تو گفتي ميتونيم به راحتي سه فنجان برنجو بشکنيم

01:42:19.843 --> 01:42:22.387
همه ي خدمت گذارا شمشيرشون گرفتن و

01:42:22.512 --> 01:42:24.389
شروع کردن به شکستنِ شون

01:42:31.229 --> 01:42:33.022
ما حرکتمون رو شروع کرديم

01:42:33.231 --> 01:42:34.691
من اردوگاهمو جابجا ميکنم

01:42:34.899 --> 01:42:39.279
من تا سمت کوه ماتسو پيشروي ميکنم
محض اطمينان از اينکه يه موقع کوباياکاوا بهمون خيانت

01:42:39.404 --> 01:42:41.447
ديگه ديره براش تا بخواد بهمون خيانت کنه

01:42:46.578 --> 01:42:48.621
درمورد هاتسومه متاسفم

01:42:52.917 --> 01:42:54.961
فقط يه نينجا بود که برنگشت

01:42:55.086 --> 01:42:56.880
هنوزم... ناراحت هاتسومم

01:42:57.005 --> 01:42:58.631
اون زندست

01:43:04.262 --> 01:43:05.555
برو به ديدن کوباياکاوا

01:43:07.640 --> 01:43:09.684
بزار ببينه تو کي هستي

01:43:09.809 --> 01:43:11.352
بيش از حد درخواست ميکني

01:43:13.313 --> 01:43:16.024
ببخش ولي من نميتونم بفرستمت

01:43:22.822 --> 01:43:27.035
طعم اين واريگايو هيچ وقت فراموش نميکنم

01:43:36.169 --> 01:43:38.546
نيروهاي شيمازو در هجوم هاي شبانه خِبره هستن

01:43:38.671 --> 01:43:40.673
مراقب هارو زياد کنيد

01:43:40.840 --> 01:43:46.387
بالاخره به فرمانروايي رسيدم

01:43:48.681 --> 01:43:50.892
،همه ي اينا بخاطر لطف

01:43:55.521 --> 01:43:57.232
<i>هوراس</i>

01:43:59.943 --> 01:44:02.528
خيلي خب، تموم شدش

01:44:21.756 --> 01:44:22.799
سرورم

01:44:25.260 --> 01:44:28.304
ارتش ميتسوناري به تازگي قلعه اوکاگيو ترک کردن

01:44:28.596 --> 01:44:31.140
واقعا؟ به سربازا دستور بده تا پيشروي کنن

01:44:31.307 --> 01:44:35.520
سي هزار نفر از افرادمو در تپه هاي موموکوباري مستقر کن

01:44:36.479 --> 01:44:38.022
،نتيجه اين نبرد

01:44:40.984 --> 01:44:42.193
در سکيگاهارا مشخص ميشه

01:44:42.485 --> 01:44:46.030
<i>دامنه ي تپه ي موموکوباري
نيروهاي فوکوشيما ماسانوري</i>

01:45:06.009 --> 01:45:07.802
شماها جز کدوم دسته اين که جلوتر دارين ميرين

01:45:08.052 --> 01:45:09.721
از دسته نيزه دارايين؟

01:45:10.013 --> 01:45:12.390
ما جز افراد اوکيتا ايم

01:45:12.515 --> 01:45:13.725
دشمن احاطمون کرده؟

01:45:14.058 --> 01:45:15.435
ممکنه

01:45:16.227 --> 01:45:17.603
بيا از اينجا بريم

01:45:18.730 --> 01:45:19.856
آهسته حرکت ميکنيم

01:45:21.941 --> 01:45:24.777
<i>کوه ماتسو</i>

01:45:24.777 --> 01:45:26.779
ما از امپراطور ميخوايم
،تا شمارو به عنوان نايب السلطنه و

01:45:27.238 --> 01:45:29.282
سرپرست هيديوري منصوب کنن

01:45:29.407 --> 01:45:31.743
نکنه ميخواي برام نايب السلطنتگي رو بخري؟

01:45:31.868 --> 01:45:33.619
يه جنگجو هميشه براي موقعيتش ميجنگه

01:45:33.745 --> 01:45:35.455
اين ميتونه براي تويوتومي يه امتياز باشه

01:45:35.580 --> 01:45:36.414
دقيقا

01:45:37.248 --> 01:45:40.626
زمان به يه ادم دونپايه اين اجازرو ميده که به موفقيت صعود کنه

01:45:42.128 --> 01:45:47.008
پدر و مادر من کشاورز بودن و من توسط يه راهب فقير بزرگ شدم

01:45:47.133 --> 01:45:50.136
بخاطر همينه

01:45:51.929 --> 01:45:55.475
تحسين اعليحضرت از بانو يودو رو خيلي خوب درک ميکنم

01:45:55.641 --> 01:45:56.893
من يکي از وارثين تايکو هستم و تو؟

01:45:57.018 --> 01:46:00.355
من همچيزمو ميذارمو ميرم به سفر

01:46:00.855 --> 01:46:02.190
تا اون کسي که دوستش دارم رو پيدا کنم

01:46:02.315 --> 01:46:03.733
من تورو نميفهممت

01:46:03.858 --> 01:46:08.112
من نميتونستم تمام اون 20 زن رو
کنار رودخانه نجات بدم

01:46:08.488 --> 01:46:12.075
اما من 30 سامورايي استخدام کردم
که اربابهاشون رو از دست داده بودن

01:46:12.200 --> 01:46:14.369
همه اونا براي خدمتگزاري
يک وارث آماده هستن

01:46:14.494 --> 01:46:17.538
اونا تورو حمايت ميکنن
تو هر شرايط سختي که باشه

01:46:19.999 --> 01:46:21.542
.کنفيسيوس از خود گذشتگي رو ياد داد

01:46:23.669 --> 01:46:26.172
.و منسيوس عدالت رو
اونم در سالهايي رو به تباهي

01:46:28.841 --> 01:46:32.887
عدالت به تنهايي قادرخواهد بود
.دنيايي بي هرج و مرج پديدآوره

01:46:33.054 --> 01:46:36.724
براي همين ما به عدالت منسيوس نياز داريم
.تا نذاريم دنيا به اون سمت بره

01:46:36.891 --> 01:46:39.102
.ناعدالتي نبايد عدالت رو شکست بده

01:46:46.609 --> 01:46:48.277
،دود قرمز به معني علامتيه که

01:46:50.405 --> 01:46:51.697
حمله ات رو شروع کني

01:47:03.584 --> 01:47:05.294
.ما به تپه موموکوباري ميريم

01:47:05.711 --> 01:47:07.422
.نيروهاي نيزه دار و تفنگدار هنوز آماده نيستند

01:47:07.547 --> 01:47:08.172
.مهم نيست

01:47:08.297 --> 01:47:09.465
.اعليحضرت با اسب رفت

01:47:09.757 --> 01:47:12.093
اعليحضرت يک مرکز فرماندهي
.در تپه هاي موموکوباري ايجاد ميکنه

01:47:12.343 --> 01:47:13.302
.خودتو جمع کن

01:47:15.930 --> 01:47:17.014
.آروم باش

01:47:20.685 --> 01:47:23.104
<i>کوهستان ساسائو
مراکز فرماندهي ميتسوناري</i>

01:47:25.356 --> 01:47:28.025
<i>پانزدهم سپتامبر، 1600</i>

01:47:28.818 --> 01:47:30.361
ارباب ميتسوناري رسيد

01:47:50.006 --> 01:47:51.883
عقب نيوفت

01:47:52.383 --> 01:47:54.051
.من عقب نيوفتادم

01:47:54.343 --> 01:47:59.724
توي سکيگاهارا چندي تونل حفر شده
ما توي اونا قايم ميشيم تا جنگ تموم بشه

01:48:05.730 --> 01:48:06.939
.خيلي از اونا هستن

01:48:12.069 --> 01:48:14.572
لعنتي! داري منو دست ميندازي

01:48:15.239 --> 01:48:18.743
ما درست درميان دو ارتش هستيم

01:48:22.371 --> 01:48:23.789
!مثل گينگيمه
(نوعي بازي دونفري)

01:48:31.088 --> 01:48:32.632
.فرارکن

01:49:16.509 --> 01:49:17.718
!نندازش

01:49:20.846 --> 01:49:22.557
اونا اسراي چوسان هستن؟

01:49:23.015 --> 01:49:24.016
.بله قربان

01:49:24.183 --> 01:49:28.604
اونا نترس هستن. خودشون رو وقف اين ميکنن
تا پشت فولانگجي وايسن
(نوعي توپ پرتغالي پرخطر)

01:49:28.854 --> 01:49:30.731
فولانگجي؟ اين توپ هاي برنجي؟

01:49:31.190 --> 01:49:33.901
بلي، اونا تو کار کردن باهاش بهترينن

01:49:35.861 --> 01:49:36.904
.ما روت حساب ميکنيم

01:49:38.364 --> 01:49:39.240
!تکون بخوريد

01:49:48.249 --> 01:49:49.750
توموکاتسو

01:51:24.261 --> 01:51:28.974
نيروهاي اوکيتا به تعداد 17.000 رسيدن
و توي موقعيت قرارگرفتن

01:51:29.141 --> 01:51:30.351
و آرايش دشمن چطوره؟

01:51:30.476 --> 01:51:31.519
.بدين ترتيب، قربان

01:51:37.817 --> 01:51:39.360
.بسيارخب

01:51:40.277 --> 01:51:44.865
گوش قرمز، بهترين کمکي که ميتوني به ما بکني چيه؟
تو اينجا چي ميخواي؟

01:51:45.991 --> 01:51:49.370
.من ميخوام سر ايه ياسو رو براتون بيارم، قربان

01:51:54.834 --> 01:51:57.044
.آتشبازي شيمازو

01:52:05.428 --> 01:52:08.055
چومان، ميتوني انداختن اين چيزا رو تمومش کني؟

01:52:08.180 --> 01:52:09.724
.همشون بي مصرفن

01:52:09.849 --> 01:52:11.225
اين جاش اينجاست

01:52:11.392 --> 01:52:12.935
!گفتم تمومش کنيد

01:52:14.061 --> 01:52:15.104
!همه جمع شيد

01:52:16.564 --> 01:52:18.190
آرايش شما اينه

01:52:19.233 --> 01:52:22.778
وقتي که جنگ شروع شد
هيچ توجهي به دستورات ميتسوناري نکنيد

01:52:22.903 --> 01:52:24.613
شيمازو با صداي طبل خودش شروع به پيشروي نظامي ميکنه

01:52:24.739 --> 01:52:26.449
اگر دشمن به ما حمله کرد چي؟

01:52:27.241 --> 01:52:28.242
.شما اول شليک نکنيد

01:52:28.367 --> 01:52:29.785
اما اگر خيلي بهمون نزديک شدن، شليک کنيد

01:52:29.910 --> 01:52:30.953
.بله قربان

01:52:31.162 --> 01:52:33.289
آرايش نود درجه بگيريد

01:52:34.915 --> 01:52:36.125
!جايگيري کنيد

01:52:36.417 --> 01:52:38.961
مورياتسو، بهشون بگو سوترا خوندن رو شروع کنن
(سوترا به معني کتاب مقدس بوديسم)

01:52:39.086 --> 01:52:39.962
انجامش ميدم

01:52:40.129 --> 01:52:42.798
<i>هفت بعد از ظهر، تپه موموکوباري</i>

01:52:52.892 --> 01:52:56.187
نميشه با اين مه يه کاري کرد؟

01:53:03.360 --> 01:53:07.865
،کساني که در راس اين نبرد عظيم قرارخواهند گرفت
ميبايستي توکوگاوا و خدمتگزارانش باشند

01:53:08.657 --> 01:53:13.037
اما عاليجناب فوکوشيما، فقط به فکر کشتن ميتسوناريه
اون به شما وفادار نيست

01:53:13.162 --> 01:53:18.709
اون داره اغراق ميکنه
!که براي هميشه به شما خدمت ميکنه

01:53:20.294 --> 01:53:24.381
نائوماسا، اين اولين نبرد تادايوشي، پسرخوانده تو خواهد بود

01:53:24.882 --> 01:53:27.885
نميخواي بهش اجازه بدي خط مقدم رو ببينه؟

01:53:28.677 --> 01:53:29.595
.چشم قربان

01:53:50.407 --> 01:53:51.784
.بالاخره

01:53:52.910 --> 01:53:53.953
.زمانش رسيد

01:53:54.411 --> 01:53:57.957
!اونا به ما علامت دادن
!کلاه خود من! اسبم! طبلها

01:53:58.249 --> 01:53:59.834
!تمام افراد، حمله

01:53:59.959 --> 01:54:01.293
!طبلها رو به صدا دربياريد

01:54:04.922 --> 01:54:07.466
<i>نيروهاي اوکيتا از غرب</i>

01:54:09.760 --> 01:54:11.303
!حمله

01:54:18.185 --> 01:54:20.855
<i>نيروهاي کورودا از شرق</i>

01:54:23.983 --> 01:54:25.234
.آتش

01:54:31.156 --> 01:54:32.867
!نيروهاي نيزه دار، بجلو

01:54:37.830 --> 01:54:39.373
!از جناح چپ حمله کنيد

01:55:01.687 --> 01:55:04.940
نيروهاي ساکون و گامه آرايش نظامي نيروهاي کورودا رو بهم زدن

01:55:36.597 --> 01:55:38.140
!از جناح راست حمله کنيد

01:55:47.566 --> 01:55:49.234
اون ساکون شيما هست؟

01:55:49.360 --> 01:55:50.277
.بله قربان

01:57:01.390 --> 01:57:03.142
.زير پا لهش کن

01:57:07.771 --> 01:57:09.982
!بجنگيد

01:57:17.322 --> 01:57:18.032
.آماده

01:57:18.157 --> 01:57:18.824
<i>!روشن کن</i>

01:57:18.991 --> 01:57:20.200
<i>!روشن کن</i>

01:57:21.326 --> 01:57:22.369
<i>آلوو</i>

01:57:23.829 --> 01:57:25.372
.هدف توپ تنظيم شد

01:57:26.123 --> 01:57:27.374
<i>!آتش</i>

01:57:38.052 --> 01:57:41.388
<i>تپه موموکوباري
.مرکز فرماندهي ايه ياسو</i>

01:57:51.148 --> 01:57:54.443
افراد خود ايه ياسو دارن نبرد رو
.از روي تپه موموکوباري تماشا ميکنن

01:57:54.568 --> 01:57:56.278
.زمان ما فرا رسيد

01:57:56.403 --> 01:57:59.448
ما ميتونيم ببريم! به افراد اوکيتا علامت بده
.تا يه حمله تمامعيار داشته باشن

01:57:59.573 --> 01:58:03.077
شيکا، تو بايد بري پيش ساکون و اينو بهش بگي
.تا رشادتش بيشتر بشه

01:58:03.202 --> 01:58:05.496
اون علامتي که گفتم براي اعليحضرت کوباياکاوا
بفرستيد چي شد؟

01:58:05.621 --> 01:58:07.623
.ما يکبار بهش علامت داديم-
.يکي ديگه بدين-

01:58:07.831 --> 01:58:09.875
نيروهاي خط مقدم به جلو

01:58:10.000 --> 01:58:11.627
!نيروهاي نيزه دار، به جلو

01:58:16.090 --> 01:58:17.299
ما اونارو به عقب ميرونيم

01:58:18.509 --> 01:58:19.635
.عجله کنيد

01:58:37.069 --> 01:58:39.738
ساکون شيما رو هدف قراربديد
آماده

01:58:40.906 --> 01:58:42.199
.آتش

01:58:44.993 --> 01:58:46.203
آماده

01:58:47.162 --> 01:58:48.372
.آتش

01:58:54.086 --> 01:58:55.587
!جناب ساکون

01:59:26.827 --> 01:59:29.454
روده هات رو گرم کن و به آرومي بدشون عقب

01:59:29.580 --> 01:59:31.957
.از پوست درخت بيد براي محکم بستن استفاده کنيد

01:59:34.042 --> 01:59:34.793
اون چطوره؟

01:59:34.918 --> 01:59:36.461
.اون ميتونه بجنگه، وقتي جلوي خون ريزيش گرفته شد

01:59:36.587 --> 01:59:40.299
اگر شيمازو از کنار حمله کنه
کورودا نابود ميشه

01:59:40.924 --> 01:59:42.885
شيمازو هيچ تحرکاتي داشته؟-
خير. عاليجناب-

01:59:43.010 --> 01:59:45.345
به شيمازو برو و ازشون درخواست حمله کن

01:59:45.929 --> 01:59:46.680
.نه، من ميرم

01:59:46.805 --> 01:59:47.639
.اسب من رو بياريد

01:59:47.764 --> 01:59:49.308
بي ملاحظگي نکن، ارباب

02:00:02.154 --> 02:00:03.864
!برو

02:00:09.661 --> 02:00:12.206
چرا از سمت ماتسوئو
هيچ تحرکاتي نيست؟

02:00:12.664 --> 02:00:15.876
اگر کوباياکاوا حرکتي کنه
اوتاني و اوکيتا ميتونن نابود بشن

02:00:16.335 --> 02:00:18.212
هيچ گزارشي از کورودا بدست نيومده؟

02:00:18.337 --> 02:00:21.548
اون هيچ کاري نميکنه؟
يکي رو بفرست دنبالش

02:00:21.840 --> 02:00:23.884
.من زير عاليجناب کورودا يه آتش روشن ميکنم
1

02:00:25.219 --> 02:00:26.553
.ما پيشروي ميکنيم

02:00:35.562 --> 02:00:37.606
.شليک نکنيد-
.وايسيد-

02:00:38.690 --> 02:00:40.275
.اون يکي از افراد ميتسوناريه

02:00:41.652 --> 02:00:44.529
.شليک نکنيد-
.اون از ايشيداست-

02:00:45.322 --> 02:00:46.573
شليک نکنيد

02:00:52.162 --> 02:00:54.039
چه اتفاقي افتاد؟ اون گفت شليک نکنيد

02:00:54.164 --> 02:00:55.082
!ميدونم

02:00:58.502 --> 02:00:59.962
اينجا بمون. من ميرم

02:01:01.004 --> 02:01:03.131
شما چرا حمله نميکنيد؟

02:01:03.507 --> 02:01:07.552
اگر شما حرکت کنيد کورودا فرار ميکنه
پيروزي تو دستمونه

02:01:07.761 --> 02:01:09.471
.غرب ميبازه

02:01:11.932 --> 02:01:13.475
ميدان نبرد رو حفظ کنيد

02:01:14.476 --> 02:01:17.688
تنها نيروهاي ما در ميدان نبرد از
اوتاني، اوکيتا، کونيشي و ايشيدا هستن

02:01:18.146 --> 02:01:20.190
هيچکدوم از اون نيروهاي بزرگ
هنوز حرکتي نکردن

02:01:20.649 --> 02:01:24.069
و هنوز، ما تو زمين خودمون ايستاديم

02:01:24.194 --> 02:01:26.530
شانس ما تو حمله شبانست

02:01:26.655 --> 02:01:29.366
فراموش نکردي ما از قبل توافق کرديم
اينجا بجنگيم؟

02:01:29.658 --> 02:01:31.535
.ما درميان ميدان جنگيم

02:01:31.868 --> 02:01:36.707
نيروهاي شيمازو فقط 1.000 نفرن
ما هيچ تاثيري تو نتيجه جنگ نخواهيم داشت

02:01:36.832 --> 02:01:40.794
يه جنرال خوب کسيه که حرکتي ميکنه
اما خيلي از نيروها از جاشون تکون نخوردن

02:01:40.919 --> 02:01:42.713
آيا اون راهب
نظرشو باهات درميون گذاشته؟

02:01:42.838 --> 02:01:43.588
.درسته

02:01:43.714 --> 02:01:48.051
،پس، ما فقط همديگه رو داريم که توي اين جنگ
تمام تلاشمون رو براي پيروزي بکار بگيريم

02:01:48.218 --> 02:01:51.555
تو هم ميبايستي اين رو توي قلبت راه بدي

02:02:04.234 --> 02:02:05.610
.موفق باشي

02:02:07.738 --> 02:02:10.782
.ارباب! شما ميبايستي به عاليجناب توکوگاوا کمک کنيد

02:02:11.742 --> 02:02:12.951
!ارباب

02:02:22.836 --> 02:02:24.629
کورودا، ارباب کوباياکاوا کجاست؟

02:02:24.755 --> 02:02:26.465
.تو ميباستي منو "عاليجناب کورودا" صدا بزني

02:02:26.590 --> 02:02:27.632
.اين جواب من نبود

02:02:27.758 --> 02:02:29.801
.کوباياکاوا به من مربوط نيست

02:02:29.926 --> 02:02:31.970
فايده اي نداره که تو اين ساعتت
اومدي پيش من

02:02:32.262 --> 02:02:34.514
من تو مذاکره استعدادي ندارم

02:02:34.639 --> 02:02:36.308
استعداد من تو جنگيدنه

02:02:36.516 --> 02:02:38.894
براي همين به اعليحضرت ميگم

02:02:40.103 --> 02:02:42.481
راجبش فکر ميکنم
البته بعد از اينکه ميتسوناري رو از بين بردم

02:03:06.004 --> 02:03:07.714
از سمت ماتسوئو هيچ تحرکاتي به چشم خورده؟

02:03:07.839 --> 02:03:09.049
.نه عاليجناب

02:03:12.511 --> 02:03:14.054
ارباب، من رو بفرست به اونجا

02:03:15.680 --> 02:03:16.723
ساکون کجاست؟

02:03:17.015 --> 02:03:18.350
زير تپه داره دفاع ميکنه

02:03:18.600 --> 02:03:19.851
قبل از اينکه بري اون رو ببين

02:03:20.310 --> 02:03:22.062
!سريع! عجله کن

02:03:22.521 --> 02:03:25.107
!يه اسب براي نوبوکاتسو بياريد

02:03:25.273 --> 02:03:26.191
.دنبال من بيا

02:03:30.404 --> 02:03:31.780
!استخوانشون رو بشکونيد

02:03:38.036 --> 02:03:39.621
.پخش بشيد

02:03:42.040 --> 02:03:43.417
!ضربت

02:03:48.713 --> 02:03:50.298
!به جلو

02:03:57.264 --> 02:03:59.099
!نيروهاي نيزه دار، پيشروي کنيد

02:03:59.683 --> 02:04:00.392
.پدر

02:04:04.896 --> 02:04:06.857
من دارم ميرم به سمت ماتسوئو

02:04:10.152 --> 02:04:12.529
هنوز خيلي چيزا هست
.که بايد برات انجام ميدادم

02:04:12.654 --> 02:04:16.366
نه، قربان.  من براي هيچ چيز ديگه اي درخواستي ندارم

02:04:17.951 --> 02:04:21.872
از جلوي شيمازو عبور ميکنم
و به سمت ماتسوئو برميگردم

02:04:23.081 --> 02:04:24.374
!سرعتتو براي هيچ چيز کم نکن

02:04:44.102 --> 02:04:45.604
!نيروهاي سپردار به جلو

02:04:52.068 --> 02:04:53.278
!آتش

02:04:55.655 --> 02:04:56.781
!آتش

02:05:01.119 --> 02:05:03.288
.نيروهاي نيزه دار به جلو

02:05:15.175 --> 02:05:16.635
کورودا چي گفت؟

02:05:16.760 --> 02:05:20.472
اون هيچ مهارتي تو مذاکره نداره
.فقط تو جنگيدن داره

02:05:22.307 --> 02:05:23.850
.همينطوره درواقع

02:05:24.392 --> 02:05:26.686
آچا، تاحالا اين وسيله رو ديدي؟

02:05:27.646 --> 02:05:30.023
وسيله؟ اين چيزي نيست که بهش تلسکوپ ميگن؟

02:05:31.775 --> 02:05:34.694
قبلا يه کاپيتان هلندي اون رو داشته

02:05:35.820 --> 02:05:39.032
.همچيز رو دوبرابر بزرگ ميکنه

02:05:39.783 --> 02:05:40.867
.يه نگاهي بنداز

02:05:41.451 --> 02:05:42.536
نندازيش

02:05:44.412 --> 02:05:45.372
!واي خداي من

02:05:45.497 --> 02:05:46.373
.ارباب

02:05:50.335 --> 02:05:52.546
!تامل نکن! هردوي ما رو بکش

02:05:54.256 --> 02:05:54.881
!انجامش بده

02:06:04.724 --> 02:06:06.935
سرجاتون بمونيد
من هرکسي رو که عقب نشيني کنه ميکشم

02:06:07.143 --> 02:06:10.689
براي بازکردن راه ايه ياسو
.بريد و افراد اوتاني رو از ميان برداريد

02:06:21.324 --> 02:06:22.033
!آتش

02:06:24.077 --> 02:06:26.788
ارباب، اجازه نده آدماي بيشتري
بيهوده کشته بشن

02:06:31.751 --> 02:06:34.296
<i>سه ساعت بعد
اردوگاه ميتسوناري،تپه ساسائو</i>

02:07:32.395 --> 02:07:35.565
وايسيد
!عقب نشيني، عقب نشيني

02:07:41.363 --> 02:07:42.489
!راه رو باز کنيد

02:07:49.996 --> 02:07:52.290
.حمله

02:08:13.520 --> 02:08:16.231
<i>مرکز فرماندهي کوباياکاوا</i>

02:08:18.441 --> 02:08:20.485
ارباب! شما بايد تصميمتون رو بگيريد

02:08:26.032 --> 02:08:27.492
من بايد خود عاليجناب کوباياکاوا رو ببينم

02:08:27.659 --> 02:08:29.703
عاليجناب کوباياکاوا کجاست

02:08:30.662 --> 02:08:32.038
!وايسا! گفتم وايسا

02:08:32.163 --> 02:08:33.123
!از سر راه من بريد کنار

02:09:23.006 --> 02:09:25.467
اگر به اوتاني حمله نکني، ما بهش حمله ميکنيم

02:09:27.427 --> 02:09:28.636
ارباب. لطفا بس کنيد

02:09:28.762 --> 02:09:31.139
تو نبايد! من بهت اجازه نميدم

02:09:35.685 --> 02:09:38.021
ارباب. ازت خواهش ميکنم تمومش کن

02:09:38.146 --> 02:09:42.150
من شيما نوبوکاتسو هستم
خدمتگزار عاليجناب ميتسوناري از ايشيدا

02:09:44.819 --> 02:09:49.866
ازت خواهش ميکنم. به کمک اربابم بيا
.خواهش ميکنم

02:09:50.658 --> 02:09:52.035
.ميتسوناري

02:09:52.494 --> 02:09:54.788
.من به کمک ميتسوناري ميرم-
!ارباب-

02:09:54.996 --> 02:09:55.872
نوبوکاتسو

02:09:55.997 --> 02:09:57.874
من به کمک ميتسوناري ميرم

02:09:57.999 --> 02:09:59.250
!ارباب-
.شمشيرتو بکش-

02:09:59.375 --> 02:10:00.877
.ما به ايه ياسو حمله ميکنيم
!ايه ياسو رو بکش

02:10:03.671 --> 02:10:06.382
<i>گورو، تو چيکار کردي؟؟</i>

02:10:06.508 --> 02:10:07.383
!گورو

02:10:08.092 --> 02:10:11.304
ارباب، تو حالا آزادي
تا به ميتسوناري حمله کني

02:10:11.513 --> 02:10:13.306
!به ميتسوناري حمله کنيد

02:10:13.431 --> 02:10:17.560
نه، نه، اين چيزي نبود که من ميخواستم

02:10:17.894 --> 02:10:20.271
!به اوتاني حمله کنيد

02:10:20.730 --> 02:10:23.942
بانو نيي نيي داره
خون ميتسوناري رو حفظ ميکنه

02:10:24.067 --> 02:10:29.531
من بايد ميتسوناري رو حفظ کنم
بايد به ايه ياسو حمله کنم

02:10:53.596 --> 02:10:54.973
.آتش

02:11:22.292 --> 02:11:26.671
نيروهاي کوباياکاوا
افراد اوتاني رو سلاخي کردن

02:11:51.404 --> 02:11:52.447
!ارباب

02:11:53.656 --> 02:11:55.325
.افراد کوباياکاوا دارن ميان

02:11:55.450 --> 02:11:56.951
.زمان من فرارسيد

02:11:57.327 --> 02:12:00.622
گوسوکه! نذار سر من
به دست دشمن بيوفته

02:12:04.584 --> 02:12:05.460
.سوکِزا

02:12:07.587 --> 02:12:09.255
.مراقب همسر ساکون، هانانو باش

02:12:10.381 --> 02:12:11.633
.با اون زنده بمون

02:12:13.259 --> 02:12:14.135
.ارباب

02:12:15.678 --> 02:12:17.722
.من در اين ميدان جنگ ميميرم

02:12:18.932 --> 02:12:20.308
.منو ببخش

02:13:06.396 --> 02:13:09.732
اين يه چادر پزشکيه
زخمي شدي؟ نياز به مراقبت داري؟

02:13:23.079 --> 02:13:24.288
.هانانو

02:13:28.251 --> 02:13:31.963
با پسرت فرار کن. برات دعا ميکنم

02:13:36.092 --> 02:13:37.218
!زنده بمون

02:13:42.098 --> 02:13:44.475
.اون بچه انجامش داد

02:13:44.976 --> 02:13:47.020
.شعار جنگي رو فرياد بزنيد

02:13:47.645 --> 02:13:50.148
اما اين براي آغاز جنگه

02:13:50.356 --> 02:13:53.693
!الانم دقيقا همون زمانه

02:14:10.001 --> 02:14:12.545
!تمام نيروها، حمله

02:14:12.628 --> 02:14:15.256
<i>ساعت 1 ظهر
پنج ساعت پس از آغاز نبرد</i>

02:14:17.884 --> 02:14:20.428
تو آسيب ديدي ، ارباب؟

02:14:24.682 --> 02:14:26.559
.من به همسر و پسرت گفتم فرار کنن

02:14:28.728 --> 02:14:30.021
.ازت متشکرم

02:14:30.396 --> 02:14:31.439
و گيوبو؟

02:14:33.399 --> 02:14:36.444
.نيروهاي اون درکنار اوکيتا نابود شدن

02:14:45.495 --> 02:14:46.621
چرا؟

02:14:47.914 --> 02:14:49.082
چي چرا؟

02:14:50.166 --> 02:14:52.293
چرا دارن شعار جنگي ميدن؟

02:14:55.004 --> 02:15:00.134
الان تنها چيزي که برامون باقي مونده
.اينه که چطور با اين شکست روبرو بشيم

02:15:06.766 --> 02:15:08.309
.الان مردن بي فايدست

02:15:08.476 --> 02:15:13.523
هيچکس نميتونه افکار کسي رو بخونه
.يا نتيجه نبرد رو پيش بيني کنه

02:15:16.818 --> 02:15:18.027
.بهترين کاري که ميتوني بکني رها کردنه

02:15:18.986 --> 02:15:20.196
تو چيکار ميکني؟

02:15:20.655 --> 02:15:22.365
من عدالت رو برقرار ميکنم

02:15:23.783 --> 02:15:26.327
اين امتحان زندگيه منه

02:15:28.746 --> 02:15:31.332
<i>کوهي اطراف اردوگاه شيمازو</i>

02:16:07.785 --> 02:16:09.036
.خودشه

02:16:59.712 --> 02:17:00.880
اونا تسليم شدن؟

02:17:04.675 --> 02:17:05.885
ميتسوناري کجاست؟

02:17:06.177 --> 02:17:07.053
.اردوگاه اونا به تسليم درومد

02:17:07.178 --> 02:17:09.513
،به اونا اصرار کرديم تا تسليم شن، اما

02:17:09.639 --> 02:17:10.598
.اونارو له کن

02:17:10.848 --> 02:17:11.891
!از تمام راه هاي ممکن تحت فشارشون بذاريد

02:17:51.264 --> 02:17:53.766
(!برادران من)

02:18:09.073 --> 02:18:10.324
توموکاتسو، برو کمکش کن

02:18:10.491 --> 02:18:11.409
.بله، مادر

02:18:17.665 --> 02:18:19.542
تو هانانو هستي؟

02:18:20.668 --> 02:18:22.211
تو از عمارت عاليجناب ميتسوناري هستي؟

02:18:22.670 --> 02:18:24.547
.زماني بهش خدمت ميکردم

02:18:26.340 --> 02:18:27.883
عاليجناب ميتسونار يکجاست؟

02:18:29.677 --> 02:18:30.970
...اون درواقع

02:18:39.729 --> 02:18:41.939
.بذار باهم فرارکنيم

02:18:42.565 --> 02:18:45.443
.قبل از اينکه آدماي شرق مارو شکار کنن

02:18:49.238 --> 02:18:53.034
ما اردوگاه دشمن رو به دو قسمت ميکنيم
و درست از وسطشون عبور ميکنيم

02:18:55.828 --> 02:18:58.289
<i>ساعت 3 ظهر</i>

02:19:11.594 --> 02:19:15.931
اون ترسوهايي که تو نانگو بودن
.خيلي وقته فرارکردن

02:19:30.780 --> 02:19:34.408
اون دختر بايد از دهکده نشينها باشه
دلم براش ميسوزه

02:19:45.169 --> 02:19:50.049
<i>ميتسوناري به سرزمينهاي سابق خودش پناه برد
و يک دوست مزرعه دار پير کمکش کرد تا مخفي بشه</i>

02:19:50.174 --> 02:19:53.719
<i>مزرعه دار زندگيشو سر مخفي کردن ميتسوناري به خطر انداخت</i>

02:19:53.844 --> 02:19:57.306
<i>و طي چند روز
ميتسوناري سلامتيشو دوباره به دست آورد</i>

02:20:01.394 --> 02:20:06.399
<i>اما وقتي روزها گذشت و ميتسوناري در شرف دستگير شدن قرارگرفت
مزرعه دار به ميتسوناري اصرار کرد تا فرارکنه</i>

02:20:06.982 --> 02:20:11.404
<i>ميتسوناري هم گوش نکرد
چراکه فرارکردن اون به معني گير افتادن و کشته شدن مزرعه دار بود</i>

02:20:11.570 --> 02:20:14.949
<i>اين راهش نبود که شرافت اون مرد اينطور پاسخ داده بشه</i>

02:20:15.574 --> 02:20:19.787
برو به بقيه مسئولين خبربده
اينطوري اسممو زنده نگهميداري اگر اينکارو کني

02:20:20.079 --> 02:20:22.456
<i>ميتسوناري به استقبال سرنوشت رفت</i>

02:20:22.581 --> 02:20:27.086
<i>و درتمام مدت، هيچوقت زير بار
کشتن خود به دست خودش نرفت</i>

02:20:27.169 --> 02:20:29.839
<i>قلعه اوتسو</i>

02:20:29.839 --> 02:20:30.297
.من نميتونم تصميم بگيرم که بايد باهاش چيکار کنم

02:20:35.594 --> 02:20:36.971
.براي الان

02:20:39.306 --> 02:20:41.642
جلوي دروازه يه حصير پهن کن

02:20:42.935 --> 02:20:44.311
.بذار يه مدت اونجا بشينه

02:20:48.649 --> 02:20:52.695
ببينيد کي رو اينجا داريم؟ ميتسوناري؟

02:20:55.823 --> 02:20:59.452
تو برسر بي عقليت
يه نبرد شکست خورده رو با توکوگاوا آغاز کردي

02:20:59.577 --> 02:21:02.037
کسي که بزرگترين ارباب سامورايي
در سراسر ژاپن محسوب ميشه

02:21:02.163 --> 02:21:03.664
.حالا به خودت نگاه کن

02:21:03.789 --> 02:21:07.710
يه ابلهي مثل تو
هيچوقت درون قلب کسي مثل من رو نميبينه

02:21:08.544 --> 02:21:11.213
.گمشو. منظره رو خراب کردي

02:21:20.347 --> 02:21:25.060
سرنوشت برنده و بازنده رو مشخص ميکنه
اما هنوز، اين شرم تو تحمل ناپذيره

02:21:25.227 --> 02:21:26.604
.محبتتو ميرسونه

02:21:42.620 --> 02:21:45.122
.يکم زمان بده تا تنها باشيم

02:22:00.095 --> 02:22:04.350
من نتونستم پيمانمو با تو عملي کنم

02:22:04.975 --> 02:22:09.813
من طي سالها
بازيچه ايه ياسو شدم

02:22:15.319 --> 02:22:17.196
من به ناعدالتي تسليم شدم

02:22:18.155 --> 02:22:19.865
.منو ببخش

02:22:28.999 --> 02:22:33.546
،شب قبل، افراد ايه ياسو از من پرسيدن

02:22:34.338 --> 02:22:37.049
که چرا قبول نميکنم تا خودمو بکشم

02:22:37.841 --> 02:22:41.720
منم گفتم هدف و نيت قلبي من
براي تمام کساني که همراهم شروعش کردن آشکاره و همين کافيه

02:22:43.472 --> 02:22:48.394
اما براي اينکه حقيقت رو به تو بگم
...ميخوام يکم بيشتر زندگي کنم تا

02:22:51.230 --> 02:22:54.275
ببينم اونايي که برام اهميت داشتن
.هنوز دارن زندگي ميکنن

02:22:54.400 --> 02:22:56.151
.تو يکي از اونايي

02:22:57.069 --> 02:22:58.445
...پس

02:23:00.322 --> 02:23:04.952
اشکاتو پاک کن و به من توهين کن

02:23:07.204 --> 02:23:08.789
.اينطوري از ايه ياسو تقدير ميشه

02:23:11.000 --> 02:23:14.587
<i>.تمام اين صحبت به ايه ياسو گزارش شد</i>

02:23:14.712 --> 02:23:19.466
<i>اون بالاخره با سر اشاره کرد و گفت
"من با اون ملاقات ميکنم، با اون خوش رفتاري کنيد"</i>

02:23:37.985 --> 02:23:40.779
<i>.اما طي اون ملاقات هيچ کلماتي رد و بدل نشد</i>

02:24:22.404 --> 02:24:24.239
<i>داي ايچي داي مان داي کيچي</i>

02:24:46.595 --> 02:24:48.389
.اين عدالت منه

02:24:50.000 --> 02:24:56.561
زرفيلم
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.ZarFilm.CoM ::.

02:24:51.266 --> 02:24:54.561
<i>يکم اکتبر، 1600
.ايشيدا ميتسوناري در سن 41 سالگي مرد</i>
